برگرفته از شبکه های اجتماعی:
من پرستار یکی از بیمارستان های سنتر شیراز هستم ، اوایل هفته ی قبل به قدری آمار تروما و مجروحین اورژانس زیاد بود که منو چندتا از همکارارو از بخش ها موقتا به اورژانس بیمارستان فرستادن واسه کمک ، تو شیفت ۱۲ ساعته ی شب شنبه که خودم حضور داشتم ، بیشتر از ۴۰ تا تیر خورده اومد که ۵ نفر همون شب فوت شدن یه تعدادم مستقیم رفتن اتاق عمل ، جمع امار فوتیای بیمارستانای دیگه ی شهر فقط واسه شنبه از زبون حراست بیمارستان ۳۰ نفر بود ، از شب های دیگه اطلاع دقیق ندارم ولی مسلما امار فوتی ها از ۵ نفر یا ۱۴ نفر اعلام شده تو شیراز و صدرا خیلی خیلی بیشتره ،تقریبا تمام عمل های الکتیو بیمارستان هم به علت کمبود شدید خون کنسل شده این چندروزه که نشون از عمق فاجعه اس ...
یکی از پزشکان معروف بیمارستانو هم که از ورود یگان ویژه به محوطه ی بیمارستان شاکی بود بعد از اعتراض بهشون ، به شکل خیلی بدی زیر ضربه ی باتوم و لگد گرفتن جوری که منجر شد ۲ روز تو ای سی یو بستری باشن و وضعیتشون به تازگی پایدار شده .
من پرستار یکی از بیمارستان های سنتر شیراز هستم ، اوایل هفته ی قبل به قدری آمار تروما و مجروحین اورژانس زیاد بود که منو چندتا از همکارارو از بخش ها موقتا به اورژانس بیمارستان فرستادن واسه کمک ، تو شیفت ۱۲ ساعته ی شب شنبه که خودم حضور داشتم ، بیشتر از ۴۰ تا تیر خورده اومد که ۵ نفر همون شب فوت شدن یه تعدادم مستقیم رفتن اتاق عمل ، جمع امار فوتیای بیمارستانای دیگه ی شهر فقط واسه شنبه از زبون حراست بیمارستان ۳۰ نفر بود ، از شب های دیگه اطلاع دقیق ندارم ولی مسلما امار فوتی ها از ۵ نفر یا ۱۴ نفر اعلام شده تو شیراز و صدرا خیلی خیلی بیشتره ،تقریبا تمام عمل های الکتیو بیمارستان هم به علت کمبود شدید خون کنسل شده این چندروزه که نشون از عمق فاجعه اس ...
یکی از پزشکان معروف بیمارستانو هم که از ورود یگان ویژه به محوطه ی بیمارستان شاکی بود بعد از اعتراض بهشون ، به شکل خیلی بدی زیر ضربه ی باتوم و لگد گرفتن جوری که منجر شد ۲ روز تو ای سی یو بستری باشن و وضعیتشون به تازگی پایدار شده .
دادگاه حکم آنیشا اسدالهی را صادر کرد
حکم بدوی آنیشا اسدالهی از بازداشت شدگان روز کارگر توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی تهران صادر و ابلاغ شد.
آنیشا اسدالهی از اتهامات تبلیغ علیه نظام و اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت ملی تبرئه شد و به جرم اخلال در نظم عمومی به یکسال حبس و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شده است که ۶ ماه از مدت حبس و ۷۴ ضربه شلاق به صورت تعلیقی در آمده و ۳ ماه حبس تعزیری قابل اجراست ؛ ۳ ماه باقیمانده نیز به مجازات های جایگزین تبدیل شده است که مواردی از قبیل ۲ ماه خدمت به جانبازان و رونویسی از چند کتاب مورد نظر دادگاه مصادیق این مجازاتهای جایگزین هستند.
حکم بدوی آنیشا اسدالهی از بازداشت شدگان روز کارگر توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی تهران صادر و ابلاغ شد.
آنیشا اسدالهی از اتهامات تبلیغ علیه نظام و اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت ملی تبرئه شد و به جرم اخلال در نظم عمومی به یکسال حبس و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شده است که ۶ ماه از مدت حبس و ۷۴ ضربه شلاق به صورت تعلیقی در آمده و ۳ ماه حبس تعزیری قابل اجراست ؛ ۳ ماه باقیمانده نیز به مجازات های جایگزین تبدیل شده است که مواردی از قبیل ۲ ماه خدمت به جانبازان و رونویسی از چند کتاب مورد نظر دادگاه مصادیق این مجازاتهای جایگزین هستند.
بیانیه اتحادیه آزاد کارگران ایران پیرامون اعتراضات قدرتمند مردمی آبان ۹۸
چند ساعت پس از اعلام افزایش سه برابری نرخ بنزین در روز جمعه ۲۴ آبان، مردم در تعدادی از شهرهای کشور به خیابانها آمدند و دست به اعتراض زدند.
روز شنبه ۲۵ آبان در ده ها شهر و در اقدامی خودجوش اما هماهنگ جمعیت گسترده ای با توقف خودروها در خیابان اقدام به راهبندان و سپس راهپیمایی و تظاهراتهای اعتراضی نمودند. از همان لحظات ابتدایی شروع اعتراضات، نیروهای امنیتی و انتظامی که از روز گذشته شهرها را به حالت حکومت نظامی درآورده بودند با یورش وحشیانه به مردم معترض دست به سرکوب و ضرب و شتم و کشتار مردم زدند و در مقابل، جمعیتی که در طی سالها تحت فشار های گسترده معیشتی و فقر و فلاکت و بیکاری جانشان به لب رسیده بود به مقاومت جانانه ای دست زدند.
خیزش بزرگ مردمی که شامل کارگران و تمامی اقشار کم درآمد و رنجدیده جامعه می شد تمامی کشور را درنوردید و بیشتر از صد شهر را به صحنه اعتراض تبدیل نمود.
جنبش عظیم اعتراضی مردم ایران به خوبی دریافته بود که گران شدن بنزین آغاز دور جدیدی از تحمیل گرانی و فقر و فلاکت به اکثریت جامعه است.
نهادهای امنیتی از ترس گسترش و تداوم اعتراضات از روز یکشنبه اقدام به قطع سراسری شبکه اینترنت در کل کشور نموند تا از این طریق، هم در هماهنگ شدن مردم برای ادامه حضور در خیابانها خلل وارد کنند و هم کشتار و جنایات سبوعانه خویش را از چشم جهانیان پنهان دارند.
از چهار دهه قبل که روند مناسبات طبقاتی در ایران وارد دوره نوینی شد حاکمیت سرمایه داران با تعرض هر چه شدیدتر به طبقه کارگر و کل جامعه و سرکوب و اختناق تمام عیار، هر چه بیشتر به زیست و معیشت آحاد جامعه تعدی کرده و جامعه را به فلاکتی عمومی کشانده است.
ما بارها گفته بودیم که طبقه کارگر و کل جنبش مطالباتی مردم ایران با حجم انبوهی از خواست و مطالبات انباشت شده و عدم کوچکترین تحرکی از سوی حاکمیت برای برآورده شدن این خواست و مطالبات، هیچ راهی جز دست بردن برای ایجاد تغییراتی بنیادین و تغییر کل مناسبات موجود مقابل خود نمی بیند و با قدرتی عظیم به این امر مبادرت خواهد ورزید.
در چند ماه گذشته نیز اعلام کرده بودیم که تمامی دم و دستگاه سرکوب و سیستم قضایی و نهادهای امنیتی دست به تعرض گسترده به فعالین جنبشهای اعتراضی و جنبش کارگری زده اند تا از طریق دستگیری و پرونده سازی و به زندان افکندن آنها، بحران و تلاطم اجتماعی پیشاروی خویش را راحتتر از سر بگذرانند. اما دیدیم که با تمامی سرکوب گسترده ی ماه های اخیر، مردم ایران قدرتمندترین اعتراضات دوره های گذشته را رقم زدند.
با توجه به تمامی تلاش نهادهای سرکوبگر دولتی، از کشتار معترضین و شلیک مستقیم به مردم و به قتل رساندن تعداد زیادی از آنها تا گسیل نیروهای گارد ویژه به خیابانها و قطع اینترنت که اصلی ترین راه برقراری ارتباط بین مردم برای اعتراضاتشان بود، اما خشم جامعه نه تنها فرونخوابیده بلکه هنوز از ترس شروع دوباره اعتراضات، اینترنت در بسیاری از نقاط کشور توسط اپراتورهای اصلی متصل نگشته است.
چپاولگران و غارتگرانی که جامعه ایران را به فلاکت کشانده اند خواهند دید که نمی توانند جامعه را وادار به خودکشی نمایند و جنبش عظیم علیه فقر و فلاکت در امتداد اعتراضات خود قاطعانه ایجاد تغییرات بنیادین اجتماعی و اقتصادی را محقق خواهد ساخت و در دوره آتی جنبش کارگری بعنوان نقطه ثقل اصلی جنبش عظیم مردمی در ایران با ورود به اعتصابات گسترده در کنار تسخیر خیابانها توازن اجتماعی کنونی را دیگرگون خواهد ساخت.
اتحادیه آزاد کارگران ایران ضمن ابراز همدردی با خانواده کشته شدگان آبانماه، به مردم معترض درود میفرستد و اعلام می دارد که تنها راه برون رفت طبقه کارگر و کل جامعه از وضعیت فلاکتبار کنونی، تغییر مناسباتی است که در بن بست همه جانبه خود این وضعیت را تداوم می بخشد.
کارگران و تمامی مزدبگیران و کل اقشار تحت ستم جامعه به درست طریق خویش را یافته اند و در پس این سرکوبها و در نزدیکترین فرصت ممکن باز به پیگیری خواست و مطالبات خویش به شکلی توده ای تر و قدرتمندتر دست خواهند زد.
اتحادیه آزاد کارگران ایران- نهم آذرماه نود و هشت
چند ساعت پس از اعلام افزایش سه برابری نرخ بنزین در روز جمعه ۲۴ آبان، مردم در تعدادی از شهرهای کشور به خیابانها آمدند و دست به اعتراض زدند.
روز شنبه ۲۵ آبان در ده ها شهر و در اقدامی خودجوش اما هماهنگ جمعیت گسترده ای با توقف خودروها در خیابان اقدام به راهبندان و سپس راهپیمایی و تظاهراتهای اعتراضی نمودند. از همان لحظات ابتدایی شروع اعتراضات، نیروهای امنیتی و انتظامی که از روز گذشته شهرها را به حالت حکومت نظامی درآورده بودند با یورش وحشیانه به مردم معترض دست به سرکوب و ضرب و شتم و کشتار مردم زدند و در مقابل، جمعیتی که در طی سالها تحت فشار های گسترده معیشتی و فقر و فلاکت و بیکاری جانشان به لب رسیده بود به مقاومت جانانه ای دست زدند.
خیزش بزرگ مردمی که شامل کارگران و تمامی اقشار کم درآمد و رنجدیده جامعه می شد تمامی کشور را درنوردید و بیشتر از صد شهر را به صحنه اعتراض تبدیل نمود.
جنبش عظیم اعتراضی مردم ایران به خوبی دریافته بود که گران شدن بنزین آغاز دور جدیدی از تحمیل گرانی و فقر و فلاکت به اکثریت جامعه است.
نهادهای امنیتی از ترس گسترش و تداوم اعتراضات از روز یکشنبه اقدام به قطع سراسری شبکه اینترنت در کل کشور نموند تا از این طریق، هم در هماهنگ شدن مردم برای ادامه حضور در خیابانها خلل وارد کنند و هم کشتار و جنایات سبوعانه خویش را از چشم جهانیان پنهان دارند.
از چهار دهه قبل که روند مناسبات طبقاتی در ایران وارد دوره نوینی شد حاکمیت سرمایه داران با تعرض هر چه شدیدتر به طبقه کارگر و کل جامعه و سرکوب و اختناق تمام عیار، هر چه بیشتر به زیست و معیشت آحاد جامعه تعدی کرده و جامعه را به فلاکتی عمومی کشانده است.
ما بارها گفته بودیم که طبقه کارگر و کل جنبش مطالباتی مردم ایران با حجم انبوهی از خواست و مطالبات انباشت شده و عدم کوچکترین تحرکی از سوی حاکمیت برای برآورده شدن این خواست و مطالبات، هیچ راهی جز دست بردن برای ایجاد تغییراتی بنیادین و تغییر کل مناسبات موجود مقابل خود نمی بیند و با قدرتی عظیم به این امر مبادرت خواهد ورزید.
در چند ماه گذشته نیز اعلام کرده بودیم که تمامی دم و دستگاه سرکوب و سیستم قضایی و نهادهای امنیتی دست به تعرض گسترده به فعالین جنبشهای اعتراضی و جنبش کارگری زده اند تا از طریق دستگیری و پرونده سازی و به زندان افکندن آنها، بحران و تلاطم اجتماعی پیشاروی خویش را راحتتر از سر بگذرانند. اما دیدیم که با تمامی سرکوب گسترده ی ماه های اخیر، مردم ایران قدرتمندترین اعتراضات دوره های گذشته را رقم زدند.
با توجه به تمامی تلاش نهادهای سرکوبگر دولتی، از کشتار معترضین و شلیک مستقیم به مردم و به قتل رساندن تعداد زیادی از آنها تا گسیل نیروهای گارد ویژه به خیابانها و قطع اینترنت که اصلی ترین راه برقراری ارتباط بین مردم برای اعتراضاتشان بود، اما خشم جامعه نه تنها فرونخوابیده بلکه هنوز از ترس شروع دوباره اعتراضات، اینترنت در بسیاری از نقاط کشور توسط اپراتورهای اصلی متصل نگشته است.
چپاولگران و غارتگرانی که جامعه ایران را به فلاکت کشانده اند خواهند دید که نمی توانند جامعه را وادار به خودکشی نمایند و جنبش عظیم علیه فقر و فلاکت در امتداد اعتراضات خود قاطعانه ایجاد تغییرات بنیادین اجتماعی و اقتصادی را محقق خواهد ساخت و در دوره آتی جنبش کارگری بعنوان نقطه ثقل اصلی جنبش عظیم مردمی در ایران با ورود به اعتصابات گسترده در کنار تسخیر خیابانها توازن اجتماعی کنونی را دیگرگون خواهد ساخت.
اتحادیه آزاد کارگران ایران ضمن ابراز همدردی با خانواده کشته شدگان آبانماه، به مردم معترض درود میفرستد و اعلام می دارد که تنها راه برون رفت طبقه کارگر و کل جامعه از وضعیت فلاکتبار کنونی، تغییر مناسباتی است که در بن بست همه جانبه خود این وضعیت را تداوم می بخشد.
کارگران و تمامی مزدبگیران و کل اقشار تحت ستم جامعه به درست طریق خویش را یافته اند و در پس این سرکوبها و در نزدیکترین فرصت ممکن باز به پیگیری خواست و مطالبات خویش به شکلی توده ای تر و قدرتمندتر دست خواهند زد.
اتحادیه آزاد کارگران ایران- نهم آذرماه نود و هشت
سپیده قلیان آزاد شد
#نان_کار_آزادی_
#شادی_رفاه_آبادی
امروز سه شنبه ۱۲ آذر ماه، سپیده قلیان از زندان آزاد شد.
سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه
#نان_کار_آزادی_
#شادی_رفاه_آبادی
امروز سه شنبه ۱۲ آذر ماه، سپیده قلیان از زندان آزاد شد.
سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دانشگاه زنده است!
اعتراض دانشجویان دانشگاه تبریز در آستانه ۱۶ آذر روز دانشجو
اعتراض دانشجویان دانشگاه تبریز در آستانه ۱۶ آذر روز دانشجو
توجه 🏴🏴🏴🏴🏴توجه
🛑 فراخوان خاموشی
این خانه سیاه است ❗️
درپی اعتراضات سراسری ایران درعزای جان باختگان راه #آزادی وطن در یک حرکت سراسری و متحد همه ما درایران بمدت بیست دقیقه (چراغ های )خانه هایمان را در روز پنج شنبه چهارده آذرماه ساعت ۹شب خاموش خواهیم کرد
🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴
لطفا برای احترام شهامت و خون جان باختگان اطلاع رسانی کنید هر نفربه ده نفر اطلاع بدهد
🛑 فراخوان خاموشی
این خانه سیاه است ❗️
درپی اعتراضات سراسری ایران درعزای جان باختگان راه #آزادی وطن در یک حرکت سراسری و متحد همه ما درایران بمدت بیست دقیقه (چراغ های )خانه هایمان را در روز پنج شنبه چهارده آذرماه ساعت ۹شب خاموش خواهیم کرد
🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴
لطفا برای احترام شهامت و خون جان باختگان اطلاع رسانی کنید هر نفربه ده نفر اطلاع بدهد
Forwarded from کانال سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی در ایران
🌑 احضار شهناز اکملی مادر #مصطفي_كريمبیگی
شهناز اکملی :احضاريه به دستم رسيد و مهلت قانوني آن پنج روز است ، در بازجويي گفته بودند فراموش كن پسري داشتي و گفتم نميتوانم فراموش كنم و اين سزای مادری است كه نميتواند فراموش كند پسری داشته است
امروز پسران و دخترانی دارم به وسعت تمام ايران
شهناز اکملی :احضاريه به دستم رسيد و مهلت قانوني آن پنج روز است ، در بازجويي گفته بودند فراموش كن پسري داشتي و گفتم نميتوانم فراموش كنم و اين سزای مادری است كه نميتواند فراموش كند پسری داشته است
امروز پسران و دخترانی دارم به وسعت تمام ايران
بیانیه آذرماه 98
مردم زحمتکش ، طبقه کارگر ایران !
همانگونه که همگان شاهد بودیم در روزهای پایانی آبان ماه سال جاری و در پی افزایش قیمت بنزین از سوی دولت،
موجی از نارضایتی سراسر ایران را فراگرفت.
اعتراضهای اخیر در متن و بطن شرایطی به وقوع پیوست که تودههای مردم و طبقه کارگر در سالهای گذشته به عناوین مختلفی علیه فقر، بیکاری، گرانی، فساد مالی، روند خصوصی سازی، حقوق های نجومی ، عدم آزادی تشکل و اجتماعات و... به میدان آمده و دست به اعتراضهایی زده و خواهان احقاق حقوق ابتدایی خود بودند، اما هر بار با سرکوب نیروهای انتظامی و یا با وعده وعیدهای توخالی مسئولین و تهدید معترضین، بدون نتیجه مثبتی موقتا پایان می یافت.
پس از تحریمهای همه جانبه غرب بویژه آمریکا علیه ایران ( که البته بیشترین فشار آن بر دوش طبقه کارگر و مردم محروم جامعه است ) وضعیت اقتصادی کشور با رکود بی سابقهای مواجه گردید بطوری که سوا از زمینه اقتصادی از پیش موجود که اقتصادی متزلزل و فقرزده را به ارمغان آورده بود؛ افزایش قیمت کالاهای اساسی مورد نیاز مردم در فواصل زمانی کوتاه آنهم بصورت سرسامآور، با توجه به عدم افزایش دستمزد کارگران، کاهش قدرت خرید طبقه کارگر و عمیقتر شدن شکاف طبقاتی در جامعه را بهمراه داشت.
پس با وجود این شرایط ، نتیجه میگیریم که اعتراضات اخیر نه صرفا ناشی از افزایش ناگهانی قیمت بنزین، بلکه اعتراض فروخفته آحاد مردم محروم و طبقه کارگر جامعه ، به فقر و بیکاری بود، که شوک ناشی از افزایش قیمت بنزین جرقه به میدان آمدن تودههای ناراضی مردم را مهیا کرد.
بروز این اعتراضات حقایقی را روشن و وظایفی را پیش روی ما قرار داد و آن اینکه اکثریت شرکت کنندگان در این تظاهرات که به دلایل منطقی و برحق به خیابانها سرازیر شدند در حاشیه شهرهای بزرگ و یا در شهرهای کوچک و فقیر سکونت داشتند.
این جریان اصیل مردمی نیاز به سازمان و تشکل دارد. از جمله باید در همه کارخانجات و در تمام محلات تشکلها و شوراهای سراسری راشکل دهیم.
از همین رو بایستی پیشروان و فعالین رادیکال جنبش کارگری با اتحاد و همبستگی خود، گامهای موثر و عاجلی را در این راستا برداریم.
در پایان ما امضا کنندگان این بیانیه، خشونت عریان نیروهای مسلح و شلیک مستقیم گلوله به سوی مردم معترض را که موجب کشته و مجروح شدن صدها تن و دستگیری هزاران نفر شده را شدیدا" محکوم و خواهان شناسایی و مجازات آمرین و عاملین کشتار مردم و آزادی بی قید و شرط تمامی زندانیان سیاسی از جمله دستگیر شدگان اخیرهستیم.
1 - عثمان اسماعیلی
2 – حسین میربهاری
3 – علی حسینی
4 – افسانه عظیم زاده
5 – نجیبه صالح زاده
6 – عمر شبانی
7 – جوانمیر مرادی
8 – فردین میرکی
9 – اکبر یزدی
10 – کاوه حکیمی
11 – واله زمانی
12 – یدی صمدی
13 – عزت نصری
14 – محمود صالحی
مردم زحمتکش ، طبقه کارگر ایران !
همانگونه که همگان شاهد بودیم در روزهای پایانی آبان ماه سال جاری و در پی افزایش قیمت بنزین از سوی دولت،
موجی از نارضایتی سراسر ایران را فراگرفت.
اعتراضهای اخیر در متن و بطن شرایطی به وقوع پیوست که تودههای مردم و طبقه کارگر در سالهای گذشته به عناوین مختلفی علیه فقر، بیکاری، گرانی، فساد مالی، روند خصوصی سازی، حقوق های نجومی ، عدم آزادی تشکل و اجتماعات و... به میدان آمده و دست به اعتراضهایی زده و خواهان احقاق حقوق ابتدایی خود بودند، اما هر بار با سرکوب نیروهای انتظامی و یا با وعده وعیدهای توخالی مسئولین و تهدید معترضین، بدون نتیجه مثبتی موقتا پایان می یافت.
پس از تحریمهای همه جانبه غرب بویژه آمریکا علیه ایران ( که البته بیشترین فشار آن بر دوش طبقه کارگر و مردم محروم جامعه است ) وضعیت اقتصادی کشور با رکود بی سابقهای مواجه گردید بطوری که سوا از زمینه اقتصادی از پیش موجود که اقتصادی متزلزل و فقرزده را به ارمغان آورده بود؛ افزایش قیمت کالاهای اساسی مورد نیاز مردم در فواصل زمانی کوتاه آنهم بصورت سرسامآور، با توجه به عدم افزایش دستمزد کارگران، کاهش قدرت خرید طبقه کارگر و عمیقتر شدن شکاف طبقاتی در جامعه را بهمراه داشت.
پس با وجود این شرایط ، نتیجه میگیریم که اعتراضات اخیر نه صرفا ناشی از افزایش ناگهانی قیمت بنزین، بلکه اعتراض فروخفته آحاد مردم محروم و طبقه کارگر جامعه ، به فقر و بیکاری بود، که شوک ناشی از افزایش قیمت بنزین جرقه به میدان آمدن تودههای ناراضی مردم را مهیا کرد.
بروز این اعتراضات حقایقی را روشن و وظایفی را پیش روی ما قرار داد و آن اینکه اکثریت شرکت کنندگان در این تظاهرات که به دلایل منطقی و برحق به خیابانها سرازیر شدند در حاشیه شهرهای بزرگ و یا در شهرهای کوچک و فقیر سکونت داشتند.
این جریان اصیل مردمی نیاز به سازمان و تشکل دارد. از جمله باید در همه کارخانجات و در تمام محلات تشکلها و شوراهای سراسری راشکل دهیم.
از همین رو بایستی پیشروان و فعالین رادیکال جنبش کارگری با اتحاد و همبستگی خود، گامهای موثر و عاجلی را در این راستا برداریم.
در پایان ما امضا کنندگان این بیانیه، خشونت عریان نیروهای مسلح و شلیک مستقیم گلوله به سوی مردم معترض را که موجب کشته و مجروح شدن صدها تن و دستگیری هزاران نفر شده را شدیدا" محکوم و خواهان شناسایی و مجازات آمرین و عاملین کشتار مردم و آزادی بی قید و شرط تمامی زندانیان سیاسی از جمله دستگیر شدگان اخیرهستیم.
1 - عثمان اسماعیلی
2 – حسین میربهاری
3 – علی حسینی
4 – افسانه عظیم زاده
5 – نجیبه صالح زاده
6 – عمر شبانی
7 – جوانمیر مرادی
8 – فردین میرکی
9 – اکبر یزدی
10 – کاوه حکیمی
11 – واله زمانی
12 – یدی صمدی
13 – عزت نصری
14 – محمود صالحی
نامه سر گشاده سعید شیرزاد از زندان گوهردشت کرج:
“بی فرهنگی یا برهنگی فرهنگی
“سکانس اول کودکی است در کنار سطل زباله به دنبال لقمهای نان که توسط جوانی به داخل سطل زباله انداخته میشود.
سکانس دوم ابراز پشیمانی مرتکبین این عمل زشت و عذرخواهی آنان از مردم.
تصاویر کوتاهی که بی شک وجدان هر انسانی از این حرکت زشت را به درد میآورد نباید به همین چند ثانیه ختم کرد که واقعیت دردناکتر از این چند ثانیه، علت ها و معلول های پدید آورنده کار کودکانی هستند که به ناچار به جای تحصیل و بازی با همسن و سالان خویش در کودکی گمشده شان در بهترین حالت سر از کارگاه های تولیدی و کوره های آجرپزی در می آورند و در معرض انواع تعرضات و تجاوزاتی قرار میگیرند که در جامعه به امری روزمره تبدیل شده است؛
علتی که بی هیچ شک و تردیدی وابسته به نابرابری های اجتماعی و اقتصادی نشات گرفته از اقتصاد سرمایه داری حاکم بر کشور است. خانواده های بسیاری به دلیل این فشارهای اقتصادی و نیز عدم آگاهی های اجتماعی از خطرات در کمین نشسته کودکان، مجبور میشوند فرزندان خود را در ازای دستمزدی ناچیز به کارگاه ها بفرستند و یا آنان را با کارهایی چون فال فروشی و پاک کردن شیشه خودروها در خیابان ها رها سازند؛ در حالی که کشوری که در آن زیست می کنند به لحاظ دارا بودن مواد اولیه و ثروت های طبیعی جزو ۱۰ کشور غنی دنیاست و در چنین کشوری آمار بالای ۳ میلیون کودک بازمانده از تحصیل، که همین بازماندگی خواسته و ناخواسته کودکان را وارد بازار کار می کند گویای فاجعه عظیمی است که آسیب های آن نه تنها به کودکان و خانواده های آنان بلکه نسل های بعدی نیز گره میخورد.
گره ای دردناکتر که عمق آن را در سکانس دوم همین ماجرا میتوان دید؛ وقتی که دو جوان برای تفریح و خنده نه یک کودک را بلکه انسانیت را لگدمال میکنند. در حالیکه این دو جوان نیز خود قربانی و معلول این سیستم اقتصادی و فرهنگی (یا بهتر است بگوییم بی فرهنگی و یا برهنگی فرهنگی) هستند که در آن بزرگ شده اند و از دو حالت خارج نیستند: یا از طبقات فرادست جامعه هستند که به واسطه همان نابرابری های اجتماعی و دزدیده شدن سهم همان کودکان از منابع کشور توسط اقلیت کمی از جمعیت و با پول های بادآورده جز خرج کردن پول هایشان دغدغه دیگری ندارند؛ و یا اینکه خودشان نیز از طبقه فرودستی هستند که همان کودک کار در آن از زندگی فقط حق نفس کشیدن را دارد.
در این صورت باز هم قربانی و معلول هستند؛ چرا که در نبود آگاهیهای اجتماعی و نیز بخاطر نبود فرهنگ اجتماعی در کشور که نشات گرفته از فشارهای اقتصادی و عدم امکان دارا بودن از رفاه اجتماعی فرهنگی و درک نکردن این واقعیت که خودشان نیز می توانستند شرایطی همچون همان کودک داشته باشند، باعث این واقع تلخ شد.
سعید شیرزاد
چهارشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۸
زندان گوهردشت کرج”
“بی فرهنگی یا برهنگی فرهنگی
“سکانس اول کودکی است در کنار سطل زباله به دنبال لقمهای نان که توسط جوانی به داخل سطل زباله انداخته میشود.
سکانس دوم ابراز پشیمانی مرتکبین این عمل زشت و عذرخواهی آنان از مردم.
تصاویر کوتاهی که بی شک وجدان هر انسانی از این حرکت زشت را به درد میآورد نباید به همین چند ثانیه ختم کرد که واقعیت دردناکتر از این چند ثانیه، علت ها و معلول های پدید آورنده کار کودکانی هستند که به ناچار به جای تحصیل و بازی با همسن و سالان خویش در کودکی گمشده شان در بهترین حالت سر از کارگاه های تولیدی و کوره های آجرپزی در می آورند و در معرض انواع تعرضات و تجاوزاتی قرار میگیرند که در جامعه به امری روزمره تبدیل شده است؛
علتی که بی هیچ شک و تردیدی وابسته به نابرابری های اجتماعی و اقتصادی نشات گرفته از اقتصاد سرمایه داری حاکم بر کشور است. خانواده های بسیاری به دلیل این فشارهای اقتصادی و نیز عدم آگاهی های اجتماعی از خطرات در کمین نشسته کودکان، مجبور میشوند فرزندان خود را در ازای دستمزدی ناچیز به کارگاه ها بفرستند و یا آنان را با کارهایی چون فال فروشی و پاک کردن شیشه خودروها در خیابان ها رها سازند؛ در حالی که کشوری که در آن زیست می کنند به لحاظ دارا بودن مواد اولیه و ثروت های طبیعی جزو ۱۰ کشور غنی دنیاست و در چنین کشوری آمار بالای ۳ میلیون کودک بازمانده از تحصیل، که همین بازماندگی خواسته و ناخواسته کودکان را وارد بازار کار می کند گویای فاجعه عظیمی است که آسیب های آن نه تنها به کودکان و خانواده های آنان بلکه نسل های بعدی نیز گره میخورد.
گره ای دردناکتر که عمق آن را در سکانس دوم همین ماجرا میتوان دید؛ وقتی که دو جوان برای تفریح و خنده نه یک کودک را بلکه انسانیت را لگدمال میکنند. در حالیکه این دو جوان نیز خود قربانی و معلول این سیستم اقتصادی و فرهنگی (یا بهتر است بگوییم بی فرهنگی و یا برهنگی فرهنگی) هستند که در آن بزرگ شده اند و از دو حالت خارج نیستند: یا از طبقات فرادست جامعه هستند که به واسطه همان نابرابری های اجتماعی و دزدیده شدن سهم همان کودکان از منابع کشور توسط اقلیت کمی از جمعیت و با پول های بادآورده جز خرج کردن پول هایشان دغدغه دیگری ندارند؛ و یا اینکه خودشان نیز از طبقه فرودستی هستند که همان کودک کار در آن از زندگی فقط حق نفس کشیدن را دارد.
در این صورت باز هم قربانی و معلول هستند؛ چرا که در نبود آگاهیهای اجتماعی و نیز بخاطر نبود فرهنگ اجتماعی در کشور که نشات گرفته از فشارهای اقتصادی و عدم امکان دارا بودن از رفاه اجتماعی فرهنگی و درک نکردن این واقعیت که خودشان نیز می توانستند شرایطی همچون همان کودک داشته باشند، باعث این واقع تلخ شد.
سعید شیرزاد
چهارشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۸
زندان گوهردشت کرج”
Telegram
attach 📎
آرمان حیدری در روز اول اعتراضات مردمی در سرپل زهاب دستگیر و اطلاعی از وی در دست نیست
گفته میشود وی ، گفت و گویی کوتاه در خصوص بیان درد و رنج های خود و مردم با امام جمعه این شهر در خیابان احمد ابن اسحاق داشته است. ماموران اداره اطلاعات و ضابطین قضایی نامبرده را شب اول اعتراضات در خانه پدری اش واقع در محله میراث فرهنگی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل کرده اندو تا کنون هیچگونه اطلاعی از وضعیت جسمانی و مکان او در دسترس نمی باشد.
لازم به ذکر است در روز اول اعتراضات شهر سرپل زهاب زلزله زده همانند بقیه شهر ها به خیابان امده و در سه روز اول حد اقل ٨۰ نفر دستگیرشده و در این مدت کمتر از ده نفر از این بازداشتیان ازاد شده اند
گفته میشود وی ، گفت و گویی کوتاه در خصوص بیان درد و رنج های خود و مردم با امام جمعه این شهر در خیابان احمد ابن اسحاق داشته است. ماموران اداره اطلاعات و ضابطین قضایی نامبرده را شب اول اعتراضات در خانه پدری اش واقع در محله میراث فرهنگی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل کرده اندو تا کنون هیچگونه اطلاعی از وضعیت جسمانی و مکان او در دسترس نمی باشد.
لازم به ذکر است در روز اول اعتراضات شهر سرپل زهاب زلزله زده همانند بقیه شهر ها به خیابان امده و در سه روز اول حد اقل ٨۰ نفر دستگیرشده و در این مدت کمتر از ده نفر از این بازداشتیان ازاد شده اند
🔴پروین محمدی زندانی شد
پروین محمدی نائب رئیس هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران برای تحمل حکم یکسال حبس راهی زندان شد. به دنبال اعمال فشار و صدور ابلاغیه برای ضامن پروین محمدی در روزهای اخیر، امروز ۱۶ آذر ایشان با مراجعه به شعبه ۷ اجرای احکام کیفری دادسرای ناحیه ۱ کرج بازداشت شده و به زندان کچویی منتقل گردید.
زندان کچویی کرج بند مشخص برای زندانیان سیاسی و امنیتی ندارد و زندانیان سیاسی نیز در کنار زندانیان دیگر جرائم نگهداری میشوند.
پروین محمدی نماینده سابق کارگران صنایع فلزی تهران و عضو هیئت مؤسس شورای کارگری بازنشستگان سازمان تأمین اجتماعی (بستا) در روز ششم اردیبهشت به همراه دیگر کارگران در پارک جهان نمای کرج دستگیر شده و پس از ۱۵ روز بازداشت به قید کفالت آزاد شده بود. دادگاه، پروین محمدی را به همراه هاله صفرزاده و علیرضا ثقفی به اتهام تبلیغ علیه نظام به یکسال حبس محکوم نمود و این حکم عیناً در دادگاه تجدیدنظر نیز تأیید گردید.
لازم به ذکر است که گوشی همراه پروین در دستگیری ۶ اردیبهشت توسط نیروهای امنیتی ضبط گردید و در تاریخ نهم بهمن سال گذشته نیز که به همراه جعفر عظیم زاده دستگیر شده بود چند دستگاه تلفن همراه و لبتاپ از ایشان ضبط شد که هیچکدام از این وسایل تاکنون به پروین محمدی تحویل نشده است در حالیکه ایشان در پرونده اول توسط دادگاه تبرئه شده بود.
سند منزل مسکونی پروین محمدی نیز که به عنوان وثیقه برای آزادی جعفر عظیم زاده در سال ۹۵ توسط دادگاه به گرو گرفته شده بود هنوز و پس از ده ماه از زندانی شدن جعفر عظیم زاده آزاد نشده است و دستگاه قضایی از رفع توقیف سند منزل مسکونی وی سر باز زده است.
اتحادیه آزاد کارگران ایران زندانی کردن پروین محمدی و دیگر کارگران را قویاً محکوم می نماید و اعلام می دارد که زندانی کردن این کارگر و به گرو گرفتن وسایل شخصی و سند منزل مسکونی ایشان به خاطر اعمال فشار به کارگران صورت میگیرد. از اینرو ما خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط پروین محمدی و دیگر کارگران زندانی هستیم.
اتحادیه آزاد کارگران ایران- ۱۶ آذر ۹۸
پروین محمدی نائب رئیس هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران برای تحمل حکم یکسال حبس راهی زندان شد. به دنبال اعمال فشار و صدور ابلاغیه برای ضامن پروین محمدی در روزهای اخیر، امروز ۱۶ آذر ایشان با مراجعه به شعبه ۷ اجرای احکام کیفری دادسرای ناحیه ۱ کرج بازداشت شده و به زندان کچویی منتقل گردید.
زندان کچویی کرج بند مشخص برای زندانیان سیاسی و امنیتی ندارد و زندانیان سیاسی نیز در کنار زندانیان دیگر جرائم نگهداری میشوند.
پروین محمدی نماینده سابق کارگران صنایع فلزی تهران و عضو هیئت مؤسس شورای کارگری بازنشستگان سازمان تأمین اجتماعی (بستا) در روز ششم اردیبهشت به همراه دیگر کارگران در پارک جهان نمای کرج دستگیر شده و پس از ۱۵ روز بازداشت به قید کفالت آزاد شده بود. دادگاه، پروین محمدی را به همراه هاله صفرزاده و علیرضا ثقفی به اتهام تبلیغ علیه نظام به یکسال حبس محکوم نمود و این حکم عیناً در دادگاه تجدیدنظر نیز تأیید گردید.
لازم به ذکر است که گوشی همراه پروین در دستگیری ۶ اردیبهشت توسط نیروهای امنیتی ضبط گردید و در تاریخ نهم بهمن سال گذشته نیز که به همراه جعفر عظیم زاده دستگیر شده بود چند دستگاه تلفن همراه و لبتاپ از ایشان ضبط شد که هیچکدام از این وسایل تاکنون به پروین محمدی تحویل نشده است در حالیکه ایشان در پرونده اول توسط دادگاه تبرئه شده بود.
سند منزل مسکونی پروین محمدی نیز که به عنوان وثیقه برای آزادی جعفر عظیم زاده در سال ۹۵ توسط دادگاه به گرو گرفته شده بود هنوز و پس از ده ماه از زندانی شدن جعفر عظیم زاده آزاد نشده است و دستگاه قضایی از رفع توقیف سند منزل مسکونی وی سر باز زده است.
اتحادیه آزاد کارگران ایران زندانی کردن پروین محمدی و دیگر کارگران را قویاً محکوم می نماید و اعلام می دارد که زندانی کردن این کارگر و به گرو گرفتن وسایل شخصی و سند منزل مسکونی ایشان به خاطر اعمال فشار به کارگران صورت میگیرد. از اینرو ما خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط پروین محمدی و دیگر کارگران زندانی هستیم.
اتحادیه آزاد کارگران ایران- ۱۶ آذر ۹۸
✍ سپیده قلیان
درباره آنچه که در ۱۶ آذر گذشت، و به عنوان یک دانشجوی زن مینویسم:
پیوند کارگران و دانشجویان ترسناکترین سیمای اعتراضات برای نهادهای امنیتی است. آنها این خوف را کتمان نمیکنند و بارها از تریبونهای مختلف اعلام کردهاند که از پیوند جنبشهای اعتراضی مختلف، سخت هراساناند. سرکوب نیز همواره در جایی سختتر و خشنتر بوده است که جنبشهای اعتراضی مختلف با هم گره خوردهاند. چه در میان فعالان دانشجویی و چه در بین فعالان کارگری، آنهایی شدیدتر سرکوب شدهاند که بر روی گرانیگاه سیاسی حکومت دست گذاشتهاند: پیوند میان کارگران و دانشجویان. حمایت دانشجویان از مطالبات کارگران هفتتپه، چنان لرزه بر اندام نهادهای سرکوبگر انداخت، که آنها سرگشته و مستاصل، ابتدا دست به بازداشت فعالان نزدیک به هفتتپه زدند و بعد تریبونهای تخریبی-امنیتی خود را علیه هفتتپه، که مقابل خصوصیسازی ایستاده بود به کار گرفتند.
در وضعیت بحرانی موجود، در موقعیتی که خیابان، به شکلی عینی و انضمامی، تضادهای مردم و حاکمیت را روشن کرده است و تورم افسار گسیخته، استخوانهای طبقات پاییندست را له کرده است، پس از تجمع دانشجویان، در روز دانشجو و سر دادن شعارهایی در پیوند با جنبش کارگری، بخشی از نیروهای راست چه در حاکمیت و چه در اپوزیسیون، چنان به به دانشجویان مستقل دانشگاه تهران توپیدهاند که گویی آنها روی مردم اسلحه کشیدهاند و در سرکوب خونین مردم، در شکنجهی جوانان عاصی و اعترافگیری از معترضین جان به لب آمده، نقش داشتهاند.
شاید ما، به عنوان ناظران بیرونی این وقایع، چرایی این هجمهی وسیع را به طور کامل درک نکنیم. اما قطع به یقین، محکوم کردن اعتراضات دانشجویان و تلاش برای خفه کردن آنها، بخشی از روند سرکوب است. نقد اقتصاد نئولیبرال، در هر شمایلی، نقد وضعیت اسفناکی است که به مردم ایران تحمیل شده است. مگر نئولیرالیسم تعریفی جز بنیادگرایی سرمایه دارد؟ و مگر دولت در افزایش قیمت بنزین هدفی جز آزادسازی قیمتها داشت که سرآغاز خیزش سرخ آبان شد؟ اگر مدافعان یواشکی وضعیت موجود، نسبت به اصطلاح «نئولیبرالیسم» حساسیت دارند، آنها به صحبتهای کارگری در مقابل فرمانداری ارجاع میدهم که میگفت: صدتا حقوقم بدی بی فایدهست. شرکت باید برگرده به بخش دولتی. این البته که به معنای دفاع از سرمایهداری دولتی نیست. اما آزادسازی قیمتها، مقرراتزدایی از کار، و کالاسازی هست و نیست جامعه، سیاستهای نئولیبرال هستند و این سیاستها، زندگی و معیشت بخش عمدهی مردم را هدف گرفتهاند.
با جملهای از دیوید هاروی به اتمام میرسانم:
چشماندازی از ازادی بسیار بسیار با شکوهتر از انکه نئولیبرالیسم تبلیغ میکند وجود دارد که باید به دست آورد. نظامی برای حکمرانی، به مراتب ارزشمندتر از آنکه نو مخافظه کاری امکان میدهد، وجود دارد که باید ایجاد شودبا جملهای از دیوید هاروی به اتمام میرسانم:
چشماندازی از ازادی بسیار بسیار با شکوهتر از انکه نئولیبرالیسم تبلیغ میکند وجود دارد که باید به دست آورد. نظامی برای حکمرانی، به مراتب ارزشمندتر از آنکه نو مخافظه کاری امکان میدهد، وجود دارد که باید ایجاد شودبا جملهای از دیوید هاروی به اتمام میرسانم:
چشماندازی از آزادی بسیار بسیار با شکوهتر از انکه نئولیبرالیسم تبلیغ میکند وجود دارد که باید به دست آورد. نظامی برای حکمرانی، به مراتب ارزشمندتر از آنکه نو محافظه کاری امکان میدهد، وجود دارد که باید ایجاد شود.
#سپیده_قلیان
درباره آنچه که در ۱۶ آذر گذشت، و به عنوان یک دانشجوی زن مینویسم:
پیوند کارگران و دانشجویان ترسناکترین سیمای اعتراضات برای نهادهای امنیتی است. آنها این خوف را کتمان نمیکنند و بارها از تریبونهای مختلف اعلام کردهاند که از پیوند جنبشهای اعتراضی مختلف، سخت هراساناند. سرکوب نیز همواره در جایی سختتر و خشنتر بوده است که جنبشهای اعتراضی مختلف با هم گره خوردهاند. چه در میان فعالان دانشجویی و چه در بین فعالان کارگری، آنهایی شدیدتر سرکوب شدهاند که بر روی گرانیگاه سیاسی حکومت دست گذاشتهاند: پیوند میان کارگران و دانشجویان. حمایت دانشجویان از مطالبات کارگران هفتتپه، چنان لرزه بر اندام نهادهای سرکوبگر انداخت، که آنها سرگشته و مستاصل، ابتدا دست به بازداشت فعالان نزدیک به هفتتپه زدند و بعد تریبونهای تخریبی-امنیتی خود را علیه هفتتپه، که مقابل خصوصیسازی ایستاده بود به کار گرفتند.
در وضعیت بحرانی موجود، در موقعیتی که خیابان، به شکلی عینی و انضمامی، تضادهای مردم و حاکمیت را روشن کرده است و تورم افسار گسیخته، استخوانهای طبقات پاییندست را له کرده است، پس از تجمع دانشجویان، در روز دانشجو و سر دادن شعارهایی در پیوند با جنبش کارگری، بخشی از نیروهای راست چه در حاکمیت و چه در اپوزیسیون، چنان به به دانشجویان مستقل دانشگاه تهران توپیدهاند که گویی آنها روی مردم اسلحه کشیدهاند و در سرکوب خونین مردم، در شکنجهی جوانان عاصی و اعترافگیری از معترضین جان به لب آمده، نقش داشتهاند.
شاید ما، به عنوان ناظران بیرونی این وقایع، چرایی این هجمهی وسیع را به طور کامل درک نکنیم. اما قطع به یقین، محکوم کردن اعتراضات دانشجویان و تلاش برای خفه کردن آنها، بخشی از روند سرکوب است. نقد اقتصاد نئولیبرال، در هر شمایلی، نقد وضعیت اسفناکی است که به مردم ایران تحمیل شده است. مگر نئولیرالیسم تعریفی جز بنیادگرایی سرمایه دارد؟ و مگر دولت در افزایش قیمت بنزین هدفی جز آزادسازی قیمتها داشت که سرآغاز خیزش سرخ آبان شد؟ اگر مدافعان یواشکی وضعیت موجود، نسبت به اصطلاح «نئولیبرالیسم» حساسیت دارند، آنها به صحبتهای کارگری در مقابل فرمانداری ارجاع میدهم که میگفت: صدتا حقوقم بدی بی فایدهست. شرکت باید برگرده به بخش دولتی. این البته که به معنای دفاع از سرمایهداری دولتی نیست. اما آزادسازی قیمتها، مقرراتزدایی از کار، و کالاسازی هست و نیست جامعه، سیاستهای نئولیبرال هستند و این سیاستها، زندگی و معیشت بخش عمدهی مردم را هدف گرفتهاند.
با جملهای از دیوید هاروی به اتمام میرسانم:
چشماندازی از ازادی بسیار بسیار با شکوهتر از انکه نئولیبرالیسم تبلیغ میکند وجود دارد که باید به دست آورد. نظامی برای حکمرانی، به مراتب ارزشمندتر از آنکه نو مخافظه کاری امکان میدهد، وجود دارد که باید ایجاد شودبا جملهای از دیوید هاروی به اتمام میرسانم:
چشماندازی از ازادی بسیار بسیار با شکوهتر از انکه نئولیبرالیسم تبلیغ میکند وجود دارد که باید به دست آورد. نظامی برای حکمرانی، به مراتب ارزشمندتر از آنکه نو مخافظه کاری امکان میدهد، وجود دارد که باید ایجاد شودبا جملهای از دیوید هاروی به اتمام میرسانم:
چشماندازی از آزادی بسیار بسیار با شکوهتر از انکه نئولیبرالیسم تبلیغ میکند وجود دارد که باید به دست آورد. نظامی برای حکمرانی، به مراتب ارزشمندتر از آنکه نو محافظه کاری امکان میدهد، وجود دارد که باید ایجاد شود.
#سپیده_قلیان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برخی از شعار های تجمع دانشجویان دانشگاه تهران ۱۶ آذر ۹۸ : ایران ، لبنان ، فرانسه / سرکوب و غارت بسه - خیابونا خونی شد / آزادی قربانی شد - جواب ما تفنگ نیست / این همه کشته کم نیست - فقر کشتار گرانی / مردم شدن قربانی ...
Forwarded from کانال سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی در ایران
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صحنه تکان دهنده همدردی کودکان با #ناهید_شیرپیشه، مادر #پویا_بختیاری
ناهید شیرپیشه معلم پایه چهارم ابتدایی است و برای خداحافظی از دانش آموزانش و اعلام پایان کارش به کلاس درس می رود.
خبر جانباختن فرزند معلم و پس از آن خداحافظی اش از کلاس برای این کودکان تلخ و ناگوار بوده معلم عزیزشان را با گریه و زاری حلقه می کنند.
اشکهای این کودکان، آتشی خواهد شد بر خرمن ستمگران و جنایتکاران
انسانیتمان هنوز نمرده است و این خبر تلخی برای حاکمان است.
ناهید شیرپیشه معلم پایه چهارم ابتدایی است و برای خداحافظی از دانش آموزانش و اعلام پایان کارش به کلاس درس می رود.
خبر جانباختن فرزند معلم و پس از آن خداحافظی اش از کلاس برای این کودکان تلخ و ناگوار بوده معلم عزیزشان را با گریه و زاری حلقه می کنند.
اشکهای این کودکان، آتشی خواهد شد بر خرمن ستمگران و جنایتکاران
انسانیتمان هنوز نمرده است و این خبر تلخی برای حاکمان است.
تعدادزیادی از فرهنگیان ایران ضمن اعلام عدم همکاری در #اجرای_انتخابات از دیگر همکاران خواستند با وزارت کشور در اجرای انتخابات همکاری نکنند
زیرا همکاری در اجرای انتخابات ،از طرف فرهنگیان ،خیانت در حق نسل آینده ،همکاران زندانی ،خونهای به ناحق ریخته گل های جوان و بی گناه و خیانتی نا بخشودنی است
لطفا در
⚫️ تلگرام
🔴 اینستاگرام
🔵 واتس آپ
بطور گسترده منتشر کنید
ما فرهنگیان اینبار بازیچه نمی شویم🤝🤝🤝🤝🤝🤝
زیرا همکاری در اجرای انتخابات ،از طرف فرهنگیان ،خیانت در حق نسل آینده ،همکاران زندانی ،خونهای به ناحق ریخته گل های جوان و بی گناه و خیانتی نا بخشودنی است
لطفا در
⚫️ تلگرام
🔴 اینستاگرام
🔵 واتس آپ
بطور گسترده منتشر کنید
ما فرهنگیان اینبار بازیچه نمی شویم🤝🤝🤝🤝🤝🤝
🔴۲۴ روز از بازداشت #سها_مرتضایی ، دانشجوی ستارهدار مقطع دکتری علوم سیاسی و ۲۰ روز از بازداشت #یاشار_دارالشفا ، دانشجوی سلامت و رفاه اجتماعی و #ابوالفضل_نژادفتح دانشجوی انسانشناسی دانشگاه تهران میگذرد.
طی روزهای گذشته از وضعیت سها مرتضایی و ابولفضل نژادفتحْ خبری در دست نیست و تنها یاشار دارالشفا در یک تماس تلفنی از حضور خود در بند ۲۰۹ زندان اوین خبر داده است.
طی روزهای گذشته از وضعیت سها مرتضایی و ابولفضل نژادفتحْ خبری در دست نیست و تنها یاشار دارالشفا در یک تماس تلفنی از حضور خود در بند ۲۰۹ زندان اوین خبر داده است.
امروز چهارشنبه ۲۰ آذر از طریق پیام کوتاه به رفقای بازداشتی هفتتپه و نشریه گام اطلاع داده شده که آراء دادگاه تجدیدنظر آنان بنا به رویه جدید سیستم قضایی بدون حضور متهمان و وکلای آنان توسط شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر غیابی صادر شده است.
بازداشتشدگان هفتتپه در بیدادگاهی که برپا شد، به ۱۸، ۱۴ و ۶ سال حبس محکوم شدند و در روز برگزاری دادگاه نیز ۳ نفر از حامیان آنان و کارگران هفتتپه دستگیر شدند و تحت پیگرد قضایی قرار گرفتند. چنین احکام سبعانهای در شرایطی صادر شد که بازداشتشدگان از شکنجه، تا پخش اعترافات اجباری تلویزیونی و بازجویی های طولانی مدت، انتقال متعدد بازداشتشدگان به زندانهای مختلف و در نهایت بازداشتهای موقت بسیار طولانی که طی آن عوامل زندان و نیروهای امنیتی از هیچ فشاری بر آنان دریغ نکردند. در نهایت نیز پس از ماهها بازداشت و اذیت و آزار این نمایندگان حقطلب طبقه کارگر ایران به قید وثیقههای سنگین به طور موقت از زندان آزاد شدند.
جرم سنگین این بازداشتشدگان دفاع از مبارزات و حقخواهی طبقه کارگر ایران بوده است!
در طول یک سال اخیر طبقه کارگر ایران، کارگران حقطلب هفتتپه، تشکلها و فعالین کارگری، دانشجو
بازداشتشدگان هفتتپه در بیدادگاهی که برپا شد، به ۱۸، ۱۴ و ۶ سال حبس محکوم شدند و در روز برگزاری دادگاه نیز ۳ نفر از حامیان آنان و کارگران هفتتپه دستگیر شدند و تحت پیگرد قضایی قرار گرفتند. چنین احکام سبعانهای در شرایطی صادر شد که بازداشتشدگان از شکنجه، تا پخش اعترافات اجباری تلویزیونی و بازجویی های طولانی مدت، انتقال متعدد بازداشتشدگان به زندانهای مختلف و در نهایت بازداشتهای موقت بسیار طولانی که طی آن عوامل زندان و نیروهای امنیتی از هیچ فشاری بر آنان دریغ نکردند. در نهایت نیز پس از ماهها بازداشت و اذیت و آزار این نمایندگان حقطلب طبقه کارگر ایران به قید وثیقههای سنگین به طور موقت از زندان آزاد شدند.
جرم سنگین این بازداشتشدگان دفاع از مبارزات و حقخواهی طبقه کارگر ایران بوده است!
در طول یک سال اخیر طبقه کارگر ایران، کارگران حقطلب هفتتپه، تشکلها و فعالین کارگری، دانشجو
جان محمد شریفی مقدم در خطر است.
محمد شریفی مقدم، فعال صنفی دانشگاه شریف که به همراه تعدادی از دراویش گنابادی در اعتراض به محدودیت های اعمال شده بر جامعه درویشان دست به اعتصاب غذای تر زده است، در وضعیت نامساعد جسمی به سر میبرد.
وخامت حال این فعال صنفی دانشجویی به حدی است که امروز در ۳۹ امین روز اعتصاب غذای خود قادر به برقراری تماس و صحبت با خانواده خود نبوده است.
سرنگون باد جمهوری اسلامی
محمد شریفی مقدم، فعال صنفی دانشگاه شریف که به همراه تعدادی از دراویش گنابادی در اعتراض به محدودیت های اعمال شده بر جامعه درویشان دست به اعتصاب غذای تر زده است، در وضعیت نامساعد جسمی به سر میبرد.
وخامت حال این فعال صنفی دانشجویی به حدی است که امروز در ۳۹ امین روز اعتصاب غذای خود قادر به برقراری تماس و صحبت با خانواده خود نبوده است.
سرنگون باد جمهوری اسلامی