کانال سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی در ایران
212 subscribers
2.05K photos
747 videos
12 files
3.17K links
لینک گروه سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
https://t.me/joinchat/UX9NxShCKS8gA5hM

کانال سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
https://t.me/ofppi

سایت سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
Www.ofppi.org
Download Telegram
نوع جرم : بازتاب وقایع
مجازات: مرگ قطره چکانی
مردم با حیرت نگاه می کنند و می پرسند شخصی را که با لباس زندان، با دستبند و پابند به تخت بسته اند وچند سرباز دور او حلقه ای تشکیل داده اند وبا عصبانیت می گویند کسی نزدیک نشود، عکس نگیرد ... مرتکب چه جرمی شده است؟آیا قاتل زنجیره ای است؟ آیا دکل غیب کرده یا کوزه ای پر از سکه های طلا را از مملکت خارج کرده؟
دوست داری فریاد بزنی آی مردم! من هم ازشما هستم ودردهای مشترکمان را بیان کرده ام. من سهیل عربی به جرم بازتاب وقایع، شش سال از بهترین روزهای جوانی ام را پشت دیوارهای زندانها محبوس بوده ام. دهانم را می بندند. پس از نوشتن و انتشار مقاله ای به عنوان در حاشیه به بند الف یک قرارگاه ثارالله منتقل شدم و بازجو که بسیار خشمگین بود از اینکه ظلم و فساد شکنجه گران را افشا کرده ام با پوتین به بیضه ام کوبید و آن گاه که به هوش آمدم خود را باآن لباس راه راه آبی و مشکی با دستبند و پای بسته شده به میله تخت در بیمارستان دیدم. پزشک گفت ترومای بلانت است وباید جراحی شود، اما یک ساعت پیش از جراحی به دستور نیروهای امنیتی ماموران سپاه به زندان برگشتم وتا حالا فقط چند قرص و آمپول و مُسَکِن. امروز هم که پس از تحمل بیش از چهارماه قرار بود به بیمارستان اعزام شوم می گویند با هزینه شخصی و تحت تدابیر شدید امنیتی با لباس زندان و دستبند باید اعزام شوم.
حالا به هوش هستم و می توانم از بین تحمل درد و تحقیر شدن، گزینه اول را انتخاب کنم. به راستی تحمل درد و حبس از در رفاه کامل زندگی می کنند و با احترام کامل با آنها رفتار می شود و ما که به جرم نوشتن حقایق به جرم عدالتخواهی در زندانها هستیم بدترین شکنجه هارا تحمل می کنیم.
سهیل عربی
۴ آبان ۹۸
زندان اوین
‍ کنشگران کاموایی

فرهاد میثمی

نم ریزباران سحرگاه پائیزی، کف حیاط را خیسانده و چند لباس جامانده روی بند رخت‌ها به جا مانده از روز گذشته را هم به همچنین. در کوه پایه اوین، هوا کمی هم زودتر سرد می‌شود؛ و من به یاد آن می‌افتم که سال پیش- و شنیده‌ام سال‌های پیشتر هم- کمی زودتر از این وقت‌ها، خانواده‌های زندانیان گلوله‌های کامواهای رنگی رنگی برای عزیزان محبوسشان در بند زنان می‌آوردند؛ حتی فروشگاه زندان هم کاموا می‌آورد؛ و یک دلخوشی برخی زندانیان زن آن بود که کلاهی، شالی، ژاکتی یا دستکشی برای عزیزانشان ببافند.

رو به سرمای هوا که می‌رفتیم، یکی از زیباترین صحنه‌های سالن ملاقات، زمانی بود که مادری موهای بافته دخترکش را مرتب می‌کرد تا بعد، کلاه عشق بافته‌اش را بر سر او بکشد؛ یا این که دستش را از سوراخ مچ آستین ژاکت تو می‌برد تا از آن طرف دیگر، دست دخترک را بگیرد و از این سو به درآورد. ژاکت که به تن می‌شد، لبه آن را یکی دو بار کمی محکم به پائین می‌کشید تا توی تن جا بیافتد…سرشانه‌ها را با دستش کمی جابجا و میزان می‌کرد…و بعد دو دست کودکش را می‌گرفت و او را کمی به عقب می‌داد تا جایی که دستان هر دوتاشان راست و کشیده شود؛ در آن حال، کمی به چپ می‌چرخاندش و کمی به راست، تا خوب حاصل کار را ورانداز کند؛ و بعد لبخندی از سر رضایت…و دخترک از ذوق چند بار ریزریز روی دو پنجه‌اش می‌شد و در حالی که دو دستش روی سینه ژاکت بود، سرش و نگاهش را به چپ و راست سالن ملاقات می‌گرداند به دنبال آینه‌ای، و چون نمی‌یافت، به سوی میز کناری که خانواده دیگر دور آن نشسته بودند می‌دوید؛ و از دختر جوان محبوسشان می‌پرسید:«خوگشل شدم خاله» و بعد بی آنکه منتظر پاسخ بماند ادامه می‌داد: «…مامانم برام بافته». باز می‌گشت و به هَروَله بدون ترمز خودش را در آغوش باز و منتظر مادر می‌انداخت و… .

با خودم فکر می‌کنم که سالن ملاقات اوین، امسال از این ناب‌ترین لحظه‌های زندگی زندانیان خالی خواهد بود؛ از این امکان ساده و کوچکی که بندی عاطفی بود و پیوندی، بین زنان زندانی و عزیزانشان. دیگر از آن گلوله کامواهای رنگی رنگی، از آن کلاه‌ها و ژاکت‌ها، از آن وراندازها و «خوگشل شدم؟» ها خبری نخواهد بود. چرا؟ چون مسئولی «اشتباهی»، به احتمال زیاد نادانسته و با تصوری امنیت زده، دارد معبر هر نسیمی که رایحه‌ای از «زندگی» انسانی را با خود بیاورد به کلی مسدود می‌کند؛ پس امر مقرّر می‌فرماید که: «کاموا هم ممنوع!»

جناب آقای سازمان زندان‌ها! بدین وسیله به اطلاع می‌رسانیم که: ما «بی قدرتان» تصمیم گرفته‌ایم حق «زندگی» را پس بگیریم؛ به کمک همه…حتی به کمک بسیاری از خود شما؛ و شاید تعجب کنید که بگویم حتی به کمک همکاران، اعضای خانواده و خود آن اقایی که «اشتباهی» است؛ چرا که «اشتباهی» بودن در یک سِمَت، به هیچ وجه به آن معنا نیست که آدم قابلیت درک ناب‌ترین صحنه‌های انسانی را که مقابل دیدگانش به دارند، نداشته باشد.

روزی که گلوله‌های کاموایی رنگی رنگی را باز هم در اوین ببینیم، همه- ما و شما- لبخند خواهیم زد. هیچ کس در آن روز شکست خورده نیست… آخر، شکست خورده که لبخند نمی‌زند!

معطلش نکنید! هوا دارد سردتر می‌شود

با احترام
فرهاد میثمی
یکم ابان ۱۳۹۸ تهران، بند ۴ زندان اوین
Forwarded from اتچ بات
🍃🍃
بیانیه تجمع اعتراضی ۱۹ آبان

ما بازنشستگان بار دیگر در مقابل بی توجهی مسئولین، در یک حرکت متحدانه، در مصاف با شرایطی بیسابقه از فقر و فلاکت تحمیلی تجمع خواهیم کرد.
درطول سال جاری، دولت و مجلس حتی از اجرای قوانین نیم بند تصویب شده ی خود به بهانه عدم تامین بودجه کافی، سر باز زده و کماکان تعرض مداوم به سطح زیست و معیشت بازنشستگان را ادامه می دهند.
علاوه بر این، هیچ اقدام جدی در مورد کاهش نرخ تورم و افزایش و ترمیم حقوق بازنشستگان مطابق هزینه سبد خانوار، توانمندسازی سازی و احیای ظرفیت صندوق ها، پرداخت بدهی های دولت به آن ها و کنترل و نظارت نمایندگان واقعی بازنشستگان بر صندوق ها صورت نگرفته است.
مشکلات بهداشت و درمان عمق بیشتری یافته و مطالبه درمان مناسب و بیمه کارآمد و موثر همچنان بی پاسخ مانده است.
ما بازنشستگان نیز همانند سایر اقشار زحمتکش جامعه، سال هاست که با زندگی حداقلی و زیر خط فقر دست و پنجه نرم کرده و به جز تصویب افزایش دستمزدی تحقیرآمیز برای هرسال و سرکوب، بازداشت، وثیقه و زندانی کردن فعالان جنبش های مطالباتی، پاسخ دیگری نگرفته ایم.

تنها راه برون رفت از شرایط فعلی اتحاد و یکپارچگی بازنشستگان و همه مزد بگیران حول مطالبات مشترک، با حضور گسترده و خستگی ناپذیر در تجمعات واعتراضات به طور مستمر می باشد.

در پی فراخوان تجمع گروه های بازنشستگان، ما امضا کنندگان این بیانیه ، روز یکشنبه ۱۹آبان، مقابل مجلس و سازمان برنامه و بودجه گرد هم خواهیم آمد و دادخواهی خود علیه وضعیت غیر قابل تحمل موجود را تا رسیدن به مطالبات به حقمان همگام و همصدا فریاد خواهیم زد.

١- اتحاد بازنشستگان ایران

٢- گروه بازنشستگان تامین اجتماعی

٣- گروه ۱۹ اسفند.

۴- گروه اتحاد بازنشستگان

۵- چالش صنفی معلمان ایران

۶- اتحاد بازنشستگان

٧- پیشکسوتان آ. پ. پارک شهر

٨- شورای بازنشستگان ایران

۹- انجمن صنفی بازنشستگان

۱۰- گروه بازنشستگان مطالبه گر

۱۱- همراهان بازنشستگان گیلان

اتحاد بازنشستگان
🌈🌈
اسماعیل بخشی، با قرار وثیقه آزاد شد.
آزادی عسل محمدی از زندان اوین

عسل محمدی، عضو هیات تحریریه نشریه گام از زندان اوین آزاد شد. او در پی اعتراضات کارگری نیشکر هفت تپه بازداشت شده بود.

.
Forwarded from اتچ بات
نامه سپیده قلیان به مردم
سلام به مردم عزیز

💢رابطه‌ی زندانی سیاسی با حاکمیت، از هر جناح و دسته‌ای، رابطه‌ی قربانی و جلاد است. دستگاه‌های سرکوب و نهادهای امنیتی، فعال سیاسی را به عنوان ابزاری می‌بینند که با زندانی کردنش، با شکنجه‌اش و با ساختن نامستندهای صدا و سیما در موردش، سیاست ارعاب عمومی برای پیشگیری از اعتراضات را پیش ببرند. این نهادها زندگی شخصی، حیات شغلی و وضعیت تحصیلی زندانی را با بحران مواجه می‌کنند، تا دیگرانی که دل در گروی تغییر وضعیت موجود دارند، از سرنوشت زندانی سیاسی نتیجه بگیرند که بهتر است سکوت کنند.

جناح‌های دیگر حکومتی، که در درگیری‌های جناحی، نتوانسته‌اند بخشی از قدرت که مطلوب‌شان بوده است را به دست بیاورند هم، زندانی سیاسی را به شکل دیگری قربانی می‌کنند. مصداق بارز این قربانی سازی، استفاده از نام زندانیان سیاسی، در نطق‌های رای جمع‌کنی نمایندگان لیست امید است. برای آن‌ها زندانی سیاسی تنها یک نام است که با تکیه بر آن، اولاً خود را از خشونت و سرکوب‌گری مبری جلوه دهند و در عین حال در بازی‌های پشت پرده با برگ «نام زندانی سیاسی» قمار سیاست بازی کنند. این اصلاح‌طلبانِ معتدل شده، احتمالاً به عمد فراموش می‌کنند فاجعه‌ی خاتون آباد در دوره‌ی قدرت آن‌ها بروز کرده است و زندان‌های ایران در زمان یکه‌تازی آن‌ها در دولت و مجلس، مملو از معترضان سیاسی بوده است.

اما مبتذل‌ترین، سخیف‌ترین و رذیلانه‌ترین شکل سو استفاده از نام زندانیان سیاسی، توسط فرقه‌ی بهار و جناح بهاری جمهوری اسلامی انجام شده است. عبدالرضا داوری، در یک نمایش ناشیانه، والدین من را پیدا می‌کند، به آن‌ها وعده‌ی آزادی من را می‌دهد، برای آن‌ها و از طرف آن‌ها، نامه‌ای با تکیه بر دعواهای جناحی می‌نویسد و آن را در دبیرخانه‌ی قوه‌ی قضاییه ثبت می‌کند. تنها چند روز پس از آزادی من و زندانیان هفت‌تپه و روز کارگر، او مزورانه مدعی می‌شود که این آزادی مرهون آن نامه بوده است. هر چند نمی‌گوید نگارنده‌ی نامه خودش بوده است. اما خطاب به آقای رئیسی، طوری آدرس می‌دهد که بله! ایها الناس! بدانید که دعوای باندی و نامه‌ی ما، دلیل اصلی این آزادی بوده است.

جناح و فرقه‌ی بهار، هر قدر هم که تلاش کند، نخواهد توانست سال‌های خفقان و فشار و سرکوب فعالان سیاسی را از ذهنیت افکار عمومی پاک کند. برخی از محبوسین آن دوران، هنوز در زندان‌اند. بنابراین اگر قرار بر نامه نگاری باشد، داوری بهتر است نامه‌ای به احمدی‌نژاد بنویسد و از وضعیت زندانیان کهریزک و اوین و از خون‌های هشتاد و هشت بپرسد.

تزویر اهالی فرقه‌ی بهار، که تلاش می‌کنند مفسدین اقتصادی زندانی شده از گروهشان را به عنوان زندانی سیاسی حقنه کنند و این افراد را با صدها زندانی سیاسی گمنام جمع ببندند، بی‌آنکه من و ما بگوییم روشن است. اما در مقابل این قِسم سو استفاده، باید با قاطعیت و شدت ایستاد و افشاگری کرد.

من این رفتار عبدالرضا داوری را نه سو استفاده از شخص خودم، که پیش بردن یک سیاست مزورانه، خائنانه و در عین حال سرکوب‌گرانه می‌دانم، و تا آنجا که به من مربوط می‌شود، محکوم می‌کنم.

سپیده_قلیان
۱۲ آبان ۱۳۹۸
احضار علی نجاتی از اعضای سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه

#نان_کار_آزادی_
#شادی_رفاه_آبادی

🔻علی نجاتی عضو سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه، به شعبه بیست وهشت دادگاه انقلاب تهران احضار شد.

این احضار از طربق پیامک و ابلاغ الکتریکی به خانم فرزانه زیلابی وکیل کارگران هفت تپه صورت گرفته است.
بر اساس این احضاریه وقت رسیدگی به پرونده علی نجاتی۱۹ آبان ۹۸، روز یکشنبه تعین شده است .
سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه هر گونه ارعاب، تهدید و پرونده سازی برای کارگران و مدافعان جنبش کارگری را محکوم کرده و خواستار پایان دادن به این گونه پرونده سازی ها می باشد.

۱۴ آبان ۹۸
سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه
احضار علی نجاتی از اعضای سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه

#نان_کار_آزادی_
#شادی_رفاه_آبادی

🔻علی نجاتی عضو سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه، به شعبه بیست وهشت دادگاه انقلاب تهران احضار شد.

این احضار از طربق پیامک و ابلاغ الکتریکی به خانم فرزانه زیلابی وکیل کارگران هفت تپه صورت گرفته است.
بر اساس این احضاریه وقت رسیدگی به پرونده علی نجاتی۱۹ آبان ۹۸، روز یکشنبه تعین شده است .
سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه هر گونه ارعاب، تهدید و پرونده سازی برای کارگران و مدافعان جنبش کارگری را محکوم کرده و خواستار پایان دادن به این گونه پرونده سازی ها می باشد.

۱۴ آبان ۹۸
سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه
Channel name was changed to «کانال سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی در ایران»
بیانیه ی شورای بازنشستگان ایران پیرامون لشگر کشی علیه تجمع بازنشستگان

امروز یکشنبه ١٩ آبان طبق فراخوانی که اعضای صندوقهای مختلف بازنشستگی برای پیگیری مطالبات خود اعلام نمودند ،جمعیت انبوهی از بازنشستگان بسمت مجلس و میدان بهارستان حرکت کردند ولی پیش از پیوستن به صفوف خود و آغاز تجمع با صحنه ای از آرایش نیروهای امنیتی و نظامی مواجه شدند بطوریکه خروجی های مترو و خیابانهای اطراف بهارستان مملو از نیروهای سرکوبگر، چه نظامی و چه لباس شخصی بود.
در این فضای بشدت کنترل شده، حتی از حضور ۲ الی۳ نفر در کنار یکدیگر بشدت ممانعت می نمودند.

این درجه از سرکوب برای تجمع بازنشستگانی که همواره صلح آمیز ترین و قانونی ترین شیوه های تجمعی را برگزار کرده اند، بی سابقه بوده است .

یکی دیگر از ویژه گیهای قابل توجه حضور چشمگیر زنان پلیس بود که نشان از هراس آنان از حضور گسترده زنان در تجمعات است.
طبق مشاهدات عینی ، تعدادی از بازنشستگان تهدید، دستگیر و گوشی هایشان مصادره گردید.

بازنشستگانی که پس از سالها زحمت، باتوجه به صندوق های غارت شده و معیشت چهار برابر زیر خط فقر، وضعیت نابسامان درمان و بهداشت زندرای از دست دادن ندارند که با این فشارهای سیستماتیک به عقب نشینی تن دهند.
ما ضمن محکوم نمودن این لشگر کشی شدید علیه بازنشستگان به نهادهای مسئول اعلام میداریم که این تعرض آشکار به مطالبه گری بازنشستگان بی پاسخ نخواهد ماند و تا رسیدن به خواسته هایمان، همچنان به پیگیری مطالبات خود ادامه خواهیم داد.

شورای بازنشستگان ایران
١٩آبان ٩٨