کانال سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی در ایران
212 subscribers
2.05K photos
747 videos
12 files
3.17K links
لینک گروه سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
https://t.me/joinchat/UX9NxShCKS8gA5hM

کانال سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
https://t.me/ofppi

سایت سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
Www.ofppi.org
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پاسخ درخواست نان را با گلوله دادند.
مرگ بر جمهوری اسلامی.

فيلمى از تجمع مردم حمیدیه اهواز در اعتراض به گرانی وتورم - شليك تیر هوایی توسط نیروهای جمهوری اسلامی
🔴فردا چهارشنبه ۲۳ مرداد دادگاه سید رسول طالب مقدم از اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد واز بازداشتی های ۱۱اردیبهشت درشعبه ۲۶ دادگاه انقلاب برگزار می گردد.

سید رسول طالب مقدم با وثیقه ۲۸۰میلیون تومانی ازبند ۲۰۹ زندان اوین آزاد شد و به فعالیت تبلیغی علیه نظام و اخلال در نظم و آرامش عمومی متهم شد .

محاکمه عضو دیگر سندیکای شرکت واحد، حسن سعیدی در روز شنبه ۲۶ مرداد در همین شعبه دادگاه انقلاب برگزار خواهد گردید.
22مرداد98
Forwarded from اتچ بات
پیروزی نان کار آزادی، در دادگاه !

۱۲ مرداد ۱۳۹۸ روز محاکمه کارگران هفت تپه ، اسماعیل بخشی، علی نجاتی و محاکمه حامیان جنبش کارگری بود.

همانطور که قبلا سندیکای کارگران هفت‌تپه اعلام داشته بود، در این دادگاه تنها اسماعیل بخشی ،علی نجاتی، سپیده قلیان و‌ عسل محمدی و... محاکمه نمیشوند، در واقع آنچه قرار بود محاکمه شود،
#نان_کار_آزادی_بود.


قاضی پرونده، گفته است که شعار نان کار آزادی، شعار بالا شکمی و زیر شکمی است!!؟؟؟؛
جواب اسماعیل این بود، شعار نان کار آزادی فشرده خواست و مطالبه کارگران است.

سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه ادعا دارد که شعار نان کار آزادی در این دادگاه! پیروز شد است، حتی اگر متهمان این پرونده مشمول مجازات‌های سنگین و‌غیر انسانی شوند.

ما می گوئیم پیروز شده ایم ، چرا که توانستیم کیفر خواست میلیون ها کارگر و زحمتکش را روی میز قوه قضائیه ! در ایران قرار دهیم .

ما پیروز شدیم چرا که نماینده کارگران هفت تپه از خواست میلیون ها کارگر و زحمتکش در ایران به دفاع برخواست.

ما پیروز شدیم و بر خود می بالیم که خواست میلیون ها انسان را فریاد زدیم.

خواست میلیون ها کارگر، فارغ از رنگ، نژاد مذهب و ملیت، با هر لباس و زبانی که باشد، عرب، لر، کرد، ترک، فارس، بلوچ و ... ، مطالبه ما کارگران رنگ و نژاد نمی شناسد، ما خواستار یک زندگی شایسته به دور از ستم و استثمار هستیم.

جنبش ما، جنبش نان کار ازادی، در هیچ دادگاهی شکست نخواهد خورد، در هیچ دادگاهی!

سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه
#الهام_احمدی، از دراویش گنابادی روز سه‌شنبه ۲۲ مردادماه ۹۸، پس از یک سال و نیم حبس و اجرای حکم ۴۸ ضربه شلاق با پایان دوران محکومیت از زندان اوین آزاد شد.


پنج زن درویش به نام‌های #شکوفه_یداللهی، #نازیلا_نوری، #سپیده_مرادی، #شیما_انتصاری و #سیما_انتصاری کماکان در زندان‌های اوین و قرچک محبوسند.
🔴محاکمه هشت نفر از کارگران هفت تپه در شوش

امروز چهار شنبه، ۲۳ مرداد، هشت نفر از کارگران نیشکرهفت تپه در دادگاه شوش محاکمه شدند.

تعداد چهار نفراز این کارگران چند ماه قبل در ارتباط با همین پرونده مدت یک هفته درزندان دزفول بازداشت بودند که همگی با قرار وثیقه، به طور موقت آزاد شدند.

درهمین ارتباط، در چند روز گذشته تعداد هشت نفر دیگر از کارگران نیشکر هفت تپه، در دادگاه! به احکام ناعادلانه و غیر انسانی، هشت ماه حکم تعلیقی و تحمل ۳۰ ضربه شلاق!!؟ محکوم شدند.
لازم به یاد آوری است که در جلسه امروز ۴ نفر از کارگران هفت تپه خانم فرزانه زیلابی، به عنوان وکیل کارگران هفت تپه در دادگاه حضور داشته است.
🔴امروز چهارشنبه ۲۳مرداد دادگاه سید رسول طالب مقدم از بازداشتی های روزجهانی کارگر درشعبه ۲۶ دادگاه انقلاب برگزار گردید.

سید رسول طالب مقدم راننده بی آرتی و عضو سندیکای کارگران شرکت واحد که در اول ماه مه روزجهانی کارگر ۱۱اردیبهشت در اعتراض به معیشت کارگران درمقابل مجلس بازداشت شده بود امروز ۲۳ مردادبه اتهام های اخلال درنظم عمومی وتبلیغ علیه نظام در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب محاکمه گردید د وکیل مدافع این عضو سندیکا آقای رضایی ضمن رد اتهامات وارده لایه دفاعی خود را تقدیم دادگاه کرد.

دراین زمینه حسن سعیدی یکی دیگر از اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد در روز شنبه ۲۶ مرداد قرار است در همین شعبه تحت محاکمه قرارگیرد.
بازداشت رهام یگانه به دلیل حمایت از کارگران هفت تپه در برابر دادگاه انقلاب!


رهام یگانه، دانشجوی کارگردانی سینما دانشگاه سوره در روز ۱۲ مرداد ماه به دلیل حضور در کنار خانواده بازداشتیان هفت‌تپه جهت حمایت از ایشان، مقابل دادگاه انقلاب به همراه هیراد پیربداغی و فرید لطف آبادی بازداشت شده‌است. وی هم اکنون بدون برگزاری هیچگونه دادگاهی در بند 209 زندان اوین قرار دارد و تا اطلاع ثانوی ممنوع‌الملاقات و ممنوع‌التماس خواهد بود. بازپرس پرونده در اینباره مدت زمان حداقل ۱۵ روزه را اعلام کرده است.

در حال حاضر هر سه بازداشتی نسبت به قرار بازداشت خود اعتراض کرده اند و این اعتراض برای بررسی به دادگاه انقلاب خواهد رفت. به نقل از شاه محمدی، رئیس شعبه هفتم بازپرسی دادسرای اوین، این اعتراضات در دادگاه رد خواهد شد.
تجمع روز گذشته ( ۲۲ مرداد) معلمان ایران در حمایت از معلم زندانی #محمد_حبیبی
جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات مرضیه امیری برگزار شد.

جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات مرضیه امیری، دانشجوی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، روزنامه نگار روزنامه شرق و از بازداشت شدگان روز جهانی کارگر، روز سه شنبه ٢٢ مردادماه ١٣٩٨ در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی مقیسه برگزار شد.

سمیرا امیری، خواهر مرضیه امیری با اعلام برگزاری جلسه رسیدگی به اتهامات وی در صفحه شخصی خود در توییتر نوشت: قاضی مقیسه یک بار دیگر درخواست مرضیه مبنی بر تبدیل قرار بازداشت موقت به قرار وثیقه را رد کرد.

لازم به ذکر است مرضیه امیری به دلیل فشارهای وارده در دوران بازجویی یک بار دچار حمله صرع شده و از دسترسی به خدمات پزشکی در زندان اوین محروم بوده است.
برگزاری دادگاه #حسن_سعیدی

جلسه دوم دادگاه حسن سعیدی از بازداشت‌شدگان روز کارگر شنبه ۲۶ مرداد ماه برگزار خواهد شد.

۱۶ مرداد ماه جلسه‌ای برای رسیدگی به پرونده حسن سعیدی از اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد، به اتهام شرکت در تجمع روز کارگر تشکیل شد. در این جلسه کیفر خواستی خوانده شد و اتهامات "اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت کشور" و "اخلال در نظم و آسایش عمومی" به وی تفهیم شد.

در جلسه نخست قاضی پرونده با درخواست حسن سعیدی موافقت نمود و برای ورود وکیل به پرونده، ادامه رسیدگی را به جلسه‌ای دیگر در روز شنبه ۲۶ مرداد موکول کرد.
🔴 نامه‌ی عاطفه رنگریز از زندان قرچک

«آیا دوباره گیسوانم را در باد شانه خواهم زد؟ آیا دوباره روی لیوان‌ها خواهم رقصید؟»۱

آیا می‌شود در سالن پنج اندرزگاه یک قرچک نوشت؟ بعید می‌دانم! به قولی قرچک نام مستعار جهنم است.

حال که دارم می‌نویسم بر تخت طبقه سومی نشسته‌ام که پاهایم رنده رنده شد از بس که بالا رفته‌ام «از نردبانی که ارتفاع حقیری دارد.» تختی که به رفیقم می‌گویم بیا برویم توی قبرهایمان و تختی که زیر پاهایمان یک باکس و یک ساک است. و ما از بس که جا برای نشستن نداریم در کابینمان، خودمان را به اینجا می‌کشانیم.

آیا می‌شود نوشت؟ بعید می‌دانم. در اینجا ده بند است و هر بند به طور تقریبی صدوبیست تا صدوپنجاه نفر جمعیت دارد. به جز بند مادران یا بندی که سرنوشت کودکانش از همان ابتدا محکوم به شکست است. کودکانی که نه شب را می‌بینند، و نه پدر را، و نه بیرون را، و نه پارک ملی را و نه چیزهای ملی شده را! و اما می‌بینند درهای بسته و قفل‌های بسیاری را و آیا کودکان اینجا خواب ستاره‌ی قرمز را می‌بینند؟!

در بندِ پنج، یازده کابین است و در هر کابین چهار تخت سه‌طبقه‌ای که دوازده نفر در آن سوار قطار مرگ شده‌اند و در مسیر برزخی به انتظار یک ابلاغیه، اعزام و یا انتقال هستند تا شاید دمی پیاده شوند و درها برایشان گشوده شود.

من سوار بر یکی از این واگن‌ها (کابین‌های قطار ایستاده‌ی مرگ و تعلیقی) پیش به سوی ناکجاآباد تلاش دارم که بنویسم اما بعید می‌دانم که واژه‌هایم بتوانند مسافران اینجا را دیدنی کنند. زیرا بیرون مرده است و «هیچ‌کس به قطار ایستاده‌ی مرگ نگاه نمی‌کند.»۲

واگن‌ها توسط دو دیوار که یک‌ونیم متر از سقف فاصله دارند، محاصره شده‌ است و حدود هشت متر جا برای خوردن و آشامیدن و زیستن. یعنی در همین هشت متر دوازده نفر با باروبندیلشان باید خود را جا بدهند.

این مسافرانِ به قصد ناکجاآباد و باروبندیلی که ظروف پلاستیکی و بشقاب‌های ملامین و انواع و اقسام کنسروها و نگهدارنده‌ها و لباس‌های بوتیک اینجاست که سه‌لاپهنا حساب می‌شود.

آیا درست است که دهان بگشایم و از مسافران اینجا بگویم؟ و نورهای مداوم مهتابی‌ها که چشم‌هایمان را می‌زند و صداهایی که گوش‌هایمان را کر می‌کند: پِیج‌های مداوم، تهدیدها، هشدارها و شماره‌های آماری که صبح و عصر، ما را از هواخوری به بند می‌کشاند.

زمان ناهار که فرا می‌رسد بوی برنج سویا بلند می‌شود و باید با یک ظرف در صف بایستی و بعدْ شستن و… . اینجا شستن ظروف و لباس‌ها از اعمال شاقه به شمار می‌آید و از همین رو کارگرهایی هستند که به بهای ناچیزی گردن به این اعمال می‌‌نهند. آب شور این بیایان نیز مدام دریغ می‌شود از برزخیان اینجا. و حمام اینجا مرا می‌برد به عصر اتاق‌‌های گاز.

آیا می‌توانم بنویسم؟ بعید می‌دانم. مسافران از هجمه‌ی زیادشان درهم می‌لولند و با پرینتشان هل داده‌ شده‌اند به این قطار و من در این قطار ایستاده‌ی مرگ، زمان را از یاد برده‌ام. و گویی ساعت یک‌بار نواخت و در بند باز شد و دیگر ایستاد و ایستاد. و ساعت مدام دهن‌کجی می‌کند بر ما! و راستی اینجا ممنوع است دوتا شدن، سه تا شدن، بی‌شمار شدن.

بیشتر مسافران باید خود را به کارگاه‌های اشتغال (کار اجباری) بسپارند که زمانِ ایستاده بر دوششان را فراموش کنند تا بتوانند بیست دقیقه زمان بخرند که به بیرون وصل شوند و حرکت رخ دهد و در پایان فقط می‌توانم بگویم «من راز فصل‌ها را می‌دانم و حرف لحظه‌ها را می‌فهمم. نجات دهنده در گور خفته است.»

۹۸.۸.۲۴
زندان قرچک
🔴شاپور احسانی راد به بند عمومی زندان اوین منتقل شد

دیروز ۲۴ مرداد شاپور احسانی راد عضو هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران در تماسی تلفنی با خانواده از انتقال خود به بند عمومی زندان اوین خبر داد.
۱۹ روز از بازداشت شاپور احسانی راد میگذرد. ایشان از همان روز دستگیری تاکنون ممنوع الملاقات بوده است و تنها چند تماس کوتاه تلفنی با خانواده اش داشته است.
خانواده شاپور احسانی راد در این مدت بارها به شعبه بازپرسی دادسرای مقدسی و دفتر دادیار ناظر بر زندانها مراجعه کرده اند ولی هیچگونه اطلاعی از وضعیت شاپور، اتهام و علت دستگیری وی و اینکه تا چه زمانی قرار است در بازداشت بماند به آنها داده نشده است.
اتحادیه آزاد کارگران ایران ادامه بازداشت شاپور احسانی راد را قویاً محکوم می نماید و خواهان آزادی ایشان و دیگر کارگران زندانی است.
اتحادیه آزاد کارگران ایران_ ۲۵ مرداد ۹۸
Forwarded from اتچ بات
نامه سهیل عربی از زندان اوین

وقتی که فساد مشروع و قانونی است؛ زندان و سرمایه داری رفاقتی
اوین به ویژه طی چند دهه اخیر به این دلیل که محل نگهداری نواندیشان، روزنامه نگاران، وکلا، دانشجویان، منتقدان، دگراندیشان، معترضان، زندانیان عقیدتی و سیاسی بوده، حساس‌تر و برجسته از سایر زندان ها است. حسب حوادث و اتفاقاتی که در ماه‌های اخیر رخ داد که البته از مهم‌ترین آن‌ها به قتل رسیدن زنده یاد علیرضا شیرمحمدعلی بود، شاهد جابه‌جایی مدیران چند زندان بودیم. برکناری هدایت فرزادی، رئیس زندان تهران بزرگ، تبعید افسر نگهبان وقت، انتقال علی چهارمحالی از اوین به تهران بزرگ، و سپردن مدیریت بازداشتگاه اوین به غلامرضا ضیایی که در بدو ورود با طرح تغییر سیستم تلفن ها و ایجاد محدودیت در برقراری ایجاد تماس تلفنی برای زندانیان عامل فشار روحی و روانی مضاعف برای محبوسان در زندان اوین شده است. بنابراین بر آن شدم تا کارکرد زندان در جمهوری اسلامی را از منظر اقتصاد سیاسی تحلیل کنم. بیش از دو ماه است که کارت تلفن فقط در بازار سیاه زندان و با پنج برابر قیمت معمول به فروش می‌رسد. علاوه بر قیمت بالای این کارت‌ها که با همین قیمت نیز برای زندانیان دشوارتر از پیش شده، برای برخی دیگر غیرممکن شده است. مهم‌ترین انگیزه مسئولان از ایجاد این تغییر جلوگیری از خروج اطلاعات از زندانی است که جزو امنیتی‌ترین زندان ها است. گفته می‌شود قرارگاه ثارالله اطلاعات سپاه عامل اصلی این تغییر سیستم بوده است و گمانه زنی های تعویض علی چهارمحالی که حرف‌شنوی های کمتری نسبت به ضیایی از نهاد های دولتی داشته را نیز بر این اساس می داند. این ایجاد محدودیت باعث شکل گیری بازار سیاه در زندان شده و با تغییر سیستم، این بازار سیاه تقویت شده است و افراد بی بضاعت و قشر آسیب پذیر متحمل ظلم و دشواری مضاعفی خواهند شد.
پرسش اصلی که برای نگارنده این نامه ایجاد شده این است که ایجاد این محدودیت و امنیتی ساختن فضا به سود چه افراد و چه نهادهایی خواهد بود؟ در زندان تهران بزرگ، رجایی شهر کرج و سایر زندان‌هایی که این شکل از محدودیت اجرا شده، بستر وقوع جرایم مختلف اعم از کلاهبرداری، شکل‌گیری بازار سیاه و تبعیض ایجاد شده است. افراد بی بضاعت درون زندان مجبور به تحمل آسیب های مضاعفند، از جمله افرادی که به دلیل ناتوانی از پرداخت نفقه، یا بدهی و یا مهریه در زندان به سر می‌برند. علاوه بر این ها زندانیان سیاسی و عقیدتی برای برقراری تماس با خانواده هایشان دچار مشکلات متعدد شده‌اند. هر آینه با نگاه دقیق به عملکرد نهادهای امنیتی و همدستی آن‌ها با سازمان زندان‌ها و البته شناخت این سیستم سرمایه داری رفاقتی، به نحوی انباشت سرمایه و کسب درآمد از زندان، آگاهی کافی را کسب کنیم تا بتوانیم تغییر ایجاد کنیم.
چرخه ای که خود مولد مجرم و خود کیفر دهنده اوست، خود اختلاف طبقاتی و نابرابری را به وجود می‌آورد و از هر دو شکل واکنش به این نابرابری نهایت استفاده را می‌برد. برخی به این نابرابری اعتراض می کنند و سعی بر تغییر و دگرگونی وضع نامطلوب فعلی و گذار به وضعیت مطلوب و یا دستکم بهتر شدن وضعیت دارند. برخی نیز تصمیم می گیرند که همرنگ با جماعت دارای قدرت و در راس حکومت شوند، و نهایتا تبدیل به دزدها و خلافکار های کوچک می‌شوند. گروه اول با اتهامات‌های امنیتی از نگاه حکومت، مثل اجتماع و تبانی، فعالیت تبلیغی علیه نظام، و حتی در مواردی محارب یا سب‌النبی و گروه دوم به اتهام سرقت، فروش مواد، کالای قاچاق و غیره وارد زندان می‌شوند.
اکثر زندانیان از ۵۰۰ هزار تومان تا ۳ میلیون و گاهی بیشتر در ماه از فروشگاه های زندان خرید می کنند. حتی برخی از افراد برای داشتن شرایطی که دشواری را کمتر تحمل کنند، مبالغ قابل توجهی را به برخی مسئولان زندان پرداخت می‌کنند. بنابراین مسئولان زندان و نهاد های امنیتی علاوه بر حقوقی که به بهانه محافظت از امنیت و مبارزه با جرم و فساد و اقدامات تربیتی دریافت می‌کنند، که البته هرگز چنین خاصیتی نداشته اند، چند برابر حقوق دریافتی از دولت، از طریق ایجاد محدودیت و فروش آزادی های اندک به زندانیان، مانند اعطای پست وکیل بند به شخصی که توان مالی بیشتری دارد، فروش موبایل و مواد مخدر کسب درآمد می کنند و این چرخه تا همیشه ادامه دارد. حتی آن گروه سومی که بی تفاوت اند، هیچگاه گمان نکرده‌اند که روزی به دام این نهاد ها خواهند افتاد و در اثر بحران‌های اقتصادی طی دو سال اخیر وارد زندان خواهند شد.
سهیل عربی / زندان اوین / مردادماه ۱۳۹۸″.
زندانیان سیاسی در ایران را تنها نگذاریم.
هوشمند علی پور و محمد استاد قادر دو زندانی سیاسی در زندان مرکزی شهر سنندج هستند که یکسال پیش توسط نیروهای اطلاعاتی و امنیتی جمهوری اسلامی در بین شهرهای سقز و بانه در کردستان ایران شناسایی و دستگیر می‌شوند.

بارها مورد شکنجه های جسمی مختلفی قرار گرفته و زیر بدترین شکنجه ها مجبور به اعتراف اجباری علیه خودشان شده اند.
جان این دو زندانی سیاسی در خطر جدی است و با حمایت‌های همه انسان های شریف و آزادیخواه در داخل ایران و سراسر جهان جلوی صدور هرگونه احکام ظالمانه جمهوری اسلامی علیه آنان را بگیریم.
“امروز شنبه بیست و ششم مردادماه،شاه‌محمدی بازپرس شعبه‌ی هفت زندان اوین گفت من و مادر رهام و مادر فرید را به هیچ وجه نمیپذیرد!نامه پشت نامه میدهیم و خبری نیست.” #رهام_یگانه #هیراد_پیربداقی #فرید_لطف_آبادی در تصویر به ترتیب مادر #عسل_محمدی ،رهام،هیراد و مادر #ندا_ناجی که جدیدا از زندان قرچک به زندان اوین منتقل شده است، را میبینید.

از #هفت_تپه تا تهران #زحمتکشان در زندان

-کمپین حمایت از بازداشت‌شدگان هفت‌تپه و زندانیان ترقی‌خواه


https://t.me/ofppi
نامه زانیار مرادی از زندان رجایی شهر در رابطه با روز جهانی زندانیان سیاسی
اقبال مرادی با صدای پدرانه نامه فرزند زیر اعدامش را میخواند