کانال سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی در ایران
212 subscribers
2.05K photos
747 videos
12 files
3.17K links
لینک گروه سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
https://t.me/joinchat/UX9NxShCKS8gA5hM

کانال سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
https://t.me/ofppi

سایت سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
Www.ofppi.org
Download Telegram
فرید مقدم، به اتهام عجیب " تلاش برای تشدید تحریمهای علیه ایران" بازداشت شد.

فرید مقدم که پیشتر نیز از سوی نهادهای امنیتی احضار و مورد بازجویی قرار گرفته بود روز شنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۸ توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به بازداشتگاه اداره اطلاعات منتقل شده است.

این شهروند ایرانی باورمند به آئین بهایی پس از هشت روز تنها یک مرتبه حق تماس با خانواده خود را داشته است.
نهادهای امنیتی اتهام تلاش در راستای «تشدید تحریم‌ها» علیه جمهوری اسلامی را نسبت به این جوان کم سن و سال بهایی داده‌اند.

طی هفته‌های اخیر بیش از هفت شهروند بهایی بازداشت و منزل دستکم دو شهروند بهایی دیگر به نام‌های جمال‌الدین خانجانی و تورج امینی تفتیش و همچنین حکم ده سال حبس تعزیری به فاروق ایزدی‌نیا ابلاغ شده است.
دستگیری شماری از فعالین سیاسی و مدنی از جمله برخی از امضا کنندگان نامه درخواست استعفای علی خامنه ای، در مشهد.

تعدادی از معترضین به حکم ۱۳ سال زندان کمال جعفری ( از امضا کنندگان نامه درخواست استعفای خامنه ای) که روز یکشنبه در مقابل دادگستری خراسان رضوی دست به تجمع زده بودند دستگیر شدند.

اسامی تعدادی از بازداشت شدگان:

#محمدنوری‌زاد
#هاشم_خواستار
#عبدالرسول_مرتضوی
#غلام‌حسین_بروجردی
#پوران‌_ناظمی
#جوادلعل‌محمدی
#فاطمه_سپهری
#محمدحسین_سپهری
#مرتضی_قاسمی
#حوریه_فرج‌زاده_طارانی
و تعداد پنج نفر دیگر (شامل زن و مرد) از افراد کانون فرهنگیان و جانبازانی که اسامی آنها تاکنون مشخص نشده.
دستگیر شدگان حدود ۱۵ نفر گزارش شده اند.
بازداشت نرگس منصوری، از امضاکنندگان بیانیه ۱۴ فعال مدنی زن

یک روز پس از بازداشت ۱۵ نفر از فعالان سیاسی و مدنی در مشهد، از جمله برخی از امضاکنندگان نامه درخواست استعفای علی خامنه‌ای، مأموران امنیتی جمهوری اسلامی نرگس منصوری، از امضاکنندگان بیانیه ۱۴ فعال مدنی زن را نیز بازداشت کردند.
فرهاد شیخی به حبس و شلاق محکوم شد


فرهاد شیخی، از بازداشت شدگان روز جهانی کارگر توسط دادگاه کیفری دو تهران به ۴ ماه حبس و ۵ ضربه شلاق محکوم شد. این حکم به مدت دو سال تعلیق شده است. جلسه دادگاه وی در تاریخ ۱۳ مردادماه برگزار شده بود.


#بازداشت_شدگان_روز_جهانی_کارگر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پاسخ درخواست نان را با گلوله دادند.
مرگ بر جمهوری اسلامی.

فيلمى از تجمع مردم حمیدیه اهواز در اعتراض به گرانی وتورم - شليك تیر هوایی توسط نیروهای جمهوری اسلامی
🔴فردا چهارشنبه ۲۳ مرداد دادگاه سید رسول طالب مقدم از اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد واز بازداشتی های ۱۱اردیبهشت درشعبه ۲۶ دادگاه انقلاب برگزار می گردد.

سید رسول طالب مقدم با وثیقه ۲۸۰میلیون تومانی ازبند ۲۰۹ زندان اوین آزاد شد و به فعالیت تبلیغی علیه نظام و اخلال در نظم و آرامش عمومی متهم شد .

محاکمه عضو دیگر سندیکای شرکت واحد، حسن سعیدی در روز شنبه ۲۶ مرداد در همین شعبه دادگاه انقلاب برگزار خواهد گردید.
22مرداد98
Forwarded from اتچ بات
پیروزی نان کار آزادی، در دادگاه !

۱۲ مرداد ۱۳۹۸ روز محاکمه کارگران هفت تپه ، اسماعیل بخشی، علی نجاتی و محاکمه حامیان جنبش کارگری بود.

همانطور که قبلا سندیکای کارگران هفت‌تپه اعلام داشته بود، در این دادگاه تنها اسماعیل بخشی ،علی نجاتی، سپیده قلیان و‌ عسل محمدی و... محاکمه نمیشوند، در واقع آنچه قرار بود محاکمه شود،
#نان_کار_آزادی_بود.


قاضی پرونده، گفته است که شعار نان کار آزادی، شعار بالا شکمی و زیر شکمی است!!؟؟؟؛
جواب اسماعیل این بود، شعار نان کار آزادی فشرده خواست و مطالبه کارگران است.

سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه ادعا دارد که شعار نان کار آزادی در این دادگاه! پیروز شد است، حتی اگر متهمان این پرونده مشمول مجازات‌های سنگین و‌غیر انسانی شوند.

ما می گوئیم پیروز شده ایم ، چرا که توانستیم کیفر خواست میلیون ها کارگر و زحمتکش را روی میز قوه قضائیه ! در ایران قرار دهیم .

ما پیروز شدیم چرا که نماینده کارگران هفت تپه از خواست میلیون ها کارگر و زحمتکش در ایران به دفاع برخواست.

ما پیروز شدیم و بر خود می بالیم که خواست میلیون ها انسان را فریاد زدیم.

خواست میلیون ها کارگر، فارغ از رنگ، نژاد مذهب و ملیت، با هر لباس و زبانی که باشد، عرب، لر، کرد، ترک، فارس، بلوچ و ... ، مطالبه ما کارگران رنگ و نژاد نمی شناسد، ما خواستار یک زندگی شایسته به دور از ستم و استثمار هستیم.

جنبش ما، جنبش نان کار ازادی، در هیچ دادگاهی شکست نخواهد خورد، در هیچ دادگاهی!

سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه
#الهام_احمدی، از دراویش گنابادی روز سه‌شنبه ۲۲ مردادماه ۹۸، پس از یک سال و نیم حبس و اجرای حکم ۴۸ ضربه شلاق با پایان دوران محکومیت از زندان اوین آزاد شد.


پنج زن درویش به نام‌های #شکوفه_یداللهی، #نازیلا_نوری، #سپیده_مرادی، #شیما_انتصاری و #سیما_انتصاری کماکان در زندان‌های اوین و قرچک محبوسند.
🔴محاکمه هشت نفر از کارگران هفت تپه در شوش

امروز چهار شنبه، ۲۳ مرداد، هشت نفر از کارگران نیشکرهفت تپه در دادگاه شوش محاکمه شدند.

تعداد چهار نفراز این کارگران چند ماه قبل در ارتباط با همین پرونده مدت یک هفته درزندان دزفول بازداشت بودند که همگی با قرار وثیقه، به طور موقت آزاد شدند.

درهمین ارتباط، در چند روز گذشته تعداد هشت نفر دیگر از کارگران نیشکر هفت تپه، در دادگاه! به احکام ناعادلانه و غیر انسانی، هشت ماه حکم تعلیقی و تحمل ۳۰ ضربه شلاق!!؟ محکوم شدند.
لازم به یاد آوری است که در جلسه امروز ۴ نفر از کارگران هفت تپه خانم فرزانه زیلابی، به عنوان وکیل کارگران هفت تپه در دادگاه حضور داشته است.
🔴امروز چهارشنبه ۲۳مرداد دادگاه سید رسول طالب مقدم از بازداشتی های روزجهانی کارگر درشعبه ۲۶ دادگاه انقلاب برگزار گردید.

سید رسول طالب مقدم راننده بی آرتی و عضو سندیکای کارگران شرکت واحد که در اول ماه مه روزجهانی کارگر ۱۱اردیبهشت در اعتراض به معیشت کارگران درمقابل مجلس بازداشت شده بود امروز ۲۳ مردادبه اتهام های اخلال درنظم عمومی وتبلیغ علیه نظام در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب محاکمه گردید د وکیل مدافع این عضو سندیکا آقای رضایی ضمن رد اتهامات وارده لایه دفاعی خود را تقدیم دادگاه کرد.

دراین زمینه حسن سعیدی یکی دیگر از اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد در روز شنبه ۲۶ مرداد قرار است در همین شعبه تحت محاکمه قرارگیرد.
بازداشت رهام یگانه به دلیل حمایت از کارگران هفت تپه در برابر دادگاه انقلاب!


رهام یگانه، دانشجوی کارگردانی سینما دانشگاه سوره در روز ۱۲ مرداد ماه به دلیل حضور در کنار خانواده بازداشتیان هفت‌تپه جهت حمایت از ایشان، مقابل دادگاه انقلاب به همراه هیراد پیربداغی و فرید لطف آبادی بازداشت شده‌است. وی هم اکنون بدون برگزاری هیچگونه دادگاهی در بند 209 زندان اوین قرار دارد و تا اطلاع ثانوی ممنوع‌الملاقات و ممنوع‌التماس خواهد بود. بازپرس پرونده در اینباره مدت زمان حداقل ۱۵ روزه را اعلام کرده است.

در حال حاضر هر سه بازداشتی نسبت به قرار بازداشت خود اعتراض کرده اند و این اعتراض برای بررسی به دادگاه انقلاب خواهد رفت. به نقل از شاه محمدی، رئیس شعبه هفتم بازپرسی دادسرای اوین، این اعتراضات در دادگاه رد خواهد شد.
تجمع روز گذشته ( ۲۲ مرداد) معلمان ایران در حمایت از معلم زندانی #محمد_حبیبی
جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات مرضیه امیری برگزار شد.

جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات مرضیه امیری، دانشجوی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، روزنامه نگار روزنامه شرق و از بازداشت شدگان روز جهانی کارگر، روز سه شنبه ٢٢ مردادماه ١٣٩٨ در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی مقیسه برگزار شد.

سمیرا امیری، خواهر مرضیه امیری با اعلام برگزاری جلسه رسیدگی به اتهامات وی در صفحه شخصی خود در توییتر نوشت: قاضی مقیسه یک بار دیگر درخواست مرضیه مبنی بر تبدیل قرار بازداشت موقت به قرار وثیقه را رد کرد.

لازم به ذکر است مرضیه امیری به دلیل فشارهای وارده در دوران بازجویی یک بار دچار حمله صرع شده و از دسترسی به خدمات پزشکی در زندان اوین محروم بوده است.
برگزاری دادگاه #حسن_سعیدی

جلسه دوم دادگاه حسن سعیدی از بازداشت‌شدگان روز کارگر شنبه ۲۶ مرداد ماه برگزار خواهد شد.

۱۶ مرداد ماه جلسه‌ای برای رسیدگی به پرونده حسن سعیدی از اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد، به اتهام شرکت در تجمع روز کارگر تشکیل شد. در این جلسه کیفر خواستی خوانده شد و اتهامات "اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت کشور" و "اخلال در نظم و آسایش عمومی" به وی تفهیم شد.

در جلسه نخست قاضی پرونده با درخواست حسن سعیدی موافقت نمود و برای ورود وکیل به پرونده، ادامه رسیدگی را به جلسه‌ای دیگر در روز شنبه ۲۶ مرداد موکول کرد.
🔴 نامه‌ی عاطفه رنگریز از زندان قرچک

«آیا دوباره گیسوانم را در باد شانه خواهم زد؟ آیا دوباره روی لیوان‌ها خواهم رقصید؟»۱

آیا می‌شود در سالن پنج اندرزگاه یک قرچک نوشت؟ بعید می‌دانم! به قولی قرچک نام مستعار جهنم است.

حال که دارم می‌نویسم بر تخت طبقه سومی نشسته‌ام که پاهایم رنده رنده شد از بس که بالا رفته‌ام «از نردبانی که ارتفاع حقیری دارد.» تختی که به رفیقم می‌گویم بیا برویم توی قبرهایمان و تختی که زیر پاهایمان یک باکس و یک ساک است. و ما از بس که جا برای نشستن نداریم در کابینمان، خودمان را به اینجا می‌کشانیم.

آیا می‌شود نوشت؟ بعید می‌دانم. در اینجا ده بند است و هر بند به طور تقریبی صدوبیست تا صدوپنجاه نفر جمعیت دارد. به جز بند مادران یا بندی که سرنوشت کودکانش از همان ابتدا محکوم به شکست است. کودکانی که نه شب را می‌بینند، و نه پدر را، و نه بیرون را، و نه پارک ملی را و نه چیزهای ملی شده را! و اما می‌بینند درهای بسته و قفل‌های بسیاری را و آیا کودکان اینجا خواب ستاره‌ی قرمز را می‌بینند؟!

در بندِ پنج، یازده کابین است و در هر کابین چهار تخت سه‌طبقه‌ای که دوازده نفر در آن سوار قطار مرگ شده‌اند و در مسیر برزخی به انتظار یک ابلاغیه، اعزام و یا انتقال هستند تا شاید دمی پیاده شوند و درها برایشان گشوده شود.

من سوار بر یکی از این واگن‌ها (کابین‌های قطار ایستاده‌ی مرگ و تعلیقی) پیش به سوی ناکجاآباد تلاش دارم که بنویسم اما بعید می‌دانم که واژه‌هایم بتوانند مسافران اینجا را دیدنی کنند. زیرا بیرون مرده است و «هیچ‌کس به قطار ایستاده‌ی مرگ نگاه نمی‌کند.»۲

واگن‌ها توسط دو دیوار که یک‌ونیم متر از سقف فاصله دارند، محاصره شده‌ است و حدود هشت متر جا برای خوردن و آشامیدن و زیستن. یعنی در همین هشت متر دوازده نفر با باروبندیلشان باید خود را جا بدهند.

این مسافرانِ به قصد ناکجاآباد و باروبندیلی که ظروف پلاستیکی و بشقاب‌های ملامین و انواع و اقسام کنسروها و نگهدارنده‌ها و لباس‌های بوتیک اینجاست که سه‌لاپهنا حساب می‌شود.

آیا درست است که دهان بگشایم و از مسافران اینجا بگویم؟ و نورهای مداوم مهتابی‌ها که چشم‌هایمان را می‌زند و صداهایی که گوش‌هایمان را کر می‌کند: پِیج‌های مداوم، تهدیدها، هشدارها و شماره‌های آماری که صبح و عصر، ما را از هواخوری به بند می‌کشاند.

زمان ناهار که فرا می‌رسد بوی برنج سویا بلند می‌شود و باید با یک ظرف در صف بایستی و بعدْ شستن و… . اینجا شستن ظروف و لباس‌ها از اعمال شاقه به شمار می‌آید و از همین رو کارگرهایی هستند که به بهای ناچیزی گردن به این اعمال می‌‌نهند. آب شور این بیایان نیز مدام دریغ می‌شود از برزخیان اینجا. و حمام اینجا مرا می‌برد به عصر اتاق‌‌های گاز.

آیا می‌توانم بنویسم؟ بعید می‌دانم. مسافران از هجمه‌ی زیادشان درهم می‌لولند و با پرینتشان هل داده‌ شده‌اند به این قطار و من در این قطار ایستاده‌ی مرگ، زمان را از یاد برده‌ام. و گویی ساعت یک‌بار نواخت و در بند باز شد و دیگر ایستاد و ایستاد. و ساعت مدام دهن‌کجی می‌کند بر ما! و راستی اینجا ممنوع است دوتا شدن، سه تا شدن، بی‌شمار شدن.

بیشتر مسافران باید خود را به کارگاه‌های اشتغال (کار اجباری) بسپارند که زمانِ ایستاده بر دوششان را فراموش کنند تا بتوانند بیست دقیقه زمان بخرند که به بیرون وصل شوند و حرکت رخ دهد و در پایان فقط می‌توانم بگویم «من راز فصل‌ها را می‌دانم و حرف لحظه‌ها را می‌فهمم. نجات دهنده در گور خفته است.»

۹۸.۸.۲۴
زندان قرچک