This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به كارگران هفت تپه بپيونديم
اعتراض شبانه بازنشستگان نیشکرهفت تپه با نشستن روی دستگاه باسکول و جلوگیری از ورود نیشکر به کارخانه
پنجم اسفند-۹۷
اعتراض شبانه بازنشستگان نیشکرهفت تپه با نشستن روی دستگاه باسکول و جلوگیری از ورود نیشکر به کارخانه
پنجم اسفند-۹۷
Forwarded from اتچ بات
در زندان مركزى زاهدان بر زندانيان چه ميگذرد
شکنجه های شدید و خوراندن داروهای اعصاب و روان به زندانی سیاسی بلوچ
ذبیح الله ریگی فیروز آبادی زندانی سیاسی بلوچ، محبوس در زندان مرکزی زاهدان، بر اثر شکنجه شدید در وضعیت بد جسمانی و روانی بسر می برد.
در ۱۸ بهمن ۱۳۹۴ به اتهام عضویت در سازمانهای مخالف جمهوری اسلامی ایران بازداشت و به ۱۶ سال حبس محکوم شد،
که در بهمن ماه سال جاری «۱۳۹۷» به بند قرنطینه انتقال داده شد و مورد ضرب و شتم و شکنجه قرار گرفت
و با بيتوجهى وعدم معالجه مناسب، جراحات وارده دچار عفونت شده است
كه بعد از قرنطینه او را به بند ۹ منتقل کردند، تا زخم های وی بهبود حاصل پیدا بکند، و در این بند، به اجبار به وی قرص های آرام بخش اعصاب خورانده شد، تا اینکه الآن معتاد این قرصها شده است."
بند ۹، یک بند غیر قانونی که قسمتی از خود بند قرنطینه زندان است، و جزو بندهای ثبت شده نیست، که معمولا بعد از شکنجه سخت زندانیان در قرنطینه به این بند انتقال داده می شوند، که از هرگونه امکانیات اولیه بی بهره است.
وبعد از بند ٩ ،اكنون وی به بند ۳ زندان انتقال داده شده است، و از وضعیت نامناسب روحی و روانی رنج می برد، و در صورت عدم مصرف قرص های اعصاب، حالت روحی و توازن روانی وی بهم میریزد، که عموما وضعیت نامناسب روانیش کاملا هویداست و مانند سابق نیست، و حتی توانایی صحبت کردن با خانواده خویش را ندارد و دچار فروپاشی ذهنی و عصبی می شود."
زندانیان زندان زاهدان عموما در شرایط بسیار نامناسبی نگهداری می شوند و با مشکلات مضاعف و محرومیتهايى در تمامی خدمات مواجه هستند،
رفتار نامناسب و توهین آمیز پرسنل و نقض حقوق مستمر، و درحال اعتراض تهدید به انتقال به قسمت قرنطینه می شوند.
زندانيان زاهدان در سخترين شرايط
بسر ميبرند
صداى اين زندانيان را به گوش جهانيان برسانيم
شکنجه های شدید و خوراندن داروهای اعصاب و روان به زندانی سیاسی بلوچ
ذبیح الله ریگی فیروز آبادی زندانی سیاسی بلوچ، محبوس در زندان مرکزی زاهدان، بر اثر شکنجه شدید در وضعیت بد جسمانی و روانی بسر می برد.
در ۱۸ بهمن ۱۳۹۴ به اتهام عضویت در سازمانهای مخالف جمهوری اسلامی ایران بازداشت و به ۱۶ سال حبس محکوم شد،
که در بهمن ماه سال جاری «۱۳۹۷» به بند قرنطینه انتقال داده شد و مورد ضرب و شتم و شکنجه قرار گرفت
و با بيتوجهى وعدم معالجه مناسب، جراحات وارده دچار عفونت شده است
كه بعد از قرنطینه او را به بند ۹ منتقل کردند، تا زخم های وی بهبود حاصل پیدا بکند، و در این بند، به اجبار به وی قرص های آرام بخش اعصاب خورانده شد، تا اینکه الآن معتاد این قرصها شده است."
بند ۹، یک بند غیر قانونی که قسمتی از خود بند قرنطینه زندان است، و جزو بندهای ثبت شده نیست، که معمولا بعد از شکنجه سخت زندانیان در قرنطینه به این بند انتقال داده می شوند، که از هرگونه امکانیات اولیه بی بهره است.
وبعد از بند ٩ ،اكنون وی به بند ۳ زندان انتقال داده شده است، و از وضعیت نامناسب روحی و روانی رنج می برد، و در صورت عدم مصرف قرص های اعصاب، حالت روحی و توازن روانی وی بهم میریزد، که عموما وضعیت نامناسب روانیش کاملا هویداست و مانند سابق نیست، و حتی توانایی صحبت کردن با خانواده خویش را ندارد و دچار فروپاشی ذهنی و عصبی می شود."
زندانیان زندان زاهدان عموما در شرایط بسیار نامناسبی نگهداری می شوند و با مشکلات مضاعف و محرومیتهايى در تمامی خدمات مواجه هستند،
رفتار نامناسب و توهین آمیز پرسنل و نقض حقوق مستمر، و درحال اعتراض تهدید به انتقال به قسمت قرنطینه می شوند.
زندانيان زاهدان در سخترين شرايط
بسر ميبرند
صداى اين زندانيان را به گوش جهانيان برسانيم
Telegram
attach 📎
فریدون ذاکری نسب ۲۹ سالە اهل سرپل ذهاب و مسئول کمیته کونگ فو توآ استان کرمانشاه بە اتهام داعشی بودن توسط قاضی مرگ، ((صلواتی)) محکوم بە اعدام شد.
دیروز ٥اسفند۹۷، فریدون ذاکری نسب معلم کونگ فو توآ، دارای مدرک تحصیلی ارشد مدیریت بازرگانی و دارنده چندین مدال طلا در سطح کشوری و جهانی در رشته کونگ فو توآ، پس از مدت ۱٨ ماه شکنجه و زندان بدون هیچ سند و رعایت اصول دادرسی بە اتهام واهی همکاری با شبکەی تروریستی داعش بە مرگ محکوم شد.
فريدون ذاكرى ۱٨ ماه پیش از سوی نیروهای اطلاعات کرمانشاه دستگیر و بە زندان رجایی شهر کرج منتقل شد.
به گفته وکیل فریدون، کوچکترین پرونده همکاری نامبرده با داعش موجود نمی باشد.
پرواضح است کە ج.ا دست تمام جریانهای آزادی ستیز اسلامی برای فعالیت درمنطقه را باز گذاشتە و همە آن افرادی کە در سالهای اخیر بە اتهام تروریست بودن حکم اعدام گرفتەاند تنها برای ایجاد فضای رعب و وحشت در جامعە بودە است
جلوى قربانى شدن
يك انسان وزندانى ديگرى را بگيريم
سرنگون باد جمهورى اسلامى
دیروز ٥اسفند۹۷، فریدون ذاکری نسب معلم کونگ فو توآ، دارای مدرک تحصیلی ارشد مدیریت بازرگانی و دارنده چندین مدال طلا در سطح کشوری و جهانی در رشته کونگ فو توآ، پس از مدت ۱٨ ماه شکنجه و زندان بدون هیچ سند و رعایت اصول دادرسی بە اتهام واهی همکاری با شبکەی تروریستی داعش بە مرگ محکوم شد.
فريدون ذاكرى ۱٨ ماه پیش از سوی نیروهای اطلاعات کرمانشاه دستگیر و بە زندان رجایی شهر کرج منتقل شد.
به گفته وکیل فریدون، کوچکترین پرونده همکاری نامبرده با داعش موجود نمی باشد.
پرواضح است کە ج.ا دست تمام جریانهای آزادی ستیز اسلامی برای فعالیت درمنطقه را باز گذاشتە و همە آن افرادی کە در سالهای اخیر بە اتهام تروریست بودن حکم اعدام گرفتەاند تنها برای ایجاد فضای رعب و وحشت در جامعە بودە است
جلوى قربانى شدن
يك انسان وزندانى ديگرى را بگيريم
سرنگون باد جمهورى اسلامى
Forwarded from اتچ بات
🔴 فراخوان #تحصن #شورایهماهنگیتشکلهایصنفی_فرهنگیان_ایران دراسفند ۹۷
به نام خداوند جان و خرد
ملت بزرگ ایران
فرهنگیان گرامی
نیک میدانیم که اساسی ترین راه برون رفت از وضعیت موجود و قرارگرفتن درمسیر درست تو سعه، توجه ویژه به آموزش و پرورش و ارتقای منزلت معلمان است. سالها بی توجهی برنامه ریزان و مسئولان کشور نسبت به دانشآموزان و فرهنگیان و تضییع دامنه دار حقوق آنها در کنار سایر عوامل، زمینه ساز بروز وضعیت اسفبار اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی حال حاضر کشور شده است. تورم و گرانی افسارگسیخته و نهادینه شده کنونی که مردم زیر بار فشار طاقت فرسای آن، کمر خم کردهاند، نمودی عینی و ملموس از وضعیت بحرانی و غیرقابل تحمل مزبور است.
سالهاست که فرهنگیان متعهدانه و با بهرهگیری از راهکارهای قانونی تلاش نمودهاند سیاست گذاران را متقاعد نمایند که به منظور تحقق توسعه پایدار و رشد همه جانبه کشور، آموزش و پرورش را در اولویت برنامهریزی و بودجهبندی کلان خود قرار دهند اما متاسفانه همواره پاسخ مسئولان به این درخواست هوشمندانه، برخوردهای قهری با منتقدان دلسوز فرهنگی و تحریف ماهیت مطالبه گری فرهنگیان در نزد افکار عمومی بوده است.
شایان ذکراست که پس از تحصنهای مهر و آبان ۹۷ معلمان، شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران علی رغم تجربه های تلخ گذشته، بار دیگر تلاش نمود تا از طریق مذاکره و هم اندیشی با مصادر قدرت برای رفع مشکلات موجود، شیوه ای تعاملی درپیش بگیرد تا مسئولان و برنامهریزان بتوانند در فضایی آرام با ایجاد تغییرات لازم و ضروری در بودجه سال ۹۸ و اختصاص سهم منطقی به آموزشو پرورش، قدم هایی اساسی برای رفع مشکلات موجود بردارند. اما در دیدار های اخیر نمایندگان تشکلهای صنفی فرهنگیان کشور که در اول اسفند ۹۷ با جمعی از نمایندگان مجلس از جمله اعضای کمیسیون تلفیق، مسئولانی از وزارت آموزش و پرورش و افرادی از نیروهای امنیتی در تهران صورت گرفت، کاملا مشخص گردید که آموزش و پرورش و فرهنگیان کماکان جزو اولویتهای تصمیم سازان کشور نیست و روند بی توجهی عامدانه به مقوله آموزش و معیشت فرهنگیان همچنان ادامه دارد.
بنابر ادعای نمایندگان مجلس، متاسفانه وزیر آموزش و پرورش حتی در جلسه کمیسیون تلفیق، جهت دفاع از سهم بودجه وزارتخانه تحت تصدی خود، حضور نیافته است. همچنین علی رغم هماهنگیهای به عمل آمده، جناب وزیر و معاون پشتیبانی ایشان در جلسه برنامهریزی شده با تشکلهای صنفی درتاریخ مزبور حضور نیافتند تا نشان دهند در همچنان بر پاشنه پیشین می چرخد.
#شورایهماهنگی علی رغم میل باطنی، به ناچار به عنوان هشدار مجدد به مسئولان، بار دیگر اعتراض خود به تداوم وضعیت رقت انگیز کنونی را از طریق شیوه مدنی #تحصن اعلام و اهم خواستههای فرهنگیان کشور را به شرح ذیل ابراز می دارد :
۱- آزادی فعالان صنفی فرهنگی و بسته شدن همه پرونده ها در این زمینه.
۲- رفع تمام موانع قانونی برای فعالیت رسمی و آزاد تشکلهای صنفی فرهنگیان در سراسر کشور.
۳- اختصاص سهم کافی و وافی در بودجه سال ۹۸ به آموزش و پرورش تا سرحد رفع مشکلات عدیده مدارس، ترمیم اساسی حقوق فرهنگیان و پرداخت تمام معوقات آنها اعم از مطالبات معلمان خرید خدمت، حق التدریسی و ...
۴- همسان سازی حقوق بازنشستگان فرهنگی با شاغلان و ارتقای آن به بالاتر ازحد خط فقر.
۵- لغو قرارداد با بیمه ناکارآمد تکمیلی فعلی و جایگزینی آن با بیمه ای کارآ و پاسخگو برای فرهنگیان شاغل و بازنشسته.
۶ - توقف سیاست پولی سازی مدارس و اجرای اصل ۳۰ قانون اساسی.
#شورای_هماهنگی_تشکلهای_صنفی_فرهنگیان_ایران ضمن استقبال ازهرگونه راهکار تعاملی عملی و اثرگذار، بنا به درخواست همکاران و در اعتراض به انباشت مطالباتی که سالهاست با بی مهری مسئولان ایجاد شده، تصمیمات ذیل را تخاذ نموده است:
۱- معلمان سراسر کشور در روزهای ۱۲، ۱۳ و ۱۴ اسفند ماه ۹۷ با حضور در دفتر مدارس از رفتن به کلاس درس خودداری نموده، به روشهای ممکن، دانشآموزان و اولیای آنها را از اهداف این اقدام آگاه مینمایند.
۲- درصورت عدم تحقق خواستههای به حق فرهنگیان، شورای هماهنگی، برنامههای اعتراضی بعدی خود را نیز اعلام خواهد کرد. بدیهی است اقدامات موثر و ملموس مسئولان درجهت رفع مشکلات عدیده فرهنگیان ، در برنامه های آینده شورای هماهنگی مد نظر قرار خواهد گرفت.
#شورایهماهنگیتشکلهایصنفی_فرهنگیان_ایران
ششم اسفند ۱۳۹۷
به نام خداوند جان و خرد
ملت بزرگ ایران
فرهنگیان گرامی
نیک میدانیم که اساسی ترین راه برون رفت از وضعیت موجود و قرارگرفتن درمسیر درست تو سعه، توجه ویژه به آموزش و پرورش و ارتقای منزلت معلمان است. سالها بی توجهی برنامه ریزان و مسئولان کشور نسبت به دانشآموزان و فرهنگیان و تضییع دامنه دار حقوق آنها در کنار سایر عوامل، زمینه ساز بروز وضعیت اسفبار اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی حال حاضر کشور شده است. تورم و گرانی افسارگسیخته و نهادینه شده کنونی که مردم زیر بار فشار طاقت فرسای آن، کمر خم کردهاند، نمودی عینی و ملموس از وضعیت بحرانی و غیرقابل تحمل مزبور است.
سالهاست که فرهنگیان متعهدانه و با بهرهگیری از راهکارهای قانونی تلاش نمودهاند سیاست گذاران را متقاعد نمایند که به منظور تحقق توسعه پایدار و رشد همه جانبه کشور، آموزش و پرورش را در اولویت برنامهریزی و بودجهبندی کلان خود قرار دهند اما متاسفانه همواره پاسخ مسئولان به این درخواست هوشمندانه، برخوردهای قهری با منتقدان دلسوز فرهنگی و تحریف ماهیت مطالبه گری فرهنگیان در نزد افکار عمومی بوده است.
شایان ذکراست که پس از تحصنهای مهر و آبان ۹۷ معلمان، شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران علی رغم تجربه های تلخ گذشته، بار دیگر تلاش نمود تا از طریق مذاکره و هم اندیشی با مصادر قدرت برای رفع مشکلات موجود، شیوه ای تعاملی درپیش بگیرد تا مسئولان و برنامهریزان بتوانند در فضایی آرام با ایجاد تغییرات لازم و ضروری در بودجه سال ۹۸ و اختصاص سهم منطقی به آموزشو پرورش، قدم هایی اساسی برای رفع مشکلات موجود بردارند. اما در دیدار های اخیر نمایندگان تشکلهای صنفی فرهنگیان کشور که در اول اسفند ۹۷ با جمعی از نمایندگان مجلس از جمله اعضای کمیسیون تلفیق، مسئولانی از وزارت آموزش و پرورش و افرادی از نیروهای امنیتی در تهران صورت گرفت، کاملا مشخص گردید که آموزش و پرورش و فرهنگیان کماکان جزو اولویتهای تصمیم سازان کشور نیست و روند بی توجهی عامدانه به مقوله آموزش و معیشت فرهنگیان همچنان ادامه دارد.
بنابر ادعای نمایندگان مجلس، متاسفانه وزیر آموزش و پرورش حتی در جلسه کمیسیون تلفیق، جهت دفاع از سهم بودجه وزارتخانه تحت تصدی خود، حضور نیافته است. همچنین علی رغم هماهنگیهای به عمل آمده، جناب وزیر و معاون پشتیبانی ایشان در جلسه برنامهریزی شده با تشکلهای صنفی درتاریخ مزبور حضور نیافتند تا نشان دهند در همچنان بر پاشنه پیشین می چرخد.
#شورایهماهنگی علی رغم میل باطنی، به ناچار به عنوان هشدار مجدد به مسئولان، بار دیگر اعتراض خود به تداوم وضعیت رقت انگیز کنونی را از طریق شیوه مدنی #تحصن اعلام و اهم خواستههای فرهنگیان کشور را به شرح ذیل ابراز می دارد :
۱- آزادی فعالان صنفی فرهنگی و بسته شدن همه پرونده ها در این زمینه.
۲- رفع تمام موانع قانونی برای فعالیت رسمی و آزاد تشکلهای صنفی فرهنگیان در سراسر کشور.
۳- اختصاص سهم کافی و وافی در بودجه سال ۹۸ به آموزش و پرورش تا سرحد رفع مشکلات عدیده مدارس، ترمیم اساسی حقوق فرهنگیان و پرداخت تمام معوقات آنها اعم از مطالبات معلمان خرید خدمت، حق التدریسی و ...
۴- همسان سازی حقوق بازنشستگان فرهنگی با شاغلان و ارتقای آن به بالاتر ازحد خط فقر.
۵- لغو قرارداد با بیمه ناکارآمد تکمیلی فعلی و جایگزینی آن با بیمه ای کارآ و پاسخگو برای فرهنگیان شاغل و بازنشسته.
۶ - توقف سیاست پولی سازی مدارس و اجرای اصل ۳۰ قانون اساسی.
#شورای_هماهنگی_تشکلهای_صنفی_فرهنگیان_ایران ضمن استقبال ازهرگونه راهکار تعاملی عملی و اثرگذار، بنا به درخواست همکاران و در اعتراض به انباشت مطالباتی که سالهاست با بی مهری مسئولان ایجاد شده، تصمیمات ذیل را تخاذ نموده است:
۱- معلمان سراسر کشور در روزهای ۱۲، ۱۳ و ۱۴ اسفند ماه ۹۷ با حضور در دفتر مدارس از رفتن به کلاس درس خودداری نموده، به روشهای ممکن، دانشآموزان و اولیای آنها را از اهداف این اقدام آگاه مینمایند.
۲- درصورت عدم تحقق خواستههای به حق فرهنگیان، شورای هماهنگی، برنامههای اعتراضی بعدی خود را نیز اعلام خواهد کرد. بدیهی است اقدامات موثر و ملموس مسئولان درجهت رفع مشکلات عدیده فرهنگیان ، در برنامه های آینده شورای هماهنگی مد نظر قرار خواهد گرفت.
#شورایهماهنگیتشکلهایصنفی_فرهنگیان_ایران
ششم اسفند ۱۳۹۷
Telegram
attach 📎
لانه ام در باغ صیاد است ...
سینه ام در هر دمی آماجگاه تیر بیداد است.
پندگویان می دهندم پند:
ماندنت بیهوده اینجا، ماندنت تا چند
بال بگشا، دل بکن از این خطرخانه
آشیان بردار از شاخی که هر دم در کف باد است.
من ولی در باغ می مانم
که باغم پر گل ِ یاد است...
به ياد اسطوره معلم آزاده
محمد حبيبى
تمامى زندانيان سياسى بايد بدونه قيد و شرط آزاد گردند
سینه ام در هر دمی آماجگاه تیر بیداد است.
پندگویان می دهندم پند:
ماندنت بیهوده اینجا، ماندنت تا چند
بال بگشا، دل بکن از این خطرخانه
آشیان بردار از شاخی که هر دم در کف باد است.
من ولی در باغ می مانم
که باغم پر گل ِ یاد است...
به ياد اسطوره معلم آزاده
محمد حبيبى
تمامى زندانيان سياسى بايد بدونه قيد و شرط آزاد گردند
Forwarded from اتچ بات
دیدار جمعی از وکلا و فعالان سیاسی و مدنی با رضا خندان بمناسبت روز وکیل،
نسرین ستوده را آزاد کنید
نسرین ستوده را آزاد کنید
Telegram
attach 📎
⚫ همزمان با آغاز چهلمین نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل، عفو بینالملل با ثبت یک اظهاریه کتبی در سازمان ملل، از تمام کشورها و شورای حقوق بشر خواست که ضمن تمدید ماموریت گزارشگر ویژه سازمان ملل درباره وضعیت حقوق بشر در ایران، موضوع ناپدید کردن قهری هزاران مخالف سیاسی که از زمان کشتار مخفیانه تابستان ۱۳۶۷ تا به امروز ادامه داشته را مورد توجه جدی قرار دهند.
🔲 جامعه بینالمللی سالها است که از این جنایت ادامهدار علیه بشریت غافل مانده است، در حالی که جرم ناپدید کردن قهری از طریق پنهانکاری درباره سرنوشت و محل دفن هزاران قربانی ادامه داشته و منجر به تحمیل رنج و عذاب شدید به خانوادهها شده که بر اساس قوانین بینالمللی نوعی شکنجه یا رفتار بیرحمانه و غیرانسانی محسوب میشود.
🔲 ناپدید کردن قهری به عنوان یک جرم سنگین در قوانین بینالمللی تعریف شده است و این جرم تا زمان آشکار کردن کامل سرنوشت قربانی توسط حکومت مسئول ادامه پیدا میکند. آشکارسازی سرنوشت مستلزم آن است که در صورت جان باختن قربانی، پیکر او به خانوادهاش بازگردانده شود و آنها اجازه پیدا کنند تا بر اساس فرهنگ، مذهب و باورهای خود رفتار کنند.
🔲 مقامات ایرانی در ماههای مرداد و شهریور ۱۳۶۷، هزاران مخالف و دگراندیش سیاسی را که در حبس ناعادلانه به سر میبردند قهرا ناپدید کرده و خارج از روال قضایی و مخفیانه کشتند. اکثر جنازهها شبانه و مخفیانه به گورهای جمعی بینام و نشان انداخته شدند. این کشتار به دنبال حمله مسلحانه سازمان مجاهدین خلق از خاک عراق به ایران و بر اساس دست¬کم یک فتوای محرمانه رهبر وقت جمهوری اسلامی ایران، روح الله خمینی، صورت گرفت.
🔲 با گذشت سه دهه، مقامات ایرانی همچنان واقعیت و ابعاد اعدامهای فراقضایی صورت گرفته را رسما انکار میکنند. آنها با خودداری از روشن کردن دلایل، شرایط و چگونگی اعدامها و عدم صدور گواهی مرگ با ذکر دقیق تاریخ، علت و مکان مرگ برای هر قربانی، سرنوشت هزاران انسان را به طور سیستماتیک پنهان نگاه داشتهاند. مقامات با محل دفن قربانیان نیز همچون یک سر حکومتی برخورد کردهاند و در همین راستا نام قربانیان را از دفاتر مردگان قبرستانها حذف کرده و گورهای جمعی که باور میرود حاوی بقایای آنان است را با بولدوزر انداختن در آنها، ساختمانسازی، جادهسازی، بتنریزی و ایجاد قبرهای جدید به روی آنها تخریب کردهاند. مقامات همزمان خانوادهها را به خاطر گردهمایی در محل گورهای جمعی، برگزاری مراسم یادبود و جستوجوی حقیقت و دادخواهی مورد انواع تهدید و آزار، دستگیری و بازداشت خودسرانه، شکنجه و سایر رفتارهای بیرحمانه قرار دادهاند.
🔲 با توجه به این که ناپدید کردن قهری قربانیان کشتار ۶۷ و بدرفتاری با خانوادههایشان ماهیتی سیستماتیک و گسترده دارد، این جرایم مصداق جنایت علیه بشریت است. تا به امروز هیچ تحقیقی در خصوص این جنایت ادامهدار صورت نگرفته و مقامات مسئول از مجازات مصون ماندهاند. این مصونیت زمینهساز نقض مستمر و همه جانبه حقوق بشر در ایران تا به امروز بوده است.
🔲 عفو بینالملل از تمام کشورهای جهان خواسته است که موضوع ارتکاب جنایت علیه بشریت توسط مقامات ایران را در شواری حقوق بشر به بحث بگذارند و به دنبال راهکارهای موثر برای تحقق موارد زیر باشند:
▪روشن شدن حقایق پیرامون این جرایم از جمله تعداد و هویت قربانیان کشتار ۱۳۶۷؛ تاریخ، محل، علت و چگونگی ناپدید کردن قهری و اعدام فراقضایی تک تک قربانیان و محل دفن بقایای آنها و بازگرداندن بقایا به خانوادههایشان؛
▪محافظت از بازماندگان، خانوادههای قربانیان و دیگر جویندگان حقیقت، عدالت و اقدامات جبرانی در مقابل تهدید، آزار و اذیت، بازداشتهای خودسرانه و اشکال دیگر انتقامجویی توسط عوامل حکومتی و غیرحکومتی؛
▪توقف فوری روند تخریب گورهای فردی و جمعی که حاوی بقایای قربانیان است و محافظت از آنها تا زمان انجام تحقیقات مستقل و مقتضی برای تشخیص هویت بقایای اجساد و پی بردن به چگونگی ماوقع؛
▪ جمع آوری و حفظ اسناد و شواهد جرم با این چشمانداز که افراد مسئول در یک دادرسی عادلانه بدون اعمال مجازات اعدام محاکمه شوند
🔲 جامعه بینالمللی سالها است که از این جنایت ادامهدار علیه بشریت غافل مانده است، در حالی که جرم ناپدید کردن قهری از طریق پنهانکاری درباره سرنوشت و محل دفن هزاران قربانی ادامه داشته و منجر به تحمیل رنج و عذاب شدید به خانوادهها شده که بر اساس قوانین بینالمللی نوعی شکنجه یا رفتار بیرحمانه و غیرانسانی محسوب میشود.
🔲 ناپدید کردن قهری به عنوان یک جرم سنگین در قوانین بینالمللی تعریف شده است و این جرم تا زمان آشکار کردن کامل سرنوشت قربانی توسط حکومت مسئول ادامه پیدا میکند. آشکارسازی سرنوشت مستلزم آن است که در صورت جان باختن قربانی، پیکر او به خانوادهاش بازگردانده شود و آنها اجازه پیدا کنند تا بر اساس فرهنگ، مذهب و باورهای خود رفتار کنند.
🔲 مقامات ایرانی در ماههای مرداد و شهریور ۱۳۶۷، هزاران مخالف و دگراندیش سیاسی را که در حبس ناعادلانه به سر میبردند قهرا ناپدید کرده و خارج از روال قضایی و مخفیانه کشتند. اکثر جنازهها شبانه و مخفیانه به گورهای جمعی بینام و نشان انداخته شدند. این کشتار به دنبال حمله مسلحانه سازمان مجاهدین خلق از خاک عراق به ایران و بر اساس دست¬کم یک فتوای محرمانه رهبر وقت جمهوری اسلامی ایران، روح الله خمینی، صورت گرفت.
🔲 با گذشت سه دهه، مقامات ایرانی همچنان واقعیت و ابعاد اعدامهای فراقضایی صورت گرفته را رسما انکار میکنند. آنها با خودداری از روشن کردن دلایل، شرایط و چگونگی اعدامها و عدم صدور گواهی مرگ با ذکر دقیق تاریخ، علت و مکان مرگ برای هر قربانی، سرنوشت هزاران انسان را به طور سیستماتیک پنهان نگاه داشتهاند. مقامات با محل دفن قربانیان نیز همچون یک سر حکومتی برخورد کردهاند و در همین راستا نام قربانیان را از دفاتر مردگان قبرستانها حذف کرده و گورهای جمعی که باور میرود حاوی بقایای آنان است را با بولدوزر انداختن در آنها، ساختمانسازی، جادهسازی، بتنریزی و ایجاد قبرهای جدید به روی آنها تخریب کردهاند. مقامات همزمان خانوادهها را به خاطر گردهمایی در محل گورهای جمعی، برگزاری مراسم یادبود و جستوجوی حقیقت و دادخواهی مورد انواع تهدید و آزار، دستگیری و بازداشت خودسرانه، شکنجه و سایر رفتارهای بیرحمانه قرار دادهاند.
🔲 با توجه به این که ناپدید کردن قهری قربانیان کشتار ۶۷ و بدرفتاری با خانوادههایشان ماهیتی سیستماتیک و گسترده دارد، این جرایم مصداق جنایت علیه بشریت است. تا به امروز هیچ تحقیقی در خصوص این جنایت ادامهدار صورت نگرفته و مقامات مسئول از مجازات مصون ماندهاند. این مصونیت زمینهساز نقض مستمر و همه جانبه حقوق بشر در ایران تا به امروز بوده است.
🔲 عفو بینالملل از تمام کشورهای جهان خواسته است که موضوع ارتکاب جنایت علیه بشریت توسط مقامات ایران را در شواری حقوق بشر به بحث بگذارند و به دنبال راهکارهای موثر برای تحقق موارد زیر باشند:
▪روشن شدن حقایق پیرامون این جرایم از جمله تعداد و هویت قربانیان کشتار ۱۳۶۷؛ تاریخ، محل، علت و چگونگی ناپدید کردن قهری و اعدام فراقضایی تک تک قربانیان و محل دفن بقایای آنها و بازگرداندن بقایا به خانوادههایشان؛
▪محافظت از بازماندگان، خانوادههای قربانیان و دیگر جویندگان حقیقت، عدالت و اقدامات جبرانی در مقابل تهدید، آزار و اذیت، بازداشتهای خودسرانه و اشکال دیگر انتقامجویی توسط عوامل حکومتی و غیرحکومتی؛
▪توقف فوری روند تخریب گورهای فردی و جمعی که حاوی بقایای قربانیان است و محافظت از آنها تا زمان انجام تحقیقات مستقل و مقتضی برای تشخیص هویت بقایای اجساد و پی بردن به چگونگی ماوقع؛
▪ جمع آوری و حفظ اسناد و شواهد جرم با این چشمانداز که افراد مسئول در یک دادرسی عادلانه بدون اعمال مجازات اعدام محاکمه شوند
Forwarded from اتچ بات
🔴🔴🔴کوتاهی در اعزام سپیده قلیان به بیمارستان و تاخیر در آزاد کردن او با وجود اتمام دوره بازداشت
با توجه به پایان دوره بازداشت سپیده قلیان، مقامات امنیتی و قضائی بخصوص دادستان شوش و اطلاعات اهواز و شوش برای ادامه آزار و شکنجه بر وی و برای انتقام از اظهارات او درباره دوره بازداشت قبلی، کماکان او را زیر فشار و شکنجه و تحت آزار در سلول انفرادی محبوس نگه داشته اند.
متاسفانه، وضعیت جسمی سپیده قلیان به حدی وخیم شده است که باید به سرعت به مراکز درمانی اعزام شود. اما دادستانی شوش و اطلاعات، برای ایجاد فشار بیشتر بر او و خانواده اش او را با همین وضعیت جسمی، بیمار، رنجور و زجر کشیده و بلاتکلیف و تحت فشار جسمی و روحی و در انفرادی نگه داشته اند تا بدین ترتیب حداکثر فشاری که از دستشان برمی آید را علیه او اعمال کنند.
سپیده قلیان در دوره بازداشت اولش، روزها و شب های متمادی بازجویی شده است و چند روز بعد از آزادیش هم که بلافاصله و مجددا بازداشت شد و قاعدتا، اکنون چیزی که ذهن بیمار و انتقام جوی اطلاعات و دادستانی را راضی کند برای گفتن ندارد. خلاصه اینکه نهادهای امنیتی و قضائی برای کاستن از عصبانیت خود و نیش زدن به سپیده قلیان که حامی کارگران هفت تپه بوده است و برای اعمال آزار و تهدید و زجر علیه خانواده محترم ایشان، هر چه در چنته داشته اند انجام داده اند. دوره بازداشت سپیده قلیان تمام شده و او باید آزاد شود تا به سرعت به درمان بپردازد. گروگان گیری علیه سپیده قلیان، اسماعیل بخشی و خانواده آنها را پایان دهید!
برگرفته از کانال مستقل کارگران هفت تپه- ٦ اسفند ۱۳۹٧
با توجه به پایان دوره بازداشت سپیده قلیان، مقامات امنیتی و قضائی بخصوص دادستان شوش و اطلاعات اهواز و شوش برای ادامه آزار و شکنجه بر وی و برای انتقام از اظهارات او درباره دوره بازداشت قبلی، کماکان او را زیر فشار و شکنجه و تحت آزار در سلول انفرادی محبوس نگه داشته اند.
متاسفانه، وضعیت جسمی سپیده قلیان به حدی وخیم شده است که باید به سرعت به مراکز درمانی اعزام شود. اما دادستانی شوش و اطلاعات، برای ایجاد فشار بیشتر بر او و خانواده اش او را با همین وضعیت جسمی، بیمار، رنجور و زجر کشیده و بلاتکلیف و تحت فشار جسمی و روحی و در انفرادی نگه داشته اند تا بدین ترتیب حداکثر فشاری که از دستشان برمی آید را علیه او اعمال کنند.
سپیده قلیان در دوره بازداشت اولش، روزها و شب های متمادی بازجویی شده است و چند روز بعد از آزادیش هم که بلافاصله و مجددا بازداشت شد و قاعدتا، اکنون چیزی که ذهن بیمار و انتقام جوی اطلاعات و دادستانی را راضی کند برای گفتن ندارد. خلاصه اینکه نهادهای امنیتی و قضائی برای کاستن از عصبانیت خود و نیش زدن به سپیده قلیان که حامی کارگران هفت تپه بوده است و برای اعمال آزار و تهدید و زجر علیه خانواده محترم ایشان، هر چه در چنته داشته اند انجام داده اند. دوره بازداشت سپیده قلیان تمام شده و او باید آزاد شود تا به سرعت به درمان بپردازد. گروگان گیری علیه سپیده قلیان، اسماعیل بخشی و خانواده آنها را پایان دهید!
برگرفته از کانال مستقل کارگران هفت تپه- ٦ اسفند ۱۳۹٧
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
عالیجنابان ! ماکجا و شمایان کجا !؟
✍️ کامران ساختمانگر
به باور من دیدار از خانوادهای زندانیان سیاسی و خصوصا فعالین زندانی جنبش کارگری امری قابل ستایش و وظیفه انسانی ست، اما نه به قصد و نیت پلکان نمودن و سکوی تبلیغاتی قرار دادن انسانهای شریف و فعالین شناخته شده
جنبش کارگری ایران.
امروز با دیدن تصویر دیدار برخی چهرەهای خاص؛
از محمد نوریزاد تا مهدی خزعلی، عباس حدادیان شاهرودی و .... تا برخی کهنه اصلاح طلبان و همچنین شیفتگان سلطنت و تمدن کوروش هخامنشی از خانواده جعفر عظیم زاده فعال کارگری زندانی این سوال به ذهنم خطور کرد :
آیا اتفاق تازەای رخ داده و یا در شرف وقوع است؟
آقای نوریزاد، آقای خزعلی، آقای ....
ما کارگران کجا و شمایان کجا !؟
صف مبارزه طبقاتی کارگران و مبارزه علیه استثمار و بردگی انسانها و دفاع از برابری جنسیتی زن و مرد و نیز نبرد علیه ستمگری ملی در همەی عرصەهای اجتماعی کجا و شمایان کجا !؟
در اینهمه سالها و تحت شرایط سنگین فشار و سرکوب و تهدید و ارعاب و زندانی شدن کارگران توسط نیروهای امنیتی و دستگاه قضایی تنها به جرم دفاع از حقوق و مطالبات کارگری و دستمزدهای معوقه و برخورداری از حق داشتن یک زندگی شرافتمندانه و انسانی، حق برگزاری مراسم هایی چون 8 مارس روز جهانی زن و اول ماه مه روز جهانی کارگر که از بدیهی ترین حقوق هر انسان و حق شهروندی انسانها بشمار میرود،
شمایان کجا تشریف داشتید !؟
عالیجنابان ! ؛ ما کارگران به صداقت و جسارت شما در همدلی و ایستادن در صف مبارزات روزمره کارگران ایران در کارخانەها و مراکز کار و تولید در جای جای کشور و استثمار شدن برای انباشت سود بیشتر برای فربه شدن آقازادەهای با ژن خوب و مالکان کارخانجات تولیدی بخش خصوصی باوری نداریم و این حضور شما و امثالهم را به مثابه عوامفریبی و تنها در راستای فریب افکار عمومی و بهره برداری سیاسی از مبارزات کارگران و فعالین جنبش کارگری تلقی میکنیم. ایستادن در کنار ما و صف مبارزاتی و در کنار ما کارگران مستلزم صداقت در گفتار و کردار و عمل به آن است، نه در گرفتن سلفی های یادگاری به سبک سلبریتی های سیاسی !، ایستادن در کنار کارگران یعنی حضور عملی در صف مبارزات روزمره کارگران در عرصه های مبارزاتی و حمایت عملی و معنوی از این مبارزات حق طلبانه و تحمل توهین، تحقیر و احضارهای تلفنی و بازداشت هاست، چند روز دیگر 8 مارس روز جهانی زن فراخواهد رسید و کمی بعد از آن نیز 11 اردیبهشت مارش اول ماه مه روز جهانی کارگر خواهد بود.
این گوی و این میدان !؟
در صورت داشتن صداقت عملی به گفتارتان،
منتظر حضورتان در صف کارگران در خیابان هستیم ...!
در غیر اینصورت لطفا و با عرض پوزش اینکه :
فعالین کارگری و شناخته شده را لکه دار نکنید.
✍️ کامران ساختمانگر
به باور من دیدار از خانوادهای زندانیان سیاسی و خصوصا فعالین زندانی جنبش کارگری امری قابل ستایش و وظیفه انسانی ست، اما نه به قصد و نیت پلکان نمودن و سکوی تبلیغاتی قرار دادن انسانهای شریف و فعالین شناخته شده
جنبش کارگری ایران.
امروز با دیدن تصویر دیدار برخی چهرەهای خاص؛
از محمد نوریزاد تا مهدی خزعلی، عباس حدادیان شاهرودی و .... تا برخی کهنه اصلاح طلبان و همچنین شیفتگان سلطنت و تمدن کوروش هخامنشی از خانواده جعفر عظیم زاده فعال کارگری زندانی این سوال به ذهنم خطور کرد :
آیا اتفاق تازەای رخ داده و یا در شرف وقوع است؟
آقای نوریزاد، آقای خزعلی، آقای ....
ما کارگران کجا و شمایان کجا !؟
صف مبارزه طبقاتی کارگران و مبارزه علیه استثمار و بردگی انسانها و دفاع از برابری جنسیتی زن و مرد و نیز نبرد علیه ستمگری ملی در همەی عرصەهای اجتماعی کجا و شمایان کجا !؟
در اینهمه سالها و تحت شرایط سنگین فشار و سرکوب و تهدید و ارعاب و زندانی شدن کارگران توسط نیروهای امنیتی و دستگاه قضایی تنها به جرم دفاع از حقوق و مطالبات کارگری و دستمزدهای معوقه و برخورداری از حق داشتن یک زندگی شرافتمندانه و انسانی، حق برگزاری مراسم هایی چون 8 مارس روز جهانی زن و اول ماه مه روز جهانی کارگر که از بدیهی ترین حقوق هر انسان و حق شهروندی انسانها بشمار میرود،
شمایان کجا تشریف داشتید !؟
عالیجنابان ! ؛ ما کارگران به صداقت و جسارت شما در همدلی و ایستادن در صف مبارزات روزمره کارگران ایران در کارخانەها و مراکز کار و تولید در جای جای کشور و استثمار شدن برای انباشت سود بیشتر برای فربه شدن آقازادەهای با ژن خوب و مالکان کارخانجات تولیدی بخش خصوصی باوری نداریم و این حضور شما و امثالهم را به مثابه عوامفریبی و تنها در راستای فریب افکار عمومی و بهره برداری سیاسی از مبارزات کارگران و فعالین جنبش کارگری تلقی میکنیم. ایستادن در کنار ما و صف مبارزاتی و در کنار ما کارگران مستلزم صداقت در گفتار و کردار و عمل به آن است، نه در گرفتن سلفی های یادگاری به سبک سلبریتی های سیاسی !، ایستادن در کنار کارگران یعنی حضور عملی در صف مبارزات روزمره کارگران در عرصه های مبارزاتی و حمایت عملی و معنوی از این مبارزات حق طلبانه و تحمل توهین، تحقیر و احضارهای تلفنی و بازداشت هاست، چند روز دیگر 8 مارس روز جهانی زن فراخواهد رسید و کمی بعد از آن نیز 11 اردیبهشت مارش اول ماه مه روز جهانی کارگر خواهد بود.
این گوی و این میدان !؟
در صورت داشتن صداقت عملی به گفتارتان،
منتظر حضورتان در صف کارگران در خیابان هستیم ...!
در غیر اینصورت لطفا و با عرض پوزش اینکه :
فعالین کارگری و شناخته شده را لکه دار نکنید.
Telegram
attach 📎
🔴🔴بی اطلاعی از وضعیت رابعه گمشادزهی
رابعه گماشدزهى زن بازداشت شده بلوچ پس از واقعه انفجار اتوبوس سپاه در مسیر خاش زاهدان است که در دوازدهمین روز بازداشت بسر ميبرد و از وضعیت وی اطلاع کافی در دست نیست.
پیش از وی فریبا گمشادزهی بازداشت شده است، که به دلیل پیگیری های رسانه ای آزاد شد.
خبرگزاری های داخلی تعداد بازداشت شدگان را در حدود ۱۶ نفر اعلام کردند، که تعدادى از آنها هنوز گمنام هستند
و رئیس کل دادگستری استان بلوچستان و سیستان بازداشت این دو خانم را پس از رسانه ای شدن تایید کرده بود.
رابعه همسر، فقیر محمد گمشادزهی است.
شوهر وی از اعضای گروه جیش العدل است.
فقیرمحمد همسر رابعه گماشدزهى اخیرا ویدیویی از خود منتشر کرده و بازداشت همسرش رابعه و فریبا گمشادزهى و دیگر بازداشت شدگان را "ستم و ظلم سپاه خوانده است.
سرنگون باد جمهورى اسلامى
رابعه گماشدزهى زن بازداشت شده بلوچ پس از واقعه انفجار اتوبوس سپاه در مسیر خاش زاهدان است که در دوازدهمین روز بازداشت بسر ميبرد و از وضعیت وی اطلاع کافی در دست نیست.
پیش از وی فریبا گمشادزهی بازداشت شده است، که به دلیل پیگیری های رسانه ای آزاد شد.
خبرگزاری های داخلی تعداد بازداشت شدگان را در حدود ۱۶ نفر اعلام کردند، که تعدادى از آنها هنوز گمنام هستند
و رئیس کل دادگستری استان بلوچستان و سیستان بازداشت این دو خانم را پس از رسانه ای شدن تایید کرده بود.
رابعه همسر، فقیر محمد گمشادزهی است.
شوهر وی از اعضای گروه جیش العدل است.
فقیرمحمد همسر رابعه گماشدزهى اخیرا ویدیویی از خود منتشر کرده و بازداشت همسرش رابعه و فریبا گمشادزهى و دیگر بازداشت شدگان را "ستم و ظلم سپاه خوانده است.
سرنگون باد جمهورى اسلامى
Forwarded from اتچ بات
🔴 روز وكيل مدافع و باز تعريف استقلال برای كانون وكلای دادگستری (✍️: حسین احمدی نياز، وكيل پايه یک دادگستری)
هفتم اسفند روز وكيل مدافع دادگستری را بايد به وكلایی كه شرافتمندانه از حقوق زندانيان سياسی و امنيتی دفاع كردهاند و اكنون بابت قلم، موضعگيری، نقد و انتقادشان، حمايت از آزادیهای مشروع و قانونی ملت و آرمانهای حقوق بشر در زندان بسر میبرند تبریک گفت.
اين روز پيروز را بايد به بانوی وكالت ايران، نسرين ستوده و به وكيل شجاع و نستوه محمد نجفی كه برای امر دفاع و اظهار نظر حقوقی به سيزده سال حبس محكوم شده و به امير سالار داوودی، وكيل خوش قلم ايران، كه برای نقدهایی كه با قلم توانا انجام میداد و مدافعاتی كه در مورد موكلین سياسی و امنيتی داشت و برای فرهاد محمدی، وكيل مدافع محيط زيست كردستان كه اكنون همهی اين وكلای شرافتمند در زندان به سر میبرند، تبریک گفت.
فیالواقع وكيل برای بيان مدافعات خود بايد بتواند در كفهی ترازوی عدالت، وزن موكل خود را با كفهی ترازوی حكومت برابر و يكسان سازد. وقتی كه اصل ۳۴ قانون اساسی از دادخواهی سخن میراند، از لزوم وجود دادرسی منصفانه و عادلانه در دو كفهی برابر ترازوی عدالت صحبت میكند (اصل برابری سلاحها بدين مفهوم كه اگر حكومت اسلحهای دارد متهم برابر آن هم اسلحهای همسنگ و همسان آن بايد داشته باشد و ...) كه در عالم حقوقی و دنيای وكالت و قانون، اين نقش عظيم و سترگ را وكيل دادگستری بايد ايفا نمايد. ضرورت مستقل بودن وكيل و استقلال كانون وجود دارد بدين معنی كه وكيل برای امر دفاع و نوع پرونده نبايد تهديد شود، تحت فشار باشد، و زندانی شود. درست است كه در ظاهر حسب ماده ٣ قانون آیین دادرسی كيفری نهاد قوه قضاييه بايد بیطرف و مستقل باشد اما شوربختانه در عمل نسبت به پروندههای سياسی، امنيتي و زيست محيطی شاهد نقض اين ماده هستيم و نهادهای امنيتی بر دستگاه قضایی رجحان و برتری دارند و اصل استقلال و بیطرفی قضایی عملا نقض میشود.
وظيفهی وكلای دادگستری، دفاعی شرافتمندانه از متهمین سياسی، امنيتی و زيست محيطی است كه اين امر بسيار سنگین، خطرناک و پرمخاطره خواهد بود، به نحوی كه در سال ١٣٩٧ شاهد زندانی شدن تعدادی از بهترين همكاران خود بوديم و هستيم. واقعيت مسئله اين است كه وكلای شرافتمند دادگستری، توان پذيرش دادرسی ناعادلانه و غيرمنصفانه را ندارند و هرگز نخواهند پذيرفت كه نهادهای امنيتی اصل بیطرفی قضایی را مخدوش نمايند. پديداری تبصره ذيل ماده ۴۸ قانون آیین دادرسی كيفری برای تحقق حذف وكلای مستقل و شرافتمند از پروسهی دفاع در پروندههای سياسی و امنيتی بوده است.
به گمان اينجانب آن روزی كه قاضی صلواتی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران اجازه حضور همكار شريف، جناب وكيل آقاسی، وكيل سام رجبی از متهمین زيست محيطی را به جلسهی دادرسی و دفاع از موكل نداد و متهم را وادار به عزل وكيل و الزام به انتخاب وكيل تبصره ٤٨ نمود، پايان استقلال كانون وكلای دادگستری ايران بود. جای تاسف در اين است كه كانونهای وكلای دادگستری و اتحاديه (اسكودا) هيچ واكنشی در برابر آن نداشتند. از ديگر سو هنوز نهادهای امنيتی و قضایی خاص آنها (دادسرا و دادگاه انقلاب) با سلطهگری غير قانونی خود به استقلال وكيل و كانون وكلای دادگستری خدشه وارد میكنند و با سوءبرداشت از قانون و تهديد مديران، مسئولین، دادستان، دادياران و قضات كانون وكلای دادگستری فشارهای خود عليه وكلای مستقل و شرافتمند دادگستری كه دفاع از متهمین سياسی و امنيتی را بر دوش دارند وارد میكنند.
شوربختانه از بین هفتاد هزار وكيل دادگستری ايران فقط قريب به بيست نفر وكيل مستقلانه دفاع از زندانيان و متهمین سياسی و امنيتی را شرافتمندانه بر عهده دارند كه همین بيست نفر خار چشم حكومت و دستگاه قضایی وابسته به آن شدهاند و جاي تاسف است كه بردباری و تحمل اين بيست نفر را ندارند كه نتيجه اين نابردباری، زندان و تشكيل پرونده و تهديد شده است. اگر دادرسی، منصفانه، عادلانه و بیطرفانه میبود هيچ وكيلی در زندان نبود و مجبور به مهاجرت و ترک وطن نمیشد. كانونهای وكلای دادگستری و وكلا بايد در مقابل گستاخی بازپرسان، دادستانها و قضات دادگاه انقلاب ايستادگی داشته باشند و از استقلال وكيل و كانون دفاع نمايند.
هفتم اسفند روز وكيل مدافع دادگستری را بايد به وكلایی كه شرافتمندانه از حقوق زندانيان سياسی و امنيتی دفاع كردهاند و اكنون بابت قلم، موضعگيری، نقد و انتقادشان، حمايت از آزادیهای مشروع و قانونی ملت و آرمانهای حقوق بشر در زندان بسر میبرند تبریک گفت.
اين روز پيروز را بايد به بانوی وكالت ايران، نسرين ستوده و به وكيل شجاع و نستوه محمد نجفی كه برای امر دفاع و اظهار نظر حقوقی به سيزده سال حبس محكوم شده و به امير سالار داوودی، وكيل خوش قلم ايران، كه برای نقدهایی كه با قلم توانا انجام میداد و مدافعاتی كه در مورد موكلین سياسی و امنيتی داشت و برای فرهاد محمدی، وكيل مدافع محيط زيست كردستان كه اكنون همهی اين وكلای شرافتمند در زندان به سر میبرند، تبریک گفت.
فیالواقع وكيل برای بيان مدافعات خود بايد بتواند در كفهی ترازوی عدالت، وزن موكل خود را با كفهی ترازوی حكومت برابر و يكسان سازد. وقتی كه اصل ۳۴ قانون اساسی از دادخواهی سخن میراند، از لزوم وجود دادرسی منصفانه و عادلانه در دو كفهی برابر ترازوی عدالت صحبت میكند (اصل برابری سلاحها بدين مفهوم كه اگر حكومت اسلحهای دارد متهم برابر آن هم اسلحهای همسنگ و همسان آن بايد داشته باشد و ...) كه در عالم حقوقی و دنيای وكالت و قانون، اين نقش عظيم و سترگ را وكيل دادگستری بايد ايفا نمايد. ضرورت مستقل بودن وكيل و استقلال كانون وجود دارد بدين معنی كه وكيل برای امر دفاع و نوع پرونده نبايد تهديد شود، تحت فشار باشد، و زندانی شود. درست است كه در ظاهر حسب ماده ٣ قانون آیین دادرسی كيفری نهاد قوه قضاييه بايد بیطرف و مستقل باشد اما شوربختانه در عمل نسبت به پروندههای سياسی، امنيتي و زيست محيطی شاهد نقض اين ماده هستيم و نهادهای امنيتی بر دستگاه قضایی رجحان و برتری دارند و اصل استقلال و بیطرفی قضایی عملا نقض میشود.
وظيفهی وكلای دادگستری، دفاعی شرافتمندانه از متهمین سياسی، امنيتی و زيست محيطی است كه اين امر بسيار سنگین، خطرناک و پرمخاطره خواهد بود، به نحوی كه در سال ١٣٩٧ شاهد زندانی شدن تعدادی از بهترين همكاران خود بوديم و هستيم. واقعيت مسئله اين است كه وكلای شرافتمند دادگستری، توان پذيرش دادرسی ناعادلانه و غيرمنصفانه را ندارند و هرگز نخواهند پذيرفت كه نهادهای امنيتی اصل بیطرفی قضایی را مخدوش نمايند. پديداری تبصره ذيل ماده ۴۸ قانون آیین دادرسی كيفری برای تحقق حذف وكلای مستقل و شرافتمند از پروسهی دفاع در پروندههای سياسی و امنيتی بوده است.
به گمان اينجانب آن روزی كه قاضی صلواتی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران اجازه حضور همكار شريف، جناب وكيل آقاسی، وكيل سام رجبی از متهمین زيست محيطی را به جلسهی دادرسی و دفاع از موكل نداد و متهم را وادار به عزل وكيل و الزام به انتخاب وكيل تبصره ٤٨ نمود، پايان استقلال كانون وكلای دادگستری ايران بود. جای تاسف در اين است كه كانونهای وكلای دادگستری و اتحاديه (اسكودا) هيچ واكنشی در برابر آن نداشتند. از ديگر سو هنوز نهادهای امنيتی و قضایی خاص آنها (دادسرا و دادگاه انقلاب) با سلطهگری غير قانونی خود به استقلال وكيل و كانون وكلای دادگستری خدشه وارد میكنند و با سوءبرداشت از قانون و تهديد مديران، مسئولین، دادستان، دادياران و قضات كانون وكلای دادگستری فشارهای خود عليه وكلای مستقل و شرافتمند دادگستری كه دفاع از متهمین سياسی و امنيتی را بر دوش دارند وارد میكنند.
شوربختانه از بین هفتاد هزار وكيل دادگستری ايران فقط قريب به بيست نفر وكيل مستقلانه دفاع از زندانيان و متهمین سياسی و امنيتی را شرافتمندانه بر عهده دارند كه همین بيست نفر خار چشم حكومت و دستگاه قضایی وابسته به آن شدهاند و جاي تاسف است كه بردباری و تحمل اين بيست نفر را ندارند كه نتيجه اين نابردباری، زندان و تشكيل پرونده و تهديد شده است. اگر دادرسی، منصفانه، عادلانه و بیطرفانه میبود هيچ وكيلی در زندان نبود و مجبور به مهاجرت و ترک وطن نمیشد. كانونهای وكلای دادگستری و وكلا بايد در مقابل گستاخی بازپرسان، دادستانها و قضات دادگاه انقلاب ايستادگی داشته باشند و از استقلال وكيل و كانون دفاع نمايند.
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
تجمع خانواده کارگر زندانی اسماعیل بخشی، در مقابل دادگستری شوش.
امروز سه شنبه ۷ اسفند ۱۳۹۷.
سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه
امروز سه شنبه ۷ اسفند ۱۳۹۷.
سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه
Telegram
attach 📎
لینک گروه سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
https://t.me/joinchat/B_eI9lF_TcUJj9Uiu4Kn3Q
کانال سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
https://t.me/ofppi
سایت سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
Www.ofppi.org
@ofppiکانال
https://t.me/joinchat/B_eI9lF_TcUJj9Uiu4Kn3Q
کانال سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
https://t.me/ofppi
سایت سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
Www.ofppi.org
@ofppiکانال
Forwarded from اتچ بات
⭕️ اعمال فشار بر اسماعيل بخشی برای بركناری وكيل او خانم فرزانه زیلایی!
مقامات امنيتی در پی اقدامات متعدد برای تحت فشار قرار دادن اسماعيل بخشی به نوشتن تكذيبيه و عدم موفقيت در اين كار ، در دور جديد فشارها به اسماعيل بخشی و خانواده اش گفته اند كه وكيلش خانم فرزانه زيلابی را بركنار نمايد.
آنان می خواهند با آوردن وكيل مورد اعتماد مقامات امنيتی (چرا كه قرار است اين وكيل به اصطلاح مورد اعتماد، به آنان در شكستن اين نماينده كارگران كمك كند) با اعمال فشار بيشتر بر اسماعيل بخشی وی را وادار به نوشتن تكذيبيه نمايند...
در حالی که همه مسئولین، از قضائی تا اجرایی از جمله استاندار که به هیچ وجه صلاحیت اظهار نظر ندارد مرتب در حال مصاحبه کردن علیه اسماعیل بخشی نماینده کارگران هفتتپه و قصد فراهم کردن زمینه برای محکومیت وی را دارند، میگویند وکیل مصاحبه نکند تا با فراغ بال و در سکوت و خلوت هرآن چه میخواهند به سر موکلش بیاورند...
اسماعيل بخشی به طور غيرقانونی توسط مسئولين امنيتی و قضايی بيش از يكماه است به گروگان گرفته شده و به طور غيرقانونی در بازداشتگاه امنيتی نگهداری ميشود. سلامت اسماعيل بخشی در خطر است.
منبع سندیکای کارگران هفت تپه
⬆️ فشار بر بخشی و خانواده برای عزل وکیل مستقل و به کارگیری وکیل تاییده شده توسط مقامات امنیتی
مقامات امنيتی در پی اقدامات متعدد برای تحت فشار قرار دادن اسماعيل بخشی به نوشتن تكذيبيه و عدم موفقيت در اين كار ، در دور جديد فشارها به اسماعيل بخشی و خانواده اش گفته اند كه وكيلش خانم فرزانه زيلابی را بركنار نمايد.
آنان می خواهند با آوردن وكيل مورد اعتماد مقامات امنيتی (چرا كه قرار است اين وكيل به اصطلاح مورد اعتماد، به آنان در شكستن اين نماينده كارگران كمك كند) با اعمال فشار بيشتر بر اسماعيل بخشی وی را وادار به نوشتن تكذيبيه نمايند...
در حالی که همه مسئولین، از قضائی تا اجرایی از جمله استاندار که به هیچ وجه صلاحیت اظهار نظر ندارد مرتب در حال مصاحبه کردن علیه اسماعیل بخشی نماینده کارگران هفتتپه و قصد فراهم کردن زمینه برای محکومیت وی را دارند، میگویند وکیل مصاحبه نکند تا با فراغ بال و در سکوت و خلوت هرآن چه میخواهند به سر موکلش بیاورند...
اسماعيل بخشی به طور غيرقانونی توسط مسئولين امنيتی و قضايی بيش از يكماه است به گروگان گرفته شده و به طور غيرقانونی در بازداشتگاه امنيتی نگهداری ميشود. سلامت اسماعيل بخشی در خطر است.
منبع سندیکای کارگران هفت تپه
⬆️ فشار بر بخشی و خانواده برای عزل وکیل مستقل و به کارگیری وکیل تاییده شده توسط مقامات امنیتی
Telegram
attach 📎
🔴🔴🔴فوری! انتقال اسماعیل بخشی و سپیده قلیان به بازداشتگاه امنیتی مخفی به قصد شکنجه و اعتراف اجباری
بر اساس اخبار واصله، اطلاعات اهواز برای شکنجه به قصد اعتراف اجباری، سپیده قلیان و اسماعیل بخشی را به بازداشتگاه مخفی منتقل کرده است. این در حالی است که نام این دو زندانی را در لیست زندان سپیدار اهواز ثبت کرده اند اما آن دو در این زندان نیستند. بدین ترتیب هرگونه اتفاقی که برای این دو پیش آید از نظر قانونی تنها از طریق ردگیری حضور آنها در زندان سپیدار میسر خواهد بود حال آنکه آنها اکنون در این زندان محبوس نیستند.
اخبار تکمیلی متعاقبا اعلام خواهد شد
برگرفته از كانال هفت تپه
بر اساس اخبار واصله، اطلاعات اهواز برای شکنجه به قصد اعتراف اجباری، سپیده قلیان و اسماعیل بخشی را به بازداشتگاه مخفی منتقل کرده است. این در حالی است که نام این دو زندانی را در لیست زندان سپیدار اهواز ثبت کرده اند اما آن دو در این زندان نیستند. بدین ترتیب هرگونه اتفاقی که برای این دو پیش آید از نظر قانونی تنها از طریق ردگیری حضور آنها در زندان سپیدار میسر خواهد بود حال آنکه آنها اکنون در این زندان محبوس نیستند.
اخبار تکمیلی متعاقبا اعلام خواهد شد
برگرفته از كانال هفت تپه
Forwarded from اتچ بات
جلسه پرسش و پاسخ تلگرامی در گروههای
"کمپین اعتراف به آزادیخواهی شکست ." "حمایت از زندانیان سیاسی عقیدتی " " گذری بر سیاست "
"سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی"
" آگاهی، دمکراسی، سکولاریسم "
"کتابخانه گفتمان " و " اتاق گفتمان"
میهمان برنامه این هفته :
آقای حسين احمدي نياز : وكيل پايه يك دادگستري ( وکیل رامین حسین پناهی ، دختران شین آباد ،...)
موضوع: شكنجه پارادكس نظام قضايي ايران /کمپین اعتراف به آزادیخواهی شکست نیست .
زمان: جمعه 10 اسفند 1397
01 مارس 2019
ساعت 21 به وقت ایران
18.30 به وقت اروپای مرکزی
مکان: کانال های تلگرامی
"حمایت از زندانیان سیاسی عقیدتی "
"کمپین اعتراف به آزادیخواهی شکست ." " گذری بر سیاست "
"سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی"
" آگاهی، دمکراسی، سکولاریسم "
"کتابخانه گفتمان " و " اتاق گفتمان"
https://t.me/joinchat/B_eI9kR1h5OvBL6b1Ujx5Q https://t.me/joinchat/B_eI9lF_TcUJj9Uiu4Kn3Q https://t.me/joinchat/KIKfrUHjFbGQXslmU_QJJw https://t.me/joinchat/JgEQgUnMyz3Jhnj1P4_5KA https://t.me/joinchat/I1RQZ1cTgTDweKkou91PMw https://t.me/joinchat/CPd7yD6WygdJXnSzgsyIzA
"کمپین اعتراف به آزادیخواهی شکست ." "حمایت از زندانیان سیاسی عقیدتی " " گذری بر سیاست "
"سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی"
" آگاهی، دمکراسی، سکولاریسم "
"کتابخانه گفتمان " و " اتاق گفتمان"
میهمان برنامه این هفته :
آقای حسين احمدي نياز : وكيل پايه يك دادگستري ( وکیل رامین حسین پناهی ، دختران شین آباد ،...)
موضوع: شكنجه پارادكس نظام قضايي ايران /کمپین اعتراف به آزادیخواهی شکست نیست .
زمان: جمعه 10 اسفند 1397
01 مارس 2019
ساعت 21 به وقت ایران
18.30 به وقت اروپای مرکزی
مکان: کانال های تلگرامی
"حمایت از زندانیان سیاسی عقیدتی "
"کمپین اعتراف به آزادیخواهی شکست ." " گذری بر سیاست "
"سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی"
" آگاهی، دمکراسی، سکولاریسم "
"کتابخانه گفتمان " و " اتاق گفتمان"
https://t.me/joinchat/B_eI9kR1h5OvBL6b1Ujx5Q https://t.me/joinchat/B_eI9lF_TcUJj9Uiu4Kn3Q https://t.me/joinchat/KIKfrUHjFbGQXslmU_QJJw https://t.me/joinchat/JgEQgUnMyz3Jhnj1P4_5KA https://t.me/joinchat/I1RQZ1cTgTDweKkou91PMw https://t.me/joinchat/CPd7yD6WygdJXnSzgsyIzA
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
امروز چهارشنبه ۸ اسفند؛
تجمع اعتراضی خانواده و بستگان اسماعیل بخشی فعال کارگری بازداشتی، در مقابل ساختمان دادگاه شوش
تجمع اعتراضی خانواده و بستگان اسماعیل بخشی فعال کارگری بازداشتی، در مقابل ساختمان دادگاه شوش
Telegram
attach 📎
معلم بازنشسته به ۵ سال حبس محکوم شد
معصومه عسکری، معلم بازنشسته زندانی محبوس در بند زنان زندان اوین به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شده است. وی در جریان اعتراضات سراسری مردادماه برای مدتی و سپس در آذرماه امسال توسط نیروهای امنیتی بازداشت و پس از تحمل یک ماه انفرادی در بازداشتگاه وزارت اطلاعات واقع در زندان اوین در تهران به بند زنان این زندان منتقل شده و هم اکنون در حال تحمل مدت محکومیت خود است.
معصومه عسکری در تاریخ ۱۱ مردادماه در اعتراضات خیابانی در تهران بازداشت و به زندان قرچک منتقل و پس از چند روز بازداشت آزاد شد. وی در آذرماه یک بار دیگر بازداشت و این بار به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد. پس از تحمل مدت یک ماه بازداشت در سلولهای انفرادی و بازجویی در این بند از مدتی پیش به بند زنان این زندان انتقال یافته است”.
خانم عسکری در تاریخ ۲۹ بهمنماه ۱۳۹۷ از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی مقیسه از بابت اتهام اجتماع و تبانی به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شده و در حال حاضر مدت محکومیت خود را در بند زنان زندان اوین سپری میکند”.
معصومه عسکری معلم بازنشسته و تنها سرپرست پسر ۱۴ سالهاش است.
جای معلم زندان نیست
معصومه عسکری، معلم بازنشسته زندانی محبوس در بند زنان زندان اوین به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شده است. وی در جریان اعتراضات سراسری مردادماه برای مدتی و سپس در آذرماه امسال توسط نیروهای امنیتی بازداشت و پس از تحمل یک ماه انفرادی در بازداشتگاه وزارت اطلاعات واقع در زندان اوین در تهران به بند زنان این زندان منتقل شده و هم اکنون در حال تحمل مدت محکومیت خود است.
معصومه عسکری در تاریخ ۱۱ مردادماه در اعتراضات خیابانی در تهران بازداشت و به زندان قرچک منتقل و پس از چند روز بازداشت آزاد شد. وی در آذرماه یک بار دیگر بازداشت و این بار به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد. پس از تحمل مدت یک ماه بازداشت در سلولهای انفرادی و بازجویی در این بند از مدتی پیش به بند زنان این زندان انتقال یافته است”.
خانم عسکری در تاریخ ۲۹ بهمنماه ۱۳۹۷ از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی مقیسه از بابت اتهام اجتماع و تبانی به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شده و در حال حاضر مدت محکومیت خود را در بند زنان زندان اوین سپری میکند”.
معصومه عسکری معلم بازنشسته و تنها سرپرست پسر ۱۴ سالهاش است.
جای معلم زندان نیست
Forwarded from اتچ بات
برای «نهال» فرزند اسماعیل بخشی
مهتاب قربانی
نهال جان، اردیبهشت سال ۶۷ من پنج ساله بودم، هنوز خاطرهی شبی که پدرم دستگیر شد، همانطور زنده، همان طور ترسناک جلوی چشمان من است. هنوز بخشی از «مهتاب» در پنج سالگی من جا مانده است؛ مبهوت، ترسیده، بغض در گلو خفه شده، دست در دست مادرم و خواهر کوچکترم، پدر هم همانجا جا مانده، آخرین تصویر از پدری که عاشقش بودم؛ با زیر پیراهن سفیدی که پوشیده از لکههای خون است، با سبیل قشنگش، با موهای سیاه فرفریاش، با نگاه نگرانش، با دستهای بستهاش ... و جوانی مادرم هم در همان ایوان ایستاده و بیپناه و استوار دست مرا در دست دارد. در کوچه هیچ صدایی نیست، همسایهها در خانههایشان پنهان شدهاند و پاسدارها بعد از ویران کردن خانه، پدرم را با خود میبرند، پدرم را که کارگر کارخانه بود به جرم ساماندهی #اعتصابات_کارگری، با خود میبرند. پدرم را صبح در راه رفتن به کارخانه گرفتهاند، تا شب کتک اش زدهاند و شب آوردهاند اش برای شناسایی خانه و پیدا کردن مدارک جرم!!! پدرم را میبرند، پاهایش روی زمین کشیده میشود و تنهایی من و خواهر و مادرم در ایوان سیاه شب، عکسی میشود تا همیشه آویخته بر دیوار کابوسهایم...
نهال جان! کودکی من در همان شب سرد و سیاه اردیبهشت تمام شد، تصویر پدرم، نگاه مادرم، فریاد پاسدارها، بهت خواهرم و آنهمه تلخی و ترس و خشم در جانم ماند...
نهال خانم بالندهی اسماعیل! حالا من سیوپنج سالهام و در بر همان پاشنه میچرخد. عکست را که دیدم، انگار خودم باشم در طلب پدرم...
نهال سبز ما! کاش میشد به تو بگویم شب وطن به سحر نزدیک است، کاش میشد کاری بکنم برای تو و اسماعیل عزیزمان، اما افسوس که تا بوده در این سرزمین مزد طلب حق زندان و شکنجه و سرکوب بوده است، اما دخترک قوی و زیبا شاید نه امروز، شاید نه فردا، اما میرسد آن روز که شادمانی و آزادی و عدالت سهم سرزمین ما بشود و نان و کار و آزادی دیگر یک رؤیا نباشد و تو ببالی و بشوی سروی تنومند و اسماعیل بر تو تکیه کند و در سایه سار بودنت خستگی از جان شیفتهاش برود.
مهتاب قربانی
نهال جان، اردیبهشت سال ۶۷ من پنج ساله بودم، هنوز خاطرهی شبی که پدرم دستگیر شد، همانطور زنده، همان طور ترسناک جلوی چشمان من است. هنوز بخشی از «مهتاب» در پنج سالگی من جا مانده است؛ مبهوت، ترسیده، بغض در گلو خفه شده، دست در دست مادرم و خواهر کوچکترم، پدر هم همانجا جا مانده، آخرین تصویر از پدری که عاشقش بودم؛ با زیر پیراهن سفیدی که پوشیده از لکههای خون است، با سبیل قشنگش، با موهای سیاه فرفریاش، با نگاه نگرانش، با دستهای بستهاش ... و جوانی مادرم هم در همان ایوان ایستاده و بیپناه و استوار دست مرا در دست دارد. در کوچه هیچ صدایی نیست، همسایهها در خانههایشان پنهان شدهاند و پاسدارها بعد از ویران کردن خانه، پدرم را با خود میبرند، پدرم را که کارگر کارخانه بود به جرم ساماندهی #اعتصابات_کارگری، با خود میبرند. پدرم را صبح در راه رفتن به کارخانه گرفتهاند، تا شب کتک اش زدهاند و شب آوردهاند اش برای شناسایی خانه و پیدا کردن مدارک جرم!!! پدرم را میبرند، پاهایش روی زمین کشیده میشود و تنهایی من و خواهر و مادرم در ایوان سیاه شب، عکسی میشود تا همیشه آویخته بر دیوار کابوسهایم...
نهال جان! کودکی من در همان شب سرد و سیاه اردیبهشت تمام شد، تصویر پدرم، نگاه مادرم، فریاد پاسدارها، بهت خواهرم و آنهمه تلخی و ترس و خشم در جانم ماند...
نهال خانم بالندهی اسماعیل! حالا من سیوپنج سالهام و در بر همان پاشنه میچرخد. عکست را که دیدم، انگار خودم باشم در طلب پدرم...
نهال سبز ما! کاش میشد به تو بگویم شب وطن به سحر نزدیک است، کاش میشد کاری بکنم برای تو و اسماعیل عزیزمان، اما افسوس که تا بوده در این سرزمین مزد طلب حق زندان و شکنجه و سرکوب بوده است، اما دخترک قوی و زیبا شاید نه امروز، شاید نه فردا، اما میرسد آن روز که شادمانی و آزادی و عدالت سهم سرزمین ما بشود و نان و کار و آزادی دیگر یک رؤیا نباشد و تو ببالی و بشوی سروی تنومند و اسماعیل بر تو تکیه کند و در سایه سار بودنت خستگی از جان شیفتهاش برود.
Telegram
attach 📎