کانال سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی در ایران
210 subscribers
2.05K photos
747 videos
12 files
3.17K links
لینک گروه سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
https://t.me/joinchat/UX9NxShCKS8gA5hM

کانال سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
https://t.me/ofppi

سایت سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
Www.ofppi.org
Download Telegram
محمد حبیبی معلم زندانی در زندان اوین بعد از ده ماه بازداشت و زندان با ارسال نامه ای به شرح زیر سکوتش را شکست


 
ده ماهی که گذشت…
بعد از حدود ده ماه از بازداشت غیرقانونی اینجانب، سرانجام در تاریخ یکم دی‌ماه حکم قطعی در دادگاه تجدید نظر شعبه ۳۶ به وکیلم ابلاغ شد که عینا تأیید حکم بدوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب بود. با وجودی که در این مدت ده‌ماه با فشارها و ناملایمات فراوانی مواجه بوده‌ام، در مشورت با وکلای مجربم، از هرگونه انتشار مطلب یا امضای بیانیه‌هایی که در مناسبتهای مختلف از زندان و از طرف همبندیانم صادر می‌شد، خودداری کردم، تا از هرگونه بهانه‌جویی‌های احتمالی برای کاهش رأی بدوی جلوگیری شود. از جمله این فشارها می‌توان به ضرب و شتم در هنگام بازداشت در تجمع روز معلم در مقابل دیدگان همکارانم ( تجمعی کاملا صنفی ، مدنی و قانونی )، اعزام به بازپرسی با وضعیت نابهنجار پوششی (لباس و شلوار پاره و بدون کفش با پاهای برهنه)، اعزام به زندان تهران بزرگ با همان شرایط و نگهداری غیرقانونی، در این زندان به مدت ۴ ماه و نیم در کنار متهمان به شرارت و سرقت و در شرایطی با کمترین امکانات انسانی، اشاره کرد.
علاوه بر این، هم در دادگاه بدوی و هم دادگاه تجدیدنظر، تماما دفاع از جزئیات پرونده را به وکلای مجرب خود آقایان تاج و رئیسیان واگذار کردم و در هر دو دادگاه جز در موارد معدودی که مورد پرسش مستقیم قرار گرفتم لب به سخن نگشودم. هم در دادگاه تجدید نظر و هم در خود زندان در دیداری که با نماینده دادستان داشتم (که بنا بر خواست ایشان در دفتر رئیس اندرزگاه برای پیگیری مداوای مشکلات جسمی اینجانب، انجام شد) ایشان بر نظر مساعد دادستانی نسبت به تخفیف مجازات تأکید داشتند، بدون اینکه هیچ درخواستی از جانب بنده انجام شده باشد. حتی قاضی پرونده تجدید نظر نیز به وکلای اینجانب مساعدت دادگاه برای تخفیف کلی در حکم بدوی را اعلام کرده بودند. با اینهمه، تأیید کامل حکم بدوی بدون هیچ تغییری در دادگاه تجدیدنظر، بار دیگر نشان داد که سرنوشت پرونده‌های سیاسی در جای دیگری خارج از نهادهای قضایی تعیین می‌شود. حال در شرایط کنونی که حکم ناعادلانه ده سال و نیم اینجانب به صورت قطعی تأیید شده است، بر خود لازم می‌دانم از همه دوستان و همکاران عزیز، فعالان صنفی شاغل و بازنشسته، شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران، کانون صنفی معلمان تهران، کانون‌ها و انجمن‌های صنفی معلمان استان‌ها و شهرستان‌های ایران، تشکل‌ها و فعالان کارگری، فعالان دانشجویی، فعالان حوزه زنان، فعالان حقوق بشر، گروه‌ها و کمپین‌های تلگرامی و روزنامه‌نگاران و رسانه‌هایی که در این مدت ده ماه حمایت‌های رسانه‌ای و معنوی خود را از اینجانب دریغ نداشته‌اند، تشکر و قدردانی کنم.
محمد حبیبی
زندان اوین
چهارم دی‌ماه ۱۳۹۷

http://www.ofppi.org/2018/12/30/15/12/15/
يك شهروند بهایی در زندان از رسیدگیهای پزشکی محروم مانده است
«حسن ممتاز سروستانی» شهروند بهایی که در #زندان_عادل_آباد_شیراز محبوس است از رسیدگیهای پزشکی در زندان محروم شده است
وی که از بیماری حاد قلبی رنج میبرد و نیاز فوری به درمان دارد علی رغم پیگیرهای خانواده، مسئولین زندان و قاضی پرونده وی هیچ اقدامی در این خصوص انجام نمی دهند.

http://www.ofppi.org/2018/12/30/15/12/20/
Forwarded from اتچ بات
‍ ‍ بازنشستگان ومستمری بگیران!

حال که عزم واراده ای از طرف مسئولین درتامین معیشت یک زندگی مناسب توام با رفاه و سلامت برای خود نمی بینیم وحاکمیت همچنان با بی اعتنایی پاسخی به مطالباتمان نداده است ، درآستانه تدوین بودجه ای که تصویب آن هم اکنون درجریان است بار دیگر به خیابان می آئیم .
بودجه ای که می بایست تقسیم عادلانه ثروت اجتماعی برای بهبود شرایط زندگی ورفاه و پیشرفت عمومی باشد، سهمی برای ما ندارد. تولیدکنندگان ثروت ، بی نصیب از این بودجه همچنان شاهد استمرار قانونی نمودن فقر و فلاکت در ابعادی ویرانگرند.
این بودجه برای سروسامان دادن امور حکومتیان وسهم بری دستگاه ها و نهادهای درون دایره قدرت تنظیم شده است.نه برای رفاه عموم مردم.
ما بازنشستگان همه صندوق ها، برای دستیابی به مطالبات زیر باردیگر به خیابان می آئیم . با گامهای راسخ واستوار. چرا که بارها هشدار داده ایم « تا حق خود نگیریم ازپای نمی نشینیم»:

1- ارتقاء سطح دریافتی حقوق بگیران ومستمری بگیران به میزان بالاتر از خط فقر کارشناسی شده ‌‌متناسب با هزینه زندگی استاندارد امروزی.
2- - تهیه وتدوین بودجه سالیانه بر مبنای حمایت از منافع مزدبگیران و تامین منابع مالی لازم برای تضمین یک زندگی مناسب بازنشستگان. همترازی حقوق بازنشستگان با شاغلین با اجرای کامل ماده 64 و 125 قانون مدیریت خدمات کشوری مصوب سال 86
3- توقف تعرض به منابع و امکانات صندوق ها. اعاده منابع صندوقهای بازنشستگی وجبران خسارت واسترداد بدهی های دولت به صندوق ها و ایجاد سازوکارمناسب به منظور کنترل ونظارت بر آنها توسط منتخبین واقعی بازنشستگان
4- لغو بیمه های تکمیلی وبرقراری بیمه کارآمد و رایگان
5- توقف سیاست و برنامه های خصوصی سازی درعرصه های تولید ، آموزش ، بهداشت و درمان وخدمات عمومی
6- توقف روند پرونده سازی و پیگردهای قضایی و امنیتی برای فعالین صنفی و اجتماعی و آزادی فوری وبی قید وشرط کلیه فعالین صنفی و اجتماعی.

7- برسمیت شناختن حق ایجاد تشکل های مستقل بازنشستگان
با توجه به مطالبات مشخص و بارها اعلام شده ی فوق، وهمچنین تجارب تاکنونی خود دریافته ایم که مذاکره با دولتمردان نتیجه ای جز وعده و وعیدهای توخالی نداشته است وتوجه واقدام عملی برای بهبود شرایط زندگی ما برعهده آنهاست. بازنشسته ای که مجوز تشکل مستقل را ندارد نماینده ای هم ندارد.
ما اعلام می کنیم چنانچه پاسخ عملی درخور به خواسته های ما داده نشود استمرار تجمعات و اعتراضات برای پیگیری مطالبات خودرا حق قانونی وطبیعی خود می دانیم.

🔴🔴🔴وعده ما روز چهارشنبه 12 دی ماه ساعت 10 صبح مقابل مجلس شورای اسلامی

اتحاد سراسری بازنشستگان ایران
_ گروه بازنشستگان تامین اجتماعی
_ شورای بازنشستگان ایران


https://t.me/ofppi
پیام سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی به مناسبت فرا رسیدن سال ۲۰۱۹ میلادی


فرا رسیدن سال نو میلادی را به همهٔ شما عزیزان پیشاپیش صمیمانه شاد باش میگوییم. و برایتانِ در سال جدید شادی و موفقیت روز افزون آرزو می‌کنیم. بگذارید در این روز از هزاران انسان شریف و انقلابی یاد کنیم که در سیاهچالها و شکنجه گاههای ارتجاع جهانی‌ برای تحقق دنیائی بهتر و برای ارزشهای انسانی‌ جنگیده و جان باخته اند. جا دارد در آستانهٔ‌ سال ۲۰۱۹ به خانواده‌های پر تحملشان که درد جانکاه از دست دادن این عزیزان را تحمل کرده‌اند بگوییم با درود بر شما ما با شما هستیم و خواهیم بود. همچنین سال نو میلادی را به همه عزیزان در بند رژیم فاشیست اسلامی تبریک میگوئیم و امیدواریم در آینده‌ای نه چندان دور در زندانهای رژیم با قیام دوباره مردم در هم شکسته شود و این عزیزان سر بلند و پیروز به آغوش خانواده‌هایشان باز گردند. مردم ما با تکیه به تجربیات گذشته خود و با درس گرفتن از پیرزیها و شکست‌هایشان بار تحقیر حاکمان فاسد را بر نخواهند تابید. بیداری سیاسی و اجتماعی و آگاهی و تجربه‌ای که در متن این مبارزات کسب شده است ، تضمین پیروزی مردم در آیندهای نزدیک است.

تنها حربهٔ رژیم که همانا سرکوب است در مقابل ظرفیت مبارزاتی طبقهٔ کارگر ایران، و نفرت عمیق زنان این کشور از حکومت اسلامی و رویارویی نسل جوان این کشور در ابعاد وسیع با فاشیستهای اسلامی دوام چندانی نخواهد آورد هر چند متاسفانه هزینهٔ سنگین آن باید پرداخت گردد. تاریخ بارها نشان داده است که وقتی توده‌های وسیع محرومان و استثمار شدگان یک دل و یک صدا برای رها ساختن خود پا به میدان نبردی همه جانبه با استثمارگران و حکومتشان بگذارند، هیچ نیروئی نمی تواند جلودارشان باشد. تغییر دادن این شرایط، از بین بردن نقاط ضعف، ایجاد اعتماد و اعتقاد به قدرت خود در میان توده‌های وسیع مردم کارگر و زحمتکش و تصویر کردن افقی روشن و مطلوب در مقابل این توده‌های عظیمی که خود ناجیان واقعی خویشند، وظیفه ماست. سالی که گذشت، سال به میدان امدن مردم برای به زیر کشیدن ديکتاتورها بود. امید است که بندهای استبداد و استثمار، بردگی دينی و سياسی از هم بگسلند و اگر چه شمار زيادی از زندانيان مبارز توسط فاشیستهای اسلامی بدار کشيده شدند و يا در اسارتند، اما آن چه مثل روز روشن است فروپاشی نزدیک فاشیسم حاکم بر کشور است.

سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی در ایران به همهٔ زنان و مردان مبارز که در سراسر خاور میانه برای آزادی بپا خواسته درود میفرستد و در آغاز سال ۲۰۱۹ آرزو داریم که سال جدید برای همه شهروندان جهان سال آزادی و رهایی و همبستگی‌ باشد.


سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی

۳۱ دسامبر ۲۰۱۸ برابر با یازدهم دی‌ ماه ۱۳۹۷


http://www.ofppi.org/2018/12/31/16/38/43/
مسئولين زندانها براى بقاى خود زندانيان را گرسنه و بيمار نگه ميدارند


قطع شدن نان و گرمایش زندانیان عقیدتی در زندان گوهر دشت
از روز ۳ دی ماه،

مسئولین زندان گوهر دشت گاز سالن ۲۱ بند ۷ زندان را قطع کردند
به طوری که هوای داخل اتاقها سرد و آبگرم حمام نیز سرد است
و زندانیان مجبور شده اند که پتو به خود بپیچند و این امر باعث شده که بسیاری از زندانیان مریض شوند.

مسئولین زندان همچنین با قطع نان این زندان زندانیان را در رنج گرسنگی نگه داشته اند به بهانه اینکه دستگاه نان خراب شده است

ومسئولين حاضر به خرید نان از بیرون هم براى زندانيان نیستند.

https://t.me/ofppi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دوشنبه نیروهای گارد ویژه با محاصره اطراف دانشگاه علوم و تحقیقات تهران مانع از شکل گیری تجمعات دانشجویان ميشوند


https://t.me/ofppi
عاملين اعدام ميدوند تا اخرين اعدامها را نيز در پايان٢٠١٨ به سرانجام رسانند
چه كودك
وچه پير برايش چه فرقى ميكند حكومتى كه پايه هايش با خون انسانها محكم شده است

سحرگاه دوشنبه ۱۰ دی ماه، یک زندانی به نام
«زمان رضایی»
۶۲ ساله از بند ۱ روان درمانی در زندان مرکزی ارومیه اعدام شد.

https://t.me/ofppi
سرنگون باد جمهورى اسلامى
مرگ خاموش یک زندانی ديگر در زندان مرکزی ارومیه


روز ۱۱ دی ماه یک زندانی
«عمر رسولی» در زندان مرکزی ارومیه بر اثر فشارهای روحی و روانی زندان درگذشت .

عمر رسولی ۶۰ ساله محکوم به ۵ سال زندان در بند ۱۵ زندان مرکزی ارومیه بود

و مدت ۷ ماه از دوران حبس وی می گذشت
بر اثر فشارهاى جسمى و روانى اين زندانى ،
دچار حمله قلبی شده و به بیمارستان منتقل گردید اما صبح سه شنبه فوت کرد.

واين اولين و اخرين زندانى نيست كه بر اثر شرايط نامناسب زندان
ورسيدگى نكردن به بيمارى هاى انها
توسط مسئولين وشرايط وحشتناك زندانها به قتل ميرسند
https://t.me/ofppi

مرگ خاموش زندانيان در زندان را محكوم ميكنيم
گلرخ ابراهیم ایرایی طی نامه ای سر گشاده از زندان اوین چنین نوشت :


ما که درد را و فقر را و سقوط به قعر دره ی ارتجاع را و بیش از یک قرن استبداد را تاب آوردیم. ما که تازیانه خوردیم و ایستادیم. کشته دادیم و ماندیم. سفره های بی نان گشودیم و ادامه دادیم. بر گور قلم، سرود آزادی خواندیم و از پای ننشستیم و حال بر دیوار لرزان و پایه های ارتجاع می کوبیم. تا لرزشی دوباره. تا عمیق تر شدن ترک های افتاده بر پیکر استبداد ایستاده‌ایم حتی اگر دشنه ی زهرآگین دژخیم، پهلویمان را دریده قصد جان مان را کنند.
ایستاده‌ایم در کنار کارگرانی که حقوق معوقه شان مرز ماه و سال را درنوردیده است. ایستاده‌ایم با رانندگانی که هراسی از شاخ و شانه کشیدن های او که خود را قاضی‌القضات میخواند به دل راه نداده‌اند و مصرند بر احقاق حقوق پایمال شده شان.ایستاده‌ایم با معلمان در بند که دانش‌آموزان شان مهر دیگری را بی آنان آغاز کرده‌اند.
با کولبران کردستان هدف گلوله ی کین قرار گرفتیم و با فعالان محیط زیست به آتش کشیده شدیم. با کودکان بلوچ در کپرها کلاس درس برپا نمودیم و دستان یخ زده مان را در تصور کانکس‌های وعده داده شده به مردم زلزله زده کرمانشاه گرم نمودیم.
با مسکن مهر آوار شدیم. و با اندوخته‌های مالی کشور ته کشدیم. با خوزستان ریه‌ها را از ریزگردها پر کردیم و با دراویش تن به باتوم و سر به دار دادیم.
با دهه ی شصت در دشت بی فرهنگی خود غوطه خوردیم و بر تن داریم هنوز ترکه ی بیداد آن را. با قتل های زنجیره‌ای کارد‌آجین شدیم و با قیام اعتراضی هشتاد و هشت طعم فریب را چشیدیم و به خانه‌هایمان کشانده شدیم.
با اقلیت های مذهبی از حقوق شهروندی محروم ماندیم و گورستان هایمان زیرو رو شد و به بند کشیده شدیم و وادار به جلای وطن گردیدیم.با هزاران هم وطن در دردی مشترک به تماشا نشستیم مصادره ی اموال هم‌وطنانمان را.
با دختران شین آباد زجر کشیدیم و در اردوهای دانش‌ آموزی دست و پای مان را از دست داده روانه ی بیمارستان و گورستان شدیم. در کوی دانشگاه قلع و قمع شدیم و ناپدید شدیم و به زنجیر کشیده شدیم. تاوان خالی بودن صندوق های ارزی کشور و به یغما رفتن بودجه و اقتصاد ورشکسته و صعود حیرت آور تورم افسار گسیخته و نوسانات بازار را به سیلی و سرخی گونه پرداختیم و در نمایش چند دقیقه ای رسانه ای، داستان کهنه و نخ نما را به تماشا نشستیم و با وعده ی اعدام قربانیان دست چین شده، بر این تراژدی تلخ و تکراری اندوهگین شدیم.
تاب آوردیم ناتوانی و عدم مدیریتی فاحش را که ختم شد به فقر و خفقان و بدنامی بین‌المللی و سرافکندگی و رسوایی و تنزلمان داد به پایین ترین رتبه های سربلندی و نائل مان نمود به اوج قله های فساد و فحشا و فقر فرهنگی. تاب آوردیم جا ماندن لنگه کفش های سفاهت را بر دیوار سفارت این کشور و آن کشور که حال به تلنگری شان دچار بحران میگردیم. به نام تروریست و منافق و داعشی و لامذهب سر به دار شدیم و تفتیش عقاید شدیم و محروم از حق تحصیل.
اما همچنان پیگیر ماندیم بر خواسته های برحق مان – تا آزاد شدن فعالیت احزاب، اصناف و اتحادیه ها  تا توقف اعدام  تا آزادی تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی  تا شکسته شدن فضای انحصاری رسانه‌ها  تا برچیده شن دادگاههای فرمایشی و پایان دادن به خفقان و فضای امنیتی حاکم بر جامعه  و تا توقف خصوصی سازی ها و بازگرداندن اموال فرودستان از جیبهای غیر بر سر سفره شان حتی اگر دوباره و دوباره به زنجیرمان کشند ایستاده‌ایم و مصریم بر احقاق حقمان در این روزهای پر التهاب که پاسخ اعتراض را به حبس و شکنجه و ترور و اعدام خواهند داد،  ز ژرفِ آتش و خون، به صبح توده نوید خواهیم داد، رهایی خلق ایران را ، که نبرد ما را آیین است، حتی اگر کهکشان فردایش ز خون مان و ز سرخِ چهر هامان آذین بندد” نقاب تزویر و ریای مکارانه به زیر افکنده شد.
باشد که تاج استبداد در هم شکنیم.
گلرخ ابراهیمی ایرایی
بند زنان زندان اوین
دیماه ۹۷


http://www.ofppi.org/2019/01/04/12/33/20/
اسماعیل بخشی طی نامه ای به شرح زیر خواستار مناظره تلوزیونی با وزیر اطلاعات شده است:

جناب آقای علوی در ۲۵ روزی که ناعادلانه در بازداشت وزارت اطلاعات بودم مصائب و رنج هایی بر من تحمیل شد که هنوز از شرّ آنها خلاص نشدم و برای رهایی از آن ها به داروهای اعصاب و روان پناه آورده‌ام، اما در این مدت دو پرسش اساسی مثل خُره مغز مرا درگیر خود کرده است که پاسخ دهنده ی اصلی آنها فقط شخص شما می‌باشید و این حق بنده و ملت شریف ایران است که پاسخ این پرسش‌ها را بدانیم.
اول اینکه در روزهای اول بدون دلیل یا هیچ حرفی تا سر حد مرگ مرا شکنجه و زیر مشت و لگد گرفتند که تا ۷۲ساعت در سلولم از جایم نمی‌توانستم تکان بخورم و آنقدر زده بودند که حتی از تاب درد خوابیدن هم برایم زجزآور بود و امروز پس از گذشت تقریبا دوماه از آن روز سخت در دنده‌های شکسته‌ام، کلیه‌ها، گوش چپم و بیضه‌هایم احساس درد می‌کنم.
.
جالب اینکه شکنجه گران خود را سرباز گمنام امام زمان می‌نامیدند اما به بنده و خانم قلیان انواع اقسام فحش‌های رکیک جنسی می‌دادند و ایشان راهم کتک می‌زدند اما از شکنجه‌ی جسمی بدتر، شکنجه های روانی بود، نمی‌دانم چه بر سرم آوردند که مثل موش آب کشیده شده بودم و هنوز دستهایم میلرزد، منی که زمین زیر پایم میلرزید تحقیر شدم و به شخصیت دیگری بدل شده بودم و هنوز با وجود قرص های اعصاب و روان گاهی دچار حمله‌های شدید عصبی روحی و روانی می‌شوم، اکنون از جنابعالی بعنوان وزیر اطلاعات و کسی که خودش یک روحانی مذهبی ست این پرسش را دارم : از نظر اخلاقی، حقوق بشری و بخصوص دین اسلام حکم شکنجه‌ی یک بازداشتی چیست؟ آیا رواست؟ اگر رواست به چه میزان؟
.
مسئله دوم که برای من و خانواده‌ام بسیار بسیار مهمتر از شکنجه‌های جسمی و روحی ست بحث «شنودِ» مکالمات تلفنی بنده و خانواده‌ام توسط دستگاه اطلاعاتی شماست، بازجویم می‌گفت ما از همه چیز تو خبر داریم حتی می‌دانیم همسرت چند بار بخاطر مبارزاتت با تو دعوا کرده است گفتم از کجا می‌دانید گفت مدت ها تماس های تو «شنود» می‌شد که باعث عصبانیت شدید من حین بازجویی شد حال پرسش بنده و خانواده‌ام از شما بعنوان وزیر اطلاعات و یک شخصیت روحانی و مذهبی این است که : آیا «شنود» خصوصی‌ترین مکالمات انسان‌ها از نظر اخلاقی، حقوق بشری و دین اسلام رواست؟ به چه حقی مکالمات تلفنی خصوصی بنده و همسر عزیزم را دستگاه اطلاعاتی شما باید «شنود» کند؟؟؟
.
لذا جناب آقای علوی اینجانب اسماعیل بخشی برای شنیدن پاسخ هایتان شما را به یک مناظره در یک برنامه زنده تلویزیونی دعوت می‌کنم.
اسماعیل بخشی
۱۴ دی ۹۷


http://www.ofppi.org/2019/01/04/12/37/13/
بازداشت یکی دیگر از کارگران فولاد اهواز
روز پنج شنبه ۱۳ دی ماه،


محمد رضا نعمت پور یکی دیگر از
کارگران فولاد اهواز توسط ماموران امنیتی بازداشت شده و همراه با ۷ کارگر دیگر در زندان بسر میبرد.

شرکت ملی فولاد اهواز هم اکنون دردست دستگاههای امنیتی و قضایی کشور است
و این تهدید و بازداشت ها مقدمه ای برای تعطیلی گروه ملی فولاد اهواز میباشد.

كارگران زندانى بايد بدونه قيد و شرط آزاد شوند


https://t.me/joinchat/B_eI9lF_TcUJj9Uiu4Kn3Q
Forwarded from اتچ بات
به‌یاد مادر بهکیش؛ دادخواه ۶شقایق سرخ جاويد

«من بیشتر عمرم را جلوی در زندانها برای گرفتن ملاقات و در گورستانها گذراندم».


ننگ و نفرین ابدی برعاملان وعامران این جنایات

مادر بهکیش، این نام زیبا، مهربان و ستودنی را کمتر کسی است که نشناسد.

کسانی که حتی یک بار کلید واژه‌هایی مانند
«خاوران»،
«تابستان ۶۷»،
«کشتار زندانیان سیاسی»، «مادران عزادار»
یا « دهه ۶۰»
به گوششان خورده باشد،
با یک جستجوی ساده به «مادر بهکیش» خواهند رسید.

شاید در تصور نگنجد که مادری ۵ فرزند و یک داماد خود را در نبرد با حاکمیت ننگین جمهورى اسلامى از دست داده و هم‌چنان پایدار مانده باشد.

نیره جلالی مهاجر(مادر بهکیش)،

مادر فدائیان شهید: «محمد بهکیش(شهادت در سال ۶۰)، زهرا بهکیش(شهادت در شهریور ۶۲)
و همسرش سیامک اسدیان(شهادت در مهر ۶۰)، محسن بهکیش(شهادت در اردیبهشت ۶۴)،
محمود و علی بهکیش(شهادت در شهریور ۶۷) است.

این مادر قهرمان و مقاوم در سرتاسر زندگی‌اش یک آن از دادخواهی خون فرزندانش بازنایستاد.

خود در این باره می‌گوید:

«من بیشتر عمرم را جلوی در زندانها برای گرفتن ملاقات و در گورستانها گذراندم»

ما به دادخواهى ايستاده ايم
سرنگون باد جمهورى اسلامى
https://t.me/ofppi
Forwarded from اتچ بات
‍ وضعیت جسمی علی نجاتی وخیم است

زیلابی، وکیل کارگران هفت‌تپه در گفت‌وگو با امتداد: شرایط محل بازداشت، وضعیت نجاتی را وخیم کرده است/ محرومیت دوتن از کارگران فولاد اهواز از دیدار با وکیل

📌فرزانه زیلابی، وکیل کارگران شرکت نیشکر هفت‌تپه، با ابراز نگرانی از وضعیت جسمانی علی نجاتی، کارگر زندانی شرکت هفت‌تپه، در گفتگو با #امتداد، اظهار داشت:

📌این کارگر که در تاریخ هشتم آذرماه در یک اقدام مشترک از سوی اجرای احکام کیفری شهرستان اندیمشک و ماموران امنیتی وزارت اطلاعات برای عناوین اتهامی جدید دستگیر شد، همچنان تحت بازداشت موقت قرار دارد. وی اگرچه از بازداشتگاه امنیتی به زندان دزفول منتقل شده، اما شرایط بند محل نگهداری خود را بسیار نامساعد دانسته و این مسئله بیماری قلبی و تنفسی وی را تشدید کرده است.

📌 با توجه به بیماری‌های قلبی و کلیوی موکل بنده و خطرناک بودن وضعیت جسمی وی، از تاریخ بازداشت، لوایح متعددی به شعبه اول دادیاری دادسرای عمومی و انقلاب شوش ارائه و تقاضای فک قرار بازداشت نجاتی را داشته‌ام. همچنین در راستای اعمال ماده ۵۰۲ قانون آیین دادرسی کیفری، از قاضی اجرای احکام کیفری، تقاضای ارجاع موکل به پزشکی قانونی و تبدیل مجازات حبس وی را داشته‌ام.

📌 متاسفانه در حالی که وضعیت جسمی این کارگر بازداشتی، روز به روز بدتر شده و دسترسی منظم به داروهای خود ندارد، با تعلل و تاخیر، تاکنون به پزشکی قانونی ارجاع نشده است. در حالی که پزشک زندان نیز ارجاع موکل به پزشک متخصص را ضروری تشخیص داده است.

📌موکلین بنده، آقایان، غریب حویزاوی و کریم سیاحی از کارگران گروه ملی فولاد اهواز نیز همچنان در قرار بازداشت موقت بسر می‌برند و از دسترسی به وکیل خود محروم هستند.

ارسالی به کانال تلگرامی سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه

كارگران زندانى بايد بدون قيد و شرط آزاد گردند

https://t.me/ofppi
Forwarded from اتچ بات
دعوتنامه اسماعیل بخشی برای مناظره تلویزیونی با وزیر اطلاعات

Inviting Hojjat-ul-Islam Alavi, the Minister of Intelligence of the Islamic republic of Iran, to a live debate on national TV

Mr. Alavi,

During the 25 days I was unjustly held in detention by your Ministry of Intelligence I was inflicted with pains and sufferings I am still grappling with, as a result of which I have had to resort to and seek relief in psychotropic drugs. Throughout this time I have been plagued by two questions, to which you alone are chiefly answerable. And it is my, as well as the whole honorable people of Iran’s, right to know the answers to them.

First: during the first few days of detention I was tortured to the brink of death without hearing a single reason or even being spoken to a single word. The torrent of the kicks and punches was so harsh that afterwards, in my solitary cell, I could not even move a limb. The pain was also too much to let me get a wink of sleep. And now, almost two months after, I still feel pain in my broken ribs, kidneys, left ear and testicles. The torturers, lo and behold, called themselves “The Unknown Soldiers of the Hidden Imam of the Age”, but they showered both me and Ms. Sepide Gholyaan, also being bashed, with a whole slew of the most obscene swearwords.

The most painful part of the whole ordeal was the psychological tortures. I wonder what your torturers did to me to reduce me to a timid mouse with trembling hands! I, who felt to be the proudest person on earth, was reduced to a humiliated character, a totally different person, to the extent that I am sometimes in the throes of intense psychological attacks, despite all the medication I use to stop them.

Therefore, I ask you, as both the country’s Minister of Intelligence and a spiritual man, a clergyman: How do you explain the torturing of a detainee from a moral, human-rights and, especially, Islamic perspective? Is it justified? If “yes”, to what degree?

The second problem that that bugs me, Mr. Alavi, is much more significant to me and my family than the physical and psychological tortures is the tapping of my phone and eavesdropping on my and my family’s conversations by your intelligence services. I was told by my interrogator, ‘We know everything about you. We even know how many times your wife has argued with you about your struggles.’ When I asked, ‘How do you know?’, he replied, “Your phone was tapped for a long time’. This exasperated me even during the unbearable interrogation I had been subjected to. Now, my and my family’s question for you, as both the country’s Minister of Intelligence and a spiritual man, a clergyman, is: “Is eavesdropping on the people’s most private conversations justified from a moral, human-rights and, especially, Islamic perspective? Who has given your intelligence services the right to eavesdrop on my private conversations with my beloved wife?’

I, therefore, invite you, Mr. Alavi, to a live debate on national TV in order to hear your answers to the above questions.

Ismael Bakhshi
Jan. 4, 2019



https://t.me/ofppi