Forwarded from اتچ بات
قسم به تمامی اعتقادات و آرزوهای انسانی تان،
راهتان را ادامه خواهیم داد
نامه زندانی سیاسی پیام شکیبا در مورد اعدام رامین و زانیار و لقمان
زندانی سیاسی پیام شکیبا که از اسفند ماه سال ۹۵ بازداشت و به ۱۱ سال زندان محکوم شد یک فعال دانشجویی است که طی سالهای زندان با لقمان و زانیار در یک زندان بود.
او در این نامه به بخشی از احساسات خود اشاره می کند که با شنیدن خبر اعدام یاران هم زنجیرش به او دست داد و بعد با این شهیدان سرفراز هم پیمان می شود که راهشان را ادامه دهد:
باهم نامه را ميخوانيم :
“وقتی بهتزده زیرنویس شبکه خبر جنایت و شقاوت رژیم مبنی بر به دار کشیدن برادرانم را خواندم باورم نمیشد،
مدام با خودم کلنجار میرفتم که دروغ است، امکان ندارد.
آنها پروندههایشان به دلیل نبود ادله و اسناد کافی و وارد شدن ایرادات متعدد حقوقی نقص خورده و منتظر محاکمه مجدد هستند،
مگر میشود بعد از ۱۰ سال بلاتکلیفی بدون حکم قطعی اعدام شوند!!!
گیج بودم، در خودم فرو رفتم،
یعنی دیگر صدای خندههای زانیار را نمیشنوم؟!
مگر میشود که دیگر سر به سر لقمان نگذارم؟!
مگر میشود اتاق زانیار و لقمان را خالی ببینم و… بی اختیار به سمت اتاق زانیار رفتم.
بر روی صندلی وی نشستم.
لباسهایش را بو میکردم و وسایلش را نگاه میکردم.
قامت رعنا و خندههایش جلوی چشمانم بود و در دل فریاد میزدم زانیار،
لقمان کجا رفتید؟
چرا ما را تنها گذاشتید؟
حالا ما بدون شما چکار کنیم؟…
هنگامی که نگاه خیرهام به سه تار دست ساز زانیار که از چوب جعبههای میوه ساخته بود افتاد بغضم ترکید و زار زار گریه کردم.
تمامی وجود لقمان و زانیار عشق به زندگی،
آزادی و برابری بود.
تمام وجودشان شهامت و گذشت و صفا بود.
بارها و بارها نیمه شبها هنگامی که بیخوابی به سرم میزد همصحبت و همسفرهی آنها بودم و پای درد و دلهای آنها مینشستم.
از شکنجهها، تهدیدها و بلایایی که وزارت بدنام اطلاعات به سرشان آورده بود میگفتند؛
و از خاطراتشان در مریوان و ماهیگیری در دریاچه زریوار…
همیشه وقتی به چشمان آنها نگاه میکردم در درونم احساس شرم و خجالت داشتم آنها ۱۰ سال بود که برای بوسه زدن به طناب دار ثانیه به ثانیه در انتظار بودند و هیچگاه حکم اعدام نتوانسته بود که آنها را مرعوب و متزلزل کند و در عزم و مقاومتشان خللی وارد کند.
هر هفته چهارشنبهها هنگام ملاقات هفتگی از خودم خجالت میکشیدم، چون که زانیار قریب ۱۰ سال بود که نتوانسته بود پدر، مادر و خواهر کوچکترش را که اندازه تمام دنیا دوستش میداشت را ببیند و در آغوش کشد.
چرا که پدر وی واداده نبود و سابقه مبارزاتیاش در گذشته را امروز پلهای برای غارت مردم و توجیه جنایات رژیم اعدام آخوندی نکرده بود و فاشیسم دینی نتوانسته بود که روح انسانیاش را بکشد و بخرد
تا همچون بریدهها، استمرار طلبان و روشنفکران بیخاصیت امروزین سرزمینمان معامله با خون کند.
زانیار شهید و لقمان شهید همچون فرمانده اقبال شهید مبارزه و انقلابی و عاشق بودند.
خوشا به آنانکه به عهد خود با خلق در زنجیر و زحمتکشان و ستمدیدگان تا به آخر ماندند و سرودخوان و غزلخوان بر چوبههای دار رقص عاشقی کردند.
آنان مصمم بودند که طور دیگری زندگی کنند.
و نه تنها نحوه زندگی آنها میتواند الگوی کمنظیری برای نوجوانان و جوانان شوریده بر پلشتیها و همه باندهای جنایتکار فاشیسم دینی باشد بلکه مرگ و شهادت آنها جهانی را تحت تاثیر قرار داد.
بیچاره شبپرستانی که از پیکرهای بی جان آنها نیز میترسند و پیکرهای پاک زانیار و لقمان و رامین را در محلی نامعلوم به خاک سپردهاند و میتوان تمام اقتدار پوشالیشان را در این صحنه دید؛
غافل از آنکه یاد و مزار آنان به وسعت خاک ایران و در دل تمام آزادگان جهان است.
بیچاره شب پرستانی که گمان میکنند با جنایت و پرپر کردن جوانهای دلیر این خلق ستمدیده میتوانند چند صباحی بر عمر ننگین خود اضافه کنند دریغ از آنکه مسیر تکاملی مبارزات خلق ایران آینده محتومی را برای آنها و ملت ایران رقم خواهد زد.
برادران شهیدم لقمان، زانیار و رامین، قسم به تمامی اعتقادات و آرزوهای انسانی و پاکتان و قسم به تمامی نالهها و شیونهای مادرانتان که راهتان را ادامه میدهیم
و تا تحقق آزادی و برابری و حقوق بشر از پای نخواهیم نشست.
۲۱ شهریور ۱۳۹۷ / زندان گوهردشت کرج / زندانی سیاسی و همبند شهیدان، پیام شکیبا”
https://t.me/joinchat/FuvVJ1F_TcVvUOQqrFg97w
راهتان را ادامه خواهیم داد
نامه زندانی سیاسی پیام شکیبا در مورد اعدام رامین و زانیار و لقمان
زندانی سیاسی پیام شکیبا که از اسفند ماه سال ۹۵ بازداشت و به ۱۱ سال زندان محکوم شد یک فعال دانشجویی است که طی سالهای زندان با لقمان و زانیار در یک زندان بود.
او در این نامه به بخشی از احساسات خود اشاره می کند که با شنیدن خبر اعدام یاران هم زنجیرش به او دست داد و بعد با این شهیدان سرفراز هم پیمان می شود که راهشان را ادامه دهد:
باهم نامه را ميخوانيم :
“وقتی بهتزده زیرنویس شبکه خبر جنایت و شقاوت رژیم مبنی بر به دار کشیدن برادرانم را خواندم باورم نمیشد،
مدام با خودم کلنجار میرفتم که دروغ است، امکان ندارد.
آنها پروندههایشان به دلیل نبود ادله و اسناد کافی و وارد شدن ایرادات متعدد حقوقی نقص خورده و منتظر محاکمه مجدد هستند،
مگر میشود بعد از ۱۰ سال بلاتکلیفی بدون حکم قطعی اعدام شوند!!!
گیج بودم، در خودم فرو رفتم،
یعنی دیگر صدای خندههای زانیار را نمیشنوم؟!
مگر میشود که دیگر سر به سر لقمان نگذارم؟!
مگر میشود اتاق زانیار و لقمان را خالی ببینم و… بی اختیار به سمت اتاق زانیار رفتم.
بر روی صندلی وی نشستم.
لباسهایش را بو میکردم و وسایلش را نگاه میکردم.
قامت رعنا و خندههایش جلوی چشمانم بود و در دل فریاد میزدم زانیار،
لقمان کجا رفتید؟
چرا ما را تنها گذاشتید؟
حالا ما بدون شما چکار کنیم؟…
هنگامی که نگاه خیرهام به سه تار دست ساز زانیار که از چوب جعبههای میوه ساخته بود افتاد بغضم ترکید و زار زار گریه کردم.
تمامی وجود لقمان و زانیار عشق به زندگی،
آزادی و برابری بود.
تمام وجودشان شهامت و گذشت و صفا بود.
بارها و بارها نیمه شبها هنگامی که بیخوابی به سرم میزد همصحبت و همسفرهی آنها بودم و پای درد و دلهای آنها مینشستم.
از شکنجهها، تهدیدها و بلایایی که وزارت بدنام اطلاعات به سرشان آورده بود میگفتند؛
و از خاطراتشان در مریوان و ماهیگیری در دریاچه زریوار…
همیشه وقتی به چشمان آنها نگاه میکردم در درونم احساس شرم و خجالت داشتم آنها ۱۰ سال بود که برای بوسه زدن به طناب دار ثانیه به ثانیه در انتظار بودند و هیچگاه حکم اعدام نتوانسته بود که آنها را مرعوب و متزلزل کند و در عزم و مقاومتشان خللی وارد کند.
هر هفته چهارشنبهها هنگام ملاقات هفتگی از خودم خجالت میکشیدم، چون که زانیار قریب ۱۰ سال بود که نتوانسته بود پدر، مادر و خواهر کوچکترش را که اندازه تمام دنیا دوستش میداشت را ببیند و در آغوش کشد.
چرا که پدر وی واداده نبود و سابقه مبارزاتیاش در گذشته را امروز پلهای برای غارت مردم و توجیه جنایات رژیم اعدام آخوندی نکرده بود و فاشیسم دینی نتوانسته بود که روح انسانیاش را بکشد و بخرد
تا همچون بریدهها، استمرار طلبان و روشنفکران بیخاصیت امروزین سرزمینمان معامله با خون کند.
زانیار شهید و لقمان شهید همچون فرمانده اقبال شهید مبارزه و انقلابی و عاشق بودند.
خوشا به آنانکه به عهد خود با خلق در زنجیر و زحمتکشان و ستمدیدگان تا به آخر ماندند و سرودخوان و غزلخوان بر چوبههای دار رقص عاشقی کردند.
آنان مصمم بودند که طور دیگری زندگی کنند.
و نه تنها نحوه زندگی آنها میتواند الگوی کمنظیری برای نوجوانان و جوانان شوریده بر پلشتیها و همه باندهای جنایتکار فاشیسم دینی باشد بلکه مرگ و شهادت آنها جهانی را تحت تاثیر قرار داد.
بیچاره شبپرستانی که از پیکرهای بی جان آنها نیز میترسند و پیکرهای پاک زانیار و لقمان و رامین را در محلی نامعلوم به خاک سپردهاند و میتوان تمام اقتدار پوشالیشان را در این صحنه دید؛
غافل از آنکه یاد و مزار آنان به وسعت خاک ایران و در دل تمام آزادگان جهان است.
بیچاره شب پرستانی که گمان میکنند با جنایت و پرپر کردن جوانهای دلیر این خلق ستمدیده میتوانند چند صباحی بر عمر ننگین خود اضافه کنند دریغ از آنکه مسیر تکاملی مبارزات خلق ایران آینده محتومی را برای آنها و ملت ایران رقم خواهد زد.
برادران شهیدم لقمان، زانیار و رامین، قسم به تمامی اعتقادات و آرزوهای انسانی و پاکتان و قسم به تمامی نالهها و شیونهای مادرانتان که راهتان را ادامه میدهیم
و تا تحقق آزادی و برابری و حقوق بشر از پای نخواهیم نشست.
۲۱ شهریور ۱۳۹۷ / زندان گوهردشت کرج / زندانی سیاسی و همبند شهیدان، پیام شکیبا”
https://t.me/joinchat/FuvVJ1F_TcVvUOQqrFg97w
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
احمد امینی کارگر بیکار شده فولاد زاگرس به اتهام توهین به رهبری محکوم شد
احمد امینی کارگر بیکار شده فولاد زاگرس پس ازاعلام انحلال شرکت در سال 92 دست از پیگیری مطالبش برنداشت و بطور مستمر در اداره کار و دیوان عدالت اداری به همراه دیگر همکارانش طرح شکایت کرد و خواستار مطالبات خویش بود
احمد امینی در طی سال گذشته و ابتدای امسال بابت بعضی از مطالبات محقق نشده خود، همچون حق سختی کار 4 درصد،
اصلاح عنوان شغلی که به عنوان کارگر ساده به بیمه تامین اجتماعی رد شده است و با وجود رای هیئت حل اختلاف آنرا اصلاح نکرده بودند وعدم پرداخت مبلغ دیه صادره به موجب بیماری شغلی در حین کار که سبب آسم خفیف ریه وکاهش شنوای ودیسک کمرشده بود،
بارها و بارها به درب شرکت فولاد زاگرس مراجعه کرد وحتی در بعضی از مواقع بصورت اعتراضی مانع خروج و ورود ماشین آلات حمل بار این شرکت شده بود
97/2/8ازسوی اداره اطلاعات سنندج به اتهام تبلیغ علیه نظام به نفع اپوزوسیون جمهوری اسلامی، عضویت در یکی از آنها و توهین به رهبری جمهوری اسلامی بازداشت شد و پس از نزدیک بیست روز
درتاریخ 97/2/ 27 با قرار وثیقه صد میلیون تومانی آزاد شد
شعبه اول دادگاه انقلاب سنندج حکم تبرئه بابت اتهامات واهی که به ایشان نسبت داده بودند را صادر کرده است اما بابت توهین به رهبری حکم شش ماه حبس که به مدت یکسال تعلیق میباشد را صادر کرده است.
25 شهریور 1397
https://t.me/joinchat/FuvVJ1F_TcVvUOQqrFg97w
احمد امینی کارگر بیکار شده فولاد زاگرس پس ازاعلام انحلال شرکت در سال 92 دست از پیگیری مطالبش برنداشت و بطور مستمر در اداره کار و دیوان عدالت اداری به همراه دیگر همکارانش طرح شکایت کرد و خواستار مطالبات خویش بود
احمد امینی در طی سال گذشته و ابتدای امسال بابت بعضی از مطالبات محقق نشده خود، همچون حق سختی کار 4 درصد،
اصلاح عنوان شغلی که به عنوان کارگر ساده به بیمه تامین اجتماعی رد شده است و با وجود رای هیئت حل اختلاف آنرا اصلاح نکرده بودند وعدم پرداخت مبلغ دیه صادره به موجب بیماری شغلی در حین کار که سبب آسم خفیف ریه وکاهش شنوای ودیسک کمرشده بود،
بارها و بارها به درب شرکت فولاد زاگرس مراجعه کرد وحتی در بعضی از مواقع بصورت اعتراضی مانع خروج و ورود ماشین آلات حمل بار این شرکت شده بود
97/2/8ازسوی اداره اطلاعات سنندج به اتهام تبلیغ علیه نظام به نفع اپوزوسیون جمهوری اسلامی، عضویت در یکی از آنها و توهین به رهبری جمهوری اسلامی بازداشت شد و پس از نزدیک بیست روز
درتاریخ 97/2/ 27 با قرار وثیقه صد میلیون تومانی آزاد شد
شعبه اول دادگاه انقلاب سنندج حکم تبرئه بابت اتهامات واهی که به ایشان نسبت داده بودند را صادر کرده است اما بابت توهین به رهبری حکم شش ماه حبس که به مدت یکسال تعلیق میباشد را صادر کرده است.
25 شهریور 1397
https://t.me/joinchat/FuvVJ1F_TcVvUOQqrFg97w
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
مرجان مهاجر همسر ظفرعلی مقیمی از دراويش گنابادى از وضعیت بد جسمی همسرش می گوید ...
https://t.me/joinchat/FuvVJ1F_TcVvUOQqrFg97w
https://t.me/joinchat/FuvVJ1F_TcVvUOQqrFg97w
Telegram
attach 📎
سعید سنگر پس از ۱۹سال زندان در سکوت و بی خبری
https://www.cfppiran.com/2018/09/17/05/58/00/
https://www.cfppiran.com/2018/09/17/05/58/00/
سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
سعید سنگر پس از ۱۹سال زندان در سکوت و بی خبری
سعید سنگر پس از ۱۹سال زندان در سکوت و بی خبری یادی کنیم از یکی از زندانیان سیاسی که قسمت اعظمی از زندگی خود را در زندان گذرانیده است. سعيد سنگر زنداني سياسي كُرد است كه ۱۹ سال از زندگي خود را در ز…
یک فعال کارگری به ۶ ماه حبس محکوم شد
یک فعال کارگری اهل سنندج بە اتهام توهین بە رهبر ایران بە حبس محکوم گردید.
طی روزهای گذشتە شعبە اول دادگاه انقلاب سنندج احمد امینی کارگر بیکار شدە فولاد زاگروس را محاکمە و وی را بە تحمل ٦ ماه حبس تعضیری محکوم نمود.
این حکم بە اتهام ”توهین بە رهبری“ بر احمد امینی تحمیل شدە است کە بە مدت یک سال تعلیق شدە است.
احمد امینی پیشتر و در ٨ اردیبهشت ١٣٩٧ از سوی نیروهای ادارە اطلاعات بازداشت و پس از بیست روز با تودیع وثیقە ١٠٠ میلیون تومانی موقتا از زندان آزاد شدە بود.
____________________________
یک فعال کارگری به ۶ ماه حبس محکوم شد
https://www.cfppiran.com/2018/09/17/09/32/53/
یک فعال کارگری به ۶ ماه حبس محکوم شد
یک فعال کارگری اهل سنندج بە اتهام توهین بە رهبر ایران بە حبس محکوم گردید.
طی روزهای گذشتە شعبە اول دادگاه انقلاب سنندج احمد امینی کارگر بیکار شدە فولاد زاگروس را محاکمە و وی را بە تحمل ٦ ماه حبس تعضیری محکوم نمود.
این حکم بە اتهام ”توهین بە رهبری“ بر احمد امینی تحمیل شدە است کە بە مدت یک سال تعلیق شدە است.
احمد امینی پیشتر و در ٨ اردیبهشت ١٣٩٧ از سوی نیروهای ادارە اطلاعات بازداشت و پس از بیست روز با تودیع وثیقە ١٠٠ میلیون تومانی موقتا از زندان آزاد شدە بود.
____________________________
یک فعال کارگری به ۶ ماه حبس محکوم شد
https://www.cfppiran.com/2018/09/17/09/32/53/
سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
یک فعال کارگری به ۶ ماه حبس محکوم شد
یک فعال کارگری به ۶ ماه حبس محکوم شد یک فعال کارگری اهل سنندج بە اتهام توهین بە رهبر ایران بە حبس محکوم گردید. طی روزهای گذشتە شعبە اول دادگاه انقلاب سنندج احمد امینی کارگر بیکار شدە فولاد زاگروس…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حمله به سفارت ایران در آتن با قوطیهای رنگی..
🔹 سفارت ایران در آتن دوشنبه با قوطیهای رنگ مورد حمله قرارگرفت وبعد از انجام این حمله باموتورسیکلت،صحنه را ترک کردهاند.
۲۶ شهریور ۱۳۹۷
🔹 سفارت ایران در آتن دوشنبه با قوطیهای رنگ مورد حمله قرارگرفت وبعد از انجام این حمله باموتورسیکلت،صحنه را ترک کردهاند.
۲۶ شهریور ۱۳۹۷
Forwarded from اتچ بات
نامه مریم اکبری مفرد در راستای اعدام زانیار و لقمان مرادی و رامین حسین پناهی
امروز یک هفته از آن روز میگذرد،
۱۷ شهریور ۹۷؛
ماه خون در تاریخ ایران؛
۱۷ شهریور ۵۷،
۱۷ شهریور ۶۰
همه نگران هستند، قلب بچهها با بالاترین شدت میتپد.
خبرها ضد و نقیض است.
یکی میگوید حکم متوقف شده است و به خانوادهها گفتهاند حکم اجرا نمیشود.
دیگری میگوید دیروز ملاقات آخر بود و خلاصه اخبار ساعت ۲۰؛
لحظه صحبتهای رئیس دولت تدبیر و امید!!! به این فکر میکنم چه واژه قشنگی” امید”! آمده بود با کلید طلایی خود امیدها به جان تزریق کند.
نزدیک انتخابات همچون سلف خود روی موج احساسات و عواطف مردم سوار شد و هنوز جوهر انگشتها خشک نشده،
رنگ عوض کرد.
تف بر او که بالاترین اعدام و سرکوب بعد از دهه ۶۰ ، در دولت او وجود دارد.
زیر نویس خبر، خبرها را اعلام میکند.
همه نگاهها روی صفحه تلویزیون دوخته شده و گوشها به صدای تلویزیون تیز شده بود که خبر چطور اعلام میشود.
نهایت اخبار ۲۰:۳۰ خبر را اعلام کرد. “سه تروریست”…. ! بله ۴۰ سال است جوانان این خاک را به نام تروریست و خرابکار پای چوبههای دار و جوخه آتش میکشند و شکنجه و زندانی میکنند و بعد با وقاحت یک پوشش خبری دروغ برایش درست میکنند.
ارابههای سرکوب و شکنجه و زندان حاکمیت اسلامی ۴۰ سال است با سرعت تمام در حال حرکت است.
اینک قصدم بازگو کردن جنایات رژیم نیست.
چرا که بر همگان روشن و محرز شده قساوت و رذالت این حاکمیت.
خبرهای تسلیت و همدردی بسیار است،
شاید اکنون برای نگارش دیر باشد ولی در این مدت هر چه سعی کردم نتوانستم افکارم را منسجم کنم تا چند سطری برای مادران و خواهران این سه عزیز (زانیار و لقمان مرادی، رامین حسین پناهی) بنویسم.
مادران و خواهرانم!
درد دلتان آشناست و جگر سوختهتان که یخهای قطب را یارای خنکای آن نیست برایم ملموس است.
نجوای لالاییهای گرمتان که در خطوط پیکرتان،
در نعرههای دوردست سردرگم گشته را میشناسم.
دیری است که میچِشم رنجابِ تلخ ِشقایقها را، پرغرور و شعله ور برگی دیگر از تاریخ آزادی ایران را ورق میزنید.
به پاس تعبیر عظیم و انسانی از کلمه مادر،
به پاس محبتهای بی دریغتان که فروکش نمیکند.
نامتان دمی است که بر پیشانی آسمان میگذرد.
چهره آشنایتان،
نگاههای مهربانتان که چون قاصدی زندگی و عشق و ماندن و مقاومت را نوید میدهد.
وقتی از شعله ظلم گونههایتان میسوزد،
با سرمای زخمهای خود آتش سوزان گونههایتان را فرو مینشانم.
از نگفتهها پُرم.
عقدههای اشکهای من درد پُری و درد سرشاری از ظلم است ولی کنون زمان گریستن نیست.
باید خاکستر فریادمان را بر همه جا بپاشیم.
از پس دیوارهای سنگی و سرد زندان بر قلب پر آتشتان تکیه میزنم.
دلم مالامال آتش است ولی سرزندگی این آتش را در گلوی خود احساس میکنم.
اشکها و سوزهایتان را بر روی دوشم قرار میدهم تا سنگینی بار مسئولیتم را همیشه با خود داشته باشم.
مادران من، خواهرانم! با دردهایتان بیایید تا با هم دردهایمان را برروی قلب زخمی جنبش دادخواهی بتکانیم.
خفاش شب از جای خود تکان نمیخورد مگر تکانش بدهیم.
آن هم به کمک و یاری یکدیگر دستهای سردم را در دستان گرمتان بگیرید برای دادخواهی عزیزانمان به جنبش دادخواهی بپیوندیم.
تا آمران و عاملان این جنایت هولناک را به دادگاه خلق بکشانیم.
مریم اکبری منفرد
شهریور ۹۷
https://t.me/joinchat/FuvVJ1F_TcVvUOQqrFg97w
امروز یک هفته از آن روز میگذرد،
۱۷ شهریور ۹۷؛
ماه خون در تاریخ ایران؛
۱۷ شهریور ۵۷،
۱۷ شهریور ۶۰
همه نگران هستند، قلب بچهها با بالاترین شدت میتپد.
خبرها ضد و نقیض است.
یکی میگوید حکم متوقف شده است و به خانوادهها گفتهاند حکم اجرا نمیشود.
دیگری میگوید دیروز ملاقات آخر بود و خلاصه اخبار ساعت ۲۰؛
لحظه صحبتهای رئیس دولت تدبیر و امید!!! به این فکر میکنم چه واژه قشنگی” امید”! آمده بود با کلید طلایی خود امیدها به جان تزریق کند.
نزدیک انتخابات همچون سلف خود روی موج احساسات و عواطف مردم سوار شد و هنوز جوهر انگشتها خشک نشده،
رنگ عوض کرد.
تف بر او که بالاترین اعدام و سرکوب بعد از دهه ۶۰ ، در دولت او وجود دارد.
زیر نویس خبر، خبرها را اعلام میکند.
همه نگاهها روی صفحه تلویزیون دوخته شده و گوشها به صدای تلویزیون تیز شده بود که خبر چطور اعلام میشود.
نهایت اخبار ۲۰:۳۰ خبر را اعلام کرد. “سه تروریست”…. ! بله ۴۰ سال است جوانان این خاک را به نام تروریست و خرابکار پای چوبههای دار و جوخه آتش میکشند و شکنجه و زندانی میکنند و بعد با وقاحت یک پوشش خبری دروغ برایش درست میکنند.
ارابههای سرکوب و شکنجه و زندان حاکمیت اسلامی ۴۰ سال است با سرعت تمام در حال حرکت است.
اینک قصدم بازگو کردن جنایات رژیم نیست.
چرا که بر همگان روشن و محرز شده قساوت و رذالت این حاکمیت.
خبرهای تسلیت و همدردی بسیار است،
شاید اکنون برای نگارش دیر باشد ولی در این مدت هر چه سعی کردم نتوانستم افکارم را منسجم کنم تا چند سطری برای مادران و خواهران این سه عزیز (زانیار و لقمان مرادی، رامین حسین پناهی) بنویسم.
مادران و خواهرانم!
درد دلتان آشناست و جگر سوختهتان که یخهای قطب را یارای خنکای آن نیست برایم ملموس است.
نجوای لالاییهای گرمتان که در خطوط پیکرتان،
در نعرههای دوردست سردرگم گشته را میشناسم.
دیری است که میچِشم رنجابِ تلخ ِشقایقها را، پرغرور و شعله ور برگی دیگر از تاریخ آزادی ایران را ورق میزنید.
به پاس تعبیر عظیم و انسانی از کلمه مادر،
به پاس محبتهای بی دریغتان که فروکش نمیکند.
نامتان دمی است که بر پیشانی آسمان میگذرد.
چهره آشنایتان،
نگاههای مهربانتان که چون قاصدی زندگی و عشق و ماندن و مقاومت را نوید میدهد.
وقتی از شعله ظلم گونههایتان میسوزد،
با سرمای زخمهای خود آتش سوزان گونههایتان را فرو مینشانم.
از نگفتهها پُرم.
عقدههای اشکهای من درد پُری و درد سرشاری از ظلم است ولی کنون زمان گریستن نیست.
باید خاکستر فریادمان را بر همه جا بپاشیم.
از پس دیوارهای سنگی و سرد زندان بر قلب پر آتشتان تکیه میزنم.
دلم مالامال آتش است ولی سرزندگی این آتش را در گلوی خود احساس میکنم.
اشکها و سوزهایتان را بر روی دوشم قرار میدهم تا سنگینی بار مسئولیتم را همیشه با خود داشته باشم.
مادران من، خواهرانم! با دردهایتان بیایید تا با هم دردهایمان را برروی قلب زخمی جنبش دادخواهی بتکانیم.
خفاش شب از جای خود تکان نمیخورد مگر تکانش بدهیم.
آن هم به کمک و یاری یکدیگر دستهای سردم را در دستان گرمتان بگیرید برای دادخواهی عزیزانمان به جنبش دادخواهی بپیوندیم.
تا آمران و عاملان این جنایت هولناک را به دادگاه خلق بکشانیم.
مریم اکبری منفرد
شهریور ۹۷
https://t.me/joinchat/FuvVJ1F_TcVvUOQqrFg97w
Telegram
attach 📎
نامه مريم اكبرى منفرد در راستاى اعدام زانيارولقمان مرادى ورامين حسبن پناهى
https://www.cfppiran.com/2018/09/17/21/21/00/
https://www.cfppiran.com/2018/09/17/21/21/00/
سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
نامه مريم اكبرى منفرد در راستاى اعدام زانيارولقمان مرادى ورامين حسبن پناهى
نامه مریم اکبری مفرد در راستای اعدام زانیار و لقمان مرادی و رامین حسین پناهی امروز یک هفته از آن روز میگذرد، ۱۷ شهریور ۹۷؛ ماه خون در تاریخ ایران؛ ۱۷ شهریور ۵۷، ۱۷ شهریور ۶۰ همه نگران هستند، ق…
Forwarded from کانال سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی در ایران (cfppiiranbot)
نزدیک سه ماه بیخبری از کاوه بابا مرادی پس از بازداشت.
بیخبری از کاوە بابامرادی پس از دست گیری توسط اطلاعات سپاه
کاوه بابا مرادی فعال زیستمحیطی در تاریخ ۳۰ خرداد توسط نیروهای امنیتی سنندج دستگیر شده و تا الان هیچ خبری از وضعیت این شهروند در دست نیست. یکی از نزدیکان بابا مرادی ضمن اطلاع بی خبری از این بازداشتی اعلام کرد که بعد از دست گیری و پیگیری های مکرر به اداره اطلاعات سنندج مطلع شدیم که بازداشت توسط اطلاعات سپاه صورت گرفته است
https://www.cfppiran.com/2018/09/17/21/19/07/
بیخبری از کاوە بابامرادی پس از دست گیری توسط اطلاعات سپاه
کاوه بابا مرادی فعال زیستمحیطی در تاریخ ۳۰ خرداد توسط نیروهای امنیتی سنندج دستگیر شده و تا الان هیچ خبری از وضعیت این شهروند در دست نیست. یکی از نزدیکان بابا مرادی ضمن اطلاع بی خبری از این بازداشتی اعلام کرد که بعد از دست گیری و پیگیری های مکرر به اداره اطلاعات سنندج مطلع شدیم که بازداشت توسط اطلاعات سپاه صورت گرفته است
https://www.cfppiran.com/2018/09/17/21/19/07/
سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
نزدیک سه ماه بیخبری از کاوه بابا مرادی پس از بازداشت.
بیخبری از کاوە بابامرادی پس از دست گیری توسط اطلاعات سپاه کاوه بابا مرادی فعال زیستمحیطی در تاریخ ۳۰ خرداد توسط نیروهای امنیتی سنندج دستگیر شده و تا الان هیچ خبری از وضعیت این شهروند در دست نیست…
نامه مریم اکبری مفرد در راستای اعدام زانیار و لقمان مرادی و رامین حسین پناهی
امروز یک هفته از آن روز میگذرد،
۱۷ شهریور ۹۷؛
ماه خون در تاریخ ایران؛
۱۷ شهریور ۵۷،
۱۷ شهریور ۶۰
همه نگران هستند، قلب بچهها با بالاترین شدت میتپد.
خبرها ضد و نقیض است.
یکی میگوید حکم متوقف شده است و به خانوادهها گفتهاند حکم اجرا نمیشود.
دیگری میگوید دیروز ملاقات آخر بود و خلاصه اخبار ساعت ۲۰؛
لحظه صحبتهای رئیس دولت تدبیر و امید!!! به این فکر میکنم چه واژه قشنگی” امید”! آمده بود با کلید طلایی خود امیدها به جان تزریق کند.
نزدیک انتخابات همچون سلف خود روی موج احساسات و عواطف مردم سوار شد و هنوز جوهر انگشتها خشک نشده،
رنگ عوض کرد.
تف بر او که بالاترین اعدام و سرکوب بعد از دهه ۶۰ ، در دولت او وجود دارد.
زیر نویس خبر، خبرها را اعلام میکند.
همه نگاهها روی صفحه تلویزیون دوخته شده و گوشها به صدای تلویزیون تیز شده بود که خبر چطور اعلام میشود.
نهایت اخبار ۲۰:۳۰ خبر را اعلام کرد. “سه تروریست”…. ! بله ۴۰ سال است جوانان این خاک را به نام تروریست و خرابکار پای چوبههای دار و جوخه آتش میکشند و شکنجه و زندانی میکنند و بعد با وقاحت یک پوشش خبری دروغ برایش درست میکنند.
ارابههای سرکوب و شکنجه و زندان حاکمیت اسلامی ۴۰ سال است با سرعت تمام در حال حرکت است.
ادامه نامه را در سایت سازمان مبارزه برای ازادی زندانیان سیاسی بخوانید:
https://www.cfppiran.com/2018/09/17/21/24/58/
امروز یک هفته از آن روز میگذرد،
۱۷ شهریور ۹۷؛
ماه خون در تاریخ ایران؛
۱۷ شهریور ۵۷،
۱۷ شهریور ۶۰
همه نگران هستند، قلب بچهها با بالاترین شدت میتپد.
خبرها ضد و نقیض است.
یکی میگوید حکم متوقف شده است و به خانوادهها گفتهاند حکم اجرا نمیشود.
دیگری میگوید دیروز ملاقات آخر بود و خلاصه اخبار ساعت ۲۰؛
لحظه صحبتهای رئیس دولت تدبیر و امید!!! به این فکر میکنم چه واژه قشنگی” امید”! آمده بود با کلید طلایی خود امیدها به جان تزریق کند.
نزدیک انتخابات همچون سلف خود روی موج احساسات و عواطف مردم سوار شد و هنوز جوهر انگشتها خشک نشده،
رنگ عوض کرد.
تف بر او که بالاترین اعدام و سرکوب بعد از دهه ۶۰ ، در دولت او وجود دارد.
زیر نویس خبر، خبرها را اعلام میکند.
همه نگاهها روی صفحه تلویزیون دوخته شده و گوشها به صدای تلویزیون تیز شده بود که خبر چطور اعلام میشود.
نهایت اخبار ۲۰:۳۰ خبر را اعلام کرد. “سه تروریست”…. ! بله ۴۰ سال است جوانان این خاک را به نام تروریست و خرابکار پای چوبههای دار و جوخه آتش میکشند و شکنجه و زندانی میکنند و بعد با وقاحت یک پوشش خبری دروغ برایش درست میکنند.
ارابههای سرکوب و شکنجه و زندان حاکمیت اسلامی ۴۰ سال است با سرعت تمام در حال حرکت است.
ادامه نامه را در سایت سازمان مبارزه برای ازادی زندانیان سیاسی بخوانید:
https://www.cfppiran.com/2018/09/17/21/24/58/
سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
نامه مریم اکبری مفرد در راستای اعدام زانیار و لقمان مرادی و رامین حسین پناهی
امروز یک هفته از آن روز میگذرد، ۱۷ شهریور ۹۷؛ ماه خون در تاریخ ایران؛ ۱۷ شهریور ۵۷، ۱۷ شهریور ۶۰ همه نگران هستند، قلب بچهها با بالاترین شدت میتپد. خبرها ضد و نقیض است. یکی میگوید حکم متو…
آرش صادقی
با دستی جراحی شده و بدنی ضعیف از زندان و شکنجه...
ماموران مانع از پايان مداوای او شدند و او را به زندان برگرداندند
https://t.me/joinchat/FuvVJ1F_TcVvUOQqrFg97w
با دستی جراحی شده و بدنی ضعیف از زندان و شکنجه...
ماموران مانع از پايان مداوای او شدند و او را به زندان برگرداندند
https://t.me/joinchat/FuvVJ1F_TcVvUOQqrFg97w
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
١٩ سال حبس و سرطان اما همچنان مقاوم
آرش صادقی
با دستی جراحی شده و بدنی ضعیف از زندان و شکنجه...
ماموران مانع از پايان مداوای او شدند و او را به زندان برگرداندند
طاقت بيار رفيق
@cfppiorg
آرش صادقی
با دستی جراحی شده و بدنی ضعیف از زندان و شکنجه...
ماموران مانع از پايان مداوای او شدند و او را به زندان برگرداندند
طاقت بيار رفيق
@cfppiorg
ارس امیری، دانشجوی دانشگاه کینگستون بریتانیا برای بار دوم بازداشت شد
ارس امیری، دانشجوی ایرانی دانشگاه کینگستون بریتانیا که روز ۲۳ اسفند ماه سال گذشته از سوی ماموران وزارت اطلاعات بازداشت و ۳۱ اردیبهشت امسال با قرار وثیقه ۵۰۰ میلیون تومانی از زندان اوین آزاد شده بود، از ۱۱ روز پیش در پی احضار به دادسرای اوین بار دیگر بازداشت و پس از تفهیم اتهام به بند زنان زندان اوین منتقل شده است.
خانم امیری در تاریخ ۱۶ شهریور در پی احضار به دادسرای اوین بازداشت شده: «اتهام عنوان شده علیه او در این دادسرا به صورت کلی اقدام علیه امنیت ملی بوده است البته ما هنوز از مصداقهای این اتهام بیخبریم چرا که پرونده خانم امیری هنوز به دادگاه فرستاده نشده است.»
ارس امیری که دانشجوی کارشناسی ارشد فلسفه هنر است، در زمینه برگزاری نمایشگاهها و جشنوارههای هنری مشترک میان هنرمندان ایران و بریتانیا فعال بوده و با شورای فرهنگی بریتانیا (بریتیش کانسل) همکاری داشته است.
این شورا که زمانی در ایران نمایندگی مستقل داشت، از فوریه ۲۰۰۹ بعد از احضار کارکناش به دستگاههای امنیتی، فعالیت خود را در تهران متوقف کرد.
یکی از اعضای خانواده خانم امیری پیش از این به رسانهها گفته بود تعاملات فرهنگی ارس امیری با هماهنگی و زیر نظر معاونتهای مختلف وزارت ارشاد ایران انجام میشده است.
خانم امیری در ۱۰ سالی که در بریتانیا زندگی میکرده بارها به ایران سفر کرده است. در سالهای گذشته شماری از ایرانیان ساکن در خارج از کشور پس از بازگشت به ایران بازداشت و زندانی شدهاند.
در یکی از آخرین موارد عباس عدالت، شهروند ایرانی-بریتانیایی و استاد ریاضی و علوم کامپیوتری دانشگاه امپریال کالج لندن که برای شرکت در یک کارگاه آموزشی به تهران سفر کرده بود اوایل اردیبهشت ماه امسال در منزل یکی از بستگانش بازداشت و به زندان اوین منتقل شد
____________________________
ارس امیری، دانشجوی دانشگاه کینگستون بریتانیا برای بار دوم بازداشت شد
https://www.cfppiran.com/2018/09/18/10/30/11/
سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
ارس امیری، دانشجوی دانشگاه کینگستون بریتانیا برای بار دوم بازداشت شد
ارس امیری، دانشجوی دانشگاه کینگستون بریتانیا برای بار دوم بازداشت شد ارس امیری، دانشجوی ایرانی دانشگاه کینگستون بریتانیا که روز ۲۳ اسفند ماه سال گذشته از سوی ماموران وزارت اطلاعات بازداشت و ۳۱…
بازداشت چند شهروند بهائی در شیراز
سودابه حقیقت، نوید بازماندگان، بهاره قادری، الهه سمیعزاده و احسان محبوب راهوفا، شهروندان بهایی ساکن شیراز، طی روزهای ۲۴ و ۲۵ شهریور از سوی نیروهای وزارت اطلاعات بازداشت شدند.
___________________________
بازداشت چند شهروند بهائی در شیراز
https://www.cfppiran.com/2018/09/18/12/56/24/
سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
بازداشت چند شهروند بهائی در شیراز
بازداشت چند شهروند بهائی در شیراز سودابه حقیقت، نوید بازماندگان، بهاره قادری، الهه سمیعزاده و احسان محبوب راهوفا، شهروندان بهایی ساکن شیراز، طی روزهای ۲۴ و ۲۵ شهریور از سوی نیروهای وزارت اطلاعا…
Forwarded from اتچ بات
پیام سهیل عربی اززندان تهران بزرگ
بجرم بیان حقیقت محکوم به تحمل حبس درکنار سارقین و قاتلین شده ام
زندانی سیاسی سهیل عربی در پیامی از زندان تهران بزرگ به تناقض گویی های سلسله مراتب دستگاه قضائیه رژیم درباره جرم منتسب به خودش اعتراض کرد.
«قرارگاه ثارالله مدعی است که من با قلم و دوربینم نظامشان را بخطر انداخته ام،
دادیار ناظر بر زندانیان میگوید زندانی عادی هستم،
قاضی میگوید مجرم سیاسی هستم و فعالیت تبلیغی علیه نظامی که آنرا به رسمیت نمیشناسم کرده ام.
دستکم به قوانین خودتان احترام بگذارید!
اگر مجرم امنیتی هستم باید در بند امنیتی نگهداشته شوم،
اگرزندانی عادی هستم چرا از تلفن، کارت خرید و ملاقات زندان و حتی ادامه تحصیل محروم شده ام .
در زندان اوین دانشجوی ترم فوق لیسانس زبان فرانسوی بودم اما حالا بجرم بیان حقیقت محکوم به تحمل حبس درکنار سارقین، شرارتی وقاتل شده ام».
در ادامه سهيل ميگويد پرونده سازی ، پرونده جدیدی در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران تشکیل شده است.
در پرونده سازی جدید براى سهيل عربى روی دو موضوع ارتباط با رسانه های خارجی و دادن بیانیه به خارج از زندان و خط دادن به مردم برای تظاهرات و اعتراض (دی ۹۶) قيد شده است
https://t.me/joinchat/FuvVJ1F_TcVvUOQqrFg97w
بجرم بیان حقیقت محکوم به تحمل حبس درکنار سارقین و قاتلین شده ام
زندانی سیاسی سهیل عربی در پیامی از زندان تهران بزرگ به تناقض گویی های سلسله مراتب دستگاه قضائیه رژیم درباره جرم منتسب به خودش اعتراض کرد.
«قرارگاه ثارالله مدعی است که من با قلم و دوربینم نظامشان را بخطر انداخته ام،
دادیار ناظر بر زندانیان میگوید زندانی عادی هستم،
قاضی میگوید مجرم سیاسی هستم و فعالیت تبلیغی علیه نظامی که آنرا به رسمیت نمیشناسم کرده ام.
دستکم به قوانین خودتان احترام بگذارید!
اگر مجرم امنیتی هستم باید در بند امنیتی نگهداشته شوم،
اگرزندانی عادی هستم چرا از تلفن، کارت خرید و ملاقات زندان و حتی ادامه تحصیل محروم شده ام .
در زندان اوین دانشجوی ترم فوق لیسانس زبان فرانسوی بودم اما حالا بجرم بیان حقیقت محکوم به تحمل حبس درکنار سارقین، شرارتی وقاتل شده ام».
در ادامه سهيل ميگويد پرونده سازی ، پرونده جدیدی در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران تشکیل شده است.
در پرونده سازی جدید براى سهيل عربى روی دو موضوع ارتباط با رسانه های خارجی و دادن بیانیه به خارج از زندان و خط دادن به مردم برای تظاهرات و اعتراض (دی ۹۶) قيد شده است
https://t.me/joinchat/FuvVJ1F_TcVvUOQqrFg97w
Telegram
attach 📎
محکوم شدن وحید بشیری فعال مدنی به حبس
وحید بشیری، فعال مدنی که مردادماه سال جاری به دادگاه انقلاب شهرستان تویسرکان احضار شده بود، در تاریخ ۴ شهریور به اتهام “فعالیت تبلیغی علیه نظام” به یک سال حبس تعلیقی محکوم شد.
وحید بشیری، از فعالان مدنی ساکن همدان، توسط دادگاه انقلاب شهرستان تویسرکان به اتهام “فعالیت تبلیغی علیه نظام” به یک سال حبس تعلیقی محکوم شد.
این حکم در تاریخ ۴ شهریور صادر و به وی ابلاغ شده است. با گذشت بیست روز از مهلت تجدیدنظر و در شرایطی که آقای بشیری به حکم صادره اعتراض نکردهاند این حکم قطعیت یافته است.
“اتهام انتسابی علیه آقای بشیری فعالیت تبلیغی علیه نظام از طریق ملاقات و ابراز همدردی با خانواده جانباختگان اعتراضات دیماه سال گذشته در شهر تویسرکان بوده است”.
____________________________
محکوم شدن وحید بشیری فعال مدنی به حبس
https://www.cfppiran.com/2018/09/19/08/51/44/
سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
محکوم شدن وحید بشیری فعال مدنی به حبس
محکوم شدن وحید بشیری فعال مدنی به حبس وحید بشیری، فعال مدنی که مردادماه سال جاری به دادگاه انقلاب شهرستان تویسرکان احضار شده بود، در تاریخ ۴ شهریور به اتهام “فعالیت تبلیغی علیه نظام” به یک سال حب…
پدر رامین حسین پناهی راهی بیمارستان شد ....بعد از اعدام پسرش توسط جمهوری اسلامی ..این چند روز حالش بدتر شد ...و بیماریش بیشتر شد..
https://t.me/joinchat/FuvVJ1F_TcVvUOQqrFg97w
https://t.me/joinchat/FuvVJ1F_TcVvUOQqrFg97w
Forwarded from اتچ بات
🔴🔴🔴شكنجه و تهديد خانواده زندانيان را محكوم ميكنيم
پدر رامین حسین پناهی راهی بیمارستان شد ....بعد از اعدام پسرش توسط جمهوری اسلامی ..این چند روز حالش بدتر شد ...و بیماریش بیشتر شد..
نه پیکر عزیران مان را تحویل داده اند نه محل دفن آنها را گفته اند
امجد حسین پناهی : «با گذشت بیش از یک هفته از اعدام رامین، زانیار و لقمان نه تنها پیکر عزیزانمان را تحویل ندادند،
بلکه محل آنها دفن آنها هم معلوم نیست..
شکنجه خانواده های اعدام شدگان،
رویه ای غیره قانونی و غیره انسانیت.
روزانه خانواده هایمان مورد تهدید وزارت اطلاعات قرار می گیرد.
https://t.me/joinchat/FuvVJ1F_TcVvUOQqrFg97w
پدر رامین حسین پناهی راهی بیمارستان شد ....بعد از اعدام پسرش توسط جمهوری اسلامی ..این چند روز حالش بدتر شد ...و بیماریش بیشتر شد..
نه پیکر عزیران مان را تحویل داده اند نه محل دفن آنها را گفته اند
امجد حسین پناهی : «با گذشت بیش از یک هفته از اعدام رامین، زانیار و لقمان نه تنها پیکر عزیزانمان را تحویل ندادند،
بلکه محل آنها دفن آنها هم معلوم نیست..
شکنجه خانواده های اعدام شدگان،
رویه ای غیره قانونی و غیره انسانیت.
روزانه خانواده هایمان مورد تهدید وزارت اطلاعات قرار می گیرد.
https://t.me/joinchat/FuvVJ1F_TcVvUOQqrFg97w
Telegram
attach 📎
خانواده زندانى سياسى اتنا دائمى در ديدار از خانواده رامين حسين پناهى زندانى سياسى كه توسط ج ا اعدام شد
ياد ياران ياد باد
نه به اعدام
https://t.me/joinchat/FuvVJ1F_TcVvUOQqrFg97w