کانال سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی در ایران
212 subscribers
2.05K photos
747 videos
12 files
3.17K links
لینک گروه سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
https://t.me/joinchat/UX9NxShCKS8gA5hM

کانال سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
https://t.me/ofppi

سایت سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
Www.ofppi.org
Download Telegram
کانال سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی در ایران
Photo
دلنوشته سعيد ماسورى زندانى محبوس در زندان رجايى شهر از همبنديان اعدام شده اش زانيار و لقمان

حلقه‌ی عشق و شورش‌گری
در زندان
هم‌سلولی و هم‌بندی یعنی عزیزترین عزیزان.
یعنی کسی که بیشتر از هر کس یک زندانی بدان محتاج است.
یعنی بی‌کسی که هم ساعات روز و چه‌بسا جزئیات زندگی‌ات را با او سهیم می‌شوی و وقتی از سه فرزند،
سه دوست،
و سه برادر مثل زانیار،
مثل لقمان
و مثل رامین صحبت می‌کنم،
به‌ویژه لقمان و زانیار که ۱۰ سال را با آنها بوده‌ام،

در غم و شادی، دادگاه و انفرادی، اضطراب و دلهره، کمبود و بحران، در همه‌ی شرایط زندان، و حال در فقدان آنها طی این چند روزه آن‌چنان فضای زندان سنگین و هوای سلول‌ها خفقان‌آور شده که از صدای هس‌هس نفس کشیدن خودم هم متنفر می‌شوم.

وقتی صدای قهقهه‌ی خنده‌ی زانیار را دیگر نمی‌شنوم،‌
شوخی‌های لقمان را در هر ترددش توی راهرو دیگر نمی‌بینم،
وقتی شب می‌شود و دیگر نمی‌توانم به سلول‌های زانیار و لقمان سری بزنم و به خوردنی‌های آنها ناخنک بزنم،
و خدایا! وقتی هنوز دمپایی‌های زانیار و لقمان جلوی سلول‌شان است
ولی آنها دیگر آن‌جا نیستند،
نه آنها، که گویی این منم که در زیر خروارها خاک مدفون می‌شوم.

ای کاش می‌توانستم قلبم را که به بزرگی چهل سال ستم و بی‌داد بر سینه‌ام سنگینی می‌کند،
به یک‌باره برمی‌کندم و خون رگانم را قطره قطره می‌گریستم
تا شاید قدری تسکین یابم و به تمام دنیا نشان می‌دادم که چگونه بهترین جوانان و عزیزانمان را به مسلخ می‌برند و بی‌رحمانه سلاخی می‌کنند
و با چشمان بی‌روح و شیطانی‌شان به تماشای تاب خوردن اجساد بی‌جانشان می‌نشینند

و آن را نمایش اقتدار نظام‌شان می‌خوانند و نعره می‌کشند که دوران بزن دررو تمام شده –
یکی بزنند، ده تا می‌خورند – و با این فرمول وقتی یک ضربه از مردم غارت‌شده و به جان آمده در قالب یک اعتراض و اعتصاب دریافت می‌کنند،
فورا ده تن از زندانیان اسیر را برای انتقام و ارعاب به دار می‌کشن
و آنها را قاتل و جانی و مزدور می‌خوانند؛
ولی مردم ما فرزندان برومند خود را با ندای قلبشان باز می‌شناسند.

راستی اگر این سه جوان و مردان و زنانی از این دست با خون خود شب‌تیرگی‌ها را نمی‌شکافتند
و یا اگر نبودند جوانان و مبارزانی (از زن و مرد) که طلسم این اقتدار جنایت‌کارانه را بشکنند، (هرچند به قیمت خون خود)
ستم و بی‌داد بی‌تردید جاودانه می‌گشت و گمان بر این می‌شد که آزادی، عدالت و حقوق بشر را تنها باید زیر عبا و دم آخوند خاتمی و روحانی و امثالهم برای مردممان جست‌وجو کنیم و از ما و مردممان کاری برنمی‌آید …!!!

بیچاره کوردلان در توهم جاودانگی نمی‌دانند که حلقه‌ی کبود به جای مانده بر گردن‌های ستبرشان، حلقه‌ی عشق است به مردم‌شان و همچون حلقه‌ی خاری است بر سر عیسی مسیح …!!!
و همین حلقه‌ی کبود است که کانون حلقه‌های دیگر طغیان و شورش می‌گردد برای همه‌ی آزادی‌خواهان بر علیه همه‌ی انواع ستم و بی‌دادگری


سعید ماسوری
زندان گوهردشت کرج
۲۱ شهریور ۱۳۹۷


https://t.me/joinchat/FuvVJ1F_TcVvUOQqrFg97w
Forwarded from اتچ بات
‍ ۱۴ روز از بازداشت نجمه واحدی (فعال حقوق زنان) میگذرد و ما تا این لحظه علی رغم درخواست از بسیاری مقامات،
ارگانها
هنوز ، نتوانسته ايم هیچ ملاقاتی داشته باشیم،

متاسفانه هنوز مادرم نتوانسته حتی برای چند ثانیه با فرزندش صحبت کنه.
رضا واحدى برادر نجمه واحدى

حق ملاقات از حقوق اوليه زندانيان سياسى ميباشد
Forwarded from اتچ بات
توییت وزارت خارجه آمریکا:
تقریبا ۸۰۰ایرانی بخاطر ترویج حقوق بشر در زندانهای رژیم ایران بسر می‌برند ما خواستار #آزادی این #زندانیان سیاسی هستیم .

*️⃣*️⃣*️⃣*️⃣*️⃣*️⃣*️⃣*️⃣
واما نكته در مورد اين تويت

نکته: تعداد زندانیان سیاسی در ایران بیش از ۴ هزار تن میباشد .
این تویت وزارت امورخارجه امریکا را مثبت عرض یابی میکنیم
اما بر این باوریم آزادی هدیه داده و منجر نخواهد شد.مگر با همت و تلاش همگانی جامعه

*️⃣سازمان مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى


https://t.me/joinchat/FuvVJ1F_TcVvUOQqrFg97w
Forwarded from اتچ بات
‍ کنفدراسیون اتحادیه های کارگری نروژ
به رهبر جمهوری اسلامی ایران، آیت الله سید علی حسینی خامنه ای
اسلو، مورخه ۳ سپتامبر ۲۰۱۸

موضوع: نامه اعتراض به دستگیری معلم اتحادیه ای، محمد حبیبی

کنفدراسیون اتحادیه های کارگری نروژ -ال. او., که نماینده بیش از ۹۲۰ هزار کارگر می باشد، همچنین اتحادیه کارکنان مدارس نروژ، که معلمان و کارکنان مدارس در نروژ را نمایندگی میکند، این نامه را در اعتراض به نقض فاحش حقوق اتحادیه های کارگری در کشورتان می نویسیم . تنی چند از فعالین جنبش مستقل کارگری در ایران اکنون تنها به خاطر فعالیت های کاملا مشروع و قانونی کارگری تحت آزار قرار گرفته و یا در زندان به سر می برند.
محمد حبیبی، معلمِ اتحادیه اییِ ایرانی در ۴ اوت ۲۰۱۸ محکوم به ده سال و نیم زندان شد. حکم وی که توسط دادگاه انقلاب اسلامی ایران صادر شده است همچنین شامل منع از فعالیت های اجتماعی، سیاسی و مسافرت برای دو سال، و ۷۴ ضربهء شلاق می باشد. حبیبی که عضو کانون صنفی معلمان تهران می باشد، یکی از چندین و چند فعالین مستقل کارگری در ایران است که به دلیل پیگیری فعالیتهای کاملا . صنفی توسط مقامات دولتی اذیت و آزار می شوند.
آقای حبیبی در ماه مه هنگام شرکت در تجمعی مسالمت آمیز دستگیر شده است و از آن زمان تا به حال در حبس و تحت شرایطی شدیداً غیر قابل تحمل به سر می برد. به شهادت اعضای خانوادهء که با وی در زندان ملاقات داشته اند، با آقای حبیبی بسیار بد رفتاری شده است و او احتیاج سریع به درمان و دکتر دارد، اما مقامات مسئول کماکان او را از معالجات فوری محروم کرده اند.
ما از مقامات ایرانی آزادی فوری و بدون قید و شرط آقای حبیبی و دیگر فعالین اتحادیه ای را خواستاریم و شدیدا نگران وضعیت و سلامتی آقای حبیبی هستیم. ما به شدت نگران تحمیل شرایط سخت زندان به آقای حبیبی و در نتیجه به خطر افتادن سلامتی و جان او هستیم.
به نظر ما دولت ایران با استفاده از قوانین "امنیت ملی" به توجیه سرکوب فعالیت های صنفی و اتحادیه یی ادامه میدهد، و بدین بهانه قربانیان سرکوب را از حقِ دفاعِ قانونی محروم می سازد . چنین سیاست هایی اثراتی بسیار مخرب برای افراد حبس شده و خانوادهای آنان دارد و برای اقتصاد و جامعهء ایران نیز بسیار مضر و زیان آور است.
بنابر این ما از شما، مقام رهبری، آیت الله سید علی حسینی خامنه ای، درخواست میکنیم که سریعا در این امر مداخله نموده و ترتیبی داده که مقامات مربوطه:
آزادی فوری و بدون قید و شرط آقای حبیبی و دیگر فعالین اتحادیه ای کارگری را فراهم آورند.
سرکوب کارگران و فعالین اتحادیه ای را متوقف نموده و مطابق مقاوله نامه های ۸۷ و ۹۸ "سازمان بین المللی کار" به آزادی تشکل و حقوق کارگری احترام گذارند.
ما شدیدا نگران زوال حقوق و موقعیت اتحادیه های کارگری و دیگر حقوق هایِ انسانی بنیادین در جمهوری اسلامی ایران هستیم. چنین سرکوبی تا به حال منجر به زندان بسیاری و مرگ چندین تن از فعالین کارگری در ایران شده است.
تا زمانی که دولت شما حقوق بین المللی شناخته شده سندیکاهای کارگری و دیگر حقوق بنیادی کارگری و آزادی فعالیت های اتحادیه ای را در ایران به رسمیت نشناسد و تا زمانی که دولت شما تمامی تعهدات و وظایف مربوط به عضویت در "سازمان جهانی کار" را رعایت ننماید، جنبش جهانی اتحادیه های کارگری، منجلمه ال او-نروژ و اتحادیه کارکنان مدارس نروژ به کارزار جهانی خویش در اعتراض به این سرکوب های غیر قابل قبول و نکوهش پذیر ادامه خواهند داد.
ما عمیقا مصمم هستیم که به طور کامل از کارگران ایران و مطالبات بحق کارگران. از جمله آزادی تشکل و دستیابی به دیگر حقوقشان بدون هیچ آزار، اذیت و ترس از دستگیری حمایت کنیم.

با احترام
کنفدراسیون اتحادیه های کارگری نروژ
پگی هاسن فولس ویک، معاون رئیس کشوری

اتحادیه کارکنان مدارس نروژ
ان فینبورود، رئیس اتحادیه

سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه.

۲۴ شهریور ۱۳۹۷
بیست وچهارم شهریور ۹۷


https://t.me/joinchat/FuvVJ1F_TcVvUOQqrFg97w
Forwarded from اتچ بات
‍ ‌ *️⃣به ياد رامين كه ناعادلانه اعدام شد وبراى نجات جان رامينهاى ديگر كه اعدام نشوند


بنياد حقوق بشر رامين حسين پناهي را ايجاد كنيم.

حسين احمدي نياز*
افتخار وكالت و دفاع از رامين حسين پناهي را در اين يكسال داشتم ،

تا زماني كه در سنندج بود اكثر پنج شنبه ها يا دوشنبه ها به ملاقات حضوري او مي رفتم .

رامين هرگز ترس از اعدام نداشت بسيار شجاع و سترگ بود ،
نستوه و شجاع بود،
او مخالف اعدام و خشونت بود ،
تمام تلاشش براي آزادي ،
صلح و دموكراسي و برابري بود اما افسوس كه زور حكومت بيش از قانون بود.

اعدام رامين ،
بسيار تلخ و دردناك بود ،

از تهران تا سنندج ،
از كرمانشاه تا مهاباد،
از مريوان تا خراسان ،
از شمال تا جنوب از شرق تا غرب ،
از ايران تا هلند،
از آلمان تا كانادا ،
از نروژ تا ايتاليا
و ... نقاط مختلف دنيا در سوگ و بهت اين اعدام بودند.
همگان او را نديده دوست داشتند و در تلاش براي نجات او بودند ،
اما شوربختانه كه تلاش كتابهاي قانون ،
استدلال و منطق حقوقي،
اعتراض و فشارهاي حقوق بشري ،
التماس و تمنا،
خواهش و درخواست ،
گريه هاي مادر رامين و هزاران مادر ديگر و ... نتوانست مانع اجراي اين حكم ناعادلانه شود.
اكنون رامين جاودانه شد اما رامين هاي ديگر در انتظار اعدام و اجراي احكام هستند.
در اين بين كساني هستند كه زير فشار و در سايه ي تهديد از حقوق زندانيان سياسي و محكومان اعدام دفاع مي كنند بنابراين اينجانب با همت و تلاش خانواده ي رامين حسين پناهي و تمامي حق طلبان در تلاش هستيم تا بنياد حقوق بشر رامين حسين پناهي را ايجاد و تاسيس كنيم تا از يك سو براي نجات رامين هاي ديگر تلاش كنيم و از ديگر جايزه ي سالانه ي حقوق بشر رامين را به فعالان اين حوزه تقديم كنيم .
ياد و خاطره ي رامين زنده خواهد ماند و با تاسيس اين بنياد خودجوش و ارزشمند نفرت از اعدام و نفي آن را ترويج و براي تحكيم كرامت انساني و نفي خشونت ،
ارجمندي حيات انسان،
لبخند به زندگي انساني و نجات از جوخه ي دار اعدام و... را ترويج و نشر دهيم.

وكيل پايه يك دادگستري
حسين احمدى نياز

https://t.me/joinchat/FuvVJ1F_TcVvUOQqrFg97w
Forwarded from اتچ بات
‌ ‌قسم به تمامی اعتقادات و آرزوهای انسانی تان،

راهتان را ادامه خواهیم داد
نامه زندانی سیاسی پیام شکیبا در مورد اعدام رامین و زانیار و لقمان


زندانی سیاسی پیام شکیبا که از اسفند ماه سال ۹۵ بازداشت و به ۱۱ سال زندان محکوم شد یک فعال دانشجویی است که طی سالهای زندان با لقمان و زانیار در یک زندان بود.

او در این نامه به بخشی از احساسات خود اشاره می کند که با شنیدن خبر اعدام یاران هم زنجیرش به او دست داد و بعد با این شهیدان سرفراز هم پیمان می شود که راهشان را ادامه دهد:

باهم نامه را ميخوانيم :


“وقتی بهت‌زده زیرنویس شبکه خبر جنایت و شقاوت رژیم مبنی بر به دار کشیدن برادرانم را خواندم باورم نمی‌شد،
مدام با خودم کلنجار می‌رفتم که دروغ است، امکان ندارد.
آن‌ها پرونده‌هایشان به دلیل نبود ادله و اسناد کافی و وارد شدن ایرادات متعدد حقوقی نقص خورده و منتظر محاکمه مجدد هستند،
مگر می‌شود بعد از ۱۰ سال بلاتکلیفی بدون حکم قطعی اعدام شوند!!!

گیج بودم، در خودم فرو رفتم،
یعنی دیگر صدای خنده‌های زانیار را نمی‌شنوم؟!
مگر می‌شود که دیگر سر به سر لقمان نگذارم؟!

مگر می‌شود اتاق زانیار و لقمان را خالی ببینم و… بی اختیار به سمت اتاق زانیار رفتم.
بر روی صندلی وی نشستم.
لباس‌هایش را بو می‌کردم و وسایلش را نگاه می‌کردم.

قامت رعنا و خنده‌هایش جلوی چشمانم بود و در دل فریاد می‌زدم زانیار،
لقمان کجا رفتید؟
چرا ما را تنها گذاشتید؟
حالا ما بدون شما چکار کنیم؟…
هنگامی که نگاه خیره‌ام به سه تار دست ساز زانیار که از چوب جعبه‌های میوه ساخته بود افتاد بغضم ترکید و زار زار گریه کردم.

تمامی وجود لقمان و زانیار عشق به زندگی،
آزادی و برابری بود.
تمام وجودشان شهامت و گذشت و صفا بود.
بارها و بارها نیمه شب‌ها هنگامی که بی‌خوابی به سرم می‌زد هم‌صحبت و هم‌سفره‌ی آن‌ها بودم و پای درد و دل‌های آن‌ها می‌نشستم.

از شکنجه‌ها، تهدیدها و بلایایی که وزارت بدنام اطلاعات به سرشان آورده بود می‌گفتند؛
و از خاطراتشان در مریوان و ماهیگیری در دریاچه زریوار…
همیشه وقتی به چشمان آن‌ها نگاه می‌کردم در درونم احساس شرم و خجالت داشتم آن‌ها ۱۰ سال بود که برای بوسه زدن به طناب دار ثانیه به ثانیه در انتظار بودند و هیچ‌گاه حکم اعدام نتوانسته بود که آن‌ها را مرعوب و متزلزل کند و در عزم و مقاومتشان خللی وارد کند.

هر هفته چهارشنبه‌ها هنگام ملاقات هفتگی از خودم خجالت می‌کشیدم، چون که زانیار قریب ۱۰ سال بود که نتوانسته بود پدر، مادر و خواهر کوچکترش را که اندازه تمام دنیا دوستش می‌داشت را ببیند و در آغوش کشد.

چرا که پدر وی واداده نبود و سابقه مبارزاتی‌اش در گذشته را امروز پله‌ای برای غارت مردم و توجیه جنایات رژیم اعدام آخوندی نکرده بود و فاشیسم دینی نتوانسته بود که روح انسانی‌اش را بکشد و بخرد

تا همچون بریده‌ها، استمرار طلبان و روشنفکران بی‌خاصیت امروزین سرزمینمان معامله با خون کند.

زانیار شهید و لقمان شهید همچون فرمانده اقبال شهید مبارزه و انقلابی و عاشق بودند.
خوشا به آنانکه به عهد خود با خلق در زنجیر و زحمتکشان و ستمدیدگان تا به آخر ماندند و سرودخوان و غزل‌خوان بر چوبه‌های دار رقص عاشقی کردند.

آنان مصمم بودند که طور دیگری زندگی کنند.
و نه تنها نحوه زندگی آن‌ها می‌تواند الگوی کم‌نظیری برای نوجوانان و جوانان شوریده بر پلشتی‌ها و همه باندهای جنایتکار فاشیسم دینی باشد بلکه مرگ و شهادت آن‌ها جهانی را تحت تاثیر قرار داد.

بیچاره شب‌پرستانی که از پیکرهای بی جان آن‌ها نیز می‌ترسند و پیکرهای پاک زانیار و لقمان و رامین را در محلی نامعلوم به خاک سپرده‌اند و می‌توان تمام اقتدار پوشالیشان را در این صحنه دید؛
غافل از آنکه یاد و مزار آنان به وسعت خاک ایران و در دل تمام آزادگان جهان است.

بیچاره شب پرستانی که گمان می‌کنند با جنایت و پرپر کردن جوان‌های دلیر این خلق ستمدیده می‌توانند چند صباحی بر عمر ننگین خود اضافه کنند دریغ از آنکه مسیر تکاملی مبارزات خلق ایران آینده محتومی را برای آن‌ها و ملت ایران رقم خواهد زد.

برادران شهیدم لقمان، زانیار و رامین، قسم به تمامی اعتقادات و آرزوهای انسانی و پاکتان و قسم به تمامی ناله‌ها و شیون‌های مادرانتان که راهتان را ادامه می‌دهیم
و تا تحقق آزادی و برابری و حقوق بشر از پای نخواهیم نشست.

۲۱ شهریور ۱۳۹۷ / زندان گوهردشت کرج / زندانی سیاسی و همبند شهیدان، پیام شکیبا”

https://t.me/joinchat/FuvVJ1F_TcVvUOQqrFg97w
Forwarded from اتچ بات
احمد امینی کارگر بیکار شده فولاد زاگرس به اتهام توهین به رهبری محکوم شد

احمد امینی کارگر بیکار شده فولاد زاگرس پس ازاعلام انحلال شرکت در سال 92 دست از پیگیری مطالبش برنداشت و بطور مستمر در اداره کار و دیوان عدالت اداری به همراه دیگر همکارانش طرح شکایت کرد و خواستار مطالبات خویش بود

احمد امینی در طی سال گذشته و ابتدای امسال بابت بعضی از مطالبات محقق نشده خود، همچون حق سختی کار 4 درصد،
اصلاح عنوان شغلی که به عنوان کارگر ساده به بیمه تامین اجتماعی رد شده است و با وجود رای هیئت حل اختلاف آنرا اصلاح نکرده بودند وعدم پرداخت مبلغ دیه صادره به موجب بیماری شغلی در حین کار که سبب آسم خفیف ریه وکاهش شنوای ودیسک کمرشده بود،
بارها و بارها به درب شرکت فولاد زاگرس مراجعه کرد وحتی در بعضی از مواقع بصورت اعتراضی مانع خروج و ورود ماشین آلات حمل بار این شرکت شده بود

97/2/8ازسوی اداره اطلاعات سنندج به اتهام تبلیغ علیه نظام به نفع اپوزوسیون جمهوری اسلامی، عضویت در یکی از آنها و توهین به رهبری جمهوری اسلامی بازداشت شد و پس از نزدیک بیست روز
درتاریخ 97/2/ 27 با قرار وثیقه صد میلیون تومانی آزاد شد
شعبه اول دادگاه انقلاب سنندج حکم تبرئه بابت اتهامات واهی که به ایشان نسبت داده بودند را صادر کرده است اما بابت توهین به رهبری حکم شش ماه حبس که به مدت یکسال تعلیق میباشد را صادر کرده است.

25 شهریور 1397


https://t.me/joinchat/FuvVJ1F_TcVvUOQqrFg97w
Forwarded from اتچ بات
مرجان مهاجر همسر ظفرعلی مقیمی از دراويش گنابادى از وضعیت بد جسمی همسرش می گوید ...


https://t.me/joinchat/FuvVJ1F_TcVvUOQqrFg97w

‍ یک فعال کارگری به ۶ ماه حبس محکوم شد

یک فعال کارگری اهل سنندج بە اتهام توهین بە رهبر ایران بە حبس محکوم گردید.
طی روزهای گذشتە شعبە اول دادگاه انقلاب سنندج احمد امینی کارگر بیکار شدە فولاد زاگروس را محاکمە و وی را بە تحمل ٦ ماه حبس تعضیری محکوم نمود.
این حکم بە اتهام ”توهین بە رهبری“ بر احمد امینی تحمیل شدە است کە بە مدت یک سال تعلیق شدە است.
احمد امینی پیشتر و در ٨ اردیبهشت ١٣٩٧ از سوی نیروهای ادارە اطلاعات بازداشت و پس از بیست روز با تودیع وثیقە ١٠٠ میلیون تومانی موقتا از زندان آزاد شدە بود.
____________________________

یک فعال کارگری به ۶ ماه حبس محکوم شد
https://www.cfppiran.com/2018/09/17/09/32/53/
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حمله به سفارت ایران در آتن با قوطی‌های رنگی..
🔹 سفارت ایران در آتن دوشنبه با قوطی‌های رنگ مورد حمله قرارگرفت وبعد از انجام این حمله باموتورسیکلت،صحنه را ترک کرده‌اند.
۲۶ شهریور ۱۳۹۷
Forwarded from اتچ بات
‍ نامه مریم اکبری مفرد در راستای اعدام زانیار و لقمان مرادی و رامین حسین پناهی

امروز یک هفته از آن روز می‌گذرد،
۱۷ شهریور ۹۷؛
ماه خون در تاریخ ایران؛
۱۷ شهریور ۵۷،
۱۷ شهریور ۶۰

همه نگران هستند، قلب بچه‌ها با بالاترین شدت می‌تپد.
خبرها ضد و نقیض است.

یکی می‌گوید حکم متوقف شده است و به خانواده‌ها گفته‌اند حکم اجرا نمی‌شود.

دیگری می‌گوید دیروز ملاقات آخر بود و خلاصه اخبار ساعت ۲۰؛
لحظه صحبت‌های رئیس دولت تدبیر و امید!!! به این فکر می‌کنم چه واژه قشنگی” امید”! آمده بود با کلید طلایی خود امیدها به جان تزریق کند.

نزدیک انتخابات همچون سلف خود روی موج احساسات و عواطف مردم سوار شد و هنوز جوهر انگشت‌ها خشک نشده،
رنگ عوض کرد.
تف بر او که بالاترین اعدام و سرکوب بعد از دهه ۶۰ ، در دولت او وجود دارد.

زیر نویس خبر، خبرها را اعلام می‌کند.
همه نگاه‌ها روی صفحه تلویزیون دوخته شده و گوش‌ها به صدای تلویزیون تیز شده بود که خبر چطور اعلام می‌شود.
نهایت اخبار ۲۰:۳۰ خبر را اعلام کرد. “سه تروریست”…. ! بله ۴۰ سال است جوانان این خاک را به نام تروریست و خرابکار پای چوبه‌های دار و جوخه آتش می‌کشند و شکنجه و زندانی می‌کنند و بعد با وقاحت یک پوشش خبری دروغ برایش درست می‌کنند.

ارابه‌های سرکوب و شکنجه و زندان حاکمیت اسلامی ۴۰ سال است با سرعت تمام در حال حرکت است.

اینک قصدم بازگو کردن جنایات رژیم نیست.
چرا که بر همگان روشن و محرز شده قساوت و رذالت این حاکمیت.
خبرهای تسلیت و همدردی بسیار است،
شاید اکنون برای نگارش دیر باشد ولی در این مدت هر چه سعی کردم نتوانستم افکارم را منسجم کنم تا چند سطری برای مادران و خواهران این سه عزیز (زانیار و لقمان مرادی، رامین حسین پناهی) بنویسم.
مادران و خواهرانم!
درد دلتان آشناست و جگر سوخته‌تان که یخ‌های قطب را یارای خنکای آن نیست برایم ملموس است.
نجوای لالایی‌های گرمتان که در خطوط پیکرتان،
در نعره‌های دوردست سردرگم گشته را می‌شناسم.
دیری است که می‌چِشم رنجابِ تلخ ِشقایق‌ها را، پرغرور و شعله ور برگی دیگر از تاریخ آزادی ایران را ورق می‌زنید.
به پاس تعبیر عظیم و انسانی از کلمه مادر،
به پاس محبت‌های بی دریغتان که فروکش نمی‌کند.
نامتان دمی است که بر پیشانی آسمان می‌گذرد.
چهره آشنایتان،
نگاه‌های مهربانتان که چون قاصدی زندگی و عشق و ماندن و مقاومت را نوید می‌دهد.
وقتی از شعله ظلم گونه‌هایتان می‌سوزد،
با سرمای زخم‌های خود آتش سوزان گونه‌هایتان را فرو می‌نشانم.
از نگفته‌ها پُرم.
عقده‌های اشک‌های من درد پُری و درد سرشاری از ظلم است ولی کنون زمان گریستن نیست.
باید خاکستر فریادمان را بر همه جا بپاشیم.
از پس دیوارهای سنگی و سرد زندان بر قلب پر آتشتان تکیه می‌زنم.
دلم مالامال آتش است ولی سرزندگی این آتش را در گلوی خود احساس می‌کنم.

اشک‌ها و سوزهایتان را بر روی دوشم قرار می‌دهم تا سنگینی بار مسئولیتم را همیشه با خود داشته باشم.
مادران من، خواهرانم! با دردهایتان بیایید تا با هم دردهایمان را برروی قلب زخمی جنبش دادخواهی بتکانیم.
خفاش شب از جای خود تکان نمی‌خورد مگر تکانش بدهیم.
آن هم به کمک و یاری یکدیگر دست‌های سردم را در دستان گرمتان بگیرید برای دادخواهی عزیزانمان به جنبش دادخواهی بپیوندیم.
تا آمران و عاملان این جنایت هولناک را به دادگاه خلق بکشانیم.
مریم اکبری منفرد
شهریور ۹۷


https://t.me/joinchat/FuvVJ1F_TcVvUOQqrFg97w
نزدیک سه ماه بیخبری از کاوه بابا مرادی پس از بازداشت.
بیخبری از کاوە بابا‌مرادی پس از دست گیری توسط اطلاعات سپاه

کاوه بابا مرادی فعال زیست‌محیطی در تاریخ ۳۰ خرداد توسط نیروهای امنیتی  سنندج دستگیر شده و تا الان هیچ خبری از وضعیت این شهروند در دست نیست. یکی از نزدیکان بابا مرادی ضمن اطلاع بی خبری از این بازداشتی اعلام کرد که بعد از دست گیری و پیگیری های مکرر به اداره اطلاعات سنندج  مطلع شدیم که بازداشت توسط اطلاعات سپاه صورت گرفته است


https://www.cfppiran.com/2018/09/17/21/19/07/
نامه مریم اکبری مفرد در راستای اعدام زانیار و لقمان مرادی و رامین حسین پناهی

امروز یک هفته از آن روز می‌گذرد،
۱۷ شهریور ۹۷؛
ماه خون در تاریخ ایران؛
۱۷ شهریور ۵۷،
۱۷ شهریور ۶۰

همه نگران هستند، قلب بچه‌ها با بالاترین شدت می‌تپد.
خبرها ضد و نقیض است.

یکی می‌گوید حکم متوقف شده است و به خانواده‌ها گفته‌اند حکم اجرا نمی‌شود.

دیگری می‌گوید دیروز ملاقات آخر بود و خلاصه اخبار ساعت ۲۰؛
لحظه صحبت‌های رئیس دولت تدبیر و امید!!! به این فکر می‌کنم چه واژه قشنگی” امید”! آمده بود با کلید طلایی خود امیدها به جان تزریق کند.

نزدیک انتخابات همچون سلف خود روی موج احساسات و عواطف مردم سوار شد و هنوز جوهر انگشت‌ها خشک نشده،
رنگ عوض کرد.
تف بر او که بالاترین اعدام و سرکوب بعد از دهه ۶۰ ، در دولت او وجود دارد.

زیر نویس خبر، خبرها را اعلام می‌کند.
همه نگاه‌ها روی صفحه تلویزیون دوخته شده و گوش‌ها به صدای تلویزیون تیز شده بود که خبر چطور اعلام می‌شود.
نهایت اخبار ۲۰:۳۰ خبر را اعلام کرد. “سه تروریست”…. ! بله ۴۰ سال است جوانان این خاک را به نام تروریست و خرابکار پای چوبه‌های دار و جوخه آتش می‌کشند و شکنجه و زندانی می‌کنند و بعد با وقاحت یک پوشش خبری دروغ برایش درست می‌کنند.

ارابه‌های سرکوب و شکنجه و زندان حاکمیت اسلامی ۴۰ سال است با سرعت تمام در حال حرکت است.

ادامه نامه را در سایت سازمان مبارزه برای ازادی زندانیان سیاسی بخوانید:

https://www.cfppiran.com/2018/09/17/21/24/58/