Forwarded from اتچ بات
قتل میثم عمویی توسط نیروهای امنیتی
میثم عمویی ۲۷ ساله که به علت فقر مجبور به روی اوردن به کار های سخت و تاقت فرسا مثل کولبری بود
امروز با شلیک مستقیم مزدوران مدعی حافظ جان مردم کشته شد
قتل کولبران توسط جمهوری اسلامی در سال های اخیر به شدت افزایش داشته و با ادعاهای از جمله قاچاق مواد محترقه و یا سعی در وصل کردن کولبران به نیرو های سیاسی این کشتار را توجیه کنند
کولبران اشخاصی هستند که در ازای اندک پول کیلومتر ها بار سنگین و وسایل قاچاقچیان را حمل میکنند و در این مسیر با مشکلات فراوانی از جمله ، پرت شدن از ارتفاع،یخ زدن در برف، مین، واین اواخر شلیک مستقیم گلوله روبرو هستند
ناتوانی سیستم اقتصادی و نبود زیر ساخت های انسانی در جمهوری اسلامی باعث افزایش شغل های کاذب شده است
@cfppiorg
https://t.me/joinchat/FuvVJ1F_TcVvUOQqrFg97w
میثم عمویی ۲۷ ساله که به علت فقر مجبور به روی اوردن به کار های سخت و تاقت فرسا مثل کولبری بود
امروز با شلیک مستقیم مزدوران مدعی حافظ جان مردم کشته شد
قتل کولبران توسط جمهوری اسلامی در سال های اخیر به شدت افزایش داشته و با ادعاهای از جمله قاچاق مواد محترقه و یا سعی در وصل کردن کولبران به نیرو های سیاسی این کشتار را توجیه کنند
کولبران اشخاصی هستند که در ازای اندک پول کیلومتر ها بار سنگین و وسایل قاچاقچیان را حمل میکنند و در این مسیر با مشکلات فراوانی از جمله ، پرت شدن از ارتفاع،یخ زدن در برف، مین، واین اواخر شلیک مستقیم گلوله روبرو هستند
ناتوانی سیستم اقتصادی و نبود زیر ساخت های انسانی در جمهوری اسلامی باعث افزایش شغل های کاذب شده است
@cfppiorg
https://t.me/joinchat/FuvVJ1F_TcVvUOQqrFg97w
Telegram
attach 📎
دیدار جمعی از فعالین مدنی وسياسى با خانواده اسماعیل عبدی معلم زندانی در اعتصاب غذا
جاى معلم در زندان نيست
https://t.me/joinchat/FuvVJ1F_TcVvUOQqrFg97w
جاى معلم در زندان نيست
https://t.me/joinchat/FuvVJ1F_TcVvUOQqrFg97w
Forwarded from اتچ بات
جاى معلم زندان نيست
یادداشتی از معلم زندانی محمد حبیبی
• اینجا همه از مسئول و کارشناس و روشنفکر دانشگاهی و قلم بدست، هر روز اندرز میدهند و شما را می ترسانند. از فقر و بدبختی، از روند رو به افزایش شکاف طبقاتی. و همه هشدار میدهند، که ادامه آن، آتشی به پا میکند و همه را می سوزاند. اینجاست که سر را باید بالا گرفت، چشم در چشمشان دوخت و با لبخندی بر لب گفت: "شوخی نکنید آقایان، جهنم زیر پاهای شماست!" ...
اینجا راحله می فروشند. سیزده ساله، بی شناسنامه، بی هویت، ناقابل! دو میلیون تومان.
"دو میلیون را بده، بچه را ببر، هر جا که خواستی" برادرش می گوید که حالا تنها سرپرست اوست.
اینجا پسرکی پنج ساله را می فروشند به امید رسیدن به سرپناهی. "شوهرم تصادف کرده و زمین گیر است، خودم مریضم و پول دکتر ندارم. چاره ای نداریم. هر جا رفتیم کسی کمکمان نکرد" مادرش می گوید. آگهی فروشش را گذاشته اند. ناقابل! در ازای اجاره یک خانه کوچک در شهرستان."
اینجا بچه پولدارهایی هستند، که پورشه های میلیاردی سوار می شوند. برای پارتی های آخر شب شان خاویار سرو میکنند، و برای دسرشان، شیرینی و بستنی با روکش طلا سفارش می دهند. ناقابل! دو میلیون تومان.
اینجا بیمارستانهایی دارد شبیه به وال استریت. بازاری برای خرید و فروش بچه. زنهایی میآیند. کودکشان را به دنیا میآورند، برگه ای را امضا می کنند و بچه را می فروشند. ناقابل! بین پانصدهزار تا یک و نیم میلیون تومان.
اینجا بازارهایی دارد برای خرید و فروش حیوان. آدمهایی میآیند تا برای سرگرمی روزانه شان، پول خرج کنند. حیواناتی از هر نوع و هر نژاد. ناقابل! از صدهزار تا سی میلیون تومان.
اینجا کودکانی دارد که آموزش می بینند. نه در مدرسه که در خیابان. آموزش می بینند که از طلوع صبح تا بوق سگ برای اربابشان کار کنند. کارگرانی که اگر خوب کارکنند، قیمت شان بیشتر می شود. قیمت این کودکان برده، ناقابل! از صد هزار تا پنج میلیون تومان.
اینجا دانش آموزانی هستند که تعطیلات آخر هفته شان مسافرت های اروپایی است. خجالت می کشند که همکلاسی هایشان بفهمند برای تعطیلات عید به مالزی رفته اند. شهریه این مدارس، ناقابل! بین ۲۰ تا ۲۵ میلیون تومان در سال.
اینجا آدمهایی هستند که در گور می خوابند. در ساختمانهای مخروبه می خوابند. در میان لوله های فاضلاب میخوابند. تا از سوز سرمای زمستان در امان باشند.
اینجا مسئولینی هستند که گورخوابها را جمع می کنند و به گوشه خیابان می فرستند. مسئله شان را حل می کنند. در سرما گوشه خیابانها یخ می زنند و می میرند. بدتر از آنها، اینجا قلم بدستانی داریم که سرشان را بالا می گیرند، باد به غبغب شان می اندازند و با بی سوادی تمام می گویند: "شاید گورخوابها خودشان مقصر باشند."
اینجا آقا زاده هایی هستند که آب معدنی های مارک دار نروژی می نوشند. ناقابل! لیتری شصت هزار تومان.
اینجا کارگرانی هستند، که از صبح تا به شب، آویزان در میان زمین و هوا، بر روی داربست ها، با جانشان بازی می کنند، ناقابل! فقط برای چهل هزار تومان.
اینجا بچه پولدارهایی هستند که پول توجیبی ماهانه شان کفاف خرج شان را نمی دهد و معترض اند. ناقابل! ماهانه بین ۳۰ تا ۴۰ میلیون تومان.
اینجا معلمان بازنشسته ای هستند که پول بازنشستگی کفاف زندگی شان را نمی دهد. پس از شب تا به صبح نگهبانی می دهند. ناقابل! فقط برای ماهانه ششصد هزار تومان.
اینجا همه، از مسئول و کارشناس و روشنفکر و دانشگاهی و قلم بدست، هر روز اندرز می دهند و شما را می ترسانند. از فقر و بدبختی، از روند رو به افزایش شکاف طبقاتی. و به شما هشدار می دهند، که ادامه آن، آتشی به پا می کند و همه را می سوزاند.
اینجاست که باید سر را بالا گرفت، چشم در چشمشان دوخت و با لبخندی بر لب چنین گفت:
"شوخی نکنید آقایان! جهنم همین جاست. همین لحظه، همین اکنون. ناقابل! درست زیر پاهایمان."
محمد_حبیبی این یادداشت را در ۱۲ بهمن ۱۳۹۵ نوشته است.
محمد حبيبى بدونه قيد و شرط ازاد بايد گردد
https://t.me/joinchat/FuvVJ1F_TcVvUOQqrFg97w
@cfppiorg
یادداشتی از معلم زندانی محمد حبیبی
• اینجا همه از مسئول و کارشناس و روشنفکر دانشگاهی و قلم بدست، هر روز اندرز میدهند و شما را می ترسانند. از فقر و بدبختی، از روند رو به افزایش شکاف طبقاتی. و همه هشدار میدهند، که ادامه آن، آتشی به پا میکند و همه را می سوزاند. اینجاست که سر را باید بالا گرفت، چشم در چشمشان دوخت و با لبخندی بر لب گفت: "شوخی نکنید آقایان، جهنم زیر پاهای شماست!" ...
اینجا راحله می فروشند. سیزده ساله، بی شناسنامه، بی هویت، ناقابل! دو میلیون تومان.
"دو میلیون را بده، بچه را ببر، هر جا که خواستی" برادرش می گوید که حالا تنها سرپرست اوست.
اینجا پسرکی پنج ساله را می فروشند به امید رسیدن به سرپناهی. "شوهرم تصادف کرده و زمین گیر است، خودم مریضم و پول دکتر ندارم. چاره ای نداریم. هر جا رفتیم کسی کمکمان نکرد" مادرش می گوید. آگهی فروشش را گذاشته اند. ناقابل! در ازای اجاره یک خانه کوچک در شهرستان."
اینجا بچه پولدارهایی هستند، که پورشه های میلیاردی سوار می شوند. برای پارتی های آخر شب شان خاویار سرو میکنند، و برای دسرشان، شیرینی و بستنی با روکش طلا سفارش می دهند. ناقابل! دو میلیون تومان.
اینجا بیمارستانهایی دارد شبیه به وال استریت. بازاری برای خرید و فروش بچه. زنهایی میآیند. کودکشان را به دنیا میآورند، برگه ای را امضا می کنند و بچه را می فروشند. ناقابل! بین پانصدهزار تا یک و نیم میلیون تومان.
اینجا بازارهایی دارد برای خرید و فروش حیوان. آدمهایی میآیند تا برای سرگرمی روزانه شان، پول خرج کنند. حیواناتی از هر نوع و هر نژاد. ناقابل! از صدهزار تا سی میلیون تومان.
اینجا کودکانی دارد که آموزش می بینند. نه در مدرسه که در خیابان. آموزش می بینند که از طلوع صبح تا بوق سگ برای اربابشان کار کنند. کارگرانی که اگر خوب کارکنند، قیمت شان بیشتر می شود. قیمت این کودکان برده، ناقابل! از صد هزار تا پنج میلیون تومان.
اینجا دانش آموزانی هستند که تعطیلات آخر هفته شان مسافرت های اروپایی است. خجالت می کشند که همکلاسی هایشان بفهمند برای تعطیلات عید به مالزی رفته اند. شهریه این مدارس، ناقابل! بین ۲۰ تا ۲۵ میلیون تومان در سال.
اینجا آدمهایی هستند که در گور می خوابند. در ساختمانهای مخروبه می خوابند. در میان لوله های فاضلاب میخوابند. تا از سوز سرمای زمستان در امان باشند.
اینجا مسئولینی هستند که گورخوابها را جمع می کنند و به گوشه خیابان می فرستند. مسئله شان را حل می کنند. در سرما گوشه خیابانها یخ می زنند و می میرند. بدتر از آنها، اینجا قلم بدستانی داریم که سرشان را بالا می گیرند، باد به غبغب شان می اندازند و با بی سوادی تمام می گویند: "شاید گورخوابها خودشان مقصر باشند."
اینجا آقا زاده هایی هستند که آب معدنی های مارک دار نروژی می نوشند. ناقابل! لیتری شصت هزار تومان.
اینجا کارگرانی هستند، که از صبح تا به شب، آویزان در میان زمین و هوا، بر روی داربست ها، با جانشان بازی می کنند، ناقابل! فقط برای چهل هزار تومان.
اینجا بچه پولدارهایی هستند که پول توجیبی ماهانه شان کفاف خرج شان را نمی دهد و معترض اند. ناقابل! ماهانه بین ۳۰ تا ۴۰ میلیون تومان.
اینجا معلمان بازنشسته ای هستند که پول بازنشستگی کفاف زندگی شان را نمی دهد. پس از شب تا به صبح نگهبانی می دهند. ناقابل! فقط برای ماهانه ششصد هزار تومان.
اینجا همه، از مسئول و کارشناس و روشنفکر و دانشگاهی و قلم بدست، هر روز اندرز می دهند و شما را می ترسانند. از فقر و بدبختی، از روند رو به افزایش شکاف طبقاتی. و به شما هشدار می دهند، که ادامه آن، آتشی به پا می کند و همه را می سوزاند.
اینجاست که باید سر را بالا گرفت، چشم در چشمشان دوخت و با لبخندی بر لب چنین گفت:
"شوخی نکنید آقایان! جهنم همین جاست. همین لحظه، همین اکنون. ناقابل! درست زیر پاهایمان."
محمد_حبیبی این یادداشت را در ۱۲ بهمن ۱۳۹۵ نوشته است.
محمد حبيبى بدونه قيد و شرط ازاد بايد گردد
https://t.me/joinchat/FuvVJ1F_TcVvUOQqrFg97w
@cfppiorg
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
"روزگار پر آشوبی است، هر حنجرهای را که فریاد میشود به سرب داغ آغشته میکنند"
بعد از هشتاد روز اعتصاب غذا ايستاد تا فريادش را رساتر به گوش برساند
نامه گلرخ ابراهيمى ايريايى
در گراميداشت فرزاد كمانگر معلم اعدام شده توسط جمهورى اسلامى
"به نام قلم، با یاد فرزاد کمانگر رفیق کوه و کتاب، او که دیریست سر به دار شد و آموزههایش هنوز زمزمهای است بر لبان کودکان کردستان و با دلتنگیهای مادرانهای که داغاش را در سینه و ناماش را بر لب دارد آواز میکند."
"۱۹ اردیبهشت، در حالی که نیزارهای جادهی ورامین را پشت سر گذاشته بودیم با چشمی دوخته به کوههای توچال یاد فرزاد عزیز را گرامی داشتیم. چرخ فلک گشت و پرگار روزگار هستیمان را ترسیم نمود در این تیره روزگار کوبههای پاشنهی سخت پوتین ارتجاع بر پیکر خونین اما ایستادهی مقاومت؛ در سرزمینی که قرنی است طلوع خورشید را به انتظار نشسته است و زاده است امیدوارانی از جنس آهن و فولاد را که درخشش کورسوی امید را به انگشت اشاره نشانه میروند تا خستهگان نومید را نوید روشنایی دهند."
"روزگار پر آشوبی است، هر حنجرهای را که فریاد میشود به سرب داغ آغشته میکنند."
"در خود فریاد میشویم و دستهامان هر چه فردایی که بیش از یک قرن است برایش سر به دار و تن به گلوله داریم، میجویند به چنگاش نمیآورند."
در خود ناله ميكنيم
"چرا که پای در رکابان قلیلاند و از واهمهی بر تن نماندنِ سرِسبز، زبان سرخ را به کام میخکوب کردهاند."
"پس ما را چه جا بایستهتر از همین خاکستریِ امروز، اگر این اسب زین شده را تا سر منزل مقصود به تاخت نرانیم."
"سپاسگزارم از تک تکتان اگر چه قدردانیام در واژه نمیگنجد."
"از حضورتان توان گرفتم و تاب آوردم سختی روزهایی را که بر من گذشت."
"تاب و توانم شدید و اگر نبودید یقینا نمی توانستم قدم از قدم بر دارم."
"امیدوارم لایق باشم تا دستانم را به دستانتان گره زنم و هم پایتان این جادهی پر فراز و نشیب منتهی به فردای آزادی را بجویم."
"تا آزادی زینب، تا رهایی رامین … تا رسیدن به جامعهای که در آن نه بیداد فقر باشد و نه واهمهی شکستن قلم، قطرهای از دریای حضورتان خواهم بود."
"در کنار قدردانیام از همهی رفقا و عزیزانی که در کنارم بودند، سپاسگزارم از تمام زندانیان زندان قرچک ورامین که در کنار من و آتنا بودند و کوله باری شدند از تجربه برایمان."
"عزیزانی که خود قربانیان فقر و قربانیان تبعیض، قربانیان فاصله مشمئز کنندهی طبقاتی، قربانیان نبود آگاهی و قربانیان وجود قوانین عبوس و بیمنطق ارتجاعی هستند."
"عزیزانی که هر یک فصلی از کتاب دردهای این جامعهی تبدار خواهند بود، آنگاه که به قلم در آید."
"با لمس دردهایشان مصمم ترم برای ایجاد آن تغییر بزرگ که دیروز زمزمهای بود و امروز نعرهای شد و آسمان شهرم را به لرزه درآورد."
گلرخ ابراهيمى ايريايى
٣٠ ارديبهشت ١٣٩٧
بند زنان اوين
زندانيان سياسى بدونه قيد و شرط ازاد بايد گردند
https://t.me/joinchat/FuvVJ1F_TcVvUOQqrFg97w
@cfppiorg
بعد از هشتاد روز اعتصاب غذا ايستاد تا فريادش را رساتر به گوش برساند
نامه گلرخ ابراهيمى ايريايى
در گراميداشت فرزاد كمانگر معلم اعدام شده توسط جمهورى اسلامى
"به نام قلم، با یاد فرزاد کمانگر رفیق کوه و کتاب، او که دیریست سر به دار شد و آموزههایش هنوز زمزمهای است بر لبان کودکان کردستان و با دلتنگیهای مادرانهای که داغاش را در سینه و ناماش را بر لب دارد آواز میکند."
"۱۹ اردیبهشت، در حالی که نیزارهای جادهی ورامین را پشت سر گذاشته بودیم با چشمی دوخته به کوههای توچال یاد فرزاد عزیز را گرامی داشتیم. چرخ فلک گشت و پرگار روزگار هستیمان را ترسیم نمود در این تیره روزگار کوبههای پاشنهی سخت پوتین ارتجاع بر پیکر خونین اما ایستادهی مقاومت؛ در سرزمینی که قرنی است طلوع خورشید را به انتظار نشسته است و زاده است امیدوارانی از جنس آهن و فولاد را که درخشش کورسوی امید را به انگشت اشاره نشانه میروند تا خستهگان نومید را نوید روشنایی دهند."
"روزگار پر آشوبی است، هر حنجرهای را که فریاد میشود به سرب داغ آغشته میکنند."
"در خود فریاد میشویم و دستهامان هر چه فردایی که بیش از یک قرن است برایش سر به دار و تن به گلوله داریم، میجویند به چنگاش نمیآورند."
در خود ناله ميكنيم
"چرا که پای در رکابان قلیلاند و از واهمهی بر تن نماندنِ سرِسبز، زبان سرخ را به کام میخکوب کردهاند."
"پس ما را چه جا بایستهتر از همین خاکستریِ امروز، اگر این اسب زین شده را تا سر منزل مقصود به تاخت نرانیم."
"سپاسگزارم از تک تکتان اگر چه قدردانیام در واژه نمیگنجد."
"از حضورتان توان گرفتم و تاب آوردم سختی روزهایی را که بر من گذشت."
"تاب و توانم شدید و اگر نبودید یقینا نمی توانستم قدم از قدم بر دارم."
"امیدوارم لایق باشم تا دستانم را به دستانتان گره زنم و هم پایتان این جادهی پر فراز و نشیب منتهی به فردای آزادی را بجویم."
"تا آزادی زینب، تا رهایی رامین … تا رسیدن به جامعهای که در آن نه بیداد فقر باشد و نه واهمهی شکستن قلم، قطرهای از دریای حضورتان خواهم بود."
"در کنار قدردانیام از همهی رفقا و عزیزانی که در کنارم بودند، سپاسگزارم از تمام زندانیان زندان قرچک ورامین که در کنار من و آتنا بودند و کوله باری شدند از تجربه برایمان."
"عزیزانی که خود قربانیان فقر و قربانیان تبعیض، قربانیان فاصله مشمئز کنندهی طبقاتی، قربانیان نبود آگاهی و قربانیان وجود قوانین عبوس و بیمنطق ارتجاعی هستند."
"عزیزانی که هر یک فصلی از کتاب دردهای این جامعهی تبدار خواهند بود، آنگاه که به قلم در آید."
"با لمس دردهایشان مصمم ترم برای ایجاد آن تغییر بزرگ که دیروز زمزمهای بود و امروز نعرهای شد و آسمان شهرم را به لرزه درآورد."
گلرخ ابراهيمى ايريايى
٣٠ ارديبهشت ١٣٩٧
بند زنان اوين
زندانيان سياسى بدونه قيد و شرط ازاد بايد گردند
https://t.me/joinchat/FuvVJ1F_TcVvUOQqrFg97w
@cfppiorg
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
وضعیت بد جسمی محمد حبیبی در زندان
٣٠ ارديبهشت خانواده محمد حبيبي بعد از يازده روز موفق شدند اين معلم زنداني را در زندان تهران بزرگ ملاقات كنند
در اثر ضربات مشت و لگد به پهلوها و قفسه سينه اين معلم در هنگام بازداشت،
هم اكنون به علت درد شديد پهلو و قفسه سينه دچار تنگي نفس شده است وپزشك زندان علت را ناشي از كوفتگي در اثر ضربات شدید تشخيص داده و براي درمان نياز به عكسبرداري پزشكي دارد.
محمد حبيبي بايد به خارج از زندان اعزام شود.
اما مسئولان زندان اهميتي به زندانيان و مشكلات آنان نمي دهند.
اثار زخم ناشي از كشيده شدنش بر آسفالت هنگام بازداشت بر كمرش ديده مي شود.
در قرنطينه محل نگهداري وي دو ساعت آب آشاميدني و غير تصفيه و ناسالم وجود دارد
. در اتاقهاي ٩نفره بيش از ٢٠نفر زنداني هستند.
بهداشت محيط در اين زندان در سطح بسيار پاييني است و كرامت انساني و حقوق شهروندي و پايه اي زندانيان عادي و سياسي ناديده گرفته مي شود.
مواد غذايي و اقلام مورد نياز زندانيان در فروشگاه زندان به قيمت بسيار گران و گزافي به فروش ميرسد.
محمد حبيبى بايد هر چه سريعتر
مورد رسيدگى پزشكى قرار بگيرد
زندانيان سياسى بدونه قيد و شرط بايد ازاد گردند
@cfppiorg
٣٠ ارديبهشت خانواده محمد حبيبي بعد از يازده روز موفق شدند اين معلم زنداني را در زندان تهران بزرگ ملاقات كنند
در اثر ضربات مشت و لگد به پهلوها و قفسه سينه اين معلم در هنگام بازداشت،
هم اكنون به علت درد شديد پهلو و قفسه سينه دچار تنگي نفس شده است وپزشك زندان علت را ناشي از كوفتگي در اثر ضربات شدید تشخيص داده و براي درمان نياز به عكسبرداري پزشكي دارد.
محمد حبيبي بايد به خارج از زندان اعزام شود.
اما مسئولان زندان اهميتي به زندانيان و مشكلات آنان نمي دهند.
اثار زخم ناشي از كشيده شدنش بر آسفالت هنگام بازداشت بر كمرش ديده مي شود.
در قرنطينه محل نگهداري وي دو ساعت آب آشاميدني و غير تصفيه و ناسالم وجود دارد
. در اتاقهاي ٩نفره بيش از ٢٠نفر زنداني هستند.
بهداشت محيط در اين زندان در سطح بسيار پاييني است و كرامت انساني و حقوق شهروندي و پايه اي زندانيان عادي و سياسي ناديده گرفته مي شود.
مواد غذايي و اقلام مورد نياز زندانيان در فروشگاه زندان به قيمت بسيار گران و گزافي به فروش ميرسد.
محمد حبيبى بايد هر چه سريعتر
مورد رسيدگى پزشكى قرار بگيرد
زندانيان سياسى بدونه قيد و شرط بايد ازاد گردند
@cfppiorg
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
۷سال حبس تعزیری و تبعید به سیستان بلوچستان براى معترض گلستان هفتم
احمد براکوهی يكى از معترضين
گلستان هفتم كه در تظاهرات مسلالمت اميز دراويش گنابادى ،
توسط مامورين مسلح به خاك و خون كشيده شد واين زندانى بر اثر اصابت گلوله ماموران در گلستان هفتم یک چشم خود را از دست داده است.
اين زندانى پس از تحمل ٣ ماه شكنجه
محروم از داشتن حق وکیل،
و عدم اجازه تشکیل پرونده پزشکی قانونی ، ميباشد
زندانيان سياسى بدونه قيد و شرط بايد ازاد گردند
@cfppiorg
احمد براکوهی يكى از معترضين
گلستان هفتم كه در تظاهرات مسلالمت اميز دراويش گنابادى ،
توسط مامورين مسلح به خاك و خون كشيده شد واين زندانى بر اثر اصابت گلوله ماموران در گلستان هفتم یک چشم خود را از دست داده است.
اين زندانى پس از تحمل ٣ ماه شكنجه
محروم از داشتن حق وکیل،
و عدم اجازه تشکیل پرونده پزشکی قانونی ، ميباشد
زندانيان سياسى بدونه قيد و شرط بايد ازاد گردند
@cfppiorg
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
٧ سال و ٦ ماه حبس
علی نوری
زندانی سیاسی سابق که در اعتراضات دی ماه ۹۶ بازداشت شد ، او به مدت ۳۶ روز در زندان اوین و زندان رجایی شهر بازداشت بود ،
زندانيان سياسى را حمايت كنيم
@cfppiorg
علی نوری
زندانی سیاسی سابق که در اعتراضات دی ماه ۹۶ بازداشت شد ، او به مدت ۳۶ روز در زندان اوین و زندان رجایی شهر بازداشت بود ،
زندانيان سياسى را حمايت كنيم
@cfppiorg
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
پایان اعتصاب غذای روح الله مردانی، معلم زندانی در اوین
روح الله مردانى ،
۳۰ اردیبهشت ماه ۱۳۹۷ پس از ۲۷ روز اعتصاب غذا با وعدهی مساعد مسئولان قضایی مبنی بر تسریع در روند رسیدگی به پروندهاش به اعتصاب غذای خود پایان داد.
اين معلم زندانى از ۴ اردیبهشت ماه در اعتراض به بازداشت و بلاتکلیفی خود در زندان اوین دست به اعتصاب غذا زده بود.
با دخالت حراست آموزش و پرورش ،
حقوق این معلم زندانی به بهانه غیبت از همان ماه اول بازداشت قطع شده است،
زندان سياسى بدونه قيد و شرط ازاد بايد گردند
https://www.instagram.com/zendani.siasi
@cfppiorg
روح الله مردانى ،
۳۰ اردیبهشت ماه ۱۳۹۷ پس از ۲۷ روز اعتصاب غذا با وعدهی مساعد مسئولان قضایی مبنی بر تسریع در روند رسیدگی به پروندهاش به اعتصاب غذای خود پایان داد.
اين معلم زندانى از ۴ اردیبهشت ماه در اعتراض به بازداشت و بلاتکلیفی خود در زندان اوین دست به اعتصاب غذا زده بود.
با دخالت حراست آموزش و پرورش ،
حقوق این معلم زندانی به بهانه غیبت از همان ماه اول بازداشت قطع شده است،
زندان سياسى بدونه قيد و شرط ازاد بايد گردند
https://www.instagram.com/zendani.siasi
@cfppiorg
Telegram
attach 📎
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
٣٠ ارديبهشت
خروج نیروهای ضد مردمى از کازرون و واکنش مردم
وشادي انها
زنده باد اتحاد و همبستگى
سرنگون باد جمهورى اسلامى
@cfppiorg
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ماموران آمدند گورخواب ها را کتک زدند.
دستان تهى و شكمهاى خالى ،
گرسنگان به جرم گرسنگى حتى در گور هم از ماموران ج ا در امان نيستند
گرسنگان كتك ميخورند تا مسئولين حكومت كنند
@cfppiorg
دستان تهى و شكمهاى خالى ،
گرسنگان به جرم گرسنگى حتى در گور هم از ماموران ج ا در امان نيستند
گرسنگان كتك ميخورند تا مسئولين حكومت كنند
@cfppiorg
اسماعيل عبدى در ٢١مين روز اعتصاب غذا
دیدار جمعی از فعالین مدنی با خانواده اسماعیل عبدی معلم زندانی در اعتصاب غذا
جاى معلم در زندان نيست
@cfppiorg
Forwarded from اتچ بات
دیدار فعالان فرهنگی ایلام با خانواده رامین حسین پناهی
در ادامه دیدار و حمایت ها از خانواده رامین حسین پناهی،
٣٠ ارديبهشت جمعی از فعالان فرهنگی و مدنی ایلام با پدر و مادر و خانواده رامین حسین پناهی دیدار کردند،
در این دیدار ژاکان باران ملکشای شاعر ایلامی به نماینده این فعالان و طیفی از فعالان دیگر ایلامی،
ضمن حمایت از خانواده حسین پناهی خواهان لغو فوری حکم اعدام رامین حسین پناهی شد،
و گفت که امیدوارم با نقض این حکم آرامش به منطقه و خانواده حسین پناهی باز گرداد.
اعدام قتل عمد سازمان يافته دولتى است و بايد لغو شود
نه به اعدام رامين حسين پناهى
https://www.instagram.com/zendani.siasi
در ادامه دیدار و حمایت ها از خانواده رامین حسین پناهی،
٣٠ ارديبهشت جمعی از فعالان فرهنگی و مدنی ایلام با پدر و مادر و خانواده رامین حسین پناهی دیدار کردند،
در این دیدار ژاکان باران ملکشای شاعر ایلامی به نماینده این فعالان و طیفی از فعالان دیگر ایلامی،
ضمن حمایت از خانواده حسین پناهی خواهان لغو فوری حکم اعدام رامین حسین پناهی شد،
و گفت که امیدوارم با نقض این حکم آرامش به منطقه و خانواده حسین پناهی باز گرداد.
اعدام قتل عمد سازمان يافته دولتى است و بايد لغو شود
نه به اعدام رامين حسين پناهى
https://www.instagram.com/zendani.siasi
Telegram
attach 📎
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اقليتهاى مذهبى در ايران
از كار محروم ميشوند ،
از درس محروم ميشوند
بخاطر عقايدشان بازداشت ميشوند ،
كليپ ساخته شده خود گوياى همه حقيقت ميباشد
@cfppiorg
از كار محروم ميشوند ،
از درس محروم ميشوند
بخاطر عقايدشان بازداشت ميشوند ،
كليپ ساخته شده خود گوياى همه حقيقت ميباشد
@cfppiorg
اعتصابات سراسرى
كاميونداران
سه شنبه1خرداد97
كاميونداران
سه شنبه1خرداد97
Forwarded from کانال سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی در ایران (فرنگیس)
محمدمظفری،
فعال مدنی ،
در شعبه ۳۶ دادگاه تجدید نظر،
به ریاست قاضی زرگر ، به اتهام تبلیغ علیه نظام به دو سال زندان، ۷۴ ضربه شلاق و دو میلیون تومان جریمه نقدی محکوم شد.
@cfppiorg
فعال مدنی ،
در شعبه ۳۶ دادگاه تجدید نظر،
به ریاست قاضی زرگر ، به اتهام تبلیغ علیه نظام به دو سال زندان، ۷۴ ضربه شلاق و دو میلیون تومان جریمه نقدی محکوم شد.
@cfppiorg
ارژنگ داوودى در سومين ماه اعتصاب غذاى خود
زندانيان سياسى را فراموش نكنيم
جمهورى اسلامى مسئول است و بايد جوابگو باشد
@cfppiorg
زندانيان سياسى را فراموش نكنيم
جمهورى اسلامى مسئول است و بايد جوابگو باشد
@cfppiorg
Forwarded from دستیار زیر نویس و هایپر لینک
حکم محمد مظفری فعال مدنی
محمد مظفری، فعال مدنی در تهران، در شعبه ۳۶ دادگاه تجدید نظر، به ریاست قاضی زرگر، به اتهام «تبلیغ علیه نظام» به دو سال زندان، ۷۴ ضربه شلاق و دو میلیون تومان جریمه نقدی محکوم شد.
لینک گروه سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
https://t.me/joinchat/FuvVJ1F_TcVvUOQqrFg97w
کانال سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
https://t.me/cfppiorg
سایت سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
http://cfppiran.com
محمد مظفری، فعال مدنی در تهران، در شعبه ۳۶ دادگاه تجدید نظر، به ریاست قاضی زرگر، به اتهام «تبلیغ علیه نظام» به دو سال زندان، ۷۴ ضربه شلاق و دو میلیون تومان جریمه نقدی محکوم شد.
لینک گروه سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
https://t.me/joinchat/FuvVJ1F_TcVvUOQqrFg97w
کانال سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
https://t.me/cfppiorg
سایت سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
http://cfppiran.com
فریدە صالحی را از ياد نبريم
او١٧ سال در انتظار اعدام در زندان بسر ميبرد
وبا خطر اجرای حکم اعدامش پس از اتمام ماه رمضان روبروست
اعدام قتل عمدى دولتى است وبايد لغو شود
@cfppiorg
او١٧ سال در انتظار اعدام در زندان بسر ميبرد
وبا خطر اجرای حکم اعدامش پس از اتمام ماه رمضان روبروست
اعدام قتل عمدى دولتى است وبايد لغو شود
@cfppiorg