Forwarded from دستیار زیر نویس و هایپر لینک
علیرضا توکلی از دریافت خدمات درمانی در زندان محروم است
علیرضا توکلی، فعال تلگرامی محبوس در زندان اوین که اکنون بیش از ۲ سال است تحمل حبس میکند، با وجود بیماریهای نظیر درد مفاصل و مشکلات دستگاه گوارشی از خدمات درمانی محروم مانده است.
لینک گروه سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
https://t.me/joinchat/FuvVJ1F_TcVvUOQqrFg97w
کانال سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
https://t.me/cfppiorg
سایت سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
http://cfppiran.com
علیرضا توکلی، فعال تلگرامی محبوس در زندان اوین که اکنون بیش از ۲ سال است تحمل حبس میکند، با وجود بیماریهای نظیر درد مفاصل و مشکلات دستگاه گوارشی از خدمات درمانی محروم مانده است.
لینک گروه سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
https://t.me/joinchat/FuvVJ1F_TcVvUOQqrFg97w
کانال سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
https://t.me/cfppiorg
سایت سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
http://cfppiran.com
Forwarded from دستیار زیر نویس و هایپر لینک
اطلأعیه سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی در ایران در رابطه با اعتصاب غذای اسماعیل عبدی
از اسماعیل عبدی حمایت کنیم.
جمع وسیعی از معلمان، کارگران و فعالان مدنی در ایران با انتشار طومار امضا (petition) خواستار حمایت وسیع مردم از اسماعیل عبدی شدهاند. در این پتیشن چنین آمده است:
"اسماعیل عبدی ازچهارم اردیبهشت ماه، در اعتراض به تبعیض در برخورد با زندانیان صنفی دست به اعتصاب غذا زدهاست؛ خواسته مشخص او، اعطای حقوق اولیه زندانیان، از جمله حق مرخصی، مرخصی استعلاجی، آزادی مشروط، و... است. اینها حقوقی است که قانونگذار برای زندانیان صنفی و سیاسی تعریف کرده اما رفتارهای شخصی و سلیقهای در موارد بسیاری مانع از اعطای این حقوق میشود. ما امضاکنندگان زیر از مسئولان زندان اوین، دادستان و ضابطان قضایی درخواست داریم با خواستههای اسماعیل عبدی موافقت کنند و اجازه دهند برای ادامه درمان درخارج از زندان، از حق مرخصی و آزادی مشروط بهرمند شود. در غیر این صورت، مسئولیت هر نوع آسیب جسمی که به علت اعتصاب غذا به او وارد شود، بر عهده مسئولان زندان و قانونشکنان است.ما معلمان، کارگران و فعالان مدنی با صدای بلند اعلام میکنیم در کنار اسماعیل عبدی ایستادهایم و از خواستههای قانونی او حمایت میکنیم."
اسماعیل عبدی دبیرکل کانون صنفی معلمان- دبیر رسمی آموزش و پرورش اسلامشهر با مدرک کارشناسی ریاضی دارای ۲۱ سال سابقه تدریس است. او دیپلم فدراسیون جهانی شطرنج دارد و مربی شطرنج دانشآموزان ردههای مختلف است. عبدی دبیر کانون صنفی معلمان ایران (تهران) است و از سال ۱۳۸۵ چند بار دستگیر شدهاست همچنین در ششم تیرماه ۱۳۹۵ توسط قرارگاه ثارالله دستگیر شد. او پس از اعتصاب غذا به بیمارستان منتقل شد و پس از آن مشمول مرخصی واقع شد ولی در زمان مرخصی و علیرغم گذراندن دوره درمان توسط نیروهای قرارگاه ثارالله سپاه مجدداً بدون اطلاع قبلی از مقابل منزل ربوده و به زندان اوین منتقل شد. وی هماکنون در بند هشت زندان اوین است.
سوابق مبارزاتی و دستگیری و زندان اسماعیل عبدی
۲۳ اسفند ۱۳۸۵ نزدیک وزارتخانه در حال حضور در تجمع اعتراضی به مدت یک روز بازداشت شد.
۲۶ شهریور ۱۳۸۶ در نشست شورای هماهنگی کانونهای صنفی معلمان سراسر کشور، توسط پلیس امنیت، بازداشت و مدت یک روز در بازداشت بود.
۱۱ دیماه ۱۳۸۷ توسط پلیس امنیت در دیدار نمایندگان کانونهای صنفی معلمان سراسر کشور با نمایندگان فراکسیون اقلیت مجلس جلوی در اصلی مجلس بازداشت و یک روز بعد آزاد شد.
۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۹ توسط وزارت اطلاعات با صدور قرار مجرمیت توسط قاضی شعبه یک اسلامشهر با نیابت قضایی غیرقانونی، تفتیش منزل و برداشتن لپتاب، کامپیوتر، دفتر یادداشت و خاطرات و حبس در بند ۲۰۹ زندان اوین (۳۴ روز انفرادی و ۱۱ روز عمومی) و آزادی با۵۰۰ میلیون تومان وثیقه.
۱۳۹۰ دادگاه انقلاب با ریاست قاضی پیرعباسی حکم ۱۰ سال زندان صادر شد که به مدت پنج سال به حالت تعلیق درآمد. این حکم با استناد به مواد قانونی ۵۰۰ و ۵۰۵ صادر شدهاست.
۶ تیرماه ۱۳۹۴ توسط قرارگاه ثارالله دستگیر و با گذراندن ۴۰ روز انفرادی و ۱۰ ماه بازداشت در بند ۷ و ۸ زندان اوین.
اسماعیل عبدی در اعتراض به حکم خود، همزمان با هفته معلم با جعفر عظیم زاده دست به اعتصاب غذای نامحدود در بندهشت بازداشتگاه اوین روی آورد و با تشکیل ستادهای حمایتی گسترده معلمان و حمایت فعالین مدنی پس از ۱۶ روز با قید وثیقه ۳۰۰ میلیون تومانی آزاد شد.
دادگاه تجدید نظر در دو مرحله برگزار گردید و ۶ سال حکم زندان وی تأیید شد.
ایشان صبح ۱۹ آبان ۱۳۹۵ بدون اطلاع قبلی از مقابل منزل توسط نیروهای قرارگاه ثارالله سپاه ربوده و به زندان اوین منتقل شد. وی هماکنون در بند هشت زندان اوین است.
سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی ضمن حمایت از طومار اعتراضی معلمین در ایران از همهٔ انسانهای تشنهٔ آزادی و عدالت میخواهد با امضای این پتیشن (طومار حمایتی) اسماعیل عبدی و معلمین را تنها نگذارند.
سازمان ما با تمام توان خود صدای رسای معلمین و اسماعیل عبدی خواهد بود.
در حمایت از عبدی خواهان آزادی وی و همهٔ زندانیان سیاسی باشیم.
به ما بپیوندید.
سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
پنجم مائ ۲۰۱۸ برابر با شنبه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۷
https://t.me/cfppiorg
از اسماعیل عبدی حمایت کنیم.
جمع وسیعی از معلمان، کارگران و فعالان مدنی در ایران با انتشار طومار امضا (petition) خواستار حمایت وسیع مردم از اسماعیل عبدی شدهاند. در این پتیشن چنین آمده است:
"اسماعیل عبدی ازچهارم اردیبهشت ماه، در اعتراض به تبعیض در برخورد با زندانیان صنفی دست به اعتصاب غذا زدهاست؛ خواسته مشخص او، اعطای حقوق اولیه زندانیان، از جمله حق مرخصی، مرخصی استعلاجی، آزادی مشروط، و... است. اینها حقوقی است که قانونگذار برای زندانیان صنفی و سیاسی تعریف کرده اما رفتارهای شخصی و سلیقهای در موارد بسیاری مانع از اعطای این حقوق میشود. ما امضاکنندگان زیر از مسئولان زندان اوین، دادستان و ضابطان قضایی درخواست داریم با خواستههای اسماعیل عبدی موافقت کنند و اجازه دهند برای ادامه درمان درخارج از زندان، از حق مرخصی و آزادی مشروط بهرمند شود. در غیر این صورت، مسئولیت هر نوع آسیب جسمی که به علت اعتصاب غذا به او وارد شود، بر عهده مسئولان زندان و قانونشکنان است.ما معلمان، کارگران و فعالان مدنی با صدای بلند اعلام میکنیم در کنار اسماعیل عبدی ایستادهایم و از خواستههای قانونی او حمایت میکنیم."
اسماعیل عبدی دبیرکل کانون صنفی معلمان- دبیر رسمی آموزش و پرورش اسلامشهر با مدرک کارشناسی ریاضی دارای ۲۱ سال سابقه تدریس است. او دیپلم فدراسیون جهانی شطرنج دارد و مربی شطرنج دانشآموزان ردههای مختلف است. عبدی دبیر کانون صنفی معلمان ایران (تهران) است و از سال ۱۳۸۵ چند بار دستگیر شدهاست همچنین در ششم تیرماه ۱۳۹۵ توسط قرارگاه ثارالله دستگیر شد. او پس از اعتصاب غذا به بیمارستان منتقل شد و پس از آن مشمول مرخصی واقع شد ولی در زمان مرخصی و علیرغم گذراندن دوره درمان توسط نیروهای قرارگاه ثارالله سپاه مجدداً بدون اطلاع قبلی از مقابل منزل ربوده و به زندان اوین منتقل شد. وی هماکنون در بند هشت زندان اوین است.
سوابق مبارزاتی و دستگیری و زندان اسماعیل عبدی
۲۳ اسفند ۱۳۸۵ نزدیک وزارتخانه در حال حضور در تجمع اعتراضی به مدت یک روز بازداشت شد.
۲۶ شهریور ۱۳۸۶ در نشست شورای هماهنگی کانونهای صنفی معلمان سراسر کشور، توسط پلیس امنیت، بازداشت و مدت یک روز در بازداشت بود.
۱۱ دیماه ۱۳۸۷ توسط پلیس امنیت در دیدار نمایندگان کانونهای صنفی معلمان سراسر کشور با نمایندگان فراکسیون اقلیت مجلس جلوی در اصلی مجلس بازداشت و یک روز بعد آزاد شد.
۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۹ توسط وزارت اطلاعات با صدور قرار مجرمیت توسط قاضی شعبه یک اسلامشهر با نیابت قضایی غیرقانونی، تفتیش منزل و برداشتن لپتاب، کامپیوتر، دفتر یادداشت و خاطرات و حبس در بند ۲۰۹ زندان اوین (۳۴ روز انفرادی و ۱۱ روز عمومی) و آزادی با۵۰۰ میلیون تومان وثیقه.
۱۳۹۰ دادگاه انقلاب با ریاست قاضی پیرعباسی حکم ۱۰ سال زندان صادر شد که به مدت پنج سال به حالت تعلیق درآمد. این حکم با استناد به مواد قانونی ۵۰۰ و ۵۰۵ صادر شدهاست.
۶ تیرماه ۱۳۹۴ توسط قرارگاه ثارالله دستگیر و با گذراندن ۴۰ روز انفرادی و ۱۰ ماه بازداشت در بند ۷ و ۸ زندان اوین.
اسماعیل عبدی در اعتراض به حکم خود، همزمان با هفته معلم با جعفر عظیم زاده دست به اعتصاب غذای نامحدود در بندهشت بازداشتگاه اوین روی آورد و با تشکیل ستادهای حمایتی گسترده معلمان و حمایت فعالین مدنی پس از ۱۶ روز با قید وثیقه ۳۰۰ میلیون تومانی آزاد شد.
دادگاه تجدید نظر در دو مرحله برگزار گردید و ۶ سال حکم زندان وی تأیید شد.
ایشان صبح ۱۹ آبان ۱۳۹۵ بدون اطلاع قبلی از مقابل منزل توسط نیروهای قرارگاه ثارالله سپاه ربوده و به زندان اوین منتقل شد. وی هماکنون در بند هشت زندان اوین است.
سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی ضمن حمایت از طومار اعتراضی معلمین در ایران از همهٔ انسانهای تشنهٔ آزادی و عدالت میخواهد با امضای این پتیشن (طومار حمایتی) اسماعیل عبدی و معلمین را تنها نگذارند.
سازمان ما با تمام توان خود صدای رسای معلمین و اسماعیل عبدی خواهد بود.
در حمایت از عبدی خواهان آزادی وی و همهٔ زندانیان سیاسی باشیم.
به ما بپیوندید.
سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
پنجم مائ ۲۰۱۸ برابر با شنبه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۷
https://t.me/cfppiorg
Forwarded from دستیار زیر نویس و هایپر لینک
كارگر زندانى با قيد وثيقه ازاد شد
دوشنبه ١٧/٢/١٣٩٧ عثمان اسماعیلی که در تاريخ ١١/٢/١٣٩٧در روز جهانى كارگر ب دستگیر شده بود آزاد شد.
عثمان اسماعیلی در شعبه چهارم دادیاری به اتهام
1 - تبلیغ علیه نظام ( که در مراسم روز کارگر شعار مرگ بر سرمایه دار و برقرار باد حکومت کارگری را سر داده بود).
2 – اخلال در نظم عمومی محاکمه
و با قرار وثیقه آزاد شد.
جمعی از دوستان و خانواده اين زندانى سياسى تا آزادی او در مقابل زندان مرکزی سقز تجمع کردند و در همان محل نهار را صرف نمودند.
زنده باد همبستگى
صداى زندانيان سياسى باشيم
https://t.me/cfppiorg
https://t.me/joinchat/FuvVJ1F_TcVvUOQqrFg97w
دوشنبه ١٧/٢/١٣٩٧ عثمان اسماعیلی که در تاريخ ١١/٢/١٣٩٧در روز جهانى كارگر ب دستگیر شده بود آزاد شد.
عثمان اسماعیلی در شعبه چهارم دادیاری به اتهام
1 - تبلیغ علیه نظام ( که در مراسم روز کارگر شعار مرگ بر سرمایه دار و برقرار باد حکومت کارگری را سر داده بود).
2 – اخلال در نظم عمومی محاکمه
و با قرار وثیقه آزاد شد.
جمعی از دوستان و خانواده اين زندانى سياسى تا آزادی او در مقابل زندان مرکزی سقز تجمع کردند و در همان محل نهار را صرف نمودند.
زنده باد همبستگى
صداى زندانيان سياسى باشيم
https://t.me/cfppiorg
https://t.me/joinchat/FuvVJ1F_TcVvUOQqrFg97w
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بانه در ٢٢ مين روز اعتصاب «اگر یک نفر میتواند، پس بقیه هم میتوانند»
«اگر یک شهر می تواند، پس بقیه شهرها هم می توانند»
بانه را تنها نگذاریم
https://t.me/cfppiorg
به نام انسان و انسانيت
دست نوشته رامين حسين پناهى
زندانى محكوم به اعدام
نه به اعدام رامين حسين پناهى
كه حكومت تصميم به قتلش را گرفته است
حكم اعدام بايد لغو شود
https://t.me/cfppiorg
دست نوشته رامين حسين پناهى
زندانى محكوم به اعدام
نه به اعدام رامين حسين پناهى
كه حكومت تصميم به قتلش را گرفته است
حكم اعدام بايد لغو شود
https://t.me/cfppiorg
Forwarded from دستیار زیر نویس و هایپر لینک
جنايات نابخشودنى ونسل كشى جمهورى اسلامى
٣٤ سال پيش
در زندان اوين بدنيا امد
نامش را گلرو راحمى پور گذاشتند
گلرويى كه وجودش براى جمهورى اسلامى خطرناك بود
نكند گلرو راه پدرش را ادامه دهد ؟
ادامه مطلب در كانال
https://t.me/cfppiorg
٣٤ سال پيش
در زندان اوين بدنيا امد
نامش را گلرو راحمى پور گذاشتند
گلرويى كه وجودش براى جمهورى اسلامى خطرناك بود
نكند گلرو راه پدرش را ادامه دهد ؟
ادامه مطلب در كانال
https://t.me/cfppiorg
Forwarded from دستیار زیر نویس و هایپر لینک
بخش اول
جنايات نابخشودنى و نسل كشى جمهورى اسلامى
٣٤ سال پيش
در زندان اوين بدنيا امد
نامش را گلرو راحمى پور گذاشتند
گلرويى كه وجودش براى جمهورى اسلامى خطرناك بود
"نكند اين نوزاد راه پدرش را ادامه دهد "?
پس بايد اثرى از اين نوزاد نماند
پدر و مادر گلرو راحمیپور در شهریور ۱۳۶۲ هنگامی که مادر گلرو به تازگی باردار شده بود
توسط ماموران سپاه مرگ و نسل كشى ، در منزل شخصیشان بازداشت شدند.
مادرگلرو ، کارمند سازمان تامین اجتماعی و پدر او دندانپزشک و از اعضای سازمان راه کارگر بود.
حسین راحمیپور در زمان حكومت پهلوى نیز توسط ساواک زندانی شده بود.
براساس اطلاعات تاییدشده پس از تولد نوزاد،
مادر و کودک هر دو به بند عمومی زندان منتقل شده بودند و زنان زندانی سیاسی مادر و نوزاد را با یکدیگر در بند عمومی دیده بودند .
مادر گلرو به دلیل صدمات ناشی ازشكنجه و زندان به بیماری قلبی دچار شد و در دی ماه سال ۱۳۶۳ از زندان آزاد شد.
در شهریور ۱۳۶۳ پس از اعدام حسين راحمى پور به خانواده اش خبر دادند كه «بیایید وسایلش را بگیرید."
و درباره محل دفن اين اعدامى به دروغ گفتند كه ، به بهشت زهرا مراجعت كنيد .
كه پس از مراجعه خانواده به بهشت زهرا به آنها گفته شد که چنین فردی در بهشت زهرا دفن نشده است.
اطلاعات جمعآوری شده موثقى به سازمان ملل فرستاده شده که چگونه گلرو راحمیپور نوزاد ۱۵ روزهای که در نوروز ۱۳۶۳در زندان اوین تهران به دنیا آمده بود٬
٣٤ سال پیش پس از آنکه ماموران به بهانه آزمایشهای پزشکی او را از مادر زندانیاش جدا کردند ناپدید شد
و تا کنون هیچ اطلاعی از سرنوشت او در دست نيست
*️⃣مسئولين در همانزمان مدعی شدند که نوزاد در بهداری زندان اوین مرده است.
وباوجود پیگیریهای مادر و پدرش از داخل زندان هیچگاه جسد کودک یا اطلاعاتی درباره محل دفن و چگونگی مرگ او اعلام نشده و مدرکی مبنی بر مرگ کودک به خانوادهاش داده نشده است
پیگیریهای خانواده والدین نوزاد در خارج از زندان نیز بینتیجه ماند
*️⃣و مسولين زندان اوین با توهین و رفتارهای خشونتآمیز٬
آنها را تهدید به بازداشت کرده بودند .
تنها پاسخی که به خانواده این نوزاد ناپدید شده داده شد٬ این بود که
*️⃣ "بچه مرده است. چرا میآیید اینجا سر و صدا می كنيد ، ميخواستيد چكار كنيد ؟ ميخواستيد اين را هم لنگه پدرش بزرگ كنيد ؟"
پیگیریهای مداوم خانواده راحمیپور و فرستادن این پرونده به سازمان ملل متحد،
نهايتا دولت ایران را مجبور به پاسخگویی کرد.
جمهوری اسلامی در پاسخ مفصلی که درباره پرونده خانواده راحمیپور به گروه کاری سازمان ملل داده است
*️⃣تصریح کرده ""که فرزند حسین راحمیپور در حالی که مادرش در زندان بوده به دنیا آمده و به دلیل بیماری زردی و نارس بودن فوت کرده است"".
اما هرگز مقامات جمهوری اسلامی روشن نكردند که در صورت درست بودن خبر مرگ نوزاد و اعدام پدر، چرا؟ هیچگاه پیکر آن ها به خانواده تحویل داده نشد و محل دفن آنها نیز مشخص نیست.
ادامه دار در بخش ٢
https://t.me/joinchat/FuvVJ1F_TcVvUOQqrFg97w
https://t.me/cfppiorg
جنايات نابخشودنى و نسل كشى جمهورى اسلامى
٣٤ سال پيش
در زندان اوين بدنيا امد
نامش را گلرو راحمى پور گذاشتند
گلرويى كه وجودش براى جمهورى اسلامى خطرناك بود
"نكند اين نوزاد راه پدرش را ادامه دهد "?
پس بايد اثرى از اين نوزاد نماند
پدر و مادر گلرو راحمیپور در شهریور ۱۳۶۲ هنگامی که مادر گلرو به تازگی باردار شده بود
توسط ماموران سپاه مرگ و نسل كشى ، در منزل شخصیشان بازداشت شدند.
مادرگلرو ، کارمند سازمان تامین اجتماعی و پدر او دندانپزشک و از اعضای سازمان راه کارگر بود.
حسین راحمیپور در زمان حكومت پهلوى نیز توسط ساواک زندانی شده بود.
براساس اطلاعات تاییدشده پس از تولد نوزاد،
مادر و کودک هر دو به بند عمومی زندان منتقل شده بودند و زنان زندانی سیاسی مادر و نوزاد را با یکدیگر در بند عمومی دیده بودند .
مادر گلرو به دلیل صدمات ناشی ازشكنجه و زندان به بیماری قلبی دچار شد و در دی ماه سال ۱۳۶۳ از زندان آزاد شد.
در شهریور ۱۳۶۳ پس از اعدام حسين راحمى پور به خانواده اش خبر دادند كه «بیایید وسایلش را بگیرید."
و درباره محل دفن اين اعدامى به دروغ گفتند كه ، به بهشت زهرا مراجعت كنيد .
كه پس از مراجعه خانواده به بهشت زهرا به آنها گفته شد که چنین فردی در بهشت زهرا دفن نشده است.
اطلاعات جمعآوری شده موثقى به سازمان ملل فرستاده شده که چگونه گلرو راحمیپور نوزاد ۱۵ روزهای که در نوروز ۱۳۶۳در زندان اوین تهران به دنیا آمده بود٬
٣٤ سال پیش پس از آنکه ماموران به بهانه آزمایشهای پزشکی او را از مادر زندانیاش جدا کردند ناپدید شد
و تا کنون هیچ اطلاعی از سرنوشت او در دست نيست
*️⃣مسئولين در همانزمان مدعی شدند که نوزاد در بهداری زندان اوین مرده است.
وباوجود پیگیریهای مادر و پدرش از داخل زندان هیچگاه جسد کودک یا اطلاعاتی درباره محل دفن و چگونگی مرگ او اعلام نشده و مدرکی مبنی بر مرگ کودک به خانوادهاش داده نشده است
پیگیریهای خانواده والدین نوزاد در خارج از زندان نیز بینتیجه ماند
*️⃣و مسولين زندان اوین با توهین و رفتارهای خشونتآمیز٬
آنها را تهدید به بازداشت کرده بودند .
تنها پاسخی که به خانواده این نوزاد ناپدید شده داده شد٬ این بود که
*️⃣ "بچه مرده است. چرا میآیید اینجا سر و صدا می كنيد ، ميخواستيد چكار كنيد ؟ ميخواستيد اين را هم لنگه پدرش بزرگ كنيد ؟"
پیگیریهای مداوم خانواده راحمیپور و فرستادن این پرونده به سازمان ملل متحد،
نهايتا دولت ایران را مجبور به پاسخگویی کرد.
جمهوری اسلامی در پاسخ مفصلی که درباره پرونده خانواده راحمیپور به گروه کاری سازمان ملل داده است
*️⃣تصریح کرده ""که فرزند حسین راحمیپور در حالی که مادرش در زندان بوده به دنیا آمده و به دلیل بیماری زردی و نارس بودن فوت کرده است"".
اما هرگز مقامات جمهوری اسلامی روشن نكردند که در صورت درست بودن خبر مرگ نوزاد و اعدام پدر، چرا؟ هیچگاه پیکر آن ها به خانواده تحویل داده نشد و محل دفن آنها نیز مشخص نیست.
ادامه دار در بخش ٢
https://t.me/joinchat/FuvVJ1F_TcVvUOQqrFg97w
https://t.me/cfppiorg
Forwarded from دستیار زیر نویس و هایپر لینک
بخش دوم
جنايات نابخشودنى ونسل كشى جمهورى اسلامى
راحله راحمی پور، از شاکیان پرونده اعدام های دهه ٦٠ توسط ماموران وزارت اطلاعات در منزلش بازداشت و به زندان اوین منتقل شد
ماموران وزارت اطلاعات با دردست داشتن حکم قضایی از دادسرای اوین وارد خانه راحله راحمی پور شدند و پس از تفتیش منزل،
وی را همراه با کامپیوتر، تلفن همراه و برخی از اسناد با خود بردند.
فشارها بر راحله راحمی پور از زمانی آغاز شد که گروه کاری ناپدیدشدگان قهری سازمان ملل،
رسیدگی به پرونده ناپدید شدن برادرش حسین و برادرزاده اش گلرو را آغاز کرد و از دولت ايران توضيح خواست .
راحله راحمیپور در همان دهه ۶۰ به دلیل پیگیری وضعیت نوزاد برادرش یک هفته بازداشت شد.
اما سالها پس از این اتفاق، در اوایل دهه ۹۰ راحله راحمى پور از مقامات قضایی کشور به دلیل نامشخص بودن وضعیت نوزاد برادرش شکایت کرد
و مجددا در آخرین نامههای خود در مهرماه ۱۳۹۵، خطاب به مجلس و نهادهای قضایی ایران خواستار پاسخگویی نسبت به وضعیت گلرو راحمیپور شد.
در تمامی این سالها دادسرای انقلاب وجود نوزاد را انکار و آن را ساخته و پرداخته تخیل خانم راحمی پور خواند.
دادسرای انقلاب مجددا در سال ١٣٩٥ راحله راحمی پور را به اتهام تبلیغ علیه نظام به یکسال حبس محکوم کرد.
اما تا کنون هیچ پاسخی بجز تهديد به زندان نگرفته است
راحله راحمیپور٬ عمه نوزاد ناپدیدشده، گلرو راحمیپور در سالهای اخیر چندین بار با حضور در تجمعهای اعتراضی در *️⃣مقابل زندان اوین ،
*️⃣کانون وکلای تهران
و *️⃣کارخانه لاستیک دنا با در داشتن پلاکاردی که رویش نوشته بود:
🔴 "برادرم را کشتید با فرزندش چه كرديد "🔴
بارى ديگر
روز ۱۹شهریور ١٣٩٦راحله راحمیپور در منزل شخصیش بازداشت
و در بهمن همان سال يعنى ١٣٩٦به دلیل پیگیری و جستجوی سرنوشت برادرزادهاش گلرو توسط دادگاه انقلاب تهران به دو سال زندان محکوم شد.
راحله راحمیپور بیش از شصت سال سن دارد و با بيمار است
از بازماندگان خانواده های خاوران و جانباختگان راه آزادی در دهه شصت است. كه پیگیر قتل برادرش در زندان های ایران و ناپدید شدن برادر زاده اش می باشد.
شنبه ۱۵ اردیبهشت ماه ١٣٩٧ دادگاه دوم راحله راحمى پور به اتهامات
*️⃣«تبلیغ علیه نظام،
*️⃣شرکت در تجمعات اعتراضی،
*️⃣شکایت به سازمان ملل و *️⃣مصاحبه با رسانههای معاند» برگزار شد.
در دادگاه دوم تهديد به وثیقه سنگين شده است ودر غير اين صورت ، او را به زندان منتقل می کنند.
*️⃣راحله راحمى پور مورد تهدید و فشار قرار گرفته است که
از شکایت خود دست بکشد.
لازم به ذكر است كه کمیته بینالمللی صلیب سرخ، عفو بینالملل و کمیساریای حقوق بشر در سازمان ملل،
ناپدیدشدن افراد توسط دولتها را
محکوم کرده و تلاش میکنند كه دولتها را در قبال ناپدید شدن فعالان سیاسی و دگراندیشان پاسخگو کنند.
زندانی کردن افراد تحت شرایط مخفیانه یا نامعلوم، نقض جدی مفاهیم حقوق بشر است
https://t.me/joinchat/FuvVJ1F_TcVvUOQqrFg97w
https://t.me/cfppiorg
جنايات نابخشودنى ونسل كشى جمهورى اسلامى
راحله راحمی پور، از شاکیان پرونده اعدام های دهه ٦٠ توسط ماموران وزارت اطلاعات در منزلش بازداشت و به زندان اوین منتقل شد
ماموران وزارت اطلاعات با دردست داشتن حکم قضایی از دادسرای اوین وارد خانه راحله راحمی پور شدند و پس از تفتیش منزل،
وی را همراه با کامپیوتر، تلفن همراه و برخی از اسناد با خود بردند.
فشارها بر راحله راحمی پور از زمانی آغاز شد که گروه کاری ناپدیدشدگان قهری سازمان ملل،
رسیدگی به پرونده ناپدید شدن برادرش حسین و برادرزاده اش گلرو را آغاز کرد و از دولت ايران توضيح خواست .
راحله راحمیپور در همان دهه ۶۰ به دلیل پیگیری وضعیت نوزاد برادرش یک هفته بازداشت شد.
اما سالها پس از این اتفاق، در اوایل دهه ۹۰ راحله راحمى پور از مقامات قضایی کشور به دلیل نامشخص بودن وضعیت نوزاد برادرش شکایت کرد
و مجددا در آخرین نامههای خود در مهرماه ۱۳۹۵، خطاب به مجلس و نهادهای قضایی ایران خواستار پاسخگویی نسبت به وضعیت گلرو راحمیپور شد.
در تمامی این سالها دادسرای انقلاب وجود نوزاد را انکار و آن را ساخته و پرداخته تخیل خانم راحمی پور خواند.
دادسرای انقلاب مجددا در سال ١٣٩٥ راحله راحمی پور را به اتهام تبلیغ علیه نظام به یکسال حبس محکوم کرد.
اما تا کنون هیچ پاسخی بجز تهديد به زندان نگرفته است
راحله راحمیپور٬ عمه نوزاد ناپدیدشده، گلرو راحمیپور در سالهای اخیر چندین بار با حضور در تجمعهای اعتراضی در *️⃣مقابل زندان اوین ،
*️⃣کانون وکلای تهران
و *️⃣کارخانه لاستیک دنا با در داشتن پلاکاردی که رویش نوشته بود:
🔴 "برادرم را کشتید با فرزندش چه كرديد "🔴
بارى ديگر
روز ۱۹شهریور ١٣٩٦راحله راحمیپور در منزل شخصیش بازداشت
و در بهمن همان سال يعنى ١٣٩٦به دلیل پیگیری و جستجوی سرنوشت برادرزادهاش گلرو توسط دادگاه انقلاب تهران به دو سال زندان محکوم شد.
راحله راحمیپور بیش از شصت سال سن دارد و با بيمار است
از بازماندگان خانواده های خاوران و جانباختگان راه آزادی در دهه شصت است. كه پیگیر قتل برادرش در زندان های ایران و ناپدید شدن برادر زاده اش می باشد.
شنبه ۱۵ اردیبهشت ماه ١٣٩٧ دادگاه دوم راحله راحمى پور به اتهامات
*️⃣«تبلیغ علیه نظام،
*️⃣شرکت در تجمعات اعتراضی،
*️⃣شکایت به سازمان ملل و *️⃣مصاحبه با رسانههای معاند» برگزار شد.
در دادگاه دوم تهديد به وثیقه سنگين شده است ودر غير اين صورت ، او را به زندان منتقل می کنند.
*️⃣راحله راحمى پور مورد تهدید و فشار قرار گرفته است که
از شکایت خود دست بکشد.
لازم به ذكر است كه کمیته بینالمللی صلیب سرخ، عفو بینالملل و کمیساریای حقوق بشر در سازمان ملل،
ناپدیدشدن افراد توسط دولتها را
محکوم کرده و تلاش میکنند كه دولتها را در قبال ناپدید شدن فعالان سیاسی و دگراندیشان پاسخگو کنند.
زندانی کردن افراد تحت شرایط مخفیانه یا نامعلوم، نقض جدی مفاهیم حقوق بشر است
https://t.me/joinchat/FuvVJ1F_TcVvUOQqrFg97w
https://t.me/cfppiorg
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 حكم اعدام و قتل عمد رامين حسين پنا هي بايد لغو شود
نه به اعدام نه به زندان
سازمان مبارزه براي آزادي زندانيان سياسي
نه به اعدام نه به زندان
سازمان مبارزه براي آزادي زندانيان سياسي
Forwarded from اتچ بات
خواستم برایت بنویسم
اما قلم خجالت میکشد
خواستم برایت بگویم
زبان از وصفت شرمسارست
خواستم بگویم کیستی
ندا امد
تو خود کیستی
فرزاد ما معلم است
می اموزد اگر چه نباشد
قامت راست کردم و همچون سعید گفتم شاگرد ناخلف و تروریستت(ساختارشکنت)
ماهی سیاه کوچلوی ما دلش گرفته
این روز ها
چرا که شازده های بزرگ ما در بند و اسارتند
باز دایه سکینه نان پخت
نانی گرم که دل زلزله را لرزاند هنگامی که پناهی نبود برای کودکان بی معلم ما
ماموستافرزاد
این ایام به یاد میاورم درس هایت را
و میبینم در جامعه خواسته هایت را
بچه های ما حق طلب شدند
بچه هایی که حقشان را بهشان اموختی
و تو بودی که در دلهای ما ماندی
شرمسار خودیم ،
که چون تویی نیستیم
به یاد اوردم شعر بیکس را که میگفت مرگ ما اغاز زندگیست
به یادت دارم استاد زندگی
يادت گرامى معلم عزيزم
https://t.me/joinchat/FuvVJ1F_TcVvUOQqrFg97w
https://t.me/cfppiorg
اما قلم خجالت میکشد
خواستم برایت بگویم
زبان از وصفت شرمسارست
خواستم بگویم کیستی
ندا امد
تو خود کیستی
فرزاد ما معلم است
می اموزد اگر چه نباشد
قامت راست کردم و همچون سعید گفتم شاگرد ناخلف و تروریستت(ساختارشکنت)
ماهی سیاه کوچلوی ما دلش گرفته
این روز ها
چرا که شازده های بزرگ ما در بند و اسارتند
باز دایه سکینه نان پخت
نانی گرم که دل زلزله را لرزاند هنگامی که پناهی نبود برای کودکان بی معلم ما
ماموستافرزاد
این ایام به یاد میاورم درس هایت را
و میبینم در جامعه خواسته هایت را
بچه های ما حق طلب شدند
بچه هایی که حقشان را بهشان اموختی
و تو بودی که در دلهای ما ماندی
شرمسار خودیم ،
که چون تویی نیستیم
به یاد اوردم شعر بیکس را که میگفت مرگ ما اغاز زندگیست
به یادت دارم استاد زندگی
يادت گرامى معلم عزيزم
https://t.me/joinchat/FuvVJ1F_TcVvUOQqrFg97w
https://t.me/cfppiorg
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
نازنینم دوباره سلام
وقتی که از من پرسیدی چه آهنگی را دوست دارم تا برایم بنوازی، برای لحظەای ماندم، سکوت کردم، ذهنم را زیرورو کردم تا بتوانم آهنگی را که بتواند همه احساسم را بعد از ماهها دوری از تو نشان دهد به زبان بیاورم.
خواستم زیباترین و عاشقانەترین آهنگ را انتخاب نمایم. هنوز آهنگی را به زبان نیاوردە بودم، که تو آهنگ نازنین مریم را با زیبایی برایم نواختی، تا سیم های تلفن آن همه احساس و شور تو و آهنگ نازنین مریم را به قلبم برساند.
سوال تو و آهنگ نازنین مریم بهانەای شد برای نگارش این دل نوشته. نامەایی که می دانم بارها باز و بسته خواهد شد، ولی امیدوارم در نهایت نفر آخری که آن را می خواند خودت باشی.
مهربانم؛ به هر آهنگی که فکر کردم، نشانی از چوبه دار، بوسه آخر، ظلم ظالم، ترکه بیداد، جور صیاد، اشک مادر را در خود داشت.
ترسیدم انگشتانت با لمس این همه واژەهای سرشار از درد، از نواختن بازایستد. به سراغ آهنگ های سرزمین مادری ام رفتم. دیدم در موسیقی ما نیز ردی از خون، بوی سرب، جای پوتین دیده می شود. باز ترسیدم که چشمانت بگرید و دستت را برای نواختن یاری ننماید.
تصمیم گرفتم به تو بگویم، خودت شعری بنویسی، آهنگی بسازیی یا ترانەایی؛ مالامال از امید. آهنگی که دزیده نخوانیمش، آهسته در دل زمزمەاش نکنیم، به خاطرش حبس نکشیم، آهنگی که با خواندنش چشمهای مان پر اشک نشود و نگاهمان را به قاب عکس روی دیوار ندوزد و هق هق گریەیمان را سر ندهد. آهنگی که بتوانیم به دور آتش نوروز، دست در دست هم، با صدای بلند فریادش بکشیم، لبخند بزینم، برقصیم و بخوانیمش.
فقط فراموش نکن؛ نت آن را برای دخترکی بنویس که دوست دارد مادر را "دایه" بنویسد و زن را "ژن". ولی افسوس، افسوس نمی داند فردا در هنگامه مادر شدن، نطفه رحمش را به امید جنس اول بودن جستجو می کنند. برای دخترکی که در سرزمین او زنان هنوز برای رسیدن به ابتدایی ترین حقوق خود باید حبس بکشند.
برای دخترکی که در فردای بزرگسالی به دنبال عزیز گم کردەاش، از این زندان به زندان دیگر می رود وچشم به کاغذ چسپیده بر در زندان در میان اسامی زندگان، تند و تند به دنبال عزیزش می گردد.
نت آهنگت را برای پسرکی بنویس که می خواهد نان را "چورک" بنویسد و آب را "سو". ولی افسوس، افسوس نمی داند که سفره خالی از نان پدر کارگرش را با هیچ زبان و کلمەای نمی توان رونق بخشید.
برای دستان پینه بستە پدرش، برای چشمان کم سوی مادرش نتی بنویس تا مژده نان باشد، نتی که یادآور فقر و نابرابری سالهای دور و دراز زندگیش نباشد.
شعری بنویس برای مادری کە سالهاست چشم بە در بە انتظار بازگشت فرزند است و هر پنجشنبه گور گمنام و در هم شکستەایی را آهستە و بە دور از چشم همە در آغوش می کشد، مادری کە سالهاست خورشید را شرمندە از این همە صبوری و وفاداری خود نمودە.
با صداى فرزاد كمانگر
معلم انسانيت
https://www.instagram.com/zendani.siasi
https://t.me/cfppiorg
وقتی که از من پرسیدی چه آهنگی را دوست دارم تا برایم بنوازی، برای لحظەای ماندم، سکوت کردم، ذهنم را زیرورو کردم تا بتوانم آهنگی را که بتواند همه احساسم را بعد از ماهها دوری از تو نشان دهد به زبان بیاورم.
خواستم زیباترین و عاشقانەترین آهنگ را انتخاب نمایم. هنوز آهنگی را به زبان نیاوردە بودم، که تو آهنگ نازنین مریم را با زیبایی برایم نواختی، تا سیم های تلفن آن همه احساس و شور تو و آهنگ نازنین مریم را به قلبم برساند.
سوال تو و آهنگ نازنین مریم بهانەای شد برای نگارش این دل نوشته. نامەایی که می دانم بارها باز و بسته خواهد شد، ولی امیدوارم در نهایت نفر آخری که آن را می خواند خودت باشی.
مهربانم؛ به هر آهنگی که فکر کردم، نشانی از چوبه دار، بوسه آخر، ظلم ظالم، ترکه بیداد، جور صیاد، اشک مادر را در خود داشت.
ترسیدم انگشتانت با لمس این همه واژەهای سرشار از درد، از نواختن بازایستد. به سراغ آهنگ های سرزمین مادری ام رفتم. دیدم در موسیقی ما نیز ردی از خون، بوی سرب، جای پوتین دیده می شود. باز ترسیدم که چشمانت بگرید و دستت را برای نواختن یاری ننماید.
تصمیم گرفتم به تو بگویم، خودت شعری بنویسی، آهنگی بسازیی یا ترانەایی؛ مالامال از امید. آهنگی که دزیده نخوانیمش، آهسته در دل زمزمەاش نکنیم، به خاطرش حبس نکشیم، آهنگی که با خواندنش چشمهای مان پر اشک نشود و نگاهمان را به قاب عکس روی دیوار ندوزد و هق هق گریەیمان را سر ندهد. آهنگی که بتوانیم به دور آتش نوروز، دست در دست هم، با صدای بلند فریادش بکشیم، لبخند بزینم، برقصیم و بخوانیمش.
فقط فراموش نکن؛ نت آن را برای دخترکی بنویس که دوست دارد مادر را "دایه" بنویسد و زن را "ژن". ولی افسوس، افسوس نمی داند فردا در هنگامه مادر شدن، نطفه رحمش را به امید جنس اول بودن جستجو می کنند. برای دخترکی که در سرزمین او زنان هنوز برای رسیدن به ابتدایی ترین حقوق خود باید حبس بکشند.
برای دخترکی که در فردای بزرگسالی به دنبال عزیز گم کردەاش، از این زندان به زندان دیگر می رود وچشم به کاغذ چسپیده بر در زندان در میان اسامی زندگان، تند و تند به دنبال عزیزش می گردد.
نت آهنگت را برای پسرکی بنویس که می خواهد نان را "چورک" بنویسد و آب را "سو". ولی افسوس، افسوس نمی داند که سفره خالی از نان پدر کارگرش را با هیچ زبان و کلمەای نمی توان رونق بخشید.
برای دستان پینه بستە پدرش، برای چشمان کم سوی مادرش نتی بنویس تا مژده نان باشد، نتی که یادآور فقر و نابرابری سالهای دور و دراز زندگیش نباشد.
شعری بنویس برای مادری کە سالهاست چشم بە در بە انتظار بازگشت فرزند است و هر پنجشنبه گور گمنام و در هم شکستەایی را آهستە و بە دور از چشم همە در آغوش می کشد، مادری کە سالهاست خورشید را شرمندە از این همە صبوری و وفاداری خود نمودە.
با صداى فرزاد كمانگر
معلم انسانيت
https://www.instagram.com/zendani.siasi
https://t.me/cfppiorg
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
خواستم برایت بنویسم
اما قلم خجالت میکشد
خواستم برایت بگویم
زبان از وصفت شرمسارست
خواستم بگویم کیستی
ندا امد
تو خود کیستی
فرزاد ما معلم است
می اموزد اگر چه نباشد
قامت راست کردم و همچون سعید گفتم شاگرد ناخلف و تروریستت(ساختارشکنت)
ماهی سیاه کوچلوی ما دلش گرفته
این روز ها
چرا که شازده های بزرگ ما در بند و اسارتند
باز دایه سکینه نان پخت
نانی گرم که دل زلزله را لرزاند هنگامی که پناهی نبود برای کودکان بی معلم ما
ماموستافرزاد
این ایام به یاد میاورم درس هایت را
و میبینم در جامعه خواسته هایت را
بچه های ما حق طلب شدند
بچه هایی که حقشان را بهشان اموختی
و تو بودی که در دلهای ما ماندی
شرمسار خودیم ،
که چون تویی نیستیم
به یاد اوردم شعر بیکس را که میگفت مرگ ما اغاز زندگیست
به یادت دارم استاد زندگی
يادت گرامى معلم عزيزم
https://t.me/joinchat/FuvVJ1F_TcVvUOQqrFg97w
https://t.me/cfppiorg
اما قلم خجالت میکشد
خواستم برایت بگویم
زبان از وصفت شرمسارست
خواستم بگویم کیستی
ندا امد
تو خود کیستی
فرزاد ما معلم است
می اموزد اگر چه نباشد
قامت راست کردم و همچون سعید گفتم شاگرد ناخلف و تروریستت(ساختارشکنت)
ماهی سیاه کوچلوی ما دلش گرفته
این روز ها
چرا که شازده های بزرگ ما در بند و اسارتند
باز دایه سکینه نان پخت
نانی گرم که دل زلزله را لرزاند هنگامی که پناهی نبود برای کودکان بی معلم ما
ماموستافرزاد
این ایام به یاد میاورم درس هایت را
و میبینم در جامعه خواسته هایت را
بچه های ما حق طلب شدند
بچه هایی که حقشان را بهشان اموختی
و تو بودی که در دلهای ما ماندی
شرمسار خودیم ،
که چون تویی نیستیم
به یاد اوردم شعر بیکس را که میگفت مرگ ما اغاز زندگیست
به یادت دارم استاد زندگی
يادت گرامى معلم عزيزم
https://t.me/joinchat/FuvVJ1F_TcVvUOQqrFg97w
https://t.me/cfppiorg
Telegram
attach 📎
٢٠ ارديبهشت همه با هم
ساعت ده صبح
روز پنجشنبه
مقابل سازمان برنامه و بودجه
در شهرستانها 👇
اداره اموزش و پرورش شهر
در مراكز استانها👇
اداره كل اموزش وپرورش استان
https://t.me/cfppiorg
ساعت ده صبح
روز پنجشنبه
مقابل سازمان برنامه و بودجه
در شهرستانها 👇
اداره اموزش و پرورش شهر
در مراكز استانها👇
اداره كل اموزش وپرورش استان
https://t.me/cfppiorg
Forwarded from دستیار زیر نویس و هایپر لینک
به ياد معلم عزيز فرزاد كمانگر:
شعری بنویس برای مادری کە سالهاست چشم بە در بە انتظار بازگشت فرزند است و هر پنجشنبه گور گمنام و در هم شکستەایی را آهستە و بە دور از چشم همە در آغوش می کشد، مادری کە سالهاست خورشید را شرمندە از این همە صبوری و وفاداری خود نمودە.
https://t.me/joinchat/FuvVJ1F_TcVvUOQqrFg97w
به ياد معلم عزيز فرزاد كمانگر:
شعری بنویس برای مادری کە سالهاست چشم بە در بە انتظار بازگشت فرزند است و هر پنجشنبه گور گمنام و در هم شکستەایی را آهستە و بە دور از چشم همە در آغوش می کشد، مادری کە سالهاست خورشید را شرمندە از این همە صبوری و وفاداری خود نمودە.
https://t.me/joinchat/FuvVJ1F_TcVvUOQqrFg97w
Forwarded from دستیار زیر نویس و هایپر لینک
حکم ٥ سال حبس سامان کریمی در دادگاه تجدید نظر تایید شد
حکم حبس یک فعال مدنی از سوی دادگاه تجدید نظر عینا تایید گردید.
روز سەشنبە ١٨ اردیبهشت ٩٧ دادگاه تجدید استان سنندج حکم ٥ سال حبس تعلیقی سامان کریمی را عینا تایید کرد.
سامان کریمی ١١ دی ماه ٩٥ از سوی دادگاه انقلاب مریوان بە اتهام تبلیغ علیە نظام و تشویش اذهان عمومی بە تحمل ٥ سال حبس تعلیقی محکوم شدە بود،
لینک گروه سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
https://t.me/joinchat/FuvVJ1F_TcVvUOQqrFg97w
کانال سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
https://t.me/cfppiorg
سایت سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
http://cfppiran.com
حکم حبس یک فعال مدنی از سوی دادگاه تجدید نظر عینا تایید گردید.
روز سەشنبە ١٨ اردیبهشت ٩٧ دادگاه تجدید استان سنندج حکم ٥ سال حبس تعلیقی سامان کریمی را عینا تایید کرد.
سامان کریمی ١١ دی ماه ٩٥ از سوی دادگاه انقلاب مریوان بە اتهام تبلیغ علیە نظام و تشویش اذهان عمومی بە تحمل ٥ سال حبس تعلیقی محکوم شدە بود،
لینک گروه سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
https://t.me/joinchat/FuvVJ1F_TcVvUOQqrFg97w
کانال سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
https://t.me/cfppiorg
سایت سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
http://cfppiran.com
Forwarded from دستیار زیر نویس و هایپر لینک
محيط غير بهداشتى
شرايط نامناسب زندان
نداشتن مرخصيها براى مراجعه به پزشك
فشارهاى پي در پي بر زندانيان
همه وهمه نشان از بي مسئوليتي شرايط موجود حاكم بر زندانهاست
زندانيان همگى در اين شرايط بيمار شده اند
آرش صادقی؛
به بیماری «کولیت زخمی» یا «کولیت اولسروز» حاد مبتلا شده است
احتمال ابتلا به بیماری سرطان روده بزرگ وجود دارد.
ارش صادقى بايد براى درمان زير نظر پزشك باشد
صداى زندانيان سياسى
صداى ارش صادقى باشيم
https://t.me/joinchat/FuvVJ1F_TcVvUOQqrFg97w
https://t.me/cfppiorg
شرايط نامناسب زندان
نداشتن مرخصيها براى مراجعه به پزشك
فشارهاى پي در پي بر زندانيان
همه وهمه نشان از بي مسئوليتي شرايط موجود حاكم بر زندانهاست
زندانيان همگى در اين شرايط بيمار شده اند
آرش صادقی؛
به بیماری «کولیت زخمی» یا «کولیت اولسروز» حاد مبتلا شده است
احتمال ابتلا به بیماری سرطان روده بزرگ وجود دارد.
ارش صادقى بايد براى درمان زير نظر پزشك باشد
صداى زندانيان سياسى
صداى ارش صادقى باشيم
https://t.me/joinchat/FuvVJ1F_TcVvUOQqrFg97w
https://t.me/cfppiorg