This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چند نکتهی مهم در مورد انگ
انگ زدن چه مشکلاتی ایجاد میکند؟
نقش ما در شکستن چرخهی بازتولید انگ چیست؟
و چرا نباید از القاب و واژههای انگزائی چون کرونایی، مورد مشکوک و... استفاده کنیم؟
کاری از گروه روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران
🚀 @ofoghroydadd
این ویدئو قدیمی هست، اما سودمند است.
انگ زدن چه مشکلاتی ایجاد میکند؟
نقش ما در شکستن چرخهی بازتولید انگ چیست؟
و چرا نباید از القاب و واژههای انگزائی چون کرونایی، مورد مشکوک و... استفاده کنیم؟
کاری از گروه روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران
این ویدئو قدیمی هست، اما سودمند است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
آیا جرم منفی واقعا میتواند وجود داشته باشد؟
میزنم زمین هوا میره؟
در فیزیک، همه جرمهایی که تاکنون مشاهده کردهایم مثبتاند و یکدیگر را از طریق گرانش جذب میکنند. اما اگر چیزی با جرم منفی وجود داشته باشد چه؟ چنین جرمی میتواند رفتاری کاملا متفاوت با ماده معمولی داشته باشد، از جمله ایجاد اثر گرانشی دافعه.
این ایده سالهاست در فیزیک نظری و حتی داستانهای علمیتخیلی مطرح است، اما وجود جرم منفی تاکنون بهطور تجربی مشاهده نشده است. نو پژوهشی بررسی کرده که آیا چنین اجرامی دستکم در چارچوبهای نظری میتوانند بدون ایجاد ناسازگاری بنیادی در گرانش وجود داشته باشند.
پژوهشگران نشان میدهند که پاسخ الزاما منفی نیست.
آنها با استفاده از مدلهایی بر پایه نسبیت عام و همچنین برخی نسخههای گرانش اصلاحشده، شرایطی را پیدا میکنند که در آن نواحی دارای ویژگیهای جرم منفی میتوانند شکل بگیرند.
نکته جالب این است که «جرم منفی» الزاما به معنای وجود ذرهای عجیب با یک ویژگی ساده و مستقل نیست.
در بعضی سامانههای فیزیکی، میتوان جرم موثر منفی داشت. برای نمونه، یک حباب در آب از دید دینامیکی میتواند مانند جرمی با جرم منفی رفتار کند، زیرا حرکت آب اطراف آن باعث میشود پاسخ آن به گرانش شبیه یک جرم منفی باشد.
اما در مدلهای کیهانی بررسیشده، موضوع جدیتر است. پژوهشگران شرایطی را بررسی میکنند که در آن یک جرم مثبت در محیطی با فشار منفی، مانند برخی مدلهای انرژی تاریک، قرار دارد. در شرایط خاص، این محیط میتواند ناحیههایی با چگالی انرژی منفی ایجاد کند و در نتیجه ساختاری با رفتار مشابه جرم منفی شکل بگیرد.
اگر چنین جرمی وجود داشته باشد، رفتار گرانشی آن بسیار عجیب خواهد بود. جرم مثبت میتواند از آن رانده شود و دو جرم منفی نیز یکدیگر را دفع کنند.
در برخی از این مدلها، اثر جرم منفی بر نور نیز برخلاف جرم معمولی است؛ به جای آنکه مانند یک عدسی گرانشی نور را به سمت خود همگرا کند، میتواند نوعی عدسی واگرا ایجاد کند و مسیر نور را به شکلی متفاوت منحرف سازد.
پژوهشگران مسیر دیگری را نیز بررسی کردند؛ اینگه مدلهایی از گرانش اصلاح شده که علاوه بر میدانهای معمول نسبیت عام، میدانهای اسکالر اضافی دارند.
چنین میدانهایی در برخی نظریههای مربوط به کیهان اولیه، ماده تاریک یا انرژی تاریک مطرح شدهاند. در شرایط ویژه، این مدلها نیز میتوانند ساختارهایی با ویژگیهای جرم منفی تولید کنند.
اما فاصله میان ممکن بودن در یک مدل و وجود داشتن در طبیعت بسیار زیاد است.
یکی از محاسبات نشان میدهد که چگالی لازم برای چنین ناحیهای میتواند حدود 10¹⁸ کیلوگرم بر متر مکعب باشد؛ تقریبا ۲۰۰ تریلیون برابر میانگین چگالی زمین.
این پژوهش کشف جرم منفی نیست و هیچ شاهد رصدی مستقیمی برای وجود آن ارائه نمیکند. ارزش اصلی این پژوهش در این است که نشان میدهد جرم منفی را نمیتوان صرفا به دلیل رفتار عجیبش، از ابتدا یک امکان ناسازگار با گرانش دانست.
اگر چنین اجرامی واقعا در جهان وجود داشته باشند، شاید بتوان آنها را نه مستقیما، بلکه از روی آثارشان شناسایی کرد؛ برای مثال از طریق تغییر غیرعادی میدان گرانشی، سامانههای مقید جرم مثبت و منفی، یا الگوهای غیرمعمول عدسی گرانشی. حتی برخورد اجرام فشرده مانند ستارههای نوترونی و سیاهچالهها ممکن است در صورت حضور چنین ساختارهایی، نشانههایی متفاوت از پیشبینی نسبیت عام ایجاد کند.
در حال حاضر، اما همه اینها در قلمرو فیزیک نظری قرار دارند؛ باید دقت کنیم این پژوهش میگوید جرم منفی ممکن است در برخی مدلها قابل ساخت باشد، نه اینکه جرم منفی در جهان پیدا شده است.
سام آریامنش
🚀 @ofoghroydad
🔗 Physics of the Dark Universe (2026).
میزنم زمین هوا میره؟
در فیزیک، همه جرمهایی که تاکنون مشاهده کردهایم مثبتاند و یکدیگر را از طریق گرانش جذب میکنند. اما اگر چیزی با جرم منفی وجود داشته باشد چه؟ چنین جرمی میتواند رفتاری کاملا متفاوت با ماده معمولی داشته باشد، از جمله ایجاد اثر گرانشی دافعه.
این ایده سالهاست در فیزیک نظری و حتی داستانهای علمیتخیلی مطرح است، اما وجود جرم منفی تاکنون بهطور تجربی مشاهده نشده است. نو پژوهشی بررسی کرده که آیا چنین اجرامی دستکم در چارچوبهای نظری میتوانند بدون ایجاد ناسازگاری بنیادی در گرانش وجود داشته باشند.
پژوهشگران نشان میدهند که پاسخ الزاما منفی نیست.
آنها با استفاده از مدلهایی بر پایه نسبیت عام و همچنین برخی نسخههای گرانش اصلاحشده، شرایطی را پیدا میکنند که در آن نواحی دارای ویژگیهای جرم منفی میتوانند شکل بگیرند.
نکته جالب این است که «جرم منفی» الزاما به معنای وجود ذرهای عجیب با یک ویژگی ساده و مستقل نیست.
در بعضی سامانههای فیزیکی، میتوان جرم موثر منفی داشت. برای نمونه، یک حباب در آب از دید دینامیکی میتواند مانند جرمی با جرم منفی رفتار کند، زیرا حرکت آب اطراف آن باعث میشود پاسخ آن به گرانش شبیه یک جرم منفی باشد.
اما در مدلهای کیهانی بررسیشده، موضوع جدیتر است. پژوهشگران شرایطی را بررسی میکنند که در آن یک جرم مثبت در محیطی با فشار منفی، مانند برخی مدلهای انرژی تاریک، قرار دارد. در شرایط خاص، این محیط میتواند ناحیههایی با چگالی انرژی منفی ایجاد کند و در نتیجه ساختاری با رفتار مشابه جرم منفی شکل بگیرد.
اگر چنین جرمی وجود داشته باشد، رفتار گرانشی آن بسیار عجیب خواهد بود. جرم مثبت میتواند از آن رانده شود و دو جرم منفی نیز یکدیگر را دفع کنند.
در برخی از این مدلها، اثر جرم منفی بر نور نیز برخلاف جرم معمولی است؛ به جای آنکه مانند یک عدسی گرانشی نور را به سمت خود همگرا کند، میتواند نوعی عدسی واگرا ایجاد کند و مسیر نور را به شکلی متفاوت منحرف سازد.
پژوهشگران مسیر دیگری را نیز بررسی کردند؛ اینگه مدلهایی از گرانش اصلاح شده که علاوه بر میدانهای معمول نسبیت عام، میدانهای اسکالر اضافی دارند.
چنین میدانهایی در برخی نظریههای مربوط به کیهان اولیه، ماده تاریک یا انرژی تاریک مطرح شدهاند. در شرایط ویژه، این مدلها نیز میتوانند ساختارهایی با ویژگیهای جرم منفی تولید کنند.
اما فاصله میان ممکن بودن در یک مدل و وجود داشتن در طبیعت بسیار زیاد است.
یکی از محاسبات نشان میدهد که چگالی لازم برای چنین ناحیهای میتواند حدود 10¹⁸ کیلوگرم بر متر مکعب باشد؛ تقریبا ۲۰۰ تریلیون برابر میانگین چگالی زمین.
این پژوهش کشف جرم منفی نیست و هیچ شاهد رصدی مستقیمی برای وجود آن ارائه نمیکند. ارزش اصلی این پژوهش در این است که نشان میدهد جرم منفی را نمیتوان صرفا به دلیل رفتار عجیبش، از ابتدا یک امکان ناسازگار با گرانش دانست.
اگر چنین اجرامی واقعا در جهان وجود داشته باشند، شاید بتوان آنها را نه مستقیما، بلکه از روی آثارشان شناسایی کرد؛ برای مثال از طریق تغییر غیرعادی میدان گرانشی، سامانههای مقید جرم مثبت و منفی، یا الگوهای غیرمعمول عدسی گرانشی. حتی برخورد اجرام فشرده مانند ستارههای نوترونی و سیاهچالهها ممکن است در صورت حضور چنین ساختارهایی، نشانههایی متفاوت از پیشبینی نسبیت عام ایجاد کند.
در حال حاضر، اما همه اینها در قلمرو فیزیک نظری قرار دارند؛ باید دقت کنیم این پژوهش میگوید جرم منفی ممکن است در برخی مدلها قابل ساخت باشد، نه اینکه جرم منفی در جهان پیدا شده است.
سام آریامنش
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
.
کتابهای خوب برای کودکان :
کتاب اِل، دخترک انسان گرا
کتاب غبار ستاره (ترغیب به علم دوستی برای کودکان)
جلد ۱
جلد ۲
جلد ۳
جلد ۴
کتاب بچه ها از کجا میان؟(آموزش تصویری برای آشنایی بچه ها با اندام جنسیشان و تفاوتهای دوجنس)
کتاب تربیت آزاد اندیشان(راهنمای کاربردی برای پرورش کودکان فارغ از اصول مذهبی)
کتابهای خوب برای کودکان :
کتاب اِل، دخترک انسان گرا
کتاب غبار ستاره (ترغیب به علم دوستی برای کودکان)
جلد ۱
جلد ۲
جلد ۳
جلد ۴
کتاب بچه ها از کجا میان؟(آموزش تصویری برای آشنایی بچه ها با اندام جنسیشان و تفاوتهای دوجنس)
کتاب تربیت آزاد اندیشان(راهنمای کاربردی برای پرورش کودکان فارغ از اصول مذهبی)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شما میخوانید یا در یک ویدئو میبینید که روی یک سیاره هستید که دور ستارهای، در یک کهکشان که خودش مسیر و حرکت خاصی دارد، با سرعت در حال حرکت هستید. این را باور دارید، چون علمی است.
اما درک؟
این یکی فرق میکند. این یکی نیاز به تامل دارد.
و اینطور نیست که وقتی واقعا درکش کردید، یک حس دائمی درون شما ایجاد شود. نه. شاید فقط برای چند ثانیه شیدای حقیقت شوید. بدن و مغزتان هم در این لحظات با تغییرات فیزیولوژیک و عصبی همراه میشود و روی احساس شما اثر میگذارد.
چطور میشود این کار را کرد؟ من چطور میتوانم این تجربه را به دیگری انتقال دهم! 😄
تلاشم را در ادامه میکنم؛ در تنهایی تامل کنید؛ همزمان به اطراف خودتان نگاه کنید و موضوع را با شدت در ذهن تصویرسازی کنید. سعی کنید فقط جمله زمین در حال حرکت است را ندانید، بلکه برای چند لحظه واقعا تصور کنید که روی یک توده کوچک ماده، در میان فضای عظیم، همراه با میلیاردها انسان، در حال حرکت هستید؛ در حالی که هیچ احساس مستقیمی از این حرکت ندارید.
برای چند ثانیه، دیگر فقط نمیدانید که زمین حرکت میکند؛ انگار دارید معنای این واقعیت را تجربه میکنید.
بعد دوباره این حس میرود...
و برمیگردید به همان حالت قبلی، چون علمی است، باورش دارم!!
چون این حس قرار نیست همیشه همراه شما بماند. باید هر چند وقت یکبار دوباره امتحانش کنید.
در مورد عجیب بودن آگاهی و پرسش «چرا من، منم؟» نیز همینطور. واقعا چرا من،،،،، من هستم؟
در مورد اینکه انسان مرکز جهان نیست، همینطور.
در مورد فهم انتخاب طبیعی، همینطور.
در مورد عظمت کیهان، همینطور.
در مورد اینکه شما از همین ذرات بنیادی ساخته شدهاید که تمام جهان از آنها ساخته شده، همینطور.
اینها زمانی میتوانند احساس معنویت خاصی در شما ایجاد کنند که عمیقا، در یک لحظه خاص، از جوانب گوناگون به آنها فکر کنید؛ در تنهایی، بدون حواسپرتی، و واقعا تلاش کنید آن واقعیت را در ذهن خود بازسازی کنید.
من گاهی این کار را میکنم. آرامم میکند.
به نظرم ما در اینجا دستکم با چهار حالت متفاوت روبهرو هستیم؛ دانستن، فهمیدن، درک وجودی، و تلاش برای تجربه کردن از بیرون.
دانستن یعنی بدانید یک واقعیت درست است.
فهمیدن یعنی بتوانید سازوکار و ارتباطات آن را توضیح دهید.
درک وجودی یعنی برای لحظهای آن واقعیت را نه فقط بهعنوان یک گزاره، بلکه در نسبت با خودتان احساس کنید. خیلی توضیح این «احساس و تجربه» سخت است؛ شما گاهی این را تجربه کردهاید. غیرممکن است تجربه نکرده باشید.
و حالت چهارم، تلاش برای تجربه کردن از بیرون است؛ اینکه بتوانید واقعیت را از زاویهای ببینید که معمولا در اختیار شما نیست.
واضح است که بسیاری از این موارد واقعا قابل تجربه نیستند. ما نمیتوانیم خودمان را از بیرون ببینیم و با چشم خودمان ببینیم زمین چگونه در منظومه شمسی حرکت میکند، منظومه چگونه در کهکشان حرکت میکند و کهکشان در مقیاس بزرگتر چه میکند.
اما اگر میتوانستیم، فکر میکنم تجربه بسیار عجیبی بود. آیندگان شاید بتوانند.
شاید اگر میتوانستیم برای چند لحظه خودمان را از بیرون ببینیم، بسیاری از اضطرابها و ناراحتیهایی که با خودمان حمل میکنیم کوچکتر به نظر میرسیدند. شاید بخشی از ناامیدیمان هم فروکش میکرد؛ نه به این دلیل که مشکلات واقعا ناپدید شدهاند، بلکه چون برای لحظهای جایگاه خودمان را در تصویر بزرگتری میدیدیم.
من میگویم زندگی را شل نگیرید. تلاش خودتان را بکنید. برای آزادی، برای رسیدن به خواستههایتان، برای هر چیزی که هنوز از خواستههایتان باقی مانده است بجنگید و ادامه بدهید.
اما آنقدر هم سخت نگیرید که انگار قرار است تا ابد رنج بکشید، یا انگار فقدانی تمامنشدنی در انتظار ماست.
نه. این هم تمام میشود. بله این تمام میشود. و دانستن این موضوع آخرِ آرامش است!
خودتان و جایگاهتان را گاهی به خودتان یادآوری کنید. گاهی و فقط گاهی، از زندگی چند قدم فاصله بگیرید، به اطراف نگاه کنید و دوباره به این فکر کنید که واقعا کجا هستید، روی چه چیزی ایستادهاید، از چه چیزی ساخته شدهاید و در چه جهانی در حال زندگی کردن هستید. شاید برای چند ثانیه دوباره شیدای حقیقت شوید. بعد هم برگردید و ادامه بدهید!
سام آریامنش
🚀 @ofoghroydadd
اما درک؟
این یکی فرق میکند. این یکی نیاز به تامل دارد.
و اینطور نیست که وقتی واقعا درکش کردید، یک حس دائمی درون شما ایجاد شود. نه. شاید فقط برای چند ثانیه شیدای حقیقت شوید. بدن و مغزتان هم در این لحظات با تغییرات فیزیولوژیک و عصبی همراه میشود و روی احساس شما اثر میگذارد.
چطور میشود این کار را کرد؟ من چطور میتوانم این تجربه را به دیگری انتقال دهم! 😄
تلاشم را در ادامه میکنم؛ در تنهایی تامل کنید؛ همزمان به اطراف خودتان نگاه کنید و موضوع را با شدت در ذهن تصویرسازی کنید. سعی کنید فقط جمله زمین در حال حرکت است را ندانید، بلکه برای چند لحظه واقعا تصور کنید که روی یک توده کوچک ماده، در میان فضای عظیم، همراه با میلیاردها انسان، در حال حرکت هستید؛ در حالی که هیچ احساس مستقیمی از این حرکت ندارید.
برای چند ثانیه، دیگر فقط نمیدانید که زمین حرکت میکند؛ انگار دارید معنای این واقعیت را تجربه میکنید.
بعد دوباره این حس میرود...
و برمیگردید به همان حالت قبلی، چون علمی است، باورش دارم!!
چون این حس قرار نیست همیشه همراه شما بماند. باید هر چند وقت یکبار دوباره امتحانش کنید.
در مورد عجیب بودن آگاهی و پرسش «چرا من، منم؟» نیز همینطور. واقعا چرا من،،،،، من هستم؟
در مورد اینکه انسان مرکز جهان نیست، همینطور.
در مورد فهم انتخاب طبیعی، همینطور.
در مورد عظمت کیهان، همینطور.
در مورد اینکه شما از همین ذرات بنیادی ساخته شدهاید که تمام جهان از آنها ساخته شده، همینطور.
اینها زمانی میتوانند احساس معنویت خاصی در شما ایجاد کنند که عمیقا، در یک لحظه خاص، از جوانب گوناگون به آنها فکر کنید؛ در تنهایی، بدون حواسپرتی، و واقعا تلاش کنید آن واقعیت را در ذهن خود بازسازی کنید.
من گاهی این کار را میکنم. آرامم میکند.
به نظرم ما در اینجا دستکم با چهار حالت متفاوت روبهرو هستیم؛ دانستن، فهمیدن، درک وجودی، و تلاش برای تجربه کردن از بیرون.
دانستن یعنی بدانید یک واقعیت درست است.
فهمیدن یعنی بتوانید سازوکار و ارتباطات آن را توضیح دهید.
درک وجودی یعنی برای لحظهای آن واقعیت را نه فقط بهعنوان یک گزاره، بلکه در نسبت با خودتان احساس کنید. خیلی توضیح این «احساس و تجربه» سخت است؛ شما گاهی این را تجربه کردهاید. غیرممکن است تجربه نکرده باشید.
و حالت چهارم، تلاش برای تجربه کردن از بیرون است؛ اینکه بتوانید واقعیت را از زاویهای ببینید که معمولا در اختیار شما نیست.
واضح است که بسیاری از این موارد واقعا قابل تجربه نیستند. ما نمیتوانیم خودمان را از بیرون ببینیم و با چشم خودمان ببینیم زمین چگونه در منظومه شمسی حرکت میکند، منظومه چگونه در کهکشان حرکت میکند و کهکشان در مقیاس بزرگتر چه میکند.
اما اگر میتوانستیم، فکر میکنم تجربه بسیار عجیبی بود. آیندگان شاید بتوانند.
شاید اگر میتوانستیم برای چند لحظه خودمان را از بیرون ببینیم، بسیاری از اضطرابها و ناراحتیهایی که با خودمان حمل میکنیم کوچکتر به نظر میرسیدند. شاید بخشی از ناامیدیمان هم فروکش میکرد؛ نه به این دلیل که مشکلات واقعا ناپدید شدهاند، بلکه چون برای لحظهای جایگاه خودمان را در تصویر بزرگتری میدیدیم.
من میگویم زندگی را شل نگیرید. تلاش خودتان را بکنید. برای آزادی، برای رسیدن به خواستههایتان، برای هر چیزی که هنوز از خواستههایتان باقی مانده است بجنگید و ادامه بدهید.
اما آنقدر هم سخت نگیرید که انگار قرار است تا ابد رنج بکشید، یا انگار فقدانی تمامنشدنی در انتظار ماست.
نه. این هم تمام میشود. بله این تمام میشود. و دانستن این موضوع آخرِ آرامش است!
خودتان و جایگاهتان را گاهی به خودتان یادآوری کنید. گاهی و فقط گاهی، از زندگی چند قدم فاصله بگیرید، به اطراف نگاه کنید و دوباره به این فکر کنید که واقعا کجا هستید، روی چه چیزی ایستادهاید، از چه چیزی ساخته شدهاید و در چه جهانی در حال زندگی کردن هستید. شاید برای چند ثانیه دوباره شیدای حقیقت شوید. بعد هم برگردید و ادامه بدهید!
سام آریامنش
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کتاب سگهای آزادگرد و حفاظت از حیاتوحش
خلاصه فصل ۱ : سگهای آزادگرد و حیاتوحش
نویسنده: متیو گامپر
اگر به بومشناسی و حفاظت از حیاتوحش علاقه دارید، این کتاب را بخوانید.
🚀 @ofoghroydad
خلاصهٔ کتاب میتواند تصویری از آن به دست دهد، اما هرگز جای خواندن خودِ کتاب را نمیگیرد
کنفرانس گونه مهاجم
کنفرانس گونه مهاجم
قسمت بعدی⬅️
خلاصه فصل ۱ : سگهای آزادگرد و حیاتوحش
نویسنده: متیو گامپر
کتاب به یکی از موضوعات کمتر دیدهشده در حفاظت از حیاتوحش میپردازد: تأثیر سگهای آزادگرد و بدون صاحب یا نظارت مستقیم بر محیطزیست. نویسنده بررسی میکند که حضور این سگها در طبیعت چگونه میتواند بر جمعیت حیاتوحش، انتقال بیماریها، شکار و رقابت بر سر منابع اثر بگذارد. کتاب همچنین به رابطه میان سگهای خانگی، سگهای ولگرد و اکوسیستمهای طبیعی میپردازد و نشان میدهد که مدیریت این جمعیتها فقط یک مسئله شهری یا حیوانی نیست، بلکه میتواند با حفاظت از گونههای وحشی و سلامت اکوسیستمها ارتباط داشته باشد. گامپر در کنار بررسی شواهد علمی، چالشهای مدیریت سگهای آزادگرد را هم مطرح میکند.
اگر به بومشناسی و حفاظت از حیاتوحش علاقه دارید، این کتاب را بخوانید.
خلاصهٔ کتاب میتواند تصویری از آن به دست دهد، اما هرگز جای خواندن خودِ کتاب را نمیگیرد
کنفرانس گونه مهاجم
کنفرانس گونه مهاجم
قسمت بعدی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کتاب سگهای آزادگرد و حفاظت از حیاتوحش
خلاصه فصل ۲: سگها: شکارچیان اکوسیستم
نویسنده: متیو گامپر
🚀 @ofoghroydad
کنفرانس گونه مهاجم
کنفرانس گونه مهاجم
قسمت قبلی➡️
قسمت بعدی⬅️
خلاصه فصل ۲: سگها: شکارچیان اکوسیستم
نویسنده: متیو گامپر
کنفرانس گونه مهاجم
کنفرانس گونه مهاجم
قسمت قبلی
قسمت بعدی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کتاب سگهای آزادگرد و حفاظت از حیاتوحش
خلاصه فصل ۳: سگهای برتر و زیردست
نویسنده: متیو گامپر
🚀 @ofoghroydad
کنفرانس گونه مهاجم
کنفرانس گونه مهاجم
قسمت قبلی➡️
قسمت بعدی⬅️
خلاصه فصل ۳: سگهای برتر و زیردست
نویسنده: متیو گامپر
کنفرانس گونه مهاجم
کنفرانس گونه مهاجم
قسمت قبلی
قسمت بعدی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کتاب سگهای آزادگرد و حفاظت از حیاتوحش
خلاصه فصل ۴: سگها به عنوان عوامل اختلال
نویسنده: متیو گامپر
اگر به بومشناسی و حفاظت از حیاتوحش علاقه دارید، این کتاب را بخوانید.
🚀 @ofoghroydad
کنفرانس گونه مهاجم
کنفرانس گونه مهاجم
قسمت قبلی➡️
قسمت بعدی⬅️
خلاصه فصل ۴: سگها به عنوان عوامل اختلال
نویسنده: متیو گامپر
کتاب به یکی از موضوعات کمتر دیدهشده در حفاظت از حیاتوحش میپردازد: تأثیر سگهای آزادگرد و بدون صاحب یا نظارت مستقیم بر محیطزیست. نویسنده بررسی میکند که حضور این سگها در طبیعت چگونه میتواند بر جمعیت حیاتوحش، انتقال بیماریها، شکار و رقابت بر سر منابع اثر بگذارد. کتاب همچنین به رابطه میان سگهای خانگی، سگهای ولگرد و اکوسیستمهای طبیعی میپردازد و نشان میدهد که مدیریت این جمعیتها فقط یک مسئله شهری یا حیوانی نیست، بلکه میتواند با حفاظت از گونههای وحشی و سلامت اکوسیستمها ارتباط داشته باشد. گامپر در کنار بررسی شواهد علمی، چالشهای مدیریت سگهای آزادگرد را هم مطرح میکند.
اگر به بومشناسی و حفاظت از حیاتوحش علاقه دارید، این کتاب را بخوانید.
کنفرانس گونه مهاجم
کنفرانس گونه مهاجم
قسمت قبلی
قسمت بعدی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کتاب سگهای آزادگرد و حفاظت از حیاتوحش
#خلاصه فصل ۵: شکارچیان وحشی و حیوانات خانگی
نویسنده: متیو گامپر
🚀 @ofoghroydad
قسمت قبلی➡️
قسمت بعدی⬅️
#خلاصه فصل ۵: شکارچیان وحشی و حیوانات خانگی
نویسنده: متیو گامپر
قسمت قبلی
قسمت بعدی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کتاب سگهای آزادگرد و حفاظت از حیاتوحش
#خلاصه فصل ۶: سگها، بیماریها و حیاتوحش
نویسنده: متیو گامپر
🚀 @ofoghroydad
کنفرانس گونه مهاجم
کنفرانس گونه مهاجم
خلاصهٔ کتاب میتواند تصویری از آن به دست دهد، اما هرگز جای خواندن خودِ کتاب را نمیگیرد
قسمت قبلی➡️
قسمت بعدی⬅️
#خلاصه فصل ۶: سگها، بیماریها و حیاتوحش
نویسنده: متیو گامپر
کتاب به یکی از موضوعات کمتر دیدهشده در حفاظت از حیاتوحش میپردازد: تأثیر سگهای آزادگرد و بدون صاحب یا نظارت مستقیم بر محیطزیست. نویسنده بررسی میکند که حضور این سگها در طبیعت چگونه میتواند بر جمعیت حیاتوحش، انتقال بیماریها، شکار و رقابت بر سر منابع اثر بگذارد. کتاب همچنین به رابطه میان سگهای خانگی، سگهای ولگرد و اکوسیستمهای طبیعی میپردازد و نشان میدهد که مدیریت این جمعیتها فقط یک مسئله شهری یا حیوانی نیست، بلکه میتواند با حفاظت از گونههای وحشی و سلامت اکوسیستمها ارتباط داشته باشد. گامپر در کنار بررسی شواهد علمی، چالشهای مدیریت سگهای آزادگرد را هم مطرح میکند.اگر به بومشناسی و حفاظت از حیاتوحش علاقه دارید، این کتاب را بخوانید.
کنفرانس گونه مهاجم
کنفرانس گونه مهاجم
خلاصهٔ کتاب میتواند تصویری از آن به دست دهد، اما هرگز جای خواندن خودِ کتاب را نمیگیرد
قسمت قبلی
قسمت بعدی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کتاب سگهای آزادگرد و حفاظت از حیاتوحش
خلاصه فصل ۷: دوست انسان یا تهدید طبیعت؟
نویسنده: متیو گامپر
🚀 @ofoghroydad
خلاصهٔ کتاب میتواند تصویری از آن به دست دهد، اما هرگز جای خواندن خودِ کتاب را نمیگیرد
قسمت قبلی➡️
قسمت بعدی⬅️
خلاصه فصل ۷: دوست انسان یا تهدید طبیعت؟
نویسنده: متیو گامپر
خلاصهٔ کتاب میتواند تصویری از آن به دست دهد، اما هرگز جای خواندن خودِ کتاب را نمیگیرد
قسمت قبلی
قسمت بعدی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کتاب سگهای آزادگرد و حفاظت از حیاتوحش
خلاصه فصل ۸: ژنتیک پنهان سگها
نویسنده: متیو گامپر
🚀 @ofoghroydad
خلاصهٔ کتاب میتواند تصویری از آن به دست دهد، اما هرگز جای خواندن خودِ کتاب را نمیگیرد
قسمت قبلی➡️
قسمت بعدی⬅️
خلاصه فصل ۸: ژنتیک پنهان سگها
نویسنده: متیو گامپر
خلاصهٔ کتاب میتواند تصویری از آن به دست دهد، اما هرگز جای خواندن خودِ کتاب را نمیگیرد
قسمت قبلی
قسمت بعدی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کتاب سگهای آزادگرد و حفاظت از حیاتوحش
خلاصه فصل ۹: سگها و حفاظت از حیاتوحش
نویسنده: متیو گامپر
🚀 @ofoghroydad
قسمت قبلی➡️
قسمت بعدی⬅️
خلاصه فصل ۹: سگها و حفاظت از حیاتوحش
نویسنده: متیو گامپر
قسمت قبلی
قسمت بعدی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کتاب سگهای آزادگرد و حفاظت از حیاتوحش
خلاصه فصل ۱۰: سگهای ردیاب در حفاظت
نویسنده: متیو گامپر
🚀 @ofoghroydadd
قسمت قبلی➡️
قسمت بعدی⬅️
خلاصه فصل ۱۰: سگهای ردیاب در حفاظت
نویسنده: متیو گامپر
قسمت قبلی
قسمت بعدی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کتاب سگهای آزادگرد و حفاظت از حیاتوحش
خلاصه فصل ۱۱: تاثیر پنهان سگهای شکاری
نویسنده: متیو گامپر
🚀 @ofoghroydad
قسمت قبلی➡️
قسمت بعدی⬅️
خلاصه فصل ۱۱: تاثیر پنهان سگهای شکاری
نویسنده: متیو گامپر
قسمت قبلی
قسمت بعدی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کتاب سگهای آزادگرد و حفاظت از حیاتوحش
خلاصه فصل ۱۲ یا فصل پایانی: ابعاد انسانی تعاملات سگها
نویسنده: متیو گامپر
🚀 @ofoghroydad
خلاصهٔ کتاب میتواند تصویری از آن به دست دهد، اما هرگز جای خواندن خودِ کتاب را نمیگیرد
کنفرانس گونه مهاجم
کنفرانس گونه مهاجم
قسمت قبلی➡️
خلاصه فصل ۱۲ یا فصل پایانی: ابعاد انسانی تعاملات سگها
نویسنده: متیو گامپر
کتاب به یکی از موضوعات کمتر دیدهشده در حفاظت از حیاتوحش میپردازد: تأثیر سگهای آزادگرد و بدون صاحب یا نظارت مستقیم بر محیطزیست. نویسنده بررسی میکند که حضور این سگها در طبیعت چگونه میتواند بر جمعیت حیاتوحش، انتقال بیماریها، شکار و رقابت بر سر منابع اثر بگذارد. کتاب همچنین به رابطه میان سگهای خانگی، سگهای ولگرد و اکوسیستمهای طبیعی میپردازد و نشان میدهد که مدیریت این جمعیتها فقط یک مسئله شهری یا حیوانی نیست، بلکه میتواند با حفاظت از گونههای وحشی و سلامت اکوسیستمها ارتباط داشته باشد. گامپر در کنار بررسی شواهد علمی، چالشهای مدیریت سگهای آزادگرد را هم مطرح میکند.اگر به بومشناسی و حفاظت از حیاتوحش علاقه دارید، این کتاب را بخوانید.
خلاصهٔ کتاب میتواند تصویری از آن به دست دهد، اما هرگز جای خواندن خودِ کتاب را نمیگیرد
کنفرانس گونه مهاجم
کنفرانس گونه مهاجم
قسمت قبلی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
پایان بشریت؟ اگر یلواستون فوران کند چه اتفاقی میافتد؟
اگر ابرآتشفشان یلواستون وارد یک ابرفوران شود، پیامد آن فقط نابودی مناطق اطراف آتشفشان نخواهد بود؛ بلکه میتواند به بحرانی در مقیاس قارهای و حتی جهانی تبدیل شود.
پیش از فوران، احتمالا نشانههایی مانند افزایش زمینلرزهها، بالا آمدن سطح زمین و تغییر در ترکیب گازها و آبهای گرم ظاهر میشود. اما در سناریوی یک ابرفوران، حجم عظیمی خاکستر وارد جو خواهد شد؛ خاکستری که میتواند شبکه برق، حملونقل، ارتباطات، کشاورزی و تأمین آب را مختل کند.
در مقیاس جهانی، ورود دیاکسید گوگرد به استراتوسفر و تشکیل ذرات سولفات میتواند برای چند سال باعث سردشدن اقلیم شود و اختلال در کشاورزی و زنجیرههای تأمین، بحران را به نقاط بسیار دور از یلواستون منتقل کند.
اما یک نکته مهم وجود دارد؛ اینکه ابرفوران یلواستون بهمعنای پایان قطعی بشریت نیست. این سناریو یک آزمایش فکری درباره بدترین پیامدهای ممکن است، نه پیشبینی فوران قریبالوقوع.
شاید مهمترین درس این سناریو این باشد که آسیبپذیری تمدن مدرن فقط به قدرت طبیعت مربوط نیست؛ بلکه به وابستگی شدید ما به شبکههای پیچیده برق، حملونقل، کشاورزی و تجارت جهانی نیز مربوط است.
گزارش کامل پایان بشریت؟ اگر ابرآتشفشان یلواستون همین امروز فوران کند چه اتفاقی میافتد؟
🚀 @Ofoghroydad
🔗 ScienceDaily
اگر ابرآتشفشان یلواستون وارد یک ابرفوران شود، پیامد آن فقط نابودی مناطق اطراف آتشفشان نخواهد بود؛ بلکه میتواند به بحرانی در مقیاس قارهای و حتی جهانی تبدیل شود.
پیش از فوران، احتمالا نشانههایی مانند افزایش زمینلرزهها، بالا آمدن سطح زمین و تغییر در ترکیب گازها و آبهای گرم ظاهر میشود. اما در سناریوی یک ابرفوران، حجم عظیمی خاکستر وارد جو خواهد شد؛ خاکستری که میتواند شبکه برق، حملونقل، ارتباطات، کشاورزی و تأمین آب را مختل کند.
در مقیاس جهانی، ورود دیاکسید گوگرد به استراتوسفر و تشکیل ذرات سولفات میتواند برای چند سال باعث سردشدن اقلیم شود و اختلال در کشاورزی و زنجیرههای تأمین، بحران را به نقاط بسیار دور از یلواستون منتقل کند.
اما یک نکته مهم وجود دارد؛ اینکه ابرفوران یلواستون بهمعنای پایان قطعی بشریت نیست. این سناریو یک آزمایش فکری درباره بدترین پیامدهای ممکن است، نه پیشبینی فوران قریبالوقوع.
شاید مهمترین درس این سناریو این باشد که آسیبپذیری تمدن مدرن فقط به قدرت طبیعت مربوط نیست؛ بلکه به وابستگی شدید ما به شبکههای پیچیده برق، حملونقل، کشاورزی و تجارت جهانی نیز مربوط است.
گزارش کامل پایان بشریت؟ اگر ابرآتشفشان یلواستون همین امروز فوران کند چه اتفاقی میافتد؟
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
شانس و بدشانسی؛ واقعا وجود دارند؟
گاهی اتفاقی خوب برایمان میافتد و میگوییم چه آدم خوششانسی هستم.
گاهی چند اتفاق ناخوشایند پشت سر هم رخ میدهد و با خودمان فکر میکنیم: امروز واقعا بدشانسی آوردم.
این احساس کاملا واقعی است؛ اما لزوما به این معنا نیست که چیزی به نام شانس در جهان وجود دارد.
جهان مجموعهای از علتها، شرایط و رخدادهای احتمالی است. بعضی اتفاقات را میتوانیم پیشبینی کنیم، برخی را فقط میتوانیم احتمالسنجی کنیم و بعضی را نمیتوانیم از قبل بدانیم.
ممکن است فردی در یک روز برنده شود، تصادف کند، شغل خوبی پیدا کند یا با یک فرصت غیرمنتظره روبهرو شود. این رخدادها واقعیاند؛ اما از آنها لزوما نمیتوان نتیجه گرفت که خودِ آن فرد دارای یک ویژگی نامرئی به نام خوششانسی بوده است.
ما معمولا بعد از رخدادها به آنها معنا میدهیم.
اگر چند اتفاق بد پشت سر هم رخ دهد، ذهن انسان به سرعت میان آنها ارتباط برقرار میکند و یک داستان میسازد؛ یک دوره بدشانسی شروع شده!
اگر چند اتفاق خوب اتفاق بیفتد، داستان برعکس میشود؛ شانس با من یار است!
اما جهان الزاما چنین داستانی ندارد.
ممکن است ده بار پشت سر هم اتفاق نامطلوبی برای کسی رخ دهد، بدون اینکه احتمال رخداد یازدهم بهخاطر بدشانس بودن او افزایش پیدا کرده باشد.
همانطور که رخ دادن چند اتفاق خوب پشت سر هم، لزوما نشان نمیدهد که فرد وارد یک دوره خوششانسی شده است.
این نکته حتی درباره چیزهایی که بهنظر عجیب و معنادار میرسند هم صادق است. تصادفهای نادر، همزمانیهای عجیب و زنجیرهای از اتفاقات غیرمنتظره میتوانند بسیار چشمگیر باشند؛ اما عجیب بودن یک رخداد با ماورایی بودن یا وجود یک نیروی پنهان تفاوت دارد.
این به معنای انکار تصادف یا احتمال نیست.
رندوم وجود دارد. عدمقطعیت وجود دارد. اتفاقاتی وجود دارند که نمیتوانیم از قبل پیشبینیشان کنیم. حتی شرایط زندگی، انتخابها، محیط، مهارت، منابع و هزاران عامل دیگر میتوانند احتمال رسیدن به یک نتیجه را تغییر دهند.
اما اینها با شانس به معنای یک نیروی نامرئی که بعضی انسانها را خوششانس و بعضی دیگر را بدشانس میکند، فرق دارند.
شاید دقیقتر باشد بگویم آدمها شانس نمیآورند؛ آدمها با مجموعهای از احتمالات و شرایط روبهرو میشوند.
و ذهن انسان، وقتی با عدمقطعیت مواجه میشود، دوست دارد برای آن یک اسم و یک داستان پیدا کند.
شاید یکی از مهمترین کارهای تفکر علمی همین باشد؛ اینکه بین چیزی که واقعا اتفاق افتاده و داستانی که ذهن ما درباره علت آن ساخته است، تفاوت بگذاریم.
اگر اتفاق بدی افتاد، لازم نیست جهان علیه ما باشد. اگر اتفاق خوبی افتاد، لازم نیست جهان طرف ما را گرفته باشد. گاهی یک اتفاق فقط یک اتفاق است.
🚀 @ofoghroydad
گاهی اتفاقی خوب برایمان میافتد و میگوییم چه آدم خوششانسی هستم.
گاهی چند اتفاق ناخوشایند پشت سر هم رخ میدهد و با خودمان فکر میکنیم: امروز واقعا بدشانسی آوردم.
این احساس کاملا واقعی است؛ اما لزوما به این معنا نیست که چیزی به نام شانس در جهان وجود دارد.
جهان مجموعهای از علتها، شرایط و رخدادهای احتمالی است. بعضی اتفاقات را میتوانیم پیشبینی کنیم، برخی را فقط میتوانیم احتمالسنجی کنیم و بعضی را نمیتوانیم از قبل بدانیم.
ممکن است فردی در یک روز برنده شود، تصادف کند، شغل خوبی پیدا کند یا با یک فرصت غیرمنتظره روبهرو شود. این رخدادها واقعیاند؛ اما از آنها لزوما نمیتوان نتیجه گرفت که خودِ آن فرد دارای یک ویژگی نامرئی به نام خوششانسی بوده است.
ما معمولا بعد از رخدادها به آنها معنا میدهیم.
اگر چند اتفاق بد پشت سر هم رخ دهد، ذهن انسان به سرعت میان آنها ارتباط برقرار میکند و یک داستان میسازد؛ یک دوره بدشانسی شروع شده!
اگر چند اتفاق خوب اتفاق بیفتد، داستان برعکس میشود؛ شانس با من یار است!
اما جهان الزاما چنین داستانی ندارد.
ممکن است ده بار پشت سر هم اتفاق نامطلوبی برای کسی رخ دهد، بدون اینکه احتمال رخداد یازدهم بهخاطر بدشانس بودن او افزایش پیدا کرده باشد.
همانطور که رخ دادن چند اتفاق خوب پشت سر هم، لزوما نشان نمیدهد که فرد وارد یک دوره خوششانسی شده است.
این نکته حتی درباره چیزهایی که بهنظر عجیب و معنادار میرسند هم صادق است. تصادفهای نادر، همزمانیهای عجیب و زنجیرهای از اتفاقات غیرمنتظره میتوانند بسیار چشمگیر باشند؛ اما عجیب بودن یک رخداد با ماورایی بودن یا وجود یک نیروی پنهان تفاوت دارد.
این به معنای انکار تصادف یا احتمال نیست.
رندوم وجود دارد. عدمقطعیت وجود دارد. اتفاقاتی وجود دارند که نمیتوانیم از قبل پیشبینیشان کنیم. حتی شرایط زندگی، انتخابها، محیط، مهارت، منابع و هزاران عامل دیگر میتوانند احتمال رسیدن به یک نتیجه را تغییر دهند.
اما اینها با شانس به معنای یک نیروی نامرئی که بعضی انسانها را خوششانس و بعضی دیگر را بدشانس میکند، فرق دارند.
شاید دقیقتر باشد بگویم آدمها شانس نمیآورند؛ آدمها با مجموعهای از احتمالات و شرایط روبهرو میشوند.
و ذهن انسان، وقتی با عدمقطعیت مواجه میشود، دوست دارد برای آن یک اسم و یک داستان پیدا کند.
شاید یکی از مهمترین کارهای تفکر علمی همین باشد؛ اینکه بین چیزی که واقعا اتفاق افتاده و داستانی که ذهن ما درباره علت آن ساخته است، تفاوت بگذاریم.
اگر اتفاق بدی افتاد، لازم نیست جهان علیه ما باشد. اگر اتفاق خوبی افتاد، لازم نیست جهان طرف ما را گرفته باشد. گاهی یک اتفاق فقط یک اتفاق است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM