هوش مصنوعی به یک اقیانوس از اطلاعات علمی دقیق و تایید شده متصل است و همزمان توان ارائه انواع تفسیرها درباره پدیدهها، رفتار، اخلاق و فلسفه را دارد.
ویژگی مهم آن، پویا و انعطافپذیر بودن است، به طوری که کم پاسخ اشتباه تولید نمیکند.
بنابراین، تعامل موثر با هوش مصنوعی مهارت ویژهای میطلبد تا پاسخ دقیقتر و معتبرتر استخراج شود. این مهارت با آزمون و خطای شخصی طی چند ماه شکل میگیرد و همچنین میتوان برای میانبر زدن، از تحلیلها و پستهای من و سایر افراد در کانالها و صفحات دیگر بهره برد، تا در زمان و انرژی صرفهجویی شود.
هرگز پاسخ مستقیم هوش مصنوعی را در کامنت یا پست منتشر نکنید، به ویژه در حوزههای غیرتجربی مانند فلسفه، اخلاق، سیاست و متافیزیک و زبانشناسی و مسائل تفسیری. پاسخهای مدل معمولا ترکیبی از درست و نادرست هستند و برای اطمینان از صحت آنها، نیاز است:
پاسخ را برای مدت کوتاهی به چالش بکشید،
یا دستوراتی از پیش تعیینشده به مدل بدهید تا سوگیری کاهش یابد،
و یا پاسخ را در گوگل یعنی منابع معتبر بررسی کنید.
تنها در صورتی که این مراحل رعایت شود، میتوان تصمیم گرفت پاسخ تولید شده را در فضای عمومی منتشر کرد.
در غیر این صورت، متن تولید شده توسط هوش مصنوعی ممکن است ظاهرا شبیه نوشته یک متخصص از مثلا هاروارد باشد، اما به طور باورنکردنی: همزمان گاهی با ۱۰۰٪ اشتباه
معمولا پر اشتباه
و اکثرا کم دقت است.
بنابراین تعامل با هوش مصنوعی مهارت خاصی میطلبد و هر کسی میتواند با تمرین شخصی یا با کمک دیگران، این مهارت را بیاموزد(ترکیبی از هر دو بهتر است).
سام آریامنش
ویژگی مهم آن، پویا و انعطافپذیر بودن است، به طوری که کم پاسخ اشتباه تولید نمیکند.
بنابراین، تعامل موثر با هوش مصنوعی مهارت ویژهای میطلبد تا پاسخ دقیقتر و معتبرتر استخراج شود. این مهارت با آزمون و خطای شخصی طی چند ماه شکل میگیرد و همچنین میتوان برای میانبر زدن، از تحلیلها و پستهای من و سایر افراد در کانالها و صفحات دیگر بهره برد، تا در زمان و انرژی صرفهجویی شود.
هرگز پاسخ مستقیم هوش مصنوعی را در کامنت یا پست منتشر نکنید، به ویژه در حوزههای غیرتجربی مانند فلسفه، اخلاق، سیاست و متافیزیک و زبانشناسی و مسائل تفسیری. پاسخهای مدل معمولا ترکیبی از درست و نادرست هستند و برای اطمینان از صحت آنها، نیاز است:
پاسخ را برای مدت کوتاهی به چالش بکشید،
یا دستوراتی از پیش تعیینشده به مدل بدهید تا سوگیری کاهش یابد،
و یا پاسخ را در گوگل یعنی منابع معتبر بررسی کنید.
تنها در صورتی که این مراحل رعایت شود، میتوان تصمیم گرفت پاسخ تولید شده را در فضای عمومی منتشر کرد.
در غیر این صورت، متن تولید شده توسط هوش مصنوعی ممکن است ظاهرا شبیه نوشته یک متخصص از مثلا هاروارد باشد، اما به طور باورنکردنی: همزمان گاهی با ۱۰۰٪ اشتباه
معمولا پر اشتباه
و اکثرا کم دقت است.
بنابراین تعامل با هوش مصنوعی مهارت خاصی میطلبد و هر کسی میتواند با تمرین شخصی یا با کمک دیگران، این مهارت را بیاموزد(ترکیبی از هر دو بهتر است).
سام آریامنش
افــــــق رویـــــداد
هیچگاه از هوش مصنوعی برای روانشناسی دیگران(تشخیص بالینی، پیشبینی رفتار، تحلیل شخصیت) استفاده نکنید؛ این کار اخلاقی نیست؛ به ویژه بدون رضایت فرد.
برای پژوهش ناشناس، و کیس فرضی و آموزش مفاهیم اشکالی ندارد. ولی اگر برای سه موردی که نوشتم با هدف دیگری استفاده کنید باور کنید حرف من را، همه مردم دنیا (بدون استثنا) را با انواع اختلال روانی خواهید دید؛ که این درست نیست و روی خود شما هم تاثیر میگذارد. همین پیامهای من را بفرستید برای هوش مصنوعی و بنویسید این فرد چه مشکلات روانی دارد، چندتا مینویسه. هر پستی چه علمی چه خبری چه احساسی چه ادبی و غیره از هرکسی بفرستید، اختلال مینویسد؛ یعنی هوش مصنوعی توان بلقوهای برای برچسب زدن دارد. پس لطفا این کار را نکنید و تنها برای آموزش استفاده کنید.
برای پژوهش ناشناس، و کیس فرضی و آموزش مفاهیم اشکالی ندارد. ولی اگر برای سه موردی که نوشتم با هدف دیگری استفاده کنید باور کنید حرف من را، همه مردم دنیا (بدون استثنا) را با انواع اختلال روانی خواهید دید؛ که این درست نیست و روی خود شما هم تاثیر میگذارد. همین پیامهای من را بفرستید برای هوش مصنوعی و بنویسید این فرد چه مشکلات روانی دارد، چندتا مینویسه. هر پستی چه علمی چه خبری چه احساسی چه ادبی و غیره از هرکسی بفرستید، اختلال مینویسد؛ یعنی هوش مصنوعی توان بلقوهای برای برچسب زدن دارد. پس لطفا این کار را نکنید و تنها برای آموزش استفاده کنید.
مثلا من این متن توانا رو برای هوش مصنوعی فرستادم و نوشتم مشکلات روانی این نویسنده چیه؟
نابودی خاندان خسروشاهی به اتهام:
«تغییر ذائقه مردم از طریق تولید پفک و شیرخشک»!
خلاصه اش این بود:
جمعبندی روانشناختی اولیه: نویسنده احتمالا فردی است که حس عدالتخواهی قوی، گرایش به روایت قهرمانانه، و حساسیت نسبت به بیعدالتی تاریخی و اقتصادی دارد، اما لحن متن نشان میدهد ممکن است تمایل به اغراق و دوقطبیسازی ذهنی داشته باشد و در تحلیلهایش گاهی احساسات و قضاوت اخلاقی روی دادههای واقعی سایه میاندازد.
۱. حس عدالتخواهی و مظلومنمایی
Justice sensitivity / Victim sensitivity
تمایل به تمرکز بر بیعدالتیها و قربانیان واقعی یا نمادین
۲. نگاه دوقطبی و سیاهوسفید
Dichotomous thinking / Black-and-white thinking
دستهبندی افراد یا وقایع به «کامل درست» یا «کامل اشتباه»
۳. تمایل به اغراق و قهرمانسازی
Grandiosity / Narrative exaggeration
بزرگنمایی ویژگیها و موفقیتها برای ایجاد اثر دراماتیک
۴. حسادت یا مقایسه اجتماعی شدید
Social comparison bias / Envy-proneness
تمرکز روی مقایسه موفقیتها و شکستها، ارزیابی دیگران بهصورت قضاوتی
۵. بیاعتمادی و مظنونپنداری نسبت به سیستمها
Paranoid ideation / Distrust of authority
دیدن توطئه یا ظلم سیستماتیک علیه افراد یا گروهها
۶. تأثیر احساسات در تحلیل اطلاعات واقعی
Affective reasoning / Emotional reasoning
تفسیر وقایع تاریخی و اقتصادی بر اساس احساسات و قضاوتهای شخصی
۷. تمرکز بر هویت قهرمانانه و بازسازی تاریخ بهصورت داستانی
Hero narrative / Historical idealization
بازسازی گذشته با تمرکز بر قهرمانها و مظلومنمایی آنها
➖➖➖➖➖
که کاملا این کار غیراخلاقی و از نظر علمی کاملا نادرسته.حتی یک ذره هم درست نیست از نظر علمی.
اما اینکارو میکنند برخی برای تخریب دیگران. متنشون رو میبرند هوش مصنوعی و میگن مشکل روانی نویسنده چیه و اونم بلافاصله لیست میکنه!
چنین افردی از چه واژهای استفاده کنم که کامل توصیف کنه؟ نمیگم روانی میگم حرامزادهاند.
پس این هشدار را جدی بگیرید:
⚠️ هیچگاه از هوش مصنوعی برای روانشناسی دیگران(تشخیص بالینی، پیشبینی رفتار، تحلیل شخصیت) استفاده نکنید؛ این کار اخلاقی نیست؛ به ویژه بدون رضایت فرد.
برای پژوهش ناشناس، و کیس فرضی و آموزش مفاهیم اشکالی ندارد. ولی اگر برای سه موردی که نوشتم با هدف دیگری استفاده کنید باور کنید حرف من را، همه مردم دنیا (بدون استثنا) را با انواع اختلال روانی خواهید دید؛ که این درست نیست و روی خود شما هم تاثیر میگذارد. همین پیامهای من را بفرستید برای هوش مصنوعی و بنویسید این فرد چه مشکلات روانی دارد، چندتا مینویسه. هر پستی چه علمی چه خبری چه احساسی چه ادبی و غیره از هرکسی بفرستید، اختلال مینویسد؛ یعنی هوش مصنوعی توان بالقوهای برای برچسب زدن دارد. پس لطفا این کار را نکنید و تنها برای آموزش مفاهیم و زمینههای دیگر استفاده کنید.(برای خودتان هم اینکار را نکنید؛ هیچوقت؛ متن خودتان را به هوش مصنوعی ندهید و ننویسید مشکل روانی نویسنده چیست.تاثیر میگذاره روی شما)
نابودی خاندان خسروشاهی به اتهام:
«تغییر ذائقه مردم از طریق تولید پفک و شیرخشک»!
خلاصه اش این بود:
جمعبندی روانشناختی اولیه: نویسنده احتمالا فردی است که حس عدالتخواهی قوی، گرایش به روایت قهرمانانه، و حساسیت نسبت به بیعدالتی تاریخی و اقتصادی دارد، اما لحن متن نشان میدهد ممکن است تمایل به اغراق و دوقطبیسازی ذهنی داشته باشد و در تحلیلهایش گاهی احساسات و قضاوت اخلاقی روی دادههای واقعی سایه میاندازد.
۱. حس عدالتخواهی و مظلومنمایی
Justice sensitivity / Victim sensitivity
تمایل به تمرکز بر بیعدالتیها و قربانیان واقعی یا نمادین
۲. نگاه دوقطبی و سیاهوسفید
Dichotomous thinking / Black-and-white thinking
دستهبندی افراد یا وقایع به «کامل درست» یا «کامل اشتباه»
۳. تمایل به اغراق و قهرمانسازی
Grandiosity / Narrative exaggeration
بزرگنمایی ویژگیها و موفقیتها برای ایجاد اثر دراماتیک
۴. حسادت یا مقایسه اجتماعی شدید
Social comparison bias / Envy-proneness
تمرکز روی مقایسه موفقیتها و شکستها، ارزیابی دیگران بهصورت قضاوتی
۵. بیاعتمادی و مظنونپنداری نسبت به سیستمها
Paranoid ideation / Distrust of authority
دیدن توطئه یا ظلم سیستماتیک علیه افراد یا گروهها
۶. تأثیر احساسات در تحلیل اطلاعات واقعی
Affective reasoning / Emotional reasoning
تفسیر وقایع تاریخی و اقتصادی بر اساس احساسات و قضاوتهای شخصی
۷. تمرکز بر هویت قهرمانانه و بازسازی تاریخ بهصورت داستانی
Hero narrative / Historical idealization
بازسازی گذشته با تمرکز بر قهرمانها و مظلومنمایی آنها
➖➖➖➖➖
که کاملا این کار غیراخلاقی و از نظر علمی کاملا نادرسته.حتی یک ذره هم درست نیست از نظر علمی.
اما اینکارو میکنند برخی برای تخریب دیگران. متنشون رو میبرند هوش مصنوعی و میگن مشکل روانی نویسنده چیه و اونم بلافاصله لیست میکنه!
چنین افردی از چه واژهای استفاده کنم که کامل توصیف کنه؟ نمیگم روانی میگم حرامزادهاند.
پس این هشدار را جدی بگیرید:
برای پژوهش ناشناس، و کیس فرضی و آموزش مفاهیم اشکالی ندارد. ولی اگر برای سه موردی که نوشتم با هدف دیگری استفاده کنید باور کنید حرف من را، همه مردم دنیا (بدون استثنا) را با انواع اختلال روانی خواهید دید؛ که این درست نیست و روی خود شما هم تاثیر میگذارد. همین پیامهای من را بفرستید برای هوش مصنوعی و بنویسید این فرد چه مشکلات روانی دارد، چندتا مینویسه. هر پستی چه علمی چه خبری چه احساسی چه ادبی و غیره از هرکسی بفرستید، اختلال مینویسد؛ یعنی هوش مصنوعی توان بالقوهای برای برچسب زدن دارد. پس لطفا این کار را نکنید و تنها برای آموزش مفاهیم و زمینههای دیگر استفاده کنید.(برای خودتان هم اینکار را نکنید؛ هیچوقت؛ متن خودتان را به هوش مصنوعی ندهید و ننویسید مشکل روانی نویسنده چیست.تاثیر میگذاره روی شما)
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
تواناتک Tavaanatech
نابودی خاندان خسروشاهی به اتهام:
«تغییر ذائقه مردم از طریق تولید پفک و شیرخشک»!
از نسل عجايب صنعت اين سرزمين كه طی دو دهه ۴۰ و ۵۰ شمسی، چهره اقتصاد ايران را عوض كردند، يك و دو نفری بيشتر زنده نماندهاند؛ يكی از آنها حسن خسروشاهی مدیرعامل صنايع غذايی «مينو»…
«تغییر ذائقه مردم از طریق تولید پفک و شیرخشک»!
از نسل عجايب صنعت اين سرزمين كه طی دو دهه ۴۰ و ۵۰ شمسی، چهره اقتصاد ايران را عوض كردند، يك و دو نفری بيشتر زنده نماندهاند؛ يكی از آنها حسن خسروشاهی مدیرعامل صنايع غذايی «مينو»…
دستوراتی مناسب برای بحث در زمینه فیزیک
با توجه به اینکه بحث در زمینه فیزیک از هستی شناسی جدایی ناپذیر است ـ البته از نظر من اگر فرد کنجکاوی مناسبی داشته باشد ـ بنابراین تلاش کردم دستورات، پرسشهای هستیشناسی و متافیزیک را نیز پوشش دهند.
این دستورات را جایی ذخیره کنید و هر زمانی خواستید بحثی در زمینه فیزیک(معنی، مفهومشناسی، آموزش، فلسفهی دادهها و خلاصه فهم فیزیک) با هوش مصنوعی داشته باشید آن را در صفحه مورد نظر بفرستید؛ اگر بحث طول کشید پیشنهاد میکنیم هر ۱ ساعت چنین کنید.
همچنین میتوانید در حافظه هوش مصنوعی هم ذخیره کنید و هر چند رو حذف و دوباره اضافه کنید.
در اینجا ذخیره کردم➡️
#دستورات_فیزیک برای فهم فیزیک
با توجه به اینکه بحث در زمینه فیزیک از هستی شناسی جدایی ناپذیر است ـ البته از نظر من اگر فرد کنجکاوی مناسبی داشته باشد ـ بنابراین تلاش کردم دستورات، پرسشهای هستیشناسی و متافیزیک را نیز پوشش دهند.
این دستورات را جایی ذخیره کنید و هر زمانی خواستید بحثی در زمینه فیزیک(معنی، مفهومشناسی، آموزش، فلسفهی دادهها و خلاصه فهم فیزیک) با هوش مصنوعی داشته باشید آن را در صفحه مورد نظر بفرستید؛ اگر بحث طول کشید پیشنهاد میکنیم هر ۱ ساعت چنین کنید.
همچنین میتوانید در حافظه هوش مصنوعی هم ذخیره کنید و هر چند رو حذف و دوباره اضافه کنید.
در اینجا ذخیره کردم
#دستورات_فیزیک برای فهم فیزیک
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Telegraph
دستوراتی مناسب برای فیزیک
در هر صفحه برای ساعتی این دستورات هوش مصنوعی شما را دقیق میکنند در صفحه مورد نظر بنویسید یا به طور موقت در مموری ذخیره کنید: لطفا در این بحث پیش رو، بر اساس این دستورات پاسخ بده و بحث کن و تحلیل ارائه کن: ۱. تعریف دقیق مسئله پرسش یا ادعا باید کاملاً واضح،…
درگذشت استاد بهرام بیضایی فخر هنر و ادب و یکی از آموزگاران بزرگ قرن ما را خدمت ایرانیان به ویژه اهل هنر و ادب تسلیت میگوییم.
کانال افق رویداد
#بهرام_بیضایی
کانال افق رویداد
#بهرام_بیضایی
افــــــق رویـــــداد
درگذشت استاد بهرام بیضایی فخر هنر و ادب و یکی از آموزگاران بزرگ قرن ما را خدمت ایرانیان به ویژه اهل هنر و ادب تسلیت میگوییم. کانال افق رویداد #بهرام_بیضایی
در روز تولدش هم درگذشت.
روز تولد و مرگش هم هنرمندانه بود!
روز تولد و مرگش هم هنرمندانه بود!
تصور میکنم یک ده تایی پست در طول سالها از سخنان ایشان در کانالهای افق رویداد پست شده که کار سایر ادمینهاست.
با جست و جوی نام ایشان آنها را پیدا میکنید.
همچنین یک ویدئو از نقد جریان روشنفکری چپ توسط ایشان در کانال دیگر بازفرستادم.
https://t.me/ofoghroydadd/12405
https://t.me/ofoghroydadd/12406
با جست و جوی نام ایشان آنها را پیدا میکنید.
همچنین یک ویدئو از نقد جریان روشنفکری چپ توسط ایشان در کانال دیگر بازفرستادم.
https://t.me/ofoghroydadd/12405
https://t.me/ofoghroydadd/12406
زبان روزمره میتواند نشانههای پنهان اختلالات شخصیتی را آشکار کند
آیا ممکن است از طریق انتخاب واژههای روزمره افراد بتوان نشانههایی از عملکرد ناکارآمد شخصیتی آنها را شناسایی کرد؟ پژوهش اخیر نشان میدهد که پاسخ مثبت است و این نشانهها اغلب زودتر از آنچه تصور میکنیم قابل مشاهدهاند.
چه در پیام کوتاه، ایمیل طولانی، گفتوگوی دوستانه یا کامنتهای آنلاین، واژههای انتخاب شده بهطور خاموش الگوهای عمیقتر فکر، احساس و تعامل فرد با دیگران را بازتاب میدهند.
همه افراد دارای ویژگیهای شخصیتی هستند که در قالب الگوهای پایدار تفکر، احساس و رفتار بروز میکنند. وقتی این الگوها سخت، شدید یا مختلکننده شوند، ممکن است مشکلات مداوم در هیجانات، خودپنداره و روابط فرد ایجاد کنند.
در شدیدترین حالت، اختلالات شخصیتی پدید میآیند که باعث پریشانی و ناتوانی قابل توجه میشوند. اختلالات شخصیتی رایج شامل خودشیفتگی، ضداجتماعی و مرزی هستند.
همه ما کمی خودشیفتهایم؛ با این حال، عملکرد شخصیتی در یک طیف قرار دارد و بسیاری افراد ممکن است درجات خفیفتر دشواریها مانند نوسانات خلقی، منفینگری، تفکر سختگیرانه یا ویژگیهای تاریک مانند دستکاری و بیرحمی را نشان دهند.(دستکاری یعنی تاثیرگذاری اغواگرانه و کنترلکننده بر دیگران)
این الگوها غالبا پیش از بروز در رفتارها در نحوه صحبت یا نوشتن فرد نمود مییابند.
برخی نمونههای شدید هم وجود دارند. زبانشناسانی که نامههای شخصی جک اونترواگر، قاتل زنجیرهای اتریشی، را تحلیل کردند ـ که بهطور گسترده نمونهای کلاسیک از خودشیفتگی مخرب محسوب میشود ـ سطوح غیرمعمولی از زبان خودمحور، مانند استفاده مکرر از «من» و «خودم» را مشاهده کردند.
بهطور مشابه، نامههای دنیس رادر، قاتل زنجیرهای BTK (که مخفف bind, torture, kill است)، حاوی واژگانی برجسته، خودبزرگبینانه، منفعل و متمرکز بر سلطه بود.
روانشناسان مدتهاست میدانند برخی عادتهای زبانی عملکرد درونی فرد را نشان میدهند. افرادی که دچار پریشانی هستند، بهطور مداوم از زبان خودمحور و کلمات با بار منفی بیشتر استفاده میکنند، زیرا درونسازی زیادی دارند و احساس منفی تجربه میکنند.
کسانی که ویژگیهای تاریک شخصیتی دارند، زبان خصمانه، منفی و منفصل بیشتری به کار میبرند، از جمله کلمات ناسزا و خشم، در حالی که کمتر از اصطلاحات مرتبط با پیوند اجتماعی مانند «ما» استفاده میکنند.
این الگوها معمولا عمدی نیستند و به طور طبیعی ظهور میکنند، زیرا زبان بازتابدهنده توجه، احساس و تفکر است.
در پژوهش چهارگانهای با استفاده از تحلیل متنی محاسباتی ـ سه پژوهش که بخشی از تحقیق دکتری نویسنده بود ـ شواهد روشنی یافت شد که اختلال شخصیتی در ارتباطات روزمره اثر قابل تشخیصی بر جای میگذارد.
در یکی از این پژوهشها، با بررسی تحلیل متون نوشتاری درباره روابط نزدیک، کسانی که سطح بالاتری از اختلال شخصیتی داشتند، از زبانی خودمحور و فوری استفاده میکردند: «من نیاز دارم…»، «باید…»، «من هستم…». این همراه با افعال گذشته و واژههای منفی، بهویژه خشم، دیده شد و در عین حال از زبان صمیمانه و وابسته به دیگران مانند «ما»، «عشق» و «خانواده» کمتر بهره میبردند.
در پژوهشی دیگر، افرادی که شخصیتهای مشکلدار داشتند از کلمات با بار منفی بیشتر و متنوعتری استفاده کردند. حتی در گفتوگوهای عادی، زبان آنها حاکی از تمرکز بر احساسات منفی بود.
تحلیل ۶۷ هزار پست از افرادی با اختلال شخصیتی نشان داد افرادی که به خودآزاری میپرداختند، زبان منفی و محدودتری داشتند، بیشتر از خود حرف میزدند و از واژههای حاکی از اتصال اجتماعی کمتر بهره میبردند.
با استفاده از یک ابزار پیشرفته طبقهبندی باورهای خود، دریافتیم افرادی که اختلال شخصیتی دارند، باورهای خود را در انجمنهای گفتوگوی آنلاین بسیار بیشتر به اشتراک میگذارند و نوع واژگانشان بهطور عمیقی متفاوت است.
باورهای این افراد منفیتر، افراطیتر و متمرکز بر اختلال بود و شامل عباراتی مانند «سلامت روان من»، «علائم»، «تشخیص» و «دارو» میشد.
همچنین از واژههای هیجانی بیشتری مانند «افسرده»، «خودکشی» و «وحشت» استفاده میکردند و بیشتر بیانشان حول درد و آسیب متمرکز بود، شامل واژههایی مانند «آزاردهنده»، «ترک»، «زجر» و «رنج».
نکته مهم این است که هدف از شناخت این الگوهای زبانی تشخیص افراد نیست، بلکه مشاهده تغییرات زبانی است که میتواند نشانههای ظریف ارائه دهد. تغییرات ناگهانی در زبان به سمت خودمحوری، هیجان منفی، مطلقگرایی و انزوا میتواند علامتی از مشکل روانی فرد باشد. در تعاملات روزمره، شناسایی الگوهای خصمانه، منفی و انعطافناپذیر شناختی و هیجانی به تشخیص زودهنگام مشکلات کمک میکند.
🚀 @ofoghroydad
Charlotte Entwistle, Leverhulme Early Career Research Fellow in Psychology, University of Liverpool
آیا ممکن است از طریق انتخاب واژههای روزمره افراد بتوان نشانههایی از عملکرد ناکارآمد شخصیتی آنها را شناسایی کرد؟ پژوهش اخیر نشان میدهد که پاسخ مثبت است و این نشانهها اغلب زودتر از آنچه تصور میکنیم قابل مشاهدهاند.
چه در پیام کوتاه، ایمیل طولانی، گفتوگوی دوستانه یا کامنتهای آنلاین، واژههای انتخاب شده بهطور خاموش الگوهای عمیقتر فکر، احساس و تعامل فرد با دیگران را بازتاب میدهند.
همه افراد دارای ویژگیهای شخصیتی هستند که در قالب الگوهای پایدار تفکر، احساس و رفتار بروز میکنند. وقتی این الگوها سخت، شدید یا مختلکننده شوند، ممکن است مشکلات مداوم در هیجانات، خودپنداره و روابط فرد ایجاد کنند.
در شدیدترین حالت، اختلالات شخصیتی پدید میآیند که باعث پریشانی و ناتوانی قابل توجه میشوند. اختلالات شخصیتی رایج شامل خودشیفتگی، ضداجتماعی و مرزی هستند.
همه ما کمی خودشیفتهایم؛ با این حال، عملکرد شخصیتی در یک طیف قرار دارد و بسیاری افراد ممکن است درجات خفیفتر دشواریها مانند نوسانات خلقی، منفینگری، تفکر سختگیرانه یا ویژگیهای تاریک مانند دستکاری و بیرحمی را نشان دهند.(دستکاری یعنی تاثیرگذاری اغواگرانه و کنترلکننده بر دیگران)
این الگوها غالبا پیش از بروز در رفتارها در نحوه صحبت یا نوشتن فرد نمود مییابند.
برخی نمونههای شدید هم وجود دارند. زبانشناسانی که نامههای شخصی جک اونترواگر، قاتل زنجیرهای اتریشی، را تحلیل کردند ـ که بهطور گسترده نمونهای کلاسیک از خودشیفتگی مخرب محسوب میشود ـ سطوح غیرمعمولی از زبان خودمحور، مانند استفاده مکرر از «من» و «خودم» را مشاهده کردند.
بهطور مشابه، نامههای دنیس رادر، قاتل زنجیرهای BTK (که مخفف bind, torture, kill است)، حاوی واژگانی برجسته، خودبزرگبینانه، منفعل و متمرکز بر سلطه بود.
روانشناسان مدتهاست میدانند برخی عادتهای زبانی عملکرد درونی فرد را نشان میدهند. افرادی که دچار پریشانی هستند، بهطور مداوم از زبان خودمحور و کلمات با بار منفی بیشتر استفاده میکنند، زیرا درونسازی زیادی دارند و احساس منفی تجربه میکنند.
کسانی که ویژگیهای تاریک شخصیتی دارند، زبان خصمانه، منفی و منفصل بیشتری به کار میبرند، از جمله کلمات ناسزا و خشم، در حالی که کمتر از اصطلاحات مرتبط با پیوند اجتماعی مانند «ما» استفاده میکنند.
این الگوها معمولا عمدی نیستند و به طور طبیعی ظهور میکنند، زیرا زبان بازتابدهنده توجه، احساس و تفکر است.
در پژوهش چهارگانهای با استفاده از تحلیل متنی محاسباتی ـ سه پژوهش که بخشی از تحقیق دکتری نویسنده بود ـ شواهد روشنی یافت شد که اختلال شخصیتی در ارتباطات روزمره اثر قابل تشخیصی بر جای میگذارد.
در یکی از این پژوهشها، با بررسی تحلیل متون نوشتاری درباره روابط نزدیک، کسانی که سطح بالاتری از اختلال شخصیتی داشتند، از زبانی خودمحور و فوری استفاده میکردند: «من نیاز دارم…»، «باید…»، «من هستم…». این همراه با افعال گذشته و واژههای منفی، بهویژه خشم، دیده شد و در عین حال از زبان صمیمانه و وابسته به دیگران مانند «ما»، «عشق» و «خانواده» کمتر بهره میبردند.
در پژوهشی دیگر، افرادی که شخصیتهای مشکلدار داشتند از کلمات با بار منفی بیشتر و متنوعتری استفاده کردند. حتی در گفتوگوهای عادی، زبان آنها حاکی از تمرکز بر احساسات منفی بود.
تحلیل ۶۷ هزار پست از افرادی با اختلال شخصیتی نشان داد افرادی که به خودآزاری میپرداختند، زبان منفی و محدودتری داشتند، بیشتر از خود حرف میزدند و از واژههای حاکی از اتصال اجتماعی کمتر بهره میبردند.
با استفاده از یک ابزار پیشرفته طبقهبندی باورهای خود، دریافتیم افرادی که اختلال شخصیتی دارند، باورهای خود را در انجمنهای گفتوگوی آنلاین بسیار بیشتر به اشتراک میگذارند و نوع واژگانشان بهطور عمیقی متفاوت است.
باورهای این افراد منفیتر، افراطیتر و متمرکز بر اختلال بود و شامل عباراتی مانند «سلامت روان من»، «علائم»، «تشخیص» و «دارو» میشد.
همچنین از واژههای هیجانی بیشتری مانند «افسرده»، «خودکشی» و «وحشت» استفاده میکردند و بیشتر بیانشان حول درد و آسیب متمرکز بود، شامل واژههایی مانند «آزاردهنده»، «ترک»، «زجر» و «رنج».
نکته مهم این است که هدف از شناخت این الگوهای زبانی تشخیص افراد نیست، بلکه مشاهده تغییرات زبانی است که میتواند نشانههای ظریف ارائه دهد. تغییرات ناگهانی در زبان به سمت خودمحوری، هیجان منفی، مطلقگرایی و انزوا میتواند علامتی از مشکل روانی فرد باشد. در تعاملات روزمره، شناسایی الگوهای خصمانه، منفی و انعطافناپذیر شناختی و هیجانی به تشخیص زودهنگام مشکلات کمک میکند.
Charlotte Entwistle, Leverhulme Early Career Research Fellow in Psychology, University of Liverpool
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جهانبيني علمي و ترویج پرسشگری
کامرون دیاز، کراوس، جرویز، هاوکینگ، وودی الن، سارا سیلورمن، یان مک ایوان، پاول براون، تیم مینچین، بیل پلمن، موریسون، هرزاگ و مک کارتی
🚀 @ofoghclip
کامرون دیاز، کراوس، جرویز، هاوکینگ، وودی الن، سارا سیلورمن، یان مک ایوان، پاول براون، تیم مینچین، بیل پلمن، موریسون، هرزاگ و مک کارتی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
اگر قرار باشد حملهای رخ بدهد جنگ تمام عیار نخواهد بود.
حملات به نقاط و افراد خاصی خلاصه میشوند. بستگی به میزان دسترسی آمریکا به پناهگاههای سران رژیم نیز دارد. چون بدون شک بیشتر آنها مخفی میشوند.
اینجا احتمال دارد که اینترنت هم قطع شود.
در نهایت وقتی کار تمام شد احتمالا با چنین نتیجهای طرفیم:
کشته شدن برخی نیروها و سران سپاه
کشته شدن برخی سیاستمدارن رژیم
کشته شدن احتمالا رهبر رژیم
نابودی مقر و تجهیزات نیروهای سرکوبگر در برخی شهرها
از بین رفتن تجهیزات زیاد نظامی
اگر اسرائیل دخالت نکند، پس من بعید میدانم رژیم برای تلافی، پای اسرائیل را هم به میان بکشد.
با این فرض که چنین شود و اسرائیل دخالت نکند، آنگاه در مقابل، رژیم برای تلافی، به پرتاب موشک به اهداف آمریکایی (البته احتمالا مثل دفعات قبل از پیش تماس میزنند تا خالی کنند) بسنده میکند؛ چند صد تایی موشک پرتاب میکند بیشترشان رهگیری میشود یا وسط راه از کار میافتند برخی به هدف میخورند.
اینکه رژیم بخواهد چقدر صدمه بزند بستگی به این دارد که چقدر آسیب دیده باشد.
اگر خیلی زیاد، پس آسیب کمی خواهد زد؛ اگر خیلی کم، باز هم پس آسیب کمی خواهد زد.
در کل اگر آسیبی که به رژیم وارد شده زیاد تحقیر آمیز نباشد مثلا صرفا چند فرمانده سپاه کشته شده باشند، رژیم هم در تلافی مثل دفعات قبل عمل میکند یعنی عملا هیچکاری نمیکند. در کل در هیچ صورتی رژیم آسیب زیادی به پایگاههای آمریکایی نمیزند.
بسته به حذف افراد و سران کشور ممکن است مردم هم در این میان به خیابان بیایند.
اما در زمانی که اینترنت قطع است و مردم نمیدانند چه کسی کشته شده و وضعیت از چه قرار است، ممکن است اصلا از خانه بیرون نیایند.
مردم از طریق کانالهای ماهواره ممکن است همان موقع باخبر شوند اما این کاملا فرق میکند با حضور در اینترنت.
احتمالا در آن روزها، فراخوانهای شاهزاده پهلوی برای اعتراضات و پایین کشیدن رژیم، بسته به سطح حمله آمریکا و اینکه چه کسانی کشته شدهاند، تنظیم خواهد شد.
اگر حملهای که گفتیم رخ دهد، و سرانی حذف شوند، مهمترین پیامی که این اقدام دارد این خواهد بود که مردم و رژیم میفهمند دیگر کشتن مردم عادی در خیابان بدون تلافی نخواهد بود.
هرچقدر تعداد و رتبه این سران بیشتر و بالاتر باشد این پیام قویتر است و دفعه بعدی مردم با تعداد بیشتری بیرون میآیند.
حملات به نقاط و افراد خاصی خلاصه میشوند. بستگی به میزان دسترسی آمریکا به پناهگاههای سران رژیم نیز دارد. چون بدون شک بیشتر آنها مخفی میشوند.
اینجا احتمال دارد که اینترنت هم قطع شود.
در نهایت وقتی کار تمام شد احتمالا با چنین نتیجهای طرفیم:
کشته شدن برخی نیروها و سران سپاه
کشته شدن برخی سیاستمدارن رژیم
کشته شدن احتمالا رهبر رژیم
نابودی مقر و تجهیزات نیروهای سرکوبگر در برخی شهرها
از بین رفتن تجهیزات زیاد نظامی
اگر اسرائیل دخالت نکند، پس من بعید میدانم رژیم برای تلافی، پای اسرائیل را هم به میان بکشد.
با این فرض که چنین شود و اسرائیل دخالت نکند، آنگاه در مقابل، رژیم برای تلافی، به پرتاب موشک به اهداف آمریکایی (البته احتمالا مثل دفعات قبل از پیش تماس میزنند تا خالی کنند) بسنده میکند؛ چند صد تایی موشک پرتاب میکند بیشترشان رهگیری میشود یا وسط راه از کار میافتند برخی به هدف میخورند.
اینکه رژیم بخواهد چقدر صدمه بزند بستگی به این دارد که چقدر آسیب دیده باشد.
اگر خیلی زیاد، پس آسیب کمی خواهد زد؛ اگر خیلی کم، باز هم پس آسیب کمی خواهد زد.
در کل اگر آسیبی که به رژیم وارد شده زیاد تحقیر آمیز نباشد مثلا صرفا چند فرمانده سپاه کشته شده باشند، رژیم هم در تلافی مثل دفعات قبل عمل میکند یعنی عملا هیچکاری نمیکند. در کل در هیچ صورتی رژیم آسیب زیادی به پایگاههای آمریکایی نمیزند.
بسته به حذف افراد و سران کشور ممکن است مردم هم در این میان به خیابان بیایند.
اما در زمانی که اینترنت قطع است و مردم نمیدانند چه کسی کشته شده و وضعیت از چه قرار است، ممکن است اصلا از خانه بیرون نیایند.
مردم از طریق کانالهای ماهواره ممکن است همان موقع باخبر شوند اما این کاملا فرق میکند با حضور در اینترنت.
احتمالا در آن روزها، فراخوانهای شاهزاده پهلوی برای اعتراضات و پایین کشیدن رژیم، بسته به سطح حمله آمریکا و اینکه چه کسانی کشته شدهاند، تنظیم خواهد شد.
اگر حملهای که گفتیم رخ دهد، و سرانی حذف شوند، مهمترین پیامی که این اقدام دارد این خواهد بود که مردم و رژیم میفهمند دیگر کشتن مردم عادی در خیابان بدون تلافی نخواهد بود.
هرچقدر تعداد و رتبه این سران بیشتر و بالاتر باشد این پیام قویتر است و دفعه بعدی مردم با تعداد بیشتری بیرون میآیند.
اگر درگیری رخ بدهد شدت ضربه آمریکا تعیین میکند اینترنت خاموش شود یا نه و چه مدت.
ناگفته نماند لزوما تحرکات اخیر به معنای رخ دادن قطعی درگیری نیست، بلکه احتمالش بیشتر است.
مثلا ممکن است بعد از چند روز به جای درگیری، این جملات را ببینیم :
اگر ما ناوهایمان را به منطقه نمیفرستادیم آنها بازداشت شدگان را «اعدام» میکردند.
یا این: اگر فشار نمیآوردیم ـ اگر چماق نشان نمیدادیم ـ «حاضر به مذاکره» نمیشدند.(استفاده از قدرتنمایی برای مذاکره)
ناگفته نماند لزوما تحرکات اخیر به معنای رخ دادن قطعی درگیری نیست، بلکه احتمالش بیشتر است.
مثلا ممکن است بعد از چند روز به جای درگیری، این جملات را ببینیم :
اگر ما ناوهایمان را به منطقه نمیفرستادیم آنها بازداشت شدگان را «اعدام» میکردند.
یا این: اگر فشار نمیآوردیم ـ اگر چماق نشان نمیدادیم ـ «حاضر به مذاکره» نمیشدند.(استفاده از قدرتنمایی برای مذاکره)
اسم کاری که ترامپ احتمالا انجام دهد جنگ نیست؛ درگیری هم نیست.
اگر رخ داد، صداش کنید عملیات ویژه.
هم حقیقته اگر رخ بده، هم تحقیر کننده هست برای رژیم، هم امیدبخشه برای مردم.
میخواهند با سواستفاده از واژه جنگ مانع از حضور مردم در خیابان شوند؛ درحالی که جنگی در کار نیست.
هیچ جنگی در کار نیست؛ این اگر رخ بدهد، یک عملیات ویژه است.
اگر رخ داد، صداش کنید عملیات ویژه.
هم حقیقته اگر رخ بده، هم تحقیر کننده هست برای رژیم، هم امیدبخشه برای مردم.
میخواهند با سواستفاده از واژه جنگ مانع از حضور مردم در خیابان شوند؛ درحالی که جنگی در کار نیست.
هیچ جنگی در کار نیست؛ این اگر رخ بدهد، یک عملیات ویژه است.
وقتی جایی را میگیرید پرچم ملی ایرانیان رو برافراشته کنید.
این پرچم لزوما متعلق به گروه خاصی نیست و ملی است و متعلق به مردمان ایرانی است؛ مردمانی با زبانهای مختلف که در ایران زندگی میکنند. ایران همیشه چه در دوره هخامنشی چه قبلتر و بعدتر مشتکل از اقوام و زبانهای مختلف بوده است. از نظر زبانی ما همیشه متنوع بودهایم و از نظر ژنتیکی یا به اصطلاح خون، ما از یک جمعیت مشترک در پنج هزار سال پیش میآییم که آن جمعیت نیز غالبا از سه جمعیت دیگر میآید. این یعنی همه ما(حتی بخشهایی که اخیرا از ایران جدا شدند هم) تا دستکم چند هزار سال پیش، تبار و ریشه مشترکی داریم؛ فارغ از زبانهای متفاوتمان برادر و خواهریم. به ما میگویند مردمان ایرانی.
بعدا چه جلوی عثمانیها توسط مردمان کرمانشاه و کردستان در دوره صفوی و نادری، چه جلوی روس ها توسط آذریها در دوره قاجار، این پرچم همواره حمل میشده و مزین به شیر و خورشید بوده و سه رنگ فعلی هم در دوره قاجار تثبیت شده است. یعنی مقاومت تبریز جلوی روسها با همین پرچم بود. از دیرباز شیر خورشید بوده است، اینکه بعدا تصمیم بگیرید چه رنگی داشته باشد یا همین رنگ بماند به مردم در آینده بستگی دارد نه به ما در الان.ما مسئولیتی دیگر داریم که متوجه آن هستید.
به ویژه روی سخنم با ایرانیان در شهرهای استانهای مرزی است؛
تا به هیچ کسی بهانه ندهید؛ تا قیام از هم نپاشد.
بقیه مردم ایران اگر بفهمند و ببینند فکر دیگری جز مبارزه با رژیم و آزادی میهن و رفراندوم در میان است به خانه برمیگردند، و شما تنها میشوید سرکوب میشوید.
این نکته کوچک، اما ظریف است و مهم؛ پرچمِ متحد، واقعا نمادی نیرومند است و باعث همبستگی شدید و امیدواری زیاد میشود.
پس وقتی جایی را گرفتید نمادهای ملی و شعارهای ملی را پخش کنید نه اینکه حرکتی کنید که تفرقه بیاندازد و همه را سردرگم و ناامید کند
سام
تصویر: میهنپرستان تبریزی در اطراف شهر سنگربندی کرده و آماده دفاع از میهن هستند و قوای روس در حال نزدیک شدن به تبریز؛ در مرکز تصویر جوانمرد تبریزی میل پرچم شیر و خورشید نشان ایران را با دو دست گرفته و افراشته نگه داشته.
این پرچم لزوما متعلق به گروه خاصی نیست و ملی است و متعلق به مردمان ایرانی است؛ مردمانی با زبانهای مختلف که در ایران زندگی میکنند. ایران همیشه چه در دوره هخامنشی چه قبلتر و بعدتر مشتکل از اقوام و زبانهای مختلف بوده است. از نظر زبانی ما همیشه متنوع بودهایم و از نظر ژنتیکی یا به اصطلاح خون، ما از یک جمعیت مشترک در پنج هزار سال پیش میآییم که آن جمعیت نیز غالبا از سه جمعیت دیگر میآید. این یعنی همه ما(حتی بخشهایی که اخیرا از ایران جدا شدند هم) تا دستکم چند هزار سال پیش، تبار و ریشه مشترکی داریم؛ فارغ از زبانهای متفاوتمان برادر و خواهریم. به ما میگویند مردمان ایرانی.
بعدا چه جلوی عثمانیها توسط مردمان کرمانشاه و کردستان در دوره صفوی و نادری، چه جلوی روس ها توسط آذریها در دوره قاجار، این پرچم همواره حمل میشده و مزین به شیر و خورشید بوده و سه رنگ فعلی هم در دوره قاجار تثبیت شده است. یعنی مقاومت تبریز جلوی روسها با همین پرچم بود. از دیرباز شیر خورشید بوده است، اینکه بعدا تصمیم بگیرید چه رنگی داشته باشد یا همین رنگ بماند به مردم در آینده بستگی دارد نه به ما در الان.ما مسئولیتی دیگر داریم که متوجه آن هستید.
به ویژه روی سخنم با ایرانیان در شهرهای استانهای مرزی است؛
تا به هیچ کسی بهانه ندهید؛ تا قیام از هم نپاشد.
بقیه مردم ایران اگر بفهمند و ببینند فکر دیگری جز مبارزه با رژیم و آزادی میهن و رفراندوم در میان است به خانه برمیگردند، و شما تنها میشوید سرکوب میشوید.
این نکته کوچک، اما ظریف است و مهم؛ پرچمِ متحد، واقعا نمادی نیرومند است و باعث همبستگی شدید و امیدواری زیاد میشود.
پس وقتی جایی را گرفتید نمادهای ملی و شعارهای ملی را پخش کنید نه اینکه حرکتی کنید که تفرقه بیاندازد و همه را سردرگم و ناامید کند
سام
تصویر: میهنپرستان تبریزی در اطراف شهر سنگربندی کرده و آماده دفاع از میهن هستند و قوای روس در حال نزدیک شدن به تبریز؛ در مرکز تصویر جوانمرد تبریزی میل پرچم شیر و خورشید نشان ایران را با دو دست گرفته و افراشته نگه داشته.
افــــــق رویـــــداد pinned «اسم کاری که ترامپ احتمالا انجام دهد جنگ نیست؛ درگیری هم نیست. اگر رخ داد، صداش کنید عملیات ویژه. هم حقیقته اگر رخ بده، هم تحقیر کننده هست برای رژیم، هم امیدبخشه برای مردم. میخواهند با سواستفاده از واژه جنگ مانع از حضور مردم در خیابان شوند؛ درحالی که جنگی…»
۱۸ و ۱۹ دی ماه «میلیونها» نفر در ایران به خیابان آمدند.
شهرها دست مردم بود.
تا اینکه گروهی، مردم غیرمسلح را به رگبار گلوله بستند. از فاصله دور و نزدیک به سالم و زخمی، پیر و جوان، زن و مرد و کودک، تیر زدند.
گواه این ادعای من هزاران ویدئو و تصویر و صداست.
تا اینجا گفته میشود ۴۵ هزار نفر کشته شدهاند.
اما هنوز ۹۰ میلیون نفر دیگر باقی مانده است. اگر تف کنید، آنها را سیل میبرد. هیچ قدرتی جلودار شما نیست وقتی که با هم باشید.
هنوز میتوان حماسه آفرید. میتوان کشور را آزاد کرد، میتوان انتقام گرفت و عدالت را اجرا کرد.
رحم نکردند، وقتی فرصتش پیش آمد، در خیابان که حضور یافتید، شما هم رحم نکنید.
شهرها دست مردم بود.
تا اینکه گروهی، مردم غیرمسلح را به رگبار گلوله بستند. از فاصله دور و نزدیک به سالم و زخمی، پیر و جوان، زن و مرد و کودک، تیر زدند.
گواه این ادعای من هزاران ویدئو و تصویر و صداست.
تا اینجا گفته میشود ۴۵ هزار نفر کشته شدهاند.
اما هنوز ۹۰ میلیون نفر دیگر باقی مانده است. اگر تف کنید، آنها را سیل میبرد. هیچ قدرتی جلودار شما نیست وقتی که با هم باشید.
هنوز میتوان حماسه آفرید. میتوان کشور را آزاد کرد، میتوان انتقام گرفت و عدالت را اجرا کرد.
رحم نکردند، وقتی فرصتش پیش آمد، در خیابان که حضور یافتید، شما هم رحم نکنید.
عملیات ویژه ترامپ در صورت رخ دادن چه سودی برای مردم دارد؟
همیشه احساس خوبی به مردم دست میدهد، اینکه غاصبان و قاتلان این کشور گوشمالی شوند.
این جنگ نیست. هیچ جنگی در راه نیست. در صورت رخ دادن این عملیات ویژه، آنها نقاط و افراد خاصی را میزنند، اینها هم چند موشک پرتاب میکنند و احتمالا تنها همین.
اما همیشه باید سناریوهای دیگر را هم مد نظر داشته باشیم؛ خود آمریکا میگوید هدفش تغییر رژیم با زور یعنی با عملیات ویژه یا حتی جنگ نیست. ولی ما نه اینکه امیدوار به این باشیم که خلافش رخ بدهد و واقعا قصدشان بشود ساقط کردن حکومت، بلکه گوشه ذهنمان این هم نگه میداریم.
پس بیشتر به نظر میرسد میخواهند دو هدف را پیش ببرند تا اینکه به زور حکومت را عوض کنند:
الف: تنبیه افرادی که دستور به قتل و عام ۴۰ هزار الی ۵۰ هزار ایرانی دادهاند.
این کار به تنهایی باعث میشود رژیم متوجه شود سرکوب به این صورت هزینه بسیار سنگینی برایش دارد و دفعه بعد مردم کمتری را بکشد. همچنین این باعث میشود مردم جسور شوند و احساس کنند اگر دفعه بعد به خیابان بروند احتمال آسیب دیدنشان کمتر است چون پشتوانه نظامی دارند. و همچنین ممکن است در میانه اجرای عملیات، مردم به خیابان بیایند و کاری کنند. این یعنی حتی همین سطح از این عملیات هم امکان سقوط نظام را پیش میکشد ـ از طریق مردم. اما من به شما میگویم طوری امید نداشته باشید به این مورد که وقتی رخ نداد توی دلتان خالی شود و نا امید شوید؛ بلکه من میگویم هوشمندانه و با هوشیاری و آگاهی مناسب این گزینه را زیر نظر داشته باشید، یک امید واقع بینانه داشته باشید؛ نه ناامیدی کامل نه امید بیش از حد، داشته باشید. این رویکرد مناسبی است که پیشنهاد میکنم از نظر ذهنی به خود بگیرید.
ب: زدن تجهیزات سرکوب و مقر نیروهای سرکوب و دستگاههای امنیتی اطلاعاتی.
این مورد نیز احتمالا در صورت انجام عملیات ویژه همزمان با مورد قبلی رخ بدهد. از گزینه پیشین احتمالش کمتر است. این یکی هم در صورت انجام، همان نتایج بالا را در پی دارد که نوشتم؛ فقط سطوحش بیشتر است. یعنی اگر مورد «الف» باعث امیدواری و شادی و جسارت میشود، انجام همزمان این مورد یعنی «ب»، باعث شدت بیشتری از این احساسات میشود و احتمال حرکت مردم و سقوط نظام با انجام این یکی بالاتر هم میرود هر چند در آخر به واکنش مردم بستگی دارد که از این فرصت استفاده کنند یا نه. در مورد این یکی هم همان پیشنهاد قبلی را میدهم؛ واقع بین باشید تا بعدا ناامید نشوید.
ج: با هدف سقوط رژیم؛ حتی اگر دو مورد بالا با هم رخ بدهد، به احتمال زیاد هدف آمریکا مستقیما سقوط رژیم نیست. این گزینه صرفا یک گزینه ۱ درصدی در کنار دو گزینه بالاست. که احتمالش نه صفر است نه از نظر من بیشتر از ۱ درصد. پس این ادعا که آمریکا آمده تا رژیم را تغییر دهد، زیر ۱ درصد احتمال دارد. بنابراین به این مورد یعنی ج اصلا دل نبندید.
نتیجه اینکه اگر یک یا دو گزینه الف و ب رخ بدهند این یعنی قصد آمریکا گوشمالی یا مجازات و همچنین هموار کردن راه برای ادامه انقلاب مردم است؛ «تقریبا» هیچ احتمالی برای این گفته که آمریکا میخواهد خودش رژیم را ساقط کند وجود ندارد.
یعنی اگر قرار است از کارت ترامپ در صورت رخ دادن، استفاده کنید پس بدانید سطوحش و کارکردش در اندازه «الف» و «ب» است، نه «ج». برای رخ دادن «ج» یعنی سقوط این دیکتاتوری، فقط باید خودتان دست به کار شوید.
سام
همین نوشته به صورت رسمیتر
همیشه احساس خوبی به مردم دست میدهد، اینکه غاصبان و قاتلان این کشور گوشمالی شوند.
این جنگ نیست. هیچ جنگی در راه نیست. در صورت رخ دادن این عملیات ویژه، آنها نقاط و افراد خاصی را میزنند، اینها هم چند موشک پرتاب میکنند و احتمالا تنها همین.
اما همیشه باید سناریوهای دیگر را هم مد نظر داشته باشیم؛ خود آمریکا میگوید هدفش تغییر رژیم با زور یعنی با عملیات ویژه یا حتی جنگ نیست. ولی ما نه اینکه امیدوار به این باشیم که خلافش رخ بدهد و واقعا قصدشان بشود ساقط کردن حکومت، بلکه گوشه ذهنمان این هم نگه میداریم.
پس بیشتر به نظر میرسد میخواهند دو هدف را پیش ببرند تا اینکه به زور حکومت را عوض کنند:
الف: تنبیه افرادی که دستور به قتل و عام ۴۰ هزار الی ۵۰ هزار ایرانی دادهاند.
این کار به تنهایی باعث میشود رژیم متوجه شود سرکوب به این صورت هزینه بسیار سنگینی برایش دارد و دفعه بعد مردم کمتری را بکشد. همچنین این باعث میشود مردم جسور شوند و احساس کنند اگر دفعه بعد به خیابان بروند احتمال آسیب دیدنشان کمتر است چون پشتوانه نظامی دارند. و همچنین ممکن است در میانه اجرای عملیات، مردم به خیابان بیایند و کاری کنند. این یعنی حتی همین سطح از این عملیات هم امکان سقوط نظام را پیش میکشد ـ از طریق مردم. اما من به شما میگویم طوری امید نداشته باشید به این مورد که وقتی رخ نداد توی دلتان خالی شود و نا امید شوید؛ بلکه من میگویم هوشمندانه و با هوشیاری و آگاهی مناسب این گزینه را زیر نظر داشته باشید، یک امید واقع بینانه داشته باشید؛ نه ناامیدی کامل نه امید بیش از حد، داشته باشید. این رویکرد مناسبی است که پیشنهاد میکنم از نظر ذهنی به خود بگیرید.
ب: زدن تجهیزات سرکوب و مقر نیروهای سرکوب و دستگاههای امنیتی اطلاعاتی.
این مورد نیز احتمالا در صورت انجام عملیات ویژه همزمان با مورد قبلی رخ بدهد. از گزینه پیشین احتمالش کمتر است. این یکی هم در صورت انجام، همان نتایج بالا را در پی دارد که نوشتم؛ فقط سطوحش بیشتر است. یعنی اگر مورد «الف» باعث امیدواری و شادی و جسارت میشود، انجام همزمان این مورد یعنی «ب»، باعث شدت بیشتری از این احساسات میشود و احتمال حرکت مردم و سقوط نظام با انجام این یکی بالاتر هم میرود هر چند در آخر به واکنش مردم بستگی دارد که از این فرصت استفاده کنند یا نه. در مورد این یکی هم همان پیشنهاد قبلی را میدهم؛ واقع بین باشید تا بعدا ناامید نشوید.
ج: با هدف سقوط رژیم؛ حتی اگر دو مورد بالا با هم رخ بدهد، به احتمال زیاد هدف آمریکا مستقیما سقوط رژیم نیست. این گزینه صرفا یک گزینه ۱ درصدی در کنار دو گزینه بالاست. که احتمالش نه صفر است نه از نظر من بیشتر از ۱ درصد. پس این ادعا که آمریکا آمده تا رژیم را تغییر دهد، زیر ۱ درصد احتمال دارد. بنابراین به این مورد یعنی ج اصلا دل نبندید.
نتیجه اینکه اگر یک یا دو گزینه الف و ب رخ بدهند این یعنی قصد آمریکا گوشمالی یا مجازات و همچنین هموار کردن راه برای ادامه انقلاب مردم است؛ «تقریبا» هیچ احتمالی برای این گفته که آمریکا میخواهد خودش رژیم را ساقط کند وجود ندارد.
یعنی اگر قرار است از کارت ترامپ در صورت رخ دادن، استفاده کنید پس بدانید سطوحش و کارکردش در اندازه «الف» و «ب» است، نه «ج». برای رخ دادن «ج» یعنی سقوط این دیکتاتوری، فقط باید خودتان دست به کار شوید.
سام
همین نوشته به صورت رسمیتر
افــــــق رویـــــداد
عملیات ویژه ترامپ در صورت رخ دادن چه سودی برای مردم دارد؟ همیشه احساس خوبی به مردم دست میدهد، اینکه غاصبان و قاتلان این کشور گوشمالی شوند. این جنگ نیست. هیچ جنگی در راه نیست. در صورت رخ دادن این عملیات ویژه، آنها نقاط و افراد خاصی را میزنند، اینها هم چند…
دوستان اگر من در مورد گزینه ج اشتباه کنم این میشود زیباترین اشتباه تاریخ تحلیل سیاسی در ایران؛ مگر غیر از این است!
من نمیتوانم بنویسم مردم آسوده بخوابید که ترامپ بیدار است و در راه است و نیازی نیست کاری کنید!
بلکه مینویسم: مردم «اگر» حملهای رخ دهد این احتمال وجود دارد که به هموارتر شدن مسیر انقلاب شما کمک کند، از این موضوع و تبعاتش و چگونگیاش آگاه باشید و استفاده کنید.
اینگونه تحلیل میکنند.
وقتی داده شفاف علمی وجود ندارد، تنها کار درست، سناریوسازی احتمالاتی است؛ نه سکوت و نه قطعیتگویی.
این روش منطقی است، شناختهشده و معتبر است، و من هم رفته رفته آن را آموختهام.
وضعیتی که ما هر بار با آن طرفیم، به این شکل است:
داده خام قابل راستیآزمایی بسیار کم است، بازیگران عمدا اطلاعات را پنهان یا دستکاری میکنند، و پیامد تصمیمها بسیار بزرگ است. در چنین شرایطی تحلیل آماری کلاسیک عملا فلج میشود و هر کس ادعای تحلیل قطعی کند، یا سادهلوح است یا در حال پروپاگاندا.
به همین دلیل، حتی یک ثانیه مانده به یک جنگ یا رویداد مهم، من در نوشتههایم همیشه از واژههایی مثل «احتمالا»، «شاید» و «ممکن است» استفاده میکنم و سناریوهای مختلف را تا جایی که ذهنم میتواند پردازش کند، با تکیه بر دانش، تجربه، و شناختی که از کشور و منطقه دارم، پیش میکشم. نه با قطعیتگویی، بلکه با سناریوبازی و تحلیل منطقی.
تحلیل خطی نمیکنم، شبکهسازی میکنم، چند وجهی نگاه میکنم، نه تک بعدی.
این کار باعث میشود که احتمال خطا به حداقل برسد و وزن شانس در نتیجهی تحلیل کاهش یابد(یعنی با این روش، اگر تحلیلی از شما درست از آب در آمد آنگاه کمتر کسی میتواند بگوید شانسی بود).
من نمیتوانم بنویسم مردم آسوده بخوابید که ترامپ بیدار است و در راه است و نیازی نیست کاری کنید!
بلکه مینویسم: مردم «اگر» حملهای رخ دهد این احتمال وجود دارد که به هموارتر شدن مسیر انقلاب شما کمک کند، از این موضوع و تبعاتش و چگونگیاش آگاه باشید و استفاده کنید.
اینگونه تحلیل میکنند.
وقتی داده شفاف علمی وجود ندارد، تنها کار درست، سناریوسازی احتمالاتی است؛ نه سکوت و نه قطعیتگویی.
این روش منطقی است، شناختهشده و معتبر است، و من هم رفته رفته آن را آموختهام.
وضعیتی که ما هر بار با آن طرفیم، به این شکل است:
داده خام قابل راستیآزمایی بسیار کم است، بازیگران عمدا اطلاعات را پنهان یا دستکاری میکنند، و پیامد تصمیمها بسیار بزرگ است. در چنین شرایطی تحلیل آماری کلاسیک عملا فلج میشود و هر کس ادعای تحلیل قطعی کند، یا سادهلوح است یا در حال پروپاگاندا.
به همین دلیل، حتی یک ثانیه مانده به یک جنگ یا رویداد مهم، من در نوشتههایم همیشه از واژههایی مثل «احتمالا»، «شاید» و «ممکن است» استفاده میکنم و سناریوهای مختلف را تا جایی که ذهنم میتواند پردازش کند، با تکیه بر دانش، تجربه، و شناختی که از کشور و منطقه دارم، پیش میکشم. نه با قطعیتگویی، بلکه با سناریوبازی و تحلیل منطقی.
تحلیل خطی نمیکنم، شبکهسازی میکنم، چند وجهی نگاه میکنم، نه تک بعدی.
این کار باعث میشود که احتمال خطا به حداقل برسد و وزن شانس در نتیجهی تحلیل کاهش یابد(یعنی با این روش، اگر تحلیلی از شما درست از آب در آمد آنگاه کمتر کسی میتواند بگوید شانسی بود).
افــــــق رویـــــداد pinned «عملیات ویژه ترامپ در صورت رخ دادن چه سودی برای مردم دارد؟ همیشه احساس خوبی به مردم دست میدهد، اینکه غاصبان و قاتلان این کشور گوشمالی شوند. این جنگ نیست. هیچ جنگی در راه نیست. در صورت رخ دادن این عملیات ویژه، آنها نقاط و افراد خاصی را میزنند، اینها هم چند…»