‏اکنون آرام تر بنظر می‌رسم، اما چراغی در دلم خاموش شد که دوست داشتم تا ابد روشن بماند.
1
‏بمونم خونه overthink ميكنم، برم بيرون overpay.
1
من برای تمام احتمالات زندگی خسته‌م.
1
‏اوضاع از تراپی گذشته من باید uninstall شم.
1
‏تفریحات من با کسی که توی ICU بستریه، یکسانه.
1
🖤
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
جوانی ما صرف دوام آوردن شد؛ نه زندگی.
1
‏چقدر دختر بودن سخته، همش دلت میخواد یه چیزی بخری.
1
‏واقعا امیدوارم یه اتفاق خوبی در آینده‌ا‌م باشه که این همه درد رو توجیه کنه.
1
‏اگر اتفاق خوبی نیوفته، از خیر اینکه شاید دیگه یه روز بهتری بیاد می‌گذرم، دست از امیدوار بودن برمیدارم و می‌پذیرم که یک زندگی داشتم و اونم این‌ شکلی شد. بالاخره دنیا که عدالت نداره و نمی‌شد که همه خوشبخت باشن. اونی که باید تو سیاهی می‌موند نوبتش برای ما بود.
2
دختر توجه، گل و بوس میخاد. ‏وفاداری و صداقت وظیفه‌س.
1
‏من بلدم چطوری یکی رو دوست داشته باشم، اما نمیدونم چطوری باور کنم کسی دوستم داره.
1
من تا همین‌جا می‌تونستم امیدوار باشم؛ دیگه نمی‌تونم.
1
Forwarded from موج،
‏بعضی وقتا مرورم کن.
‏یادت بیار که چقدر واست جنگیدم، چقدر واست دوییدم، چقدر واست ذوق داشتم، چقدر دوستت داشتم، چقدر واقعی بودم، و تو همشو نابود کردی.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
ولی من واقعا خسته شدم از جنگیدن برای چیزهایی که بقیه به راحتی دارنش.
1
‏بله می‌گذره و میره، اما روح و ذوقت کشته میشه.
1
‏من واقعا می‌ترسم.
از این‌که هیچ‌وقت این اوضاع درست نشه، از این‌که اینترنت همین‌ جوری بمونه، از این‌که هیچ‌وقت نتونم مهاجرت کنم، از این‌که هیچ‌وقت نتونم زندگی مستقل خودمو بسازم، از این‌که هیچ‌وقت رنگ خوشی رو‌ نبینم.
‏من می‌ترسم از این‌که این تاریکی تموم نشه.
‏دیر شده؛ تقریباً برای همه‌ چیز دیر شده.