جنگیدن، جنگیدن، جنگیدن. من از جنگیدن تا سر حد مرگ برای به دست آوردن هرچیز، حتی چیزهای بسیار کوچک، خستهام.
حس میکنم گرفتار شدم. تو خونه، بیرون از خونه، تو خواب و بیداری. تنها یا با آدمها. من حس میکنم گیر افتادم.
و یهو تبدیل شدم به کسی که دیر جواب میده، تنهایی رو ترجیح میده، اگر انرژی منفی حس کنم، ناپدید میشم و اگر دیگه باهم در ارتباط نباشیم، برام اهمیتی نداره.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
تو اختیار داری هر تصمیمی میخوای بگیری، ولی من شرایطی رو ایجاد میکنم که مجبور بشی تصمیمی که من میخوام رو بگیری!
این کاریه که روزانه پدر و مادر، رئیس شرکت، پارتنرتون و هزاران آدم در برابر شما میکنن.
این کاریه که روزانه پدر و مادر، رئیس شرکت، پارتنرتون و هزاران آدم در برابر شما میکنن.