آدم به خودش میاد میبینه چقدر عزیز داره که برای جونشون نگرانه، چقدر دلیل برای زنده بودن داره، چقدر میترسه.
از گفتن «مواظب خودت باش» به آدمای مورد علاقه زندگیم خستم؛ کاش خودم میتونستم مراقب همشون باشم.
از مردن نمیترسم، از زندگی تو جنگ، از قحطی، از زیر آوار موندن، و از همه مهمتر، از از دست دادن عزیزانم میترسم.
یه دقیقه دیگه تو این شهر معلوم نیست کی زندهاس، کی مُرده..
اگه قرار باشه من یه دقیقه دیگه زنده باشم،
دلم میخواد یه چیزایی بهت بگم؛
من خیلی تورو، چشماتو، صداتو، خندههاتو، قشنگیاتو و بودنت تو زندگیمو دوست دارم.
اگه قرار باشه من یه دقیقه دیگه زنده باشم،
دلم میخواد یه چیزایی بهت بگم؛
من خیلی تورو، چشماتو، صداتو، خندههاتو، قشنگیاتو و بودنت تو زندگیمو دوست دارم.
1