نشستی داری کاراتو میکنی، یهو به این فکر میکنی کاش هیچوقت وجود نداشتی، نه اینکه بمیری، کلا از ابتدا وجود نداشتی.
من دلم میخواد یک بار بخوام، بشه.
همون موقع که ذوقشو دارم، بشه.
همون وقتی که منتظرشم، بشه.
نه دیگه وقتی که بیخیالش شدم.
همون موقع که ذوقشو دارم، بشه.
همون وقتی که منتظرشم، بشه.
نه دیگه وقتی که بیخیالش شدم.
از یه سنی به بعد
شما دیگه وقت نداری بشینی گریه کنی
مجبوری همراه با اشک ریختن رانندگی کنی، ظرف بشوری، سرکار بری یا به بقیه کارای عقب موندت برسی.
شما دیگه وقت نداری بشینی گریه کنی
مجبوری همراه با اشک ریختن رانندگی کنی، ظرف بشوری، سرکار بری یا به بقیه کارای عقب موندت برسی.
وقتی تلاش میکنی برای برگردوندن صمیمت از دست رفته، یه بار دیگه متوجه میشی که چرا از دست رفته بود.