OFF
88.7K subscribers
4.46K photos
1.19K videos
42 links
من همونیم که فراموش شدم
Download Telegram
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
من بامزه نیستم از شدت فشار زندگی کصخل شدم.
بزرگسالی یعنی پذیرش اینکه همینه دیگه، کاریش نمیشه کرد.
اون زخم رو پذیرفتم، اما با هر اتفاقی برمیگردم واسش سوگواری میکنم که اگه اون زخم نبود اینجور نمی‌شد.
چقدر گفتیم "مهم نیست" اما از درون نابود شدیم.
به حسم خیلی بیشتر از حرف‌ها، قول‌ها، باور دورویی‌ها و رفتارهای به ظاهر خوب اعتماد دارم.
آره حیف بودش ولی بیا واقع بین باشیم.
تظاهر می‌کنم‌ که قوی ام، اما قلبم هر روز گریه می‌کند.
هر کس به اندازه‌ای که دوستت داره تورو میبینه..‌
‏تلاش بیهوده نکن!
شد شد
‏نشد؟ نشد هم نشد
‏راستش من دیگه حوصله ندارم کار خاصی کنم.
کاش دایناسور بودم، نه کاری نه زندگی‌ای، فقط منقرض می‌شدم.
‏تو هیچ گناهی نداری، بعضی وقتا واقعاً نمیشه!
عمیقا از جمله "سخت میگیری" متنفرم.
یه جایی هم باطری اجتماعی بودنت تموم میشه.
پذیرفتن به معنی کم کردن دردش نیست. من خیلی چیز‌ها رو پذیرفتم اما هر روز بابتشون درد می‌کشم.
دیگه هیچی نمیتونه منو ناراحت کنه چون تقریبا همه‌ی اتفاقا افتاده.
هم میگذره، هم درس میشه ولی تو اون آدم قبلی نمیشی دیگه..
‏شکست عشقی قدیمی شده، مشکلات خانوادگی بیشتر از هر چیزی آدم رو به هم میریزه.
یه حرف انقدر میتونه سنگین باشه که کل جسم و پوست و روحتو بهم بریزه.