یه چیزای الکی و سادهای تو زندگی برامون حسرته که باورم نمیشه. بعضی وقتا منتظرم این کابوس تموم شه و بیدار شم و ببینم اینقدراهم بد نیست همه چیز.
Forwarded from 𝘓𝘪𝘮𝘪𝘯𝘢𝘭.
Offhand
عیبی نداره، کاریه که شده.
من بعد از اینکه بخاطرش دو روز کامل گریه کردم:
این قضیه که در یه جایی به روت باز باشه و دوست داشته باشن خیلی بامزه و دلگرم کنندهاس.
کاش میشد اخر هفتهها علاوه بر اتاقم مغزم رو هم مرتب کنم، حداقل یه دو روزی مرتب و آروم باشه.
به حدی حوصلم سررفته که ممکنه برم به اون سگی که نباید بگم دلام، دلم تنگ شده برات!