عهدی که انسان با خدا در عالم میثاق بسته چیست؟
بگذارید از کلمات خود معصومین استفاده کنیم که آن عهد چیست. شما بعد از زیارت آل یاسین در مفاتیح ببینید، آنجا گفته است این عهدی که ما با اهل بیت داشتیم چه بوده است. «وَ هُوَ عَهْدِی إِلَیْکَ وَ مِیثَاقِی لَدَیْک»[۱] آن عهدی که ما داشتیم این است «فَأَبْذُلُ نَفْسِی وَ مَالِی وَ وُلْدِی وَ أَهْلِی وَ جَمِیعَ مَا خَوَّلَنِی رَبِّی بَیْنَ یَدَیْکَ»[۲]
عهد این بوده است «فَأَبْذُلُ نَفْسِی» جان خود را، مال خود را، «وَ وُلْدِی» فرزند خود را، «وَ أَهْلِی» خانوادهی خود را، «وَ جَمِیعَ مَا خَوَّلَنِی رَبِّی» هر امکانات و سرمایهای که خدا به من داده است. خدا به شما چه سرمایههایی داده است؟ آبرو داده است؟ علم داده است؟ یک مهارتهایی هر کدام دارند. تمام سرمایههای خود را در اختیار تو قرار بدهم، در اختیار امام قرار بدهم.
عهدی که ما با ائمّه داشتیم صرفاً محبّت نبود، بالاتر از محبّت بود. علاوه بر محبّت این است که تمام امکانات من در اختیار تو باشد، تسلیم! آن عهد این بوده است که من تسلیم تو باشم و اگر کسی بر این عهد باقی بماند، پایبند باشد؛ تمام عبادت ما، تمام رشد ما در گرو یک کلمه است، تسلیم.
بگذارید از کلمات خود معصومین استفاده کنیم که آن عهد چیست. شما بعد از زیارت آل یاسین در مفاتیح ببینید، آنجا گفته است این عهدی که ما با اهل بیت داشتیم چه بوده است. «وَ هُوَ عَهْدِی إِلَیْکَ وَ مِیثَاقِی لَدَیْک»[۱] آن عهدی که ما داشتیم این است «فَأَبْذُلُ نَفْسِی وَ مَالِی وَ وُلْدِی وَ أَهْلِی وَ جَمِیعَ مَا خَوَّلَنِی رَبِّی بَیْنَ یَدَیْکَ»[۲]
عهد این بوده است «فَأَبْذُلُ نَفْسِی» جان خود را، مال خود را، «وَ وُلْدِی» فرزند خود را، «وَ أَهْلِی» خانوادهی خود را، «وَ جَمِیعَ مَا خَوَّلَنِی رَبِّی» هر امکانات و سرمایهای که خدا به من داده است. خدا به شما چه سرمایههایی داده است؟ آبرو داده است؟ علم داده است؟ یک مهارتهایی هر کدام دارند. تمام سرمایههای خود را در اختیار تو قرار بدهم، در اختیار امام قرار بدهم.
عهدی که ما با ائمّه داشتیم صرفاً محبّت نبود، بالاتر از محبّت بود. علاوه بر محبّت این است که تمام امکانات من در اختیار تو باشد، تسلیم! آن عهد این بوده است که من تسلیم تو باشم و اگر کسی بر این عهد باقی بماند، پایبند باشد؛ تمام عبادت ما، تمام رشد ما در گرو یک کلمه است، تسلیم.
#م_ل_ت_افغان
بگذار مرا با لب خندان بنویسم
در وصف گللاله و ریحان بنویسم
سرشار ز امیدم و سرمست نگارم
در فصل زمستان ز بهاران بنویسم
از روی مه دلبر دُردانه چه گویم
دل خواسته کز زلف پریشان بنویسم
خون میچکد از دیدهام هنگام سرودن
وقتی که من از ملت افغان بنویسم
با نام خدا عدهی بیداد نمایند
حاشا که من این قوم مسلمان بنویسم
آنها چو بهایم بود و پستتر از آن
این جمله من از منظر قرآن بنویسم
جایکه که برادر نکند رحم به خواهر
آن ملک وطن نیست! بیابان بنویسم
شهری که در آن وحشت جنگل شده حاکم
سخت است من از حرمت انسان بنویسم
عالم شده کشتارگه خیل ضعیفان
با خوندل از دارو و درمان بنویسم
بازآ که جهان منتظر فصل بهار است
باید که من از یوسف کنعان بنویسم
محو قد سرو تو شده چشم خمارم
در وصف رخت شعر فراوان بنویسم
تبعیض حرام است در اندیشه فاضل
افغان بنویسم چه خراسان بنویسم
سید شاه آغا فاضل
نیوجرسی _ ایالات متحده
02/22/2022
بگذار مرا با لب خندان بنویسم
در وصف گللاله و ریحان بنویسم
سرشار ز امیدم و سرمست نگارم
در فصل زمستان ز بهاران بنویسم
از روی مه دلبر دُردانه چه گویم
دل خواسته کز زلف پریشان بنویسم
خون میچکد از دیدهام هنگام سرودن
وقتی که من از ملت افغان بنویسم
با نام خدا عدهی بیداد نمایند
حاشا که من این قوم مسلمان بنویسم
آنها چو بهایم بود و پستتر از آن
این جمله من از منظر قرآن بنویسم
جایکه که برادر نکند رحم به خواهر
آن ملک وطن نیست! بیابان بنویسم
شهری که در آن وحشت جنگل شده حاکم
سخت است من از حرمت انسان بنویسم
عالم شده کشتارگه خیل ضعیفان
با خوندل از دارو و درمان بنویسم
بازآ که جهان منتظر فصل بهار است
باید که من از یوسف کنعان بنویسم
محو قد سرو تو شده چشم خمارم
در وصف رخت شعر فراوان بنویسم
تبعیض حرام است در اندیشه فاضل
افغان بنویسم چه خراسان بنویسم
سید شاه آغا فاضل
نیوجرسی _ ایالات متحده
02/22/2022
نخواهم زندگی را یک نفس بی دیدن رویت
دهم جان در فراقت گر نیایم جانب کویت
مرا روز ازل در جنت فردوس مسکن بود
بهشت جاویدان را ترک کردم آمدم سویت
شب تاریک هجران برده تاب و طاقت دل را
بروی ماه فتاده ابر یا بر چهره ات مویت؟
جهانم سرد و تاریک است از هجر رخت جانا
بیافکن پرده از رخسار بی همتای نیکویت
گلاب و عنبر و مشک ختن ما را ضرورت نیست
نسیم صبح چون آرد شمیم زلف خوش بویت
سمرقند و بخارا هدیهی حافظ به دلدارش؟!
تمام هستیام بادا فدای خال هندویت
مبادا دل شود غافل ز یاد صورت ماهت
بزن بر سینهام صد تیر زان چشمان جادویت
ببر با خود مرا ای دلبر دردانه یا یکدم
بکش این عاشق دلداده را با تیغ ابرویت
رود تا پایدار و جان دهد در عشق تو فاضل
به شرطی حلقآویزم کنی با تار گیسویت
سید شاه آغا فاضل
نیوجرسی - ایالات متحده
02/27/2022
دهم جان در فراقت گر نیایم جانب کویت
مرا روز ازل در جنت فردوس مسکن بود
بهشت جاویدان را ترک کردم آمدم سویت
شب تاریک هجران برده تاب و طاقت دل را
بروی ماه فتاده ابر یا بر چهره ات مویت؟
جهانم سرد و تاریک است از هجر رخت جانا
بیافکن پرده از رخسار بی همتای نیکویت
گلاب و عنبر و مشک ختن ما را ضرورت نیست
نسیم صبح چون آرد شمیم زلف خوش بویت
سمرقند و بخارا هدیهی حافظ به دلدارش؟!
تمام هستیام بادا فدای خال هندویت
مبادا دل شود غافل ز یاد صورت ماهت
بزن بر سینهام صد تیر زان چشمان جادویت
ببر با خود مرا ای دلبر دردانه یا یکدم
بکش این عاشق دلداده را با تیغ ابرویت
رود تا پایدار و جان دهد در عشق تو فاضل
به شرطی حلقآویزم کنی با تار گیسویت
سید شاه آغا فاضل
نیوجرسی - ایالات متحده
02/27/2022
💎💎💎💎
به خرس سفید فکر نکن!
میتوانید پنج دقیقه به هیچ وجه درباره خرس سفید فکر نکنید؟ به گمانتان آسان است؟ در اشتباه هستید!
۲۸ سال پیش پروفسور دنیل واگنر، روانشناسی از دانشگاه هاروارد، برای نخستین بار این آزمایش را انجام داد و نتیجه شگفتانگیز بود. او به شرکتکنندهها گفت پنج دقیقه اکیدا به خرس سفید فکر نکنند و اگر در این مدت فکر خرس، ناخواسته وارد ذهنشان شد، زنگی را به صدا درآورند!
شرکتکنندهها چشمهای خود را بستند و همه سعیشان را کردند که هوش و حواسشان پی خرس سفید نرود، اما به طور متوسط در هر دقیقه، یک بار زنگ را به صدا درمیآوردند که یعنی خرس سفید راهی برای فتح ذهنشان پیدا کرده بود!
○واگنر سپس به شرکتکنندگان در آزمایش گفت در پنج دقیقه دوم، مجازند به خرس سفید فکر کنند!
آنوقت بود که زنگ، بارها و بارها در هر دقیقه به صدا درآمد که ثابت میکرد شرکتکنندهها دم بهدقیقه یاد خرس سفید میافتند و از خیالش رهایی نداشتند!
■پروفسور آن قدر از نتایج آزمایش ذوق کرد که با حاصل کارش یک مقاله علمی نوشت؛ مقالهای که طرفداران زیادی پیدا کرد و گوشه دل خیلی از روانشناسهای بزرگ دنیا نشست و حالا هنوز هم خیلی وقتها در مشاورههایشان به آن استناد میکنند!
□واگنر در مقالهاش توضیح داد که تلاش برای اجتناب از فکر کردن به یک موضوع و سرکوبیاش در پنج دقیقه اول، باعث میشود بعدها بسیار بیشتر به آن فکر کنیم!
●نفرات بعدی هم همین آزمایش را با سوژههای فکر نکردنی دیگر تکرار کردند و نتیجه همان شد که واگنر میگفت. اما چرا آزمایش خرس سفید این همه محبوب دل روانشناسها شده و سبک زندگی خیلیها را در دنیا عوض کرده است؟
○تا به حال برایتان پیش آمده است وقتی با مشکلی بزرگ مواجه میشوید دوستی به شما بگوید: «فکرش را نکن»! یا خودتان تصمیم بگیرید به ماجرا فکر نکنید تا بعد؟ گاهی هم همین جمله «فعلا به آن فکر نکن» را، به عنوان توصیهای برای دوستانی که با شما مشورت کردهاند به کار بردهاید، چون وقتی مشکلشان را شنیدهاید، احساس کردهاید فکر نکردن به موضوع تنها راه خلاصی از آن است!
■اما حالا ما و واگنر به شما میگوییم دست نگه دارید! این روش را کنار بگذارید! چون مشکلی که دائم سعی کنید به آن فکر نکنید یا تلاش میکنید نادیدهاش بگیرید، همان خرس سفید یا فیل صورتی است که سرانجام شکارتان میکند! گرچه امکان دارد در نخستین تلاش برای سرکوبی افکار مربوط به آن موفق شوید و کمتر یادش بیفتید اما در آینده بیشتر و بیشتر اندیشه آن، شما را درگیر میکند!
□در حقیقت، تلاش برای فکر نکردن به یک مشکل به جای حل آن، مثل مرهمی سطحی است روی دملی چرکی که تا وقتی درمان نشود هر از گاه سر باز میکند! میپرسید راه چاره چیست؟
□ما دقیقاً وقتی از فکر کردن به مشکلی اجتناب میکنیم که در ناخودآگاه، نگرانمان میکند و از آن می ترسیم! پس برای حل موضوع، ابتدا باید یاد بگیریم شجاعانه درباره مسأله بیندیشیم و سپس یا آنرا همان گونه که هست بپذیریم و با آن کنار بیاییم یا به طور منطقی حلش کنیم.
به خرس سفید فکر نکن!
میتوانید پنج دقیقه به هیچ وجه درباره خرس سفید فکر نکنید؟ به گمانتان آسان است؟ در اشتباه هستید!
۲۸ سال پیش پروفسور دنیل واگنر، روانشناسی از دانشگاه هاروارد، برای نخستین بار این آزمایش را انجام داد و نتیجه شگفتانگیز بود. او به شرکتکنندهها گفت پنج دقیقه اکیدا به خرس سفید فکر نکنند و اگر در این مدت فکر خرس، ناخواسته وارد ذهنشان شد، زنگی را به صدا درآورند!
شرکتکنندهها چشمهای خود را بستند و همه سعیشان را کردند که هوش و حواسشان پی خرس سفید نرود، اما به طور متوسط در هر دقیقه، یک بار زنگ را به صدا درمیآوردند که یعنی خرس سفید راهی برای فتح ذهنشان پیدا کرده بود!
○واگنر سپس به شرکتکنندگان در آزمایش گفت در پنج دقیقه دوم، مجازند به خرس سفید فکر کنند!
آنوقت بود که زنگ، بارها و بارها در هر دقیقه به صدا درآمد که ثابت میکرد شرکتکنندهها دم بهدقیقه یاد خرس سفید میافتند و از خیالش رهایی نداشتند!
■پروفسور آن قدر از نتایج آزمایش ذوق کرد که با حاصل کارش یک مقاله علمی نوشت؛ مقالهای که طرفداران زیادی پیدا کرد و گوشه دل خیلی از روانشناسهای بزرگ دنیا نشست و حالا هنوز هم خیلی وقتها در مشاورههایشان به آن استناد میکنند!
□واگنر در مقالهاش توضیح داد که تلاش برای اجتناب از فکر کردن به یک موضوع و سرکوبیاش در پنج دقیقه اول، باعث میشود بعدها بسیار بیشتر به آن فکر کنیم!
●نفرات بعدی هم همین آزمایش را با سوژههای فکر نکردنی دیگر تکرار کردند و نتیجه همان شد که واگنر میگفت. اما چرا آزمایش خرس سفید این همه محبوب دل روانشناسها شده و سبک زندگی خیلیها را در دنیا عوض کرده است؟
○تا به حال برایتان پیش آمده است وقتی با مشکلی بزرگ مواجه میشوید دوستی به شما بگوید: «فکرش را نکن»! یا خودتان تصمیم بگیرید به ماجرا فکر نکنید تا بعد؟ گاهی هم همین جمله «فعلا به آن فکر نکن» را، به عنوان توصیهای برای دوستانی که با شما مشورت کردهاند به کار بردهاید، چون وقتی مشکلشان را شنیدهاید، احساس کردهاید فکر نکردن به موضوع تنها راه خلاصی از آن است!
■اما حالا ما و واگنر به شما میگوییم دست نگه دارید! این روش را کنار بگذارید! چون مشکلی که دائم سعی کنید به آن فکر نکنید یا تلاش میکنید نادیدهاش بگیرید، همان خرس سفید یا فیل صورتی است که سرانجام شکارتان میکند! گرچه امکان دارد در نخستین تلاش برای سرکوبی افکار مربوط به آن موفق شوید و کمتر یادش بیفتید اما در آینده بیشتر و بیشتر اندیشه آن، شما را درگیر میکند!
□در حقیقت، تلاش برای فکر نکردن به یک مشکل به جای حل آن، مثل مرهمی سطحی است روی دملی چرکی که تا وقتی درمان نشود هر از گاه سر باز میکند! میپرسید راه چاره چیست؟
□ما دقیقاً وقتی از فکر کردن به مشکلی اجتناب میکنیم که در ناخودآگاه، نگرانمان میکند و از آن می ترسیم! پس برای حل موضوع، ابتدا باید یاد بگیریم شجاعانه درباره مسأله بیندیشیم و سپس یا آنرا همان گونه که هست بپذیریم و با آن کنار بیاییم یا به طور منطقی حلش کنیم.