هدیه
35 subscribers
506 photos
136 videos
38 files
52 links
مطالب این کانال هدیه ایست برای شما
A friendly present for friends🙏
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❤️☀️❤️☀️❤️

این خانواده، پسر بچه‌ بی‌سرپرستی را به منزل خود دعوت کرده‌اند؛ از وي میخواهند هدیه خودش را باز کند؛ هدیه داخل کادو عکس خانواده‌ است؛ و باضافهٔ یك برگه که داخل آن نوشته این عکس خانواده ماست، دوست داری تو هم بخشی از این خانواده بشوی؟
احساسات کودک و خانواده را ببینید. این همان محبت و عشقیه که خدا در دل انسان‌ها قرار داده‌ است.
وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا ۚ وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ.
ترجمه:

و كسانى كه در راه ما (تلاش و) جهاد كردند، راه‌هاى (قرب به) خود را به آنان نشان خواهيم داد و همانا خداوند با نيكوكاران است

پیام ها
1- براى رسيدن به هدايت ويژه‌ى الهى، تلاش لازم است و بايد گام اوّل را خود انسان بردارد. «جاهَدُوا- لَنَهْدِيَنَّهُمْ»، چنانكه در جاى ديگر مى‌فرمايد: «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ» «1»
2- گاهى، يك گام و يك لحظه تلاش خالصانه، هدايت و نجات ابدى را به دنبال دارد. ( «جاهَدُوا» به صورت ماضى و «لَنَهْدِيَنَّهُمْ» به صورت مضارع و مستمرّ آمده است.)
3- در مديريّت و رهبرى، لازم نيست تمام ابعاد كار از روز اوّل روشن باشد، همين كه گامى الهى بر داشته شد، در وسط راه، هدايت‌هاى غيبى مى‌آيد. «جاهَدُوا- لَنَهْدِيَنَّهُمْ»
4- آنچه به تلاش‌ها ارزش مى‌دهد، خلوص است. «فِينا»
5- راه‌هاى وصول به قرب الهى، محدوديّتى ندارد. «سُبُلَنا»
6- به وعده‌هاى خداوند اطمينان داشته باشيم. «لَنَهْدِيَنَّهُمْ» (حرف لام و نون تأكيد، نشانه‌هاى تأكيد است)
7- نشانه‌ى نيكوكار بودن، تلاش در راه حقّ و اخلاص است. «جاهَدُوا فِينا- لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ»
8- همراه بودن خداى بزرگ با بنده‌اى ضعيف، يعنى رسيدن انسان به همه چيز
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ
اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي فِي دِرْعِكَ الْحَصِينَةِ الَّتِي تَجْعَلُ فِيهَا مَنْ تُرِيدُ. (سه ‌مرتبه) خداوندا، مرا در زره نگهدارنده و قوی خود _ که هر کس را بخواهی در آن قرار می‌دهی _ قرار بده!
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ
انارة العقل مكسوف بطوع هوى
و عقل عاصى الهوى يزداد تنويرا

Illuminating the intelligence is eclipsed by obeying desires. On the other hand, the intelligence of the person who disobeys his desire increases in its illumination.
صنما سنگ تو بر سینه و بر سر زده‌ام
حاصل عمر به پیمانه و ساغر زده‌ام

به امیدی که تو از کوچه‌ی ما می گذری
انا مجنون تو بنوشته و بر در زده‌ام

منم آن رند خرابات که اندر ره دوست
پای بر شوکت دارا و سکندر زده‌ام

فارغ از هردو جهانم که در این دیر خراب
باده ناب ز دست تو مکرر زده‌ام

چشم عاشق همه جا محو رخ‌یار بود
عکسی از صورت دلدار به دفتر زده‌ام

دوش رفتم به در میکده تا وقت سحر
سجده بر کوی تو ای ماه‌منور زده‌ام


دل بیچاره ز هجران رخت ویران‌گشت
بس که بر سینه ز هجر رخ‌دلبر زده‌ام

خبر وصل تو نازل شده هنگام سحر
فالی بر مصحف زیبای پیمبر زده‌ام

شاد و خندان بروم تا به سر کوی‌نگار
من که با حب علی در صف محشر زده‌ام

شادی و مستی‌ی فاضل ز می ناب بود
باده از دست تو ای ساقی‌کوثر زده‌ام

سید شاه آغا فاضل
نیوجرسی - ایالات متحده
01/22/2022
عهدی که انسان با خدا در عالم میثاق بسته چیست؟
بگذارید از کلمات خود معصومین استفاده کنیم که آن عهد چیست. شما بعد از زیارت آل یاسین در مفاتیح ببینید، آن‌جا گفته است این عهدی که ما با اهل بیت داشتیم چه بوده است. «وَ هُوَ عَهْدِی إِلَیْکَ وَ مِیثَاقِی لَدَیْک‏»[۱] آن عهدی که ما داشتیم این است «فَأَبْذُلُ نَفْسِی وَ مَالِی وَ وُلْدِی وَ أَهْلِی وَ جَمِیعَ مَا خَوَّلَنِی رَبِّی بَیْنَ یَدَیْکَ»[۲]
عهد این بوده است «فَأَبْذُلُ نَفْسِی» جان خود را، مال خود را، «وَ وُلْدِی» فرزند خود را، «وَ أَهْلِی» خانواده‌ی خود را، «وَ جَمِیعَ مَا خَوَّلَنِی رَبِّی» هر امکانات و سرمایه‌ای که خدا به من داده است. خدا به شما چه سرمایه‌هایی داده است؟ آبرو داده است؟ علم داده است؟ یک مهارت‌هایی هر کدام دارند. تمام سرمایه‌های خود را در اختیار تو قرار بدهم، در اختیار امام قرار بدهم.
عهدی که ما با ائمّه داشتیم صرفاً محبّت نبود، بالاتر از محبّت بود. علاوه بر محبّت این است که تمام امکانات من در اختیار تو باشد، تسلیم! آن عهد این بوده است که من تسلیم تو باشم و اگر کسی بر این عهد باقی بماند، پایبند باشد؛ تمام عبادت ما، تمام رشد ما در گرو یک کلمه است، تسلیم.
تعصب به یک راه‌حل، انسان را در مقابل
راه‌حل‌های دیگر نابینا می‌کند.
Audio
@ostad_aali
مداومت بعد از نماز بومیه در ماه مبارک رجب توصیه شده است.
#م_ل_ت_افغان
بگذار مرا با لب خندان بنویسم
در وصف گل‌لاله و ریحان بنویسم

سرشار ز امیدم و سرمست نگارم
در فصل زمستان ز بهاران بنویسم

از روی مه دلبر دُر‌دانه چه گویم
دل خواسته کز زلف پریشان بنویسم

خون می‌چکد از دیده‌ام هنگام سرودن
وقتی که من از ملت افغان بنویسم

با نام خدا عده‌ی بیداد نمایند
حاشا که من این قوم مسلمان بنویسم

آنها چو بهایم بود و پست‌تر از آن
این جمله من از منظر قرآن بنویسم

جایکه که برادر نکند رحم به خواهر
آن ملک وطن نیست! بیابان بنویسم

شهری که در آن وحشت جنگل شده حاکم
سخت است من از حرمت انسان بنویسم

عالم شده کشتارگه خیل ضعیفان
با خون‌دل از دارو و درمان بنویسم

باز‌آ که جهان منتظر فصل بهار است
باید که من از یوسف کنعان بنویسم

محو قد سرو تو شده چشم خمارم
در وصف رخت شعر فراوان بنویسم

تبعیض حرام است در اندیشه فاضل
افغان بنویسم چه خراسان بنویسم

سید شاه آغا فاضل
نیوجرسی _ ایالات متحده
02/22/2022