خداوند در یکی از احادیث قدسی که آنها را فقط برای عبادت و راهنمایی مومنین فرستاده، می فرماید: ای انسان از هیچ قدرت و سلطنتی ترس نداشته باش تا وقتی می بینی قدرت و سلطه من برقرار است و قدرت و سلطه من تمام شدنی نیست.
ای انسان از کم شدن رزق و روزیت نترس تا وقتی که نعمت ها و ذخیره های من مملو است و تمام نخواهد شد.
ای انسان تو را برای عبادتم خلق کردم پس شیطنت نکن!! ضمانت رزقت را کرده ام، پس خودت را خسته نکن. قلبت را خسته نکن و نگران نباش. از تو که جسمت را به کار بیندازی و از ته قلبت توکل کن. از تو تلاش کردن و از قلبت توکل کردن. و به عزت و جلالم قسم: اگر راضی شدی به رزقی که برایت کنار گذاشته ام و ضمانتش را کرده ام، قلبت و جسمت را آرامش خواهم داد و آن وقت تو را سپاسگزار و مخلص خودم می بینم و اگر تو راضی نشدی به آن رزقی که من برات کنار گذاشته ام، و به عزت و جلالم قسم: به زرق و برق دنیا تو را چنان وابسته کنم تا مثل حیوان وحشی در بیابان ها به دنبال طعام دویدن کنی و در آخر هم به چیزی نخواهی رسید جز آن مقدار رزقی که من برایت در نظر گرفته ام.
ای انسان من آسمان و زمین را خلق کرده ام و در آفرینش آنها خسته نشدم، تو فکر می کنی مهیا کردن قرص نانی برای تو مرا خسته خواهد کرد!؟
ای انسان از من رزق فردایت را امروز طلب نکن همانطور که من کار فردا را امروز از تو طلب نمی کنم.
ای انسان من تو را دوست دارم پس این حق من است که همه شما من را دوست داشته باشید.
ای انسان از کم شدن رزق و روزیت نترس تا وقتی که نعمت ها و ذخیره های من مملو است و تمام نخواهد شد.
ای انسان تو را برای عبادتم خلق کردم پس شیطنت نکن!! ضمانت رزقت را کرده ام، پس خودت را خسته نکن. قلبت را خسته نکن و نگران نباش. از تو که جسمت را به کار بیندازی و از ته قلبت توکل کن. از تو تلاش کردن و از قلبت توکل کردن. و به عزت و جلالم قسم: اگر راضی شدی به رزقی که برایت کنار گذاشته ام و ضمانتش را کرده ام، قلبت و جسمت را آرامش خواهم داد و آن وقت تو را سپاسگزار و مخلص خودم می بینم و اگر تو راضی نشدی به آن رزقی که من برات کنار گذاشته ام، و به عزت و جلالم قسم: به زرق و برق دنیا تو را چنان وابسته کنم تا مثل حیوان وحشی در بیابان ها به دنبال طعام دویدن کنی و در آخر هم به چیزی نخواهی رسید جز آن مقدار رزقی که من برایت در نظر گرفته ام.
ای انسان من آسمان و زمین را خلق کرده ام و در آفرینش آنها خسته نشدم، تو فکر می کنی مهیا کردن قرص نانی برای تو مرا خسته خواهد کرد!؟
ای انسان از من رزق فردایت را امروز طلب نکن همانطور که من کار فردا را امروز از تو طلب نمی کنم.
ای انسان من تو را دوست دارم پس این حق من است که همه شما من را دوست داشته باشید.
مردی يک ساندويچ برای دوتا پسر ڪوچڪش گرفت و گذاشت روی ميز،
به اولی گفت: "تو نصف ڪن!" و به دومی گفت: "تو انتخاب ڪن!"
يعنی اگر اولى يک وقت عمدا نامساوى نصف کند دومى حق داشته باشد ڪه اول انتخاب ڪند.
"خیلی چیزها مثل عدالت و انصاف را میشود در عمل به بچه ها یاد داد تا با مواخذه و تنبیه یا حرف".
به اولی گفت: "تو نصف ڪن!" و به دومی گفت: "تو انتخاب ڪن!"
يعنی اگر اولى يک وقت عمدا نامساوى نصف کند دومى حق داشته باشد ڪه اول انتخاب ڪند.
"خیلی چیزها مثل عدالت و انصاف را میشود در عمل به بچه ها یاد داد تا با مواخذه و تنبیه یا حرف".
نرس متوجه می شود که این کبوتر هر روز به گونه ای خود را کنار بستر این مریض کهن سال می رساند و مدتی در کنارش می ماند، وقتی بررسی می کند که این مریض پیر چند بار برای این کبوتر در صحن شفاخانه نان داده است.
به قول این نرس، از مدتی که این پیرمرد را بستر کرده اند هیچ یک از اعضای خانواده اش به دیدن او نیامده اند.
یک پرنده به خاطر چند روز محدود غذا دادن او را رها نمی کند اما فرزندانی که یک عمر توسط این پدر غذا خورده اند او را فراموش کرده اند.
به قول این نرس، از مدتی که این پیرمرد را بستر کرده اند هیچ یک از اعضای خانواده اش به دیدن او نیامده اند.
یک پرنده به خاطر چند روز محدود غذا دادن او را رها نمی کند اما فرزندانی که یک عمر توسط این پدر غذا خورده اند او را فراموش کرده اند.
دوستان واقعی؛ حیفم آمد شما نخوانید
____
مردی گوسفندی را ذبح و آن را کباب نمود. به برادرش گفت برو دوستان و اقارب را دعوت کن تا برای خوردن کباب بیایند.
برادرش رفت و در بین قریه صدا کرد: آهای مردم کمک کنید، خانه ما آتش گرفته است. تعدادی اندکی برای نجات دادن آنها آمدند. وقتی به خانه رسیدند، با کباب گوسفند و نوشیدنیهای رنگارنگ پذیرایی شدند.
مرد دید که برادرش کسانی دیگری را دعوت کرده و از اقارب و دوستان کسی در بین آنها نیست. از برادرش پرسید: چرا دوستان و اقارب را صدا نکردی؟
برادرش گفت: اینها دوستان واقعی ما و شما هستند. کسانی که شما آنها را دوست و خویشاوند میپنداشتید، حتی حاضر نشدند یک سطل آب هم روی خانه شما که آتش گرفته بود بیاندازند.
____
مردی گوسفندی را ذبح و آن را کباب نمود. به برادرش گفت برو دوستان و اقارب را دعوت کن تا برای خوردن کباب بیایند.
برادرش رفت و در بین قریه صدا کرد: آهای مردم کمک کنید، خانه ما آتش گرفته است. تعدادی اندکی برای نجات دادن آنها آمدند. وقتی به خانه رسیدند، با کباب گوسفند و نوشیدنیهای رنگارنگ پذیرایی شدند.
مرد دید که برادرش کسانی دیگری را دعوت کرده و از اقارب و دوستان کسی در بین آنها نیست. از برادرش پرسید: چرا دوستان و اقارب را صدا نکردی؟
برادرش گفت: اینها دوستان واقعی ما و شما هستند. کسانی که شما آنها را دوست و خویشاوند میپنداشتید، حتی حاضر نشدند یک سطل آب هم روی خانه شما که آتش گرفته بود بیاندازند.
روزی پسری متوجه شد که مادرش از همسایه فقیر خود نمک خواست متعجب به مادرش گفت: مادر، دیروز کیسهای بزرگ نمک برایت خریدم برای چه از همسایه نمک طلب میکنی.
مادر گفت: پسرم، همسایه فقیر ما همیشه از ما چیزهایی طلب میکند و دوست داشتم از آنها چیز سادهای بخواهم که تهیه آن برای آنها سخت نباشد درحالی که هیچ نیازی به آن ندارم ولی دوست داشتم وانمود کنم که من نیز به آنها محتاجم تا هر وقت چیزی از ما خواستند طلبش برای آنها آسان باشد و شرمنده نشوند.
فرهنگی که باید با آب طلا نوشت.
مادر گفت: پسرم، همسایه فقیر ما همیشه از ما چیزهایی طلب میکند و دوست داشتم از آنها چیز سادهای بخواهم که تهیه آن برای آنها سخت نباشد درحالی که هیچ نیازی به آن ندارم ولی دوست داشتم وانمود کنم که من نیز به آنها محتاجم تا هر وقت چیزی از ما خواستند طلبش برای آنها آسان باشد و شرمنده نشوند.
فرهنگی که باید با آب طلا نوشت.
«من بهترین پندها را از زبان یک دزد شنیدم.»
غزالی، دانشمند مشهور اسلامی، اهل طوس بود در آن وقت، یعنی در حدود قرن پنجم هجری، نیشابور مرکز و سواد اعظم آن ناحیه بود و دار العلم محسوب می شد. طلاب علم در آن نواحی برای تحصیل و درس خواندن به نیشابور می آمدند. غزالی نیز طبق معمول به نیشابور و گرگان آمد و سالها از محضر اساتید و فضلا با حرص و ولع زیاد کسب فضل نمود. و برای آنکه معلوماتش فراموش نشود و خوشه هایی که چیده از دستش نرود، آنها را مرتب می نوشت و جزوه می کرد. آن جزوه ها را که محصول سالها زحمتش بود مثل جان شیرین دوست می داشت.
بعد از سالها عازم بازگشت به وطن خویش شد. جزوه ها را مرتب کرده در توبره ای پیچید و با قافله به طرف وطن روانه شد.
از قضا قافله با یک عده دزد و راهزن برخورد. دزدان جلو قافله را گرفتند و آنچه مال و خواسته یافت می شد یکی یکی جمع کردند.
نوبت به غزالی و اثاث غزالی رسید. همینکه دست دزدان به طرف آن توبره رفت، غزالی شروع به التماس و زاری کرد و گفت: «غیر از این، هر چه دارم ببرید و این یکی را به من وا گذارید.»
دزدها خیال کردند که حتما در داخل این بسته متاع گران قیمتی است. بسته را باز کردند، جز مشتی
غزالی، دانشمند مشهور اسلامی، اهل طوس بود در آن وقت، یعنی در حدود قرن پنجم هجری، نیشابور مرکز و سواد اعظم آن ناحیه بود و دار العلم محسوب می شد. طلاب علم در آن نواحی برای تحصیل و درس خواندن به نیشابور می آمدند. غزالی نیز طبق معمول به نیشابور و گرگان آمد و سالها از محضر اساتید و فضلا با حرص و ولع زیاد کسب فضل نمود. و برای آنکه معلوماتش فراموش نشود و خوشه هایی که چیده از دستش نرود، آنها را مرتب می نوشت و جزوه می کرد. آن جزوه ها را که محصول سالها زحمتش بود مثل جان شیرین دوست می داشت.
بعد از سالها عازم بازگشت به وطن خویش شد. جزوه ها را مرتب کرده در توبره ای پیچید و با قافله به طرف وطن روانه شد.
از قضا قافله با یک عده دزد و راهزن برخورد. دزدان جلو قافله را گرفتند و آنچه مال و خواسته یافت می شد یکی یکی جمع کردند.
نوبت به غزالی و اثاث غزالی رسید. همینکه دست دزدان به طرف آن توبره رفت، غزالی شروع به التماس و زاری کرد و گفت: «غیر از این، هر چه دارم ببرید و این یکی را به من وا گذارید.»
دزدها خیال کردند که حتما در داخل این بسته متاع گران قیمتی است. بسته را باز کردند، جز مشتی
پروفسور حسابی گفت:
۲۲ سال درس دادم؛
۱- هیچگاه لیست حضور و غیاب نداشتم.
(چون کلاس باید اینقدر جذاب باشد که بدون حضور و غیاب شاگردت به کلاس بیاید)
۲- هیچگاه سعی نکردم کلاسم را غمگین و افسرده نگه دارم!
(چون کلاس، خانه دوم دانش آموز هست)
۳-هر دانش آموزی دیر آمد، سر کلاس راهش دادم!
(چون میدانستم اگر ۱۰ دقیقه هم به کلاس بیاید؛ یعنی احساس مسئولیت نسبت به کارش)
۴- هیچگاه بیشتر از دو بار حرفم را تکرار نکردم.
(چون اینقدر جذاب درس میدادم که هیچکس نگفت بار سوم تکرار کن)
۵- هیچگاه ۹۰ دقیقه درس ندادم!
(چون میدانستم کشش دانش آموز متوسط و کم هوش و باهوش با هم فرق دارد)
۶- هیچگاه تکلیف پولی برای کسی مشخص نکردم!
(چون میدانستم ممکن است بچه ای مستضعف باشد یا یتیم..)
۷- هیچگاه دانش آموزی درب دفتر نفرستادم.
(چون میدانستم درب دفتر ایستادن یعنی شکستن غرور)
۸- هیچگاه تنبیه تکی نکردم و گروهی تنبیه کردم!
(چون میدانستم تنبیه گروهی جنبه سرگرمی هست ولی تنبیه تکی غرور را میشکند)
۹- همیشه هر دانش آموزی را آوردم پای تخته، بلد بود.
(چون میدانستم که کجا گیر میکند نمی پرسیدم!)
۲۲ سال درس دادم؛
۱- هیچگاه لیست حضور و غیاب نداشتم.
(چون کلاس باید اینقدر جذاب باشد که بدون حضور و غیاب شاگردت به کلاس بیاید)
۲- هیچگاه سعی نکردم کلاسم را غمگین و افسرده نگه دارم!
(چون کلاس، خانه دوم دانش آموز هست)
۳-هر دانش آموزی دیر آمد، سر کلاس راهش دادم!
(چون میدانستم اگر ۱۰ دقیقه هم به کلاس بیاید؛ یعنی احساس مسئولیت نسبت به کارش)
۴- هیچگاه بیشتر از دو بار حرفم را تکرار نکردم.
(چون اینقدر جذاب درس میدادم که هیچکس نگفت بار سوم تکرار کن)
۵- هیچگاه ۹۰ دقیقه درس ندادم!
(چون میدانستم کشش دانش آموز متوسط و کم هوش و باهوش با هم فرق دارد)
۶- هیچگاه تکلیف پولی برای کسی مشخص نکردم!
(چون میدانستم ممکن است بچه ای مستضعف باشد یا یتیم..)
۷- هیچگاه دانش آموزی درب دفتر نفرستادم.
(چون میدانستم درب دفتر ایستادن یعنی شکستن غرور)
۸- هیچگاه تنبیه تکی نکردم و گروهی تنبیه کردم!
(چون میدانستم تنبیه گروهی جنبه سرگرمی هست ولی تنبیه تکی غرور را میشکند)
۹- همیشه هر دانش آموزی را آوردم پای تخته، بلد بود.
(چون میدانستم که کجا گیر میکند نمی پرسیدم!)
سن هشت تا دوازده سال اوج ترس کودکان در مورد از دست دادن والدین است هرگز تهدید به ترک کردن و یا دوست نداشتن آنها نکنید.
هرگز همسر تان را تهدید به ترک او و خانه نکنید چون باعث ترس فرزند تان میشود.
در حضور کودک از شدت بیماری تان صحبت نکنید و یا این که او را از این که شوخی و شیطنت کند دیگر دوستش ندارید و یا پدر و یا مادر او نیستید نترسانید.
ترس از تنها ماندن و یا از دست دادن والدین در همه دورهها وجود دارد منتها در سن هشت تا دوازده به اوج خود میرسد.
هرگز همسر تان را تهدید به ترک او و خانه نکنید چون باعث ترس فرزند تان میشود.
در حضور کودک از شدت بیماری تان صحبت نکنید و یا این که او را از این که شوخی و شیطنت کند دیگر دوستش ندارید و یا پدر و یا مادر او نیستید نترسانید.
ترس از تنها ماندن و یا از دست دادن والدین در همه دورهها وجود دارد منتها در سن هشت تا دوازده به اوج خود میرسد.
#پاسخ_آقا_قرائیتی_به_سوالات_زیر👇
مسئله اول؛ مسجد جمکران سند دارد، اگر سند هم نداشته باشد با توسل و توجه به امام زمان(عج) این مکان مقدس میشود، مثال پوست گاوی را که می کشند، چرم میکنند، اما مقدس نیست، وقتی تبدیل به جلد قرآن بشود، تقدس پیدا میکند.
عموی پیامبر ابولهب بود. اگر در این جمع حاضر شود همه او را میکشند، اما مدامی که اسمش در قرآن است، نمیتوان به آن دست زد.
مسئله دوم زمانی که امام زمان(عج) به امامت رسیدند، سه چهارساله بودند؛ آیا امکان دارد کودک سه چهارساله امام بشود، پاسخ بله. مثال: فلش و کامپیوتر؛ همینکه فلش به کامپیوتر متصل میشود، اطلاعات عظیمی از فلش به کامپیوتر انتقاد داده میشود، حالا امکان ندارد که علم امام حسن عسکری (ع) به یک کودک سه چهارساله انتقال داده شود.
مسئله بعد آیا امام زمان که صدوچندهزار سال عمر دارند، این بلندی عمر امکان دارد؛ پاسخ: بله؛ برای مثال موی مژه و ابرو تا پایان عمر یک فرد اندازه ثابتی دارد، خدا اراده کرده که مژه و ابرو رشد ثابت و رشد موی سر متغیر باشد.
مسئله بعد امام زمان(عج) کیست؟ پاسخ نخ هستی هستند؛ اگر حضرت حجت نباشد، نظام به هم میریزد؛ مثال: نخ اسکناس است که به اسکناس بها میدهد.
سوال بعد چرا امام زمان(عج) غایب هستند؟ پاسخ: اگر مثلا سر کوچهای لامپ نصب کنند و هر سری بشکند، وقتی این کار تکرار بشود، دیگر لامپ بعدی را نصب نمیکنند؛ وقتی 11 امام معصوم (ع) که هر یک چراغ هدایت بودند را، کشتند، خدا امام دوازدهم را در پرده غیبت نگه داشت.
امام زمان کیست؟ امام زمان کسی است که امام رضا (ع) به احترام اسم ایشان می ایستاد و امام صادق (ع) میفرماید: اگر میدیدمش خادمش می شدم.
سوال: امکان دارد امام زمان(عج) بیایند؟ بله؛ وقتی امام خمینی توانست حکومت را در دست گیرد، پس امام زمان هم میتوانند دنیا را از ظلم نجات دهند. مشک نشانه خروار است.
کار امام زمان چیست؟ بنا به روایت خورشید پشت ابر هستند.
سوال: وظیفه ما چیست؟ در دعای عهد گفته شد عهدا و عقدا و بیعتا؛ تعهد می بندیم و بالاتر از تعهد، با امام زمان(عج) گره می خوریم و فدای امام زمان(عج) میشویم.
سوال: آیا فقها و مراجع معصوماند؟ پاسخ: خیر؛ حجت هستند، اما معصوم نیستند.
تا کی باید تقلید کنیم؟ پاسخ: همانطور که مراجع و فقها از پزشکان در درمان بیماری تقلید میکنند، ما هم مادامی که در امور دینی به وجودشان نیاز داریم باید از ایشان تقلید کنیم.
نقش زنان در حکومت امام زمان(عج) چیست؟ پاسخ: 50 نفر از یاران امام زمان زن هستند و در قرآن مقام زن را اولوالالباب میدانند.
ارزش ما به امامت است و ارزش انسان به فکر. انسان بی امام به کجراهه میرود.
نقش سیاسی امام زمان(عج) چیست؟ هر زمانی که به ایران حمله کردند، تکهای از ایران را گرفتند. تنها زمانی که نتوانستند، در زمان جنگ تحمیلی بود، چون دست ملت در دست نائب امام زمان بود.
آیا امام زمان دوستمان دارد؟ بله؛ ممکن است از ما راضی نباشند، اما دوستمان دارند و ما منصوب به امام زمانیم. امام زمان(عج) میفرمایند به شیعیان بگوید مرتب برای شما دعا میکنم.
باید افتخار کنید که دستمان در دست امام معصوم است.
سوال: چرا شرایط امامان با یکدیگر فرق دارد؟ پاسخ: شما پارچهای را در آب فرو میکنید، هر دست در یک جهت پارچه را میفشارد، حرکت دستها با هم فرق دارد، اما هدف یکی است.
هر امام شرایطی داشته و باید بر اساس آن امت خود را هدایت کنند.
اهل سنت درباره امام زمان(عج) چه میگوید؟ پاسخ: اهل سنت هم امام زمان(عج) را قبول دارند، اما با شرایطی. جمعی از اهل سنت به ایران آمده بودند. چند ساعتی با ادبیات قرآنی با ایشان صحبت کردم. گفتند مهدی امام آخر الزمان میآید و جهان را از ظلم و ستم پاک میکند. گفتم انتخابات بگذارید و مهدی را انتخاب کنید. آنها گفتند امام را خدا باید انتخاب کند. گفتم چرا امام اول را خدا انتخاب نکرد. پاسخ من را ارجاع دادند به واقعه غدیرخم. من هم گفتم امام یا انتخاباتی هست یا نیست، اگر هست که اولی را انتخاب کردید آخری را هم انتخاب کنید. اگر انتخاباتی نیست، پس امام آخر هم انتخاباتی نیست.
در پایان به جوانان توصیه می کنم مطالعه کنید، ورزش کنید، لقمه حلال بخورید، با یک اسلام شناس در ارتباط باشید. به تعداد هیئتعزاداری ائمه باید مجالس قرآنی برگزار شود، چرا که قرآن و عترت همیشه با هم هستند
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
التماس دعا
مسئله اول؛ مسجد جمکران سند دارد، اگر سند هم نداشته باشد با توسل و توجه به امام زمان(عج) این مکان مقدس میشود، مثال پوست گاوی را که می کشند، چرم میکنند، اما مقدس نیست، وقتی تبدیل به جلد قرآن بشود، تقدس پیدا میکند.
عموی پیامبر ابولهب بود. اگر در این جمع حاضر شود همه او را میکشند، اما مدامی که اسمش در قرآن است، نمیتوان به آن دست زد.
مسئله دوم زمانی که امام زمان(عج) به امامت رسیدند، سه چهارساله بودند؛ آیا امکان دارد کودک سه چهارساله امام بشود، پاسخ بله. مثال: فلش و کامپیوتر؛ همینکه فلش به کامپیوتر متصل میشود، اطلاعات عظیمی از فلش به کامپیوتر انتقاد داده میشود، حالا امکان ندارد که علم امام حسن عسکری (ع) به یک کودک سه چهارساله انتقال داده شود.
مسئله بعد آیا امام زمان که صدوچندهزار سال عمر دارند، این بلندی عمر امکان دارد؛ پاسخ: بله؛ برای مثال موی مژه و ابرو تا پایان عمر یک فرد اندازه ثابتی دارد، خدا اراده کرده که مژه و ابرو رشد ثابت و رشد موی سر متغیر باشد.
مسئله بعد امام زمان(عج) کیست؟ پاسخ نخ هستی هستند؛ اگر حضرت حجت نباشد، نظام به هم میریزد؛ مثال: نخ اسکناس است که به اسکناس بها میدهد.
سوال بعد چرا امام زمان(عج) غایب هستند؟ پاسخ: اگر مثلا سر کوچهای لامپ نصب کنند و هر سری بشکند، وقتی این کار تکرار بشود، دیگر لامپ بعدی را نصب نمیکنند؛ وقتی 11 امام معصوم (ع) که هر یک چراغ هدایت بودند را، کشتند، خدا امام دوازدهم را در پرده غیبت نگه داشت.
امام زمان کیست؟ امام زمان کسی است که امام رضا (ع) به احترام اسم ایشان می ایستاد و امام صادق (ع) میفرماید: اگر میدیدمش خادمش می شدم.
سوال: امکان دارد امام زمان(عج) بیایند؟ بله؛ وقتی امام خمینی توانست حکومت را در دست گیرد، پس امام زمان هم میتوانند دنیا را از ظلم نجات دهند. مشک نشانه خروار است.
کار امام زمان چیست؟ بنا به روایت خورشید پشت ابر هستند.
سوال: وظیفه ما چیست؟ در دعای عهد گفته شد عهدا و عقدا و بیعتا؛ تعهد می بندیم و بالاتر از تعهد، با امام زمان(عج) گره می خوریم و فدای امام زمان(عج) میشویم.
سوال: آیا فقها و مراجع معصوماند؟ پاسخ: خیر؛ حجت هستند، اما معصوم نیستند.
تا کی باید تقلید کنیم؟ پاسخ: همانطور که مراجع و فقها از پزشکان در درمان بیماری تقلید میکنند، ما هم مادامی که در امور دینی به وجودشان نیاز داریم باید از ایشان تقلید کنیم.
نقش زنان در حکومت امام زمان(عج) چیست؟ پاسخ: 50 نفر از یاران امام زمان زن هستند و در قرآن مقام زن را اولوالالباب میدانند.
ارزش ما به امامت است و ارزش انسان به فکر. انسان بی امام به کجراهه میرود.
نقش سیاسی امام زمان(عج) چیست؟ هر زمانی که به ایران حمله کردند، تکهای از ایران را گرفتند. تنها زمانی که نتوانستند، در زمان جنگ تحمیلی بود، چون دست ملت در دست نائب امام زمان بود.
آیا امام زمان دوستمان دارد؟ بله؛ ممکن است از ما راضی نباشند، اما دوستمان دارند و ما منصوب به امام زمانیم. امام زمان(عج) میفرمایند به شیعیان بگوید مرتب برای شما دعا میکنم.
باید افتخار کنید که دستمان در دست امام معصوم است.
سوال: چرا شرایط امامان با یکدیگر فرق دارد؟ پاسخ: شما پارچهای را در آب فرو میکنید، هر دست در یک جهت پارچه را میفشارد، حرکت دستها با هم فرق دارد، اما هدف یکی است.
هر امام شرایطی داشته و باید بر اساس آن امت خود را هدایت کنند.
اهل سنت درباره امام زمان(عج) چه میگوید؟ پاسخ: اهل سنت هم امام زمان(عج) را قبول دارند، اما با شرایطی. جمعی از اهل سنت به ایران آمده بودند. چند ساعتی با ادبیات قرآنی با ایشان صحبت کردم. گفتند مهدی امام آخر الزمان میآید و جهان را از ظلم و ستم پاک میکند. گفتم انتخابات بگذارید و مهدی را انتخاب کنید. آنها گفتند امام را خدا باید انتخاب کند. گفتم چرا امام اول را خدا انتخاب نکرد. پاسخ من را ارجاع دادند به واقعه غدیرخم. من هم گفتم امام یا انتخاباتی هست یا نیست، اگر هست که اولی را انتخاب کردید آخری را هم انتخاب کنید. اگر انتخاباتی نیست، پس امام آخر هم انتخاباتی نیست.
در پایان به جوانان توصیه می کنم مطالعه کنید، ورزش کنید، لقمه حلال بخورید، با یک اسلام شناس در ارتباط باشید. به تعداد هیئتعزاداری ائمه باید مجالس قرآنی برگزار شود، چرا که قرآن و عترت همیشه با هم هستند
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
التماس دعا