هدیه
35 subscribers
506 photos
136 videos
38 files
52 links
مطالب این کانال هدیه ایست برای شما
A friendly present for friends🙏
Download Telegram
توطئه تحجر در تبانی با تظلم و تروریزم برای تفرقه، تضعیف و تباهی
سخت است فهماندن نکته ای برای کسی که منافعش در نفهمیدن آن است.
چیستی و چگونگی تحجر:
تَحَجُّریعنی واپسگرائی منفی؛ یعنی تنگ نظری، دگم اندیشی،‌ رکود و جمود؛ که نقطه ی مقابل آن تعقل، تفکر،‌ حرکت داینامیک و سیال فرد و جامعه در مسیر تغییر، تحول و شکوفایی می باشد. تفکرشیطانی تحجر گاهی در مقابل علم قد علم میکند؛‌ گاهی تغییر را تکفیر میکند؛‌ گاهی جنس مؤنث را مذموم و مقهور طبیعت میخواند؛ گاهی خشونت را خصلت خوب و خدمت تلقی میکند؛ گاهی آزادی و اندیشه را به انزوا می کشاند،‌ گاهی تفرقه را تبلیغ، ترویج و تشدید میکند وگاهی هم دین و دنیای مردم را به گروگان میگیرد.
علت وجودی تحجر:
تحجر جلوه ی وارونه ی از تدین است و دشمن تمدن. عوامل وجودی تحجر عبارتند از: ۱. برجازدگی، توقف و عدم اصلاحات و بروز رسانی دستگاه های آموزشی دینی، ۲. احترام و تمویل بی رویه و افراطی جامعه به دستاربرسران حرفه ای و ۳. عدم ارتباط میان سیستم آموزشی دینی و دانشگاهی.
خطرات ناشی از تحجر:
1. تضعیف جایگاه دین در مقابل آئین : این تحجر است که با اظهارات و حرکات غیرمنطقی و ناشیانه خویش، جایگاه و منطق دین را در مقابل مکاتب فکری و نظریه های دست ساخت بشر زیر سؤال می برد. اینجا است که روند فرار جوانان از دامن دین تسریع و روند گرایش محققین و دین شناسان جدید به دامن دین را بطی و گاها متوقف می سازد.
2. ایجاد اختلاف و خشونت: تحجر بزرگترین ویروس اختلال آور در پیکر جامعه ی دین مدار است. هیچ جریان، شبکه، سیستم و تفکری به اندازه ی تحجر در زمینه ایجاد اختلاف و نفاق در جامعه بشری و جوامع دینی نقش ندارد.
3. تطبیق برنامه های استخباراتی: جریان تحجر همیشه دست ساخت استخبارات نیست اما ممکن است همیشه در خدمت برنامه های استخباراتی – سیاسی عمل کند. استخبارات کشور یا کشورهای ذینفع، بصورت مستقیم یا غیر مستقیم، اظهارات و موضعی را در خور یک عنصر متحجر میدهد، بعد خود او را نابود میکند، و جریان قتل او را با رنگ و بوی مذهبی تبلیغ میکند و از اینطریق به جنگ مذهبی دامن میزند.
مهربانی.pdf
8.6 MB
امام سجّاد علیه السلام:
پس حقّ مادرت اين است كه بدانى او تو را در جايى حمل كرده است كه هيچ كس فردى ديگر را در آنجا حمل نمى‏كند، و از ميوه دل خود چيزى بتو خورانده است كه هيچ كس بديگرى نميخوراند. و با گوش و چشم و دست و پا و مو و پوست [و خلاصه‏] تمام جوارحش تو را حفاظت نموده و از تو نگهدارى كرده، و از اين كارش هم خرّم و شاد بوده، و در عين حال مراقب بوده، و در ايّام باردارى هر ناگوارى و درد و سنگينى و غم و اندوهى را بجان خريده و تحمّل نمود، تا آن موقعى كه دست قدرت الهى تو را از او فارغ ساخت و بر پهنه زمين آورد، از آن ببعد خوش داشت كه تو سير باشى و او گرسنه، تو پوشيده باشى و او برهنه، تو سيراب باشى و او تشنه، و بر تو سايه بگستراند و خود در برابر آفتاب باشد، و با سختى خود تو را به رفاه اندازد، و با بيخوابى خود خواب را بر تو شيرين كند، مادر اندرونش ظرف تو، و دامنش محلّ آرامش تو، و پستانش ظرف آب تو، و جانش پناه تو بوده است. و فقط بخاطر تو متحمّل گرم و سرد دنيا شده است، پس بهمان اندازه هم تو از او تشكّر كن، و آن را جز بيارى و توفيق خداوند نتوانى!
یا حی و یا قیوم
گل این سال _ تقدیم شما
از من رسان به زاهد و مفتی و محتسب
فاضل به غیر عشق علی دل نداده است.
ها علي بَشرٌ کیفَ بَشَر

رَبُّهُ فیه تجلّی و ظَهَر»

بود در محفل ارباب نظر

نقل شیرینتری از نقل و شکر

می شمردند یکایک چو گهر

مدحت صاحب شمشیر دوسر

که بشر می شود اینگونه مگر؟

«ها عَلی بَشرٌ کیفَ بَشَر

رَبُّهَ فیه تجلّی و ظهَر»

چه بشر؟ مظهر اوصاف خدا

چه بشر؟ مطلع انوار هُدی

چه بشر؟ پادشه ارض و سما

چه بشر؟ صاحب دستور و قضا

چه بشر؟ حاکم و فرمان قدر

«ها عَلی بَشرٌ کیفَ بَشَر

هُوَ وَالواجِبُ نورٌ و قَمَر»

چه بشر؟ مرشد جبریل امین

چه بشر؟ آینه ی خالق بین

چه بشر؟ نور إلاهش به جبین

چه بشر؟ ناطق قرآن مبین

چه بشر؟ قاسم فردوس و سقر

«ها عَلی بَشرٌ کیفَ بَشَر

یا لَهُ صاحِبَ سَمْعٌ وبَصَر»

چه بشر؟ باعث ایجاد جهان

چه بشر؟ علّت تکوین مکان

چه بشر؟ مبدأ اوقات و زمان

چه بشر؟ واقف اسرار نهان

آگه از هر چه به بحر است و به بَر

«ها عَلی بَشرٌ کیفَ بَشَر

صَدَفٌ فی صَدَفٍ فیه دُرَرْ»

بشری کو به إلاه است ولی

حاکم مطلق حکم ازلی

داور محکمه ی لم یزلی

به خداوند، علی هست علی

مدح وی آن که نگنجد به شُمَر

«ها عَلی بَشرٌ کیفَ بَشَر

ماغَزَی غزْوَةً اِلاّ وَظَفَر»

علی آری نَبْوَد جز بشری

بشری، خود به بشر چون پدری

درگهش ملجاء هر در بدری

مادر دهر نزاید پسری

اَبَدالدّهر چو وی بار دگر

«ها عَلی بَشرٌ کیفَ بَشَر

حَمَدَاللّه و اَثنی و شَکرْ»

ای که خواهی که شوی پیرو او

اوّل از وی ره مقصود بجو

وانگی خویش ببین موی به مو

بعد با معرفت و عقل بگو

خواه باشی به سفر یا به حضر:

«ها عَلی بَشرٌ کیفَ بَشَر

خَصَّهُ اللّه بآی وَسُوَر»

آن که لوح دلش از لوث گناه

قیرگون است و همه نامه سیاه

ننهاده قدمی راست به راه

چون بگوید به چنان وضع تباه

که منم پیرو او، او رهبر؟

«ها عَلی بَشرٌ کیفَ بَشَر

فیه طومارُ عَظاتٌ وَعِبَرْ»

پیرو او نکند میل به شر

خیر مردم بُوَد او را به نظر

به کس او را نرسد رنج و ضرر

حامی غمزدگان شام و سحر

بر یتیمان همه باشد چو پدر

«ها عَلی بَشرٌ کیفَ بَشَر

وَسُلیلٌ کشُبَیرٍ وشَبَرْ»

شعر عربی: از #ملاّ _مهرعلی _خویی

تضمین از: #سلیمان _امینی تبریزی

#ميلاد_حضرت_علي(ع)❤️