🌺☘🌺☘🌺
پسربچه اي پرنده زيبايي داشت. او به آن پرنده بسيار دلبسته بود.
حتي شبها هنگام خواب، قفس آن پرنده را كنار رختخوابش مي گذاشت و مي خوابيد.
اطرافيانش كه از اين همه عشق و وابستگي او به پرنده باخبر شدند، از پسرك حسابي كار مي كشيدند.
هر وقت پسرك از كار خسته مي شد و نميخواست كاري را انجام دهد، او را تهديد مي كردند كه الان پرنده اش را از قفس آزاد خواهند كرد و پسرك با التماس مي گفت: نه، كاري به پرنده ام نداشته باشيد. هر كاري گفتيد انجام مي دهم.
تا اينكه يك روز صبح برادرش او را صدا زد كه برود از چشمه آب بياورد و او با سختي و كسالت گفت، خسته ام و خوابم مياد، برادرش گفت: الان پرنده ات را از قفس رها مي كنم، كه پسرك آرام و محكم گفت: خودم ديشب آزادش كردم رفت، حالا برو بذار راحت بخوابم.
كه با آزادي او خودم هم آزاد شدم.
👈اين حكايت همه ما است.
تنها فرق ما، در نوع پرنده اي است كه به آن دلبسته ايم.
پرنده بسياري پولشان، بعضي قدرتشان، برخي موقعيتشان، پاره اي زيبايي و جمالشان، عده اي مدرك و عنوان آكادميك و حوزوي شان، گروهي نماز و عبادتشان و خلاصه شيطان و نفس، هر كسي را به چيزي بسته اند و ترس از رها شدن از آن، سبب شده تا ديگران و گاهي نفس خودمان از ما بيگاري كشيده و ما را رها نكنند.
البته منظور اين نيست كه مثلا اگر همسر خوبي داريم يا شغل و درآمد حلال و مناسبي يا فرزندان سالم و صالحي نصيبمان شده است از اينها دست برداريم و به اين چيزهاي خوب وابسته و دلبسته نباشيم.
بلكه وابستگي ما به اين چيزهاي خوب هم بايد به حدي باشد كه اگر چيز بهتر و والاتري سر راهمان قرار گرفت بتوانيم از اين خوبها بخاطر آن خوبترها دل بكنيم.
پسربچه اي پرنده زيبايي داشت. او به آن پرنده بسيار دلبسته بود.
حتي شبها هنگام خواب، قفس آن پرنده را كنار رختخوابش مي گذاشت و مي خوابيد.
اطرافيانش كه از اين همه عشق و وابستگي او به پرنده باخبر شدند، از پسرك حسابي كار مي كشيدند.
هر وقت پسرك از كار خسته مي شد و نميخواست كاري را انجام دهد، او را تهديد مي كردند كه الان پرنده اش را از قفس آزاد خواهند كرد و پسرك با التماس مي گفت: نه، كاري به پرنده ام نداشته باشيد. هر كاري گفتيد انجام مي دهم.
تا اينكه يك روز صبح برادرش او را صدا زد كه برود از چشمه آب بياورد و او با سختي و كسالت گفت، خسته ام و خوابم مياد، برادرش گفت: الان پرنده ات را از قفس رها مي كنم، كه پسرك آرام و محكم گفت: خودم ديشب آزادش كردم رفت، حالا برو بذار راحت بخوابم.
كه با آزادي او خودم هم آزاد شدم.
👈اين حكايت همه ما است.
تنها فرق ما، در نوع پرنده اي است كه به آن دلبسته ايم.
پرنده بسياري پولشان، بعضي قدرتشان، برخي موقعيتشان، پاره اي زيبايي و جمالشان، عده اي مدرك و عنوان آكادميك و حوزوي شان، گروهي نماز و عبادتشان و خلاصه شيطان و نفس، هر كسي را به چيزي بسته اند و ترس از رها شدن از آن، سبب شده تا ديگران و گاهي نفس خودمان از ما بيگاري كشيده و ما را رها نكنند.
البته منظور اين نيست كه مثلا اگر همسر خوبي داريم يا شغل و درآمد حلال و مناسبي يا فرزندان سالم و صالحي نصيبمان شده است از اينها دست برداريم و به اين چيزهاي خوب وابسته و دلبسته نباشيم.
بلكه وابستگي ما به اين چيزهاي خوب هم بايد به حدي باشد كه اگر چيز بهتر و والاتري سر راهمان قرار گرفت بتوانيم از اين خوبها بخاطر آن خوبترها دل بكنيم.
یک راننده لبنانی تعریف میکرد؛
ایام تاسوعا و عاشورا تو تاکسی مداحی گذاشته بودم و مسافری وهابی رو سوار کرده بودم..
به مقصد که رسید از ناراحتی اش گفت کرایه رو امام حسین (ع) حساب میکنه و زد به فرار..
منم بخاطر کهولت سن نتونستم برم دنبالش..
چند لحظه بعد صدای زنگ موبایلی به گوشم خورد دیدم طرف گوشی آیفون اش رو جا گذاشته..
جواب دادم دیدم داره التماس میکنه بیا کرایه ات رو بدم..
منم گفتم امام حسین (ع) کرایه رو داد تو برو گوشیتو از شمر بگیر 😂
ایام تاسوعا و عاشورا تو تاکسی مداحی گذاشته بودم و مسافری وهابی رو سوار کرده بودم..
به مقصد که رسید از ناراحتی اش گفت کرایه رو امام حسین (ع) حساب میکنه و زد به فرار..
منم بخاطر کهولت سن نتونستم برم دنبالش..
چند لحظه بعد صدای زنگ موبایلی به گوشم خورد دیدم طرف گوشی آیفون اش رو جا گذاشته..
جواب دادم دیدم داره التماس میکنه بیا کرایه ات رو بدم..
منم گفتم امام حسین (ع) کرایه رو داد تو برو گوشیتو از شمر بگیر 😂
ﻭﺻﯿﺖ ﻧﺎﻣﻪ ﻣﺮﺩ ﺧﺴﯿﺲ !
ﺭﻭﺯﯼ ﻣﺮﺩ ﺧﺴﯿﺴﯽ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﻋﻤﺮﺵ ﺭﺍ ﺻﺮﻑ ﻣﺎﻝ ﺍﻧﺪﻭﺯﯼ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﭘﻮﻝ ﻭ ﺩﺍﺭاﯾﯽ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺟﻤﻊ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ، ﺳﺨﺖ ﺑﯿﻤﺎﺭ ﺷﺪ "ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻣﺮﮒ ﺑﻪ ﺯﻧﺶ ﮔﻔﺖ : ﻣﻦ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺍﻣﻮﺍﻟﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﺒﺮﻡ." ﺍﻭ ﺍﺯ ﺯﻧﺶ ﻗﻮﻝ ﮔﺮﻓﺖ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﭘﻮﻝ ﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍﻫﺶ ﺩﺭ ﺗﺎﺑﻮﺕ ﺩﻓﻦ ﮐﻨﺪ. ﺯﻥ ﻧﯿﺰ ﻗﻮﻝ ﺩﺍﺩ ﮐﻪ ﭼﻨﯿﻦ ﮐﻨﺪ، ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯ ﺑﻌﺪ ﻣﺮﺩ ﺧﺴﯿﺲ ﺩﺍﺭ ﻓﺎﻧﯽ ﺭﺍ ﻭﺩﺍﻉ ﮔﻔﺖ، ﻭﻗﺘﯽ ﻣﺎﻣﻮﺭﺍﻥ ﮐﻔﻦ ﻭ ﺩﻓﻦ ﻣﺮﺍﺳﻢ ﻣﺨﺼﻮﺹ ﺭﺍ ﺑﺠﺎ ﺁﻭﺭﺩﻧﺪ ﻭ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺳﺘﻨﺪ ﺗﺎﺑﻮﺕ ﻣﺮﺩ ﺭﺍ ﺑﺒﻨﺪﻧﺪ ﻭ ﺩﺭ ﻗﺒﺮ ﺑﮕﺬﺍﺭﻧﺪ ، ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﻫﻤﺴﺮﺵ ﮔﻔﺖ : ﺻﺒﺮ ﮐﻨﯿﺪ؛ ﻣﻦ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﻭﺻﯿﺖ ﺷﻮﻫﺮ ﻣﺮﺣﻮﻣﻢ ﻋﻤﻞ ﮐﻨﻢ.
ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﺪ ﻣﻦ ﺍﯾﻦ ﺻﻨﺪﻭﻕ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺩﺭ ﺗﺎﺑﻮﺗﺶ ﺑﮕﺬﺍﺭﻡ، ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﺁﻥ ﻣﺮﺣﻮﻡ ﮐﻪ ﺍﺯ ﮐﺎﺭ ﻫﻤﺴﺮﺵ ﻣﺘﻌﺠﺐ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﺁﯾﺎ ﻭﺍﻗﻌﺎً ﺣﻤﺎﻗﺖ ﮐﺮﺩﯼ ﻭ ﺑﻪ ﻭﺻﯿﺖ ﺁﻥ ﻣﺮﺣﻮﻡ ﻋﻤﻞ ﮐﺮﺩﯼ؟
ﺯﻥ ﮔﻔﺖ : ﻣﻦ ﻧﻤﯽﺗﻮﺍﻧﺴﺘﻢ ﺑﺮ ﺧﻼﻑ ﻗﻮﻟﻢ ﻋﻤﻞ ﮐﻨﻢ، ﻫﻤﺴﺮﻡ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺧﻮﺍﺳﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺩﺍﺭﺍﯾﯽ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺗﺎﺑﻮﺗﺶ ﺑﮕﺬﺍﺭﻡ ﻭ ﻣﻦ ﻧﯿﺰ ﭼﻨﯿﻦ ﮐﺮﺩﻡ.
ﺍﻟﺒﺘﻪ ﻣﻦ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺩﺍﺭﺍﯾﯽ ﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﺟﻤﻊ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﻭﺟﻪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺣﺴﺎﺏ ﺑﺎﻧﮑﯽ ﺧﻮﺩﻡ ﺫﺧﯿﺮﻩ ﮐﺮﺩﻡ. ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﭼﮑﯽ ﺑﻪ ﻫﻤﺎﻥ ﻣﺒﻠﻎ ﺩﺭ ﻭﺟﻪ ﺷﻮﻫﺮﻡ ﻧﻮﺷﺘﻢ ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺗﺎﺑﻮﺗﺶ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ، ﺗﺎ ﺍﮔﺮ ﺗﻮﺍﻧﺴﺖ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻭﺻﻮﻝ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﻣﺒﻠﻎ ﺁﻧﺮﺍ ﺧﺮﺝ ﮐﻨﺪ !
+ ﺷﯿﻄﺎﻥ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺷﻨﯿﺪﻥ ﺍﯾﻦ ﻣﺎﺟﺮﺍ، ﺍﺳﺘﻌﻔﺎﻧﺎﻣﻪ ﺧﻮﯾﺶ ﺭﺍ ﺗﻘﺪﯾﻢ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻧﻤﻮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﮐﻼﺳﻬﺎﯼ ﺁﻣﻮﺯشی ﺭﻓﺖ ﺗﺎ ﺍﺯ ﺻﻔﺮ ﺷﺮﻭﻉ کند !😑😂
ﺭﻭﺯﯼ ﻣﺮﺩ ﺧﺴﯿﺴﯽ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﻋﻤﺮﺵ ﺭﺍ ﺻﺮﻑ ﻣﺎﻝ ﺍﻧﺪﻭﺯﯼ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﭘﻮﻝ ﻭ ﺩﺍﺭاﯾﯽ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺟﻤﻊ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ، ﺳﺨﺖ ﺑﯿﻤﺎﺭ ﺷﺪ "ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻣﺮﮒ ﺑﻪ ﺯﻧﺶ ﮔﻔﺖ : ﻣﻦ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺍﻣﻮﺍﻟﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﺒﺮﻡ." ﺍﻭ ﺍﺯ ﺯﻧﺶ ﻗﻮﻝ ﮔﺮﻓﺖ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﭘﻮﻝ ﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍﻫﺶ ﺩﺭ ﺗﺎﺑﻮﺕ ﺩﻓﻦ ﮐﻨﺪ. ﺯﻥ ﻧﯿﺰ ﻗﻮﻝ ﺩﺍﺩ ﮐﻪ ﭼﻨﯿﻦ ﮐﻨﺪ، ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯ ﺑﻌﺪ ﻣﺮﺩ ﺧﺴﯿﺲ ﺩﺍﺭ ﻓﺎﻧﯽ ﺭﺍ ﻭﺩﺍﻉ ﮔﻔﺖ، ﻭﻗﺘﯽ ﻣﺎﻣﻮﺭﺍﻥ ﮐﻔﻦ ﻭ ﺩﻓﻦ ﻣﺮﺍﺳﻢ ﻣﺨﺼﻮﺹ ﺭﺍ ﺑﺠﺎ ﺁﻭﺭﺩﻧﺪ ﻭ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺳﺘﻨﺪ ﺗﺎﺑﻮﺕ ﻣﺮﺩ ﺭﺍ ﺑﺒﻨﺪﻧﺪ ﻭ ﺩﺭ ﻗﺒﺮ ﺑﮕﺬﺍﺭﻧﺪ ، ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﻫﻤﺴﺮﺵ ﮔﻔﺖ : ﺻﺒﺮ ﮐﻨﯿﺪ؛ ﻣﻦ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﻭﺻﯿﺖ ﺷﻮﻫﺮ ﻣﺮﺣﻮﻣﻢ ﻋﻤﻞ ﮐﻨﻢ.
ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﺪ ﻣﻦ ﺍﯾﻦ ﺻﻨﺪﻭﻕ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺩﺭ ﺗﺎﺑﻮﺗﺶ ﺑﮕﺬﺍﺭﻡ، ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﺁﻥ ﻣﺮﺣﻮﻡ ﮐﻪ ﺍﺯ ﮐﺎﺭ ﻫﻤﺴﺮﺵ ﻣﺘﻌﺠﺐ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﺁﯾﺎ ﻭﺍﻗﻌﺎً ﺣﻤﺎﻗﺖ ﮐﺮﺩﯼ ﻭ ﺑﻪ ﻭﺻﯿﺖ ﺁﻥ ﻣﺮﺣﻮﻡ ﻋﻤﻞ ﮐﺮﺩﯼ؟
ﺯﻥ ﮔﻔﺖ : ﻣﻦ ﻧﻤﯽﺗﻮﺍﻧﺴﺘﻢ ﺑﺮ ﺧﻼﻑ ﻗﻮﻟﻢ ﻋﻤﻞ ﮐﻨﻢ، ﻫﻤﺴﺮﻡ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺧﻮﺍﺳﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺩﺍﺭﺍﯾﯽ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺗﺎﺑﻮﺗﺶ ﺑﮕﺬﺍﺭﻡ ﻭ ﻣﻦ ﻧﯿﺰ ﭼﻨﯿﻦ ﮐﺮﺩﻡ.
ﺍﻟﺒﺘﻪ ﻣﻦ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺩﺍﺭﺍﯾﯽ ﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﺟﻤﻊ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﻭﺟﻪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺣﺴﺎﺏ ﺑﺎﻧﮑﯽ ﺧﻮﺩﻡ ﺫﺧﯿﺮﻩ ﮐﺮﺩﻡ. ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﭼﮑﯽ ﺑﻪ ﻫﻤﺎﻥ ﻣﺒﻠﻎ ﺩﺭ ﻭﺟﻪ ﺷﻮﻫﺮﻡ ﻧﻮﺷﺘﻢ ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺗﺎﺑﻮﺗﺶ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ، ﺗﺎ ﺍﮔﺮ ﺗﻮﺍﻧﺴﺖ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻭﺻﻮﻝ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﻣﺒﻠﻎ ﺁﻧﺮﺍ ﺧﺮﺝ ﮐﻨﺪ !
+ ﺷﯿﻄﺎﻥ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺷﻨﯿﺪﻥ ﺍﯾﻦ ﻣﺎﺟﺮﺍ، ﺍﺳﺘﻌﻔﺎﻧﺎﻣﻪ ﺧﻮﯾﺶ ﺭﺍ ﺗﻘﺪﯾﻢ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻧﻤﻮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﮐﻼﺳﻬﺎﯼ ﺁﻣﻮﺯشی ﺭﻓﺖ ﺗﺎ ﺍﺯ ﺻﻔﺮ ﺷﺮﻭﻉ کند !😑😂
Forwarded from ISLAM, PEACEFUL RELIGION
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 Documentary
🏴 100+1 Wonderful Places in the World
🔹English Language + ّFarsi Subtitle
🔸Quality 360p
©️Produced by International Masaf
#documentary
✅ @islam_pfr
🏴 100+1 Wonderful Places in the World
🔹English Language + ّFarsi Subtitle
🔸Quality 360p
©️Produced by International Masaf
#documentary
✅ @islam_pfr
گاهی از خود بپرسید که اگر خود را ملاقات میکردید، آیا از خودتان خوشتان میآمد؟!
صادقانه به این سوال جواب دهید و خواهید فهمید که نیاز به چه تغییراتی دارید...
صادقانه به این سوال جواب دهید و خواهید فهمید که نیاز به چه تغییراتی دارید...
انیشتین در ملاقاتی با چاپلین: هنر شما را تحسین میکنم بدون گفتن کلمهای دنیا شما را درک میکند!
چاپلین: ارزش کار شما بیشتر است! دنیا شما را تحسین میکند با اینکه هیچکس نمیفهمد چه میگویید!
چاپلین: ارزش کار شما بیشتر است! دنیا شما را تحسین میکند با اینکه هیچکس نمیفهمد چه میگویید!
توطئه تحجر در تبانی با تظلم و تروریزم برای تفرقه، تضعیف و تباهی
سخت است فهماندن نکته ای برای کسی که منافعش در نفهمیدن آن است.
چیستی و چگونگی تحجر:
تَحَجُّریعنی واپسگرائی منفی؛ یعنی تنگ نظری، دگم اندیشی، رکود و جمود؛ که نقطه ی مقابل آن تعقل، تفکر، حرکت داینامیک و سیال فرد و جامعه در مسیر تغییر، تحول و شکوفایی می باشد. تفکرشیطانی تحجر گاهی در مقابل علم قد علم میکند؛ گاهی تغییر را تکفیر میکند؛ گاهی جنس مؤنث را مذموم و مقهور طبیعت میخواند؛ گاهی خشونت را خصلت خوب و خدمت تلقی میکند؛ گاهی آزادی و اندیشه را به انزوا می کشاند، گاهی تفرقه را تبلیغ، ترویج و تشدید میکند وگاهی هم دین و دنیای مردم را به گروگان میگیرد.
علت وجودی تحجر:
تحجر جلوه ی وارونه ی از تدین است و دشمن تمدن. عوامل وجودی تحجر عبارتند از: ۱. برجازدگی، توقف و عدم اصلاحات و بروز رسانی دستگاه های آموزشی دینی، ۲. احترام و تمویل بی رویه و افراطی جامعه به دستاربرسران حرفه ای و ۳. عدم ارتباط میان سیستم آموزشی دینی و دانشگاهی.
خطرات ناشی از تحجر:
1. تضعیف جایگاه دین در مقابل آئین : این تحجر است که با اظهارات و حرکات غیرمنطقی و ناشیانه خویش، جایگاه و منطق دین را در مقابل مکاتب فکری و نظریه های دست ساخت بشر زیر سؤال می برد. اینجا است که روند فرار جوانان از دامن دین تسریع و روند گرایش محققین و دین شناسان جدید به دامن دین را بطی و گاها متوقف می سازد.
2. ایجاد اختلاف و خشونت: تحجر بزرگترین ویروس اختلال آور در پیکر جامعه ی دین مدار است. هیچ جریان، شبکه، سیستم و تفکری به اندازه ی تحجر در زمینه ایجاد اختلاف و نفاق در جامعه بشری و جوامع دینی نقش ندارد.
3. تطبیق برنامه های استخباراتی: جریان تحجر همیشه دست ساخت استخبارات نیست اما ممکن است همیشه در خدمت برنامه های استخباراتی – سیاسی عمل کند. استخبارات کشور یا کشورهای ذینفع، بصورت مستقیم یا غیر مستقیم، اظهارات و موضعی را در خور یک عنصر متحجر میدهد، بعد خود او را نابود میکند، و جریان قتل او را با رنگ و بوی مذهبی تبلیغ میکند و از اینطریق به جنگ مذهبی دامن میزند.
سخت است فهماندن نکته ای برای کسی که منافعش در نفهمیدن آن است.
چیستی و چگونگی تحجر:
تَحَجُّریعنی واپسگرائی منفی؛ یعنی تنگ نظری، دگم اندیشی، رکود و جمود؛ که نقطه ی مقابل آن تعقل، تفکر، حرکت داینامیک و سیال فرد و جامعه در مسیر تغییر، تحول و شکوفایی می باشد. تفکرشیطانی تحجر گاهی در مقابل علم قد علم میکند؛ گاهی تغییر را تکفیر میکند؛ گاهی جنس مؤنث را مذموم و مقهور طبیعت میخواند؛ گاهی خشونت را خصلت خوب و خدمت تلقی میکند؛ گاهی آزادی و اندیشه را به انزوا می کشاند، گاهی تفرقه را تبلیغ، ترویج و تشدید میکند وگاهی هم دین و دنیای مردم را به گروگان میگیرد.
علت وجودی تحجر:
تحجر جلوه ی وارونه ی از تدین است و دشمن تمدن. عوامل وجودی تحجر عبارتند از: ۱. برجازدگی، توقف و عدم اصلاحات و بروز رسانی دستگاه های آموزشی دینی، ۲. احترام و تمویل بی رویه و افراطی جامعه به دستاربرسران حرفه ای و ۳. عدم ارتباط میان سیستم آموزشی دینی و دانشگاهی.
خطرات ناشی از تحجر:
1. تضعیف جایگاه دین در مقابل آئین : این تحجر است که با اظهارات و حرکات غیرمنطقی و ناشیانه خویش، جایگاه و منطق دین را در مقابل مکاتب فکری و نظریه های دست ساخت بشر زیر سؤال می برد. اینجا است که روند فرار جوانان از دامن دین تسریع و روند گرایش محققین و دین شناسان جدید به دامن دین را بطی و گاها متوقف می سازد.
2. ایجاد اختلاف و خشونت: تحجر بزرگترین ویروس اختلال آور در پیکر جامعه ی دین مدار است. هیچ جریان، شبکه، سیستم و تفکری به اندازه ی تحجر در زمینه ایجاد اختلاف و نفاق در جامعه بشری و جوامع دینی نقش ندارد.
3. تطبیق برنامه های استخباراتی: جریان تحجر همیشه دست ساخت استخبارات نیست اما ممکن است همیشه در خدمت برنامه های استخباراتی – سیاسی عمل کند. استخبارات کشور یا کشورهای ذینفع، بصورت مستقیم یا غیر مستقیم، اظهارات و موضعی را در خور یک عنصر متحجر میدهد، بعد خود او را نابود میکند، و جریان قتل او را با رنگ و بوی مذهبی تبلیغ میکند و از اینطریق به جنگ مذهبی دامن میزند.