هدیه
35 subscribers
506 photos
136 videos
38 files
52 links
مطالب این کانال هدیه ایست برای شما
A friendly present for friends🙏
Download Telegram
Forwarded from استاد عالی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#روضه حضرت علی اصغر علیه السلام

با چه رو خیمه بَرَم این سرِ آویزان را
چه کنم مشکلِ این حنجر خون ریزان را
به سفیدیِ گلوی تو کسی رحم نکرد
رسمِ کوفی است بگیرند هدف، مهمان را

www.ostadaali.ir
🆔 @ostad_aali
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وَمَا مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُهَا وَيَعْلَمُ مُسْتَقَرَّهَا وَمُسْتَوْدَعَهَا ۚ كُلٌّ فِي كِتَابٍ مُبِينٍ

و هیچ جنبنده در زمین نیست جز آنکه روزیش بر خداست و خدا قرارگاه (منزل دائمی) و آرامشگاه (جای موقت) او را می‌داند، و همه احوال خلق در دفتر علم ازلی خدا ثبت است
⭕️پنج نشانه برای اینکه هوش معنوی دارید! بر اساس دیدگاه پروفسور ایمونز


کمی به عقب برگردیم. هوش هیجانی در برابر هوش عقلایی مطرح شد. و پنجره جدیدی را برای همه ما باز کرد اما بعد از مدتی معلوم شد که نیاز به یک مفهوم جدید داریم: هوش معنوی. هوش عقلایی (IQ) هوش اولیه ماست و به ما کمک می‌کند تا فرمول‌ها و اعداد را بفهمیم و توانایی یادگیری بالایی داشته باشیم. هوش هیجانی (EQ) به ما کمک می‌کند تا احساسات و عواطف و هیجانات خود و دیگران را درک کنیم و با دیگران به گونه‌ای بهتر تعامل کنیم. اما هوش معنوی (SQ) به ما کمک می‌کند که تا با فرا گذشتن از دنیای شناخته شده ودیدنی به جهانی متعالی قدم بگذاریم. با جهان یکی شویم و معنای زندگی را دریابیم.

یکی از معروف ترین نظریه‌پردازان هوش معنوی استاد دانشگاه کالیفرنیا پروفسور ایمونز است.
او پنج مولفه هوش معنوی را این‌گونه تشریح می‌کند:

1- توانایی گذار؛ توانایی فراگذشتن از جهان فیزیکی، مادی و جسمانی و گذار یا اتصال به جهانی سطح بالاتر.

2- توانایی درک آگاهی شدت یافته: توانایی ورود به حالت‌های معنوی از آگاهی شدت یافته (عرفان). آگاهی از یک واقعیت غایی که شکل احساس یگانگی یا وحدت به خود می گیرد و در آن همه مرزها از بین می‌روند و همه چیز در یک کلیت متحد درک می‌شوند.

3- توانایی تقدیس: توانایی گره زدن فعالیت‌ها، حوادث و روابط زندگی روزمره با احساسی از تقدس.
تقدیس مولفه سوم هوش معنوی است. تقدیس به معنای درک حضور خداوند در فعالیت‌های معمولی روزمره است. به گفته ایمونز تحقیقات معاصر نشان می‌دهد که تقدیس پیامدهای مهمی دارد. مثلا زمانی که کار به‌عنوان یک مسوولیت معنوی/مذهبی به‌جای شغل تلقی می‌شود، یا وقتی که وظیفه والدین به‌عنوان یک مسئولیت مقدس در نظر گرفته می‌شود، متفاوت از زمانی است که صرفاً به آن به عنوان یک کار یا رفتار روزانه نگاه می‌شود. حتی فعالیت‌های به ظاهر معمولی مانند دویدن یا گلف می‌توانند با رویکرد معنوی آغشته شوند. در فیلم ارابه‌های آتش، اریک لیدل می گوید «وقتی می‌دوم، لذت او را احساس می‌کنم». تقدیس دینی زمانی اتفاق می‌افتد که خود، خانواده، خانه، شغل و اهداف با امر مقدس آغشته باشد.

4- توانایی رفتار فضیلت‌مندانه مانند بخشش، سپاسگزاری، فروتنی، احساس شفقت، ابراز عشق و ... به شیوه ای پایدار. به تعبیری فضیلت‌ها را به‌عنوان «تعالی‌های اکتسابی شخص» تعریف می‌کنند. عده ای معتقدند که انضباط نفسانی (خودکنترلی) ویژگی اصلی روانشناختی است که زیربنای اکثر فضایل است و برای موفقیت تقریباً در تمام حوزه‌های زندگی ضروری است. به همین ترتیب، شکست‌های خودکنترلی در قلب هفت گناه مرگ‌بار نهفته است: شکم‌بارگی، تنبلی، غرور، خشم، طمع، شهوت و حسادت. هوش معنوی باعث می شود که از طریق تقویت انضباط نفسانی، رفتار فضیلت‌مندانه پایدار داشته باشیم.

5- توانایی حل مساله. استفاده از منابع معنوی در حل مسائل زندگی
کسانی که هوش معنوی بالاتری دارند می توانند از هوش معنوی خود برای حل مسایل زندگی استفاده کنند و راحت‌تر از چالش‌های بزرگ، فقدان ها، شکست‌ها، دو راهی‌ها عبور کنند. هوش معنوی توانایی حل مساله را در زندگی بالا می‌ برد.

🖊⭕️ پیشنهاد پایانی

بنابراین برای اینکه درک کنیم که چقدر از نظر معنوی باهوش هستیم این چند سوال ساده را از خود بپرسیم؟
1) آیا می‌توانم فراتر از جهان دیدنی و جسمانی، با دنیای دیگری هم ارتباط برقرار کنم؟
2) آیا در لحظاتی از زندگی دریافته‌ام که این جهان یک کل یکپارچه است و همه چیز به هم متصل است؟
3) آیا می‌توانم نان خریدن، کار کردن و بازی کردنم را به خداوند گره بزنم؟
4) آیا شغلم، خانواده‌ام، تحصیلم، تفریح و ورزشم به خدا آغشته است یا نه؟
5) آیا معنویت در من باعث می شود که بتوانم با آرامش و امیدواری بیشتری مسایل زندگی‌ام را حل و فصل کنم؟
6) آیا معنویت در من باعث می‌شود که دیگران را بیشتر و کم‌توقع‌تر دوست بدارم؟
7) آیا معنویت در من باعث می‌شود که انضباط نفسانی بیشتری داشته باشم؟
برای هوش معنوی پرسشنامه های متعددی وجود دارد اما فعلا برای شروع از همین 7 پرسش ساده اما بنیادی شروع کنیم.
Forwarded from آکادمی جام
💠⭕️آیا دین شما نفس می کشد، یا مرده است؟
صدیق قطبی؛ نویسنده معاصر ایرانی (با تلخیص و تصرف)


ویلیام جیمز، فیلسوف، روانشناس و پزشک خداباور آمریکایی معتقد است اصل و اساس دین کوشش فرد است برای ارتباط با خداوند. نه فلسفه یا ایدئولوژی. از این‌رو، هر که اهل نیایش است دیندار است و هر که روح خود را در نیایش و نجوا به جنب و جوش درنمی‌آورد از حیات دینی بی‌بهره است. ما کمتر به این مهم توجه داریم. اغلب‌ فکر می‌کنیم حیات دینی یعنی التزام به مقررات و آیین‌ها. اما به گفته‌ عارفان، حقیقت دین چیزی جز روزنه‌ گشودن به سمت خدا نیست. اشتیاقی ژرف برای رابطه، رابطه با خدا. مولانا می‌گفت: «اصل دین، ای‌ بنده، روزن‌ کردن است»

با این حساب و بر این اساس آدم‌ها دو دسته‌اند. گروهی که التفات کردن به سوی خدا از طریق دعا و نیایش احتیاج مبرم آنهاست و گروهی که در طلب چنین ارتباطی نیستند [و به مناسک و مراسم آیینی بسنده می‌کنند]. دیندار و غیر دیندار را با این ملاک می‌توان از هم تمیز داد.
تا وقتی آدمی همچنان مشتاقانه طالب و جوینده این ارتباط است دین در او زنده است و همین‌که این آتش اشتیاق در جانش فرومُرد، از دین او چیزی نمی‌ماند جز مناسکی بی‌روح و عقایدی جزمی. قالبی بی‌قلب و پیکری بی‌جان. هر دینداری باید از خود بپرسد: من واقعاً از تمنای ارتباط با او لبریزم؟ آیا «درد اشتیاق» هنوز در من فروزان است؟
ویلیام جیمز می‌نویسد: «دعا در این مفهوم گسترده همان روح و جوهر دین است. یکی از متألهین آزاداندیش فرانسوی لویی آگوست ساباتیر می‌گوید:
«دین، آمیزش یا به بیان دیگر رابطه‌ای آگاهانه و ارادی است که روح پریشان و درمانده با آن قدرت اسرارآمیز که خود را به آن وابسته می‌داند و سرنوشتش را به او سپرده است برقرار می‌سازد. این ارتباط با خدا از طریق نماز [یکی از مصادیق نیایش] تحقق پیدا می‌کند. نیایش همان دین تجسم‌یافته است. وجه تمایز پدیده دینی از پدیده‌های مشابه آن نظیر احساس‌های اخلاقی و زیباشناسانه محض، همین نیایش است. برداشت من از این اصطلاح دینی بازی با الفاظ و تکرار صرف برخی آداب مقدس نیست بلکه در نیایش، جنب و جوش روح را می‌بینیم که می‌خواهد با آن قدرت اسرار‌آمیزی که خود را در حضور آن احساس میکند رابطه شخصی ایجاد کند. در جایی که این نیایش غایب باشد در واقع دین هم در کار نیست. از سوی دیگر در هر جا که دعا و نیایش روح‌ها را به غلیان درآورد حتی اگر در آنجا اثری از تشریفات دینی یا اصول و احکام دینی نباشد باز هم ما از یک دین زنده و پویا برخورداریم.
دینی که مولود صرف عقل‌گرایی است چیزی جز مجردات و انتزاعیات نیست. و معجونی ساختگی و بی‌روح است که فاقد ویژگی‌های خاص دینی است. در اصل چیزی که خود را بدین شکل در قالب دین درآورده چیزی جز فلسفه نیست. این دین، نمی تواند به معنای درست کلمه دین باشد. چراکه این دین آدمی را از دعا منقطع می‌سازد و او را از خداوند دور می‌سازد و معامله و مراوده و گفت‌وگوی درونی و ارتباط متقابلی را برقرار نمی‌سازد، هیچ نقشی برای خداوند در امور انسان‌ها قائل نمی‌شود و بازگشت انسان را به خدا مقرر نمی‌نماید. (صدیق قطبی)

🖊⭕️تحلیل پایانی از آکادمی جام:
یک نکته جالب این است که این خوانش و نیایش، این ندا و نجوا در قرآن بارها تکرار شده است: در جایی آمده است: پروردگار خود را به ناله آشکار و مویه پنهانی بخوانید (ادعوا ربكم تضرعا وخفية؛ اعراف 55)، و صبح و شب نام پروردگارت را یاد کن (وذکر اسم ربک بکرة و اصیلا؛ انسان 25). در جایی دیگر گفته شده است او را از روی طمع و امید و از روی ترس و بیم بخوانید (ادعوه خوفا و طمعا؛ اعراف 56) به دیگر سخن اینکه در هر حالتی (علنی و نهانی)، با هر احساسی (امیدوارانه و بیمناکانه)، هر زمانی (صبح و شام) مرا بخوان. چرا که نیایش همان ایجاد روزنه ای است به سوی آن بی انتهای مطلق.

آکادمی جام؛ در جستجوی آگاهی و معنا
@JaamAcademy
Forwarded from استاد عالی
برشی از کتاب بهشت و جهنم
برای دسترسی به کتب می توانید از طریق سایت زیر اقدام فرمایید.
www.ostadaali.ir
🆔 @ostad_aali