دویونگ پسرا رو معرفی کرد و باهاشون حرف زد بعد اکثر دوپو ها برگشتن سمتشون؛حتی وقتی دویونگ معرفی کردنش تموم شد هنوز یه عده داشتن به بهشون نگاه میکردن...
دویونگ: اومو! شما ها برگشتید که بهشون نگاه کنید...احساساتم خدشه دار شد!! نگاه کنید نگاه کنید اصلا خودمم اونطرف رو نگاه میکنم
دویونگ: اومو! شما ها برگشتید که بهشون نگاه کنید...احساساتم خدشه دار شد!! نگاه کنید نگاه کنید اصلا خودمم اونطرف رو نگاه میکنم