یکم درمورد این حرف زدن که یوشی ۲۰ سالش شده و حسش چیه آیا چیزی تغییری کرده یا نه،که یوشی گفت نه والا هیچ تغییر خاصی احساس نمیکنم ولی فقط یه کوچولو انگار اعتماد به نفس بیشتری دارم اونم به خاطر اینکه بزرگ تر شدم همین
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ساکویا رو به رودخونه"خیلی قشنگه"
ریو:میخوای باهم بیوفتیم تو رودخونه؟
ساکویا:*بعد از کلی فکر*ولی تو همین الانشم عاشق من شدی
ریو:...........
ریو:سرده
ساکویا:این چیزیه که فقط خودت حس میکنی^^
ریو:اون لبخندت خیلی رو اعصابه!
اگه اشتباه نکنم کلمات افتادن و عاشق شدن تو ژاپنی تلفظ مشابهی دارن که ساکویا بازی با کلمات انجام داد و یه جمله لاسی گفت.
براش دست میزنم خیلی فسفر سوزوند تا اینو بگه
ریو:میخوای باهم بیوفتیم تو رودخونه؟
ساکویا:*بعد از کلی فکر*ولی تو همین الانشم عاشق من شدی
ریو:...........
ریو:سرده
ساکویا:این چیزیه که فقط خودت حس میکنی^^
ریو:اون لبخندت خیلی رو اعصابه!
اگه اشتباه نکنم کلمات افتادن و عاشق شدن تو ژاپنی تلفظ مشابهی دارن که ساکویا بازی با کلمات انجام داد و یه جمله لاسی گفت.
براش دست میزنم خیلی فسفر سوزوند تا اینو بگه
wishberry
ساکویا:این چیزیه که فقط خودت حس میکنی^^
ریو:اون لبخندت خیلی رو اعصابه!
ریو:اون لبخندت خیلی رو اعصابه!
البته این دوتا یه لحظه نمیتونن بحث نکنن،احمقای بامزه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تخم مرغ از دست جههی افتاد شکست
ریکو: آی یوکشی جههی
ریو: قبلا وقتی هونگده رفته بودیم اونجا از این بستنیای خیلی بزرگ خریدیم (اندازشو با دستش نشون میده) و بستنی جههی افتاد کف زمین
ریکو: جه هی از این اشتباها زیاد انجام میده ولی کیوته ㅋㅋㅋ
ریکو: آی یوکشی جههی
ریو: قبلا وقتی هونگده رفته بودیم اونجا از این بستنیای خیلی بزرگ خریدیم (اندازشو با دستش نشون میده) و بستنی جههی افتاد کف زمین
ریکو: جه هی از این اشتباها زیاد انجام میده ولی کیوته ㅋㅋㅋ
چند دقیقه پیشتر از این، شیون به یوشی میگفت از بابت رامیونا نگران نیستم چون جههی اونجاست، مین وایل جههی:
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ریکو بیبی گرل🎀 رو به جه هی
"چاگی زودباش، چاگی من گشنمه، چاگی خفنه"
"چاگی زودباش، چاگی من گشنمه، چاگی خفنه"
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
طبق معمول ساکویا و ریو سر یه بستنی بحث کردن
ساکویا: تو مگه نگفتی بستنی نمیخوری منو مسخره کردی :(
ریو: ^^)
ریکو با بیحوصلگی: هی دعوا نکنید، دعوا نکنید، سختمه
ریو بهش میگفت یکی دیگه داخل کیسه خرید هست ولی ساکو گوش نمیداد
ساکویا: تو مگه نگفتی بستنی نمیخوری منو مسخره کردی :(
ریو: ^^)
ریکو با بیحوصلگی: هی دعوا نکنید، دعوا نکنید، سختمه
ریو بهش میگفت یکی دیگه داخل کیسه خرید هست ولی ساکو گوش نمیداد
تهش ریو بستنی که ساکویا سرش کولی بازی درآوردو تا آخرش خورد میگفت خیلی هیجان زدم دقیقا مثل اسم بستنی.اسم بستنی seolle بود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ساکویا: من مطمئنم اونا تا الان شروع کردن به خوردن غذاها
ریکو: نه بابا اونا این کارو نمیکنن، اونا ساکویا نیستن که بدون ما غذا بخورن ㅋㅋㅋ
جه هی: نه اونا ساکویا نیستن...
ریکو: نه بابا اونا این کارو نمیکنن، اونا ساکویا نیستن که بدون ما غذا بخورن ㅋㅋㅋ
جه هی: نه اونا ساکویا نیستن...
«سیزنی کانتنت رودخونه هان چطور بود؟
این روزا هوا خیلی ابریه و البته منم حین تماشای کانتنت آفتابی رودخونه هان استراحت کردم~~🤓»
این روزا هوا خیلی ابریه و البته منم حین تماشای کانتنت آفتابی رودخونه هان استراحت کردم~~🤓»
🧚🏻♂:من فقط میخوام شیونو ببینم؛تو دوست داری سیزنی رو ببینی؟😻😻
🌷:معلومه،اصلا نیازی به گفتنش نیست😘
🌷:معلومه،اصلا نیازی به گفتنش نیست😘