جهری بابل ♡ ♡ ㅤㅤ
اونری ویورس لایو - ۱۱۲۲
گفتن قبلا وقتی از بوسان بر میگشتن سئول اولین نسخهی دنس ویدئوهود رو داخل اتوبوس دیدن و بخاطر کوریوش خیلی هیجان زده شدن و واقعا جیغ میکشیدن! بعد همونجا فوری از منیجرشون خواستن که کلاسای تمرین ویدئوهود رو براشون اسکجول کنه. شیون گفت اون تایم اسکجول تمرین رقصشون جوری فشرده بود که اکثر اوقات تا آخرای شب تمرین میکردن و حال و روز داغونی داشتن. دیگه طوری بود که شیون با خودش گفته "اصلا میشه با همچین وضعیتی جلوی دوربین رفت؟" بعدش ریکو گفت با وجود سختیهای زیاد واقعا خیلی بهشون خوش گذشته
شیون گفت با مینیالبوم جدیدشون، تعداد آهنگاشون به ۴۰ تا میرسه. گفت یادش میاد موقع پروموشنهای ویش، درحال آماده سازی سانگبرد بودن و موقع پروموشنهای سانگبرد هم آلبوم استدی رو داشتن آماده میکردن، بقیه کامبکها هم همینطور...
ریو اومد توی لایو و با دوربین گوشیش درگیر بود
شیون: بچهها وقتی دوربین رو میچرخونید لطفا لباس زیرتون رو نشون ندید
ریو: ما شلوار نپوشیدیم...
اونری: ㅋㅋㅋㅋ
ساکویا: لازم نبود همچين چیزی رو بگیییییی
شیون: بچهها وقتی دوربین رو میچرخونید لطفا لباس زیرتون رو نشون ندید
ریو: ما شلوار نپوشیدیم...
اونری: ㅋㅋㅋㅋ
ساکویا: لازم نبود همچين چیزی رو بگیییییی
از ریو پرسیدن تو غذا خوردی و دوش گرفتی دیگه؟ بعد ریو الکی گفت اره که ریکو بهش گفت دروغ نگو! حتی وقتی ساکویا هم اومد توی لایو اول ازش پرسیدن دوش گرفتی؟ ㅠㅠ
بهش گفتن حتما دوش بگیر، یچیز خوشمزه بخور و مسواک بزن و بخواب. بعدم ازش خواستن براشون پوز کیوت بگیره. اون بینم کلی براش غش و ضعف رفتن...
شیون: نینی خوب بخوابی
ریکو: ایخدا چقدر بامزهست اوتوکه...دلم میخواد گازش بگیرم
شیون: جدی فردا باید بگیرم بخورمش
شیون: نینی خوب بخوابی
ریکو: ایخدا چقدر بامزهست اوتوکه...دلم میخواد گازش بگیرم
شیون: جدی فردا باید بگیرم بخورمش
wishberry
Video
آخه تروخدا ببینید اینجا چقدر بامزهست. واقعا درکشون میکنم ریو رو فقط باید یه لقمه کرد
شیون گفت ریو همیشه لبخند به لب داره و واقعا بچهی شاد و سرزندهایه و چطور ممکنه هر روز اینقدر توی مود خوبی باشه؟
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شیون ”قبلا چشمام ضعیف بود اما اصلا عینک نمیزدم حتی لنزم نمیتونستم بذارم چون چشمام خیلی خشک بودن و بدون عینک اینور اونور میرفتم؛ برای همین همیشه چشمهام رو ریز میکردم. با اینکه الان لیزیک کردم و بیناییم کاملا خوب شده، حتی هنوزم برحسب عادت یه کم این کار رو انجام میدم. کلا وقتی میخوام روی چیزی تمرکز کنم ناخودآگاه دوباره چشمام رو ریز میکنم. هربار که این کار رو میکردم مامانم میزد روی پیشونیم... بیناییم حدود ۰.۳ بود”