“یهویی یاد دوران دبستانم افتادم. بعد از اینکه کلاس زبان انگلیسی تموم میشد با خواهر کوچیکترم منتظر مامان میموندیم و باهم نون تست میخوردیم. مربای سیب و ذرت شیرین داخل نون تست خیلی خوشمزه بود“
جههی اشاره کرد که چند روز دیگه تولد ساکویاست و ازش پرسید میخواد چی کار کنه و ساکو گفت خیلی دلش میخواد جشن بگیره واقعا هیجان زدهست چون اونروز مین کرکتره :( اینم گفت شیون بهش گفته هنوز برات هدیه نگرفتم و این حدس رو هم میزنه که جههی براش هدیه گرفته باشه