Odaba Foreign Language Center
1.76K subscribers
723 photos
9 videos
1 file
1.02K links
نماینده رسمی دانشگاه ایرواین از ایالت کالیفرنیا
ابتدای مطهری قبل ازلارستان پ436ساختمان ادبا
88757375-8
admin: @odabaa
Download Telegram
🅾 اصطلاحات با ریختن 🅾

🔴 My hair is falling
🔴 موهام داره میریزه

🔵 They piled up the cement bags
🔵 کیسه های سیمان را ریختند روی هم

🔴 Shall I pour you a cup of tea?
🔴 یک فنجان چای برایتان بریزم؟

🔵 He shed his fear
🔵 ترسش ریخت

🔴 I am inundated with work
🔴 هزار جور کار سرم ریخته

🔵 It was a mess
🔵 همه چیز به هم ریز بود(ریخته و پاشیده)

🔴 Be careful not to spill the food
🔴 مواظب باش غذا را زمین نریزی

🔴 It is money down the drain
🔴 این دیگه پول دور ریختنه

🔵 He had acted in collusion with the thieves
🔵 با دزدا ریخته بود رو هم

🔴 Enemy troops poured into the city

🔴 سربازای دشمن ریختند داخل شهر
🔵 A big crowed surged into the streets
🔵 جمعیت زیادی ریختند تو خیابونا

🔴 I deposited the money in my bank account
🔴 پول را به حساب بانکی ام ریختم

آموزشگاه زبانهای خارجی ادبا:
@odabaaa کانال انگلیسی
@odabaaaa کانال آلمانی
Amuzeshgahe_odaba اینستاگرام
http://www.odabazand.com/
#would_like_to
#گرامر

♦️ وقتی یہ چیزی می خوایم و یا می خوایم یہ کاری انجام بدیم از این ساختار استفادہ می کنیم. 🔰🔰👇👇🔰🔰

✳️ I would like to + (verb)

⭕️ Examples:

🔰 I would like to answer the questions.
می خوام بہ سؤالا جواب بدم.

🔰 I would like to invite you over.

می خوام بہ خونہ دعوتت کنم.

🔰 I would like to become a doctor.

می خوام (در آیندہ) دکتر بشم.

🔰 I would like to see you more often.

می خوام بیشتر ببینمت.

🔰 I would like to meet the President.

می خوام رئیس جمہور رو ملاقات کنم.

🔰 My parents would like to meet you.

پدر و مادرم می خوان ببیننت.

🔰 I would like to compete in a cooking contest.

می خوام تو مسابقہ آشپزی رقابت کنم.

آموزشگاه زبانهای خارجی ادبا:
@odabaaa کانال انگلیسی
@odabaaaa کانال آلمانی
Amuzeshgahe_odaba اینستاگرام
http://www.odabazand.com/
💘وقتی میخواهید به یه نفر بگید خونسردیشو حفظ کنه💘

💎calm down
💥آروم باش
💘take it easy
🍀جدی نگیر
💎stay calm
💥خونسرد باش
💘be patient
🍀صبور باش
💎hold on to yourself
💥خودتو کنترل کن
💘dont worry
🍀نگران نباش
💎you dont have to worry
💥نباید نگران باشی
💘there is no need to worry
🍀نیازی نیست که نگران باشی

آموزشگاه زبانهای خارجی ادبا:
@odabaaa کانال انگلیسی
@odabaaaa کانال آلمانی
Amuzeshgahe_odaba اینستاگرام
http://www.odabazand.com/
کلمات و اصطلاحات مربوط به خوابیدن
@odabaaaکانال انگلیسی
@odabaaaaکانال آلمانی
......................................................
to take a nap
چرت زدن

I like to take a nap every day after lunch
دوست دارم هر روز بعد از نهار یه چرتی بزنم.
-------------------------------------------------------
to nod off
چرت زدن (به شکل ناگهانی) مثلا جلوی تلوزیون، توی اتوبوس، مترو...

I nodded off once or twice during the movie.
یکی دو بار وسط فیلم خوابم برد/ چرت زدم.
-------------------------------------------------------
to passed out
از روی خستگی غش کردن

I was so tired that I went straight to bed and immediately passed out.
انقدر خسته بودم که یه راست رفتم تو تختخواب و از خستگی غش کردم.
-------------------------------------------------------
to stay up late
تا دیروقت بیدار موندن

My dad always stays up late and watches football match.
بابام همیشه شب ها تا دیروقت بیدار میمونه و فوتبال میبینه.
-------------------------------------------------------
to move around
غلت زدن

I move around a lot while sleeping.
تو خواب زیاد غلت میزنم
-------------------------------------------------------
to toss and turn
از روی بیخوابی وول خوردن/ غلت زدن

I didn"t sleep a wink. I was tossing and turning all night long.
یه ذره هم نخوابیدم، تمام شب رو داشتم تو جام وول میخوردم.
-------------------------------------------------------
to sleeps on (someone"s) back
طاق باز خوابیدن

to sleep on (someone"s) side
خوابیدن به دمر/ به پهلو

to sleep on (someone"s) stomach
روی شکم خوابیدن

My cheeks really hurt. I was sleeping on my side all night .
گونه هام درد میکنه. تمام شب دمر خوابیده بودم.
-------------------------------------------------------
to oversleep
خواب موندن

Damn! I overslept again!
لعنت به من! دوباره خواب موندم!
-------------------------------------------------------
to get up at the crack of dawn
خروس خون بیدار شدن ، کله سحر بیدار شدن

I have to get up at the crack of dawn to get to work on time.

مجبورم صبح خروس خون بیدار شم تا به موقع برسم سرکار.

---------------------------------------------------
night owl
کسی که شب تا دیروقت بیدار میمونه

early bird
آدم سحر خیز


آموزشگاه زبانهای خارجی ادبا:
@odabaaa کانال انگلیسی
@odabaaaa کانال آلمانی
Amuzeshgahe_odaba اینستاگرام
http://www.odabazand.com/
🌺اصطلاحاتی کاربردی در مورد فاسد شدن غذا ها :

🍶شیر ترش شده است.
The milk has soured/gone sour.

🍖گوشت فاسد شده است.
💝The meat is rotten/has gone bad.

🧀پنیر کپک زده است.
💝The cheese is moldy.

🍳این تخم مرغ ها فاسد شده اند.
💝These eggs are rotten.

🍞این نان بیات است. نان تازه نداریم؟
💝This bread is stale. Don’t we have any fresh bread?

آموزشگاه زبانهای خارجی ادبا:
@odabaaa کانال انگلیسی
@odabaaaa کانال آلمانی
Amuzeshgahe_odaba اینستاگرام
http://www.odabazand.com/
⚡️out of sight,out of mind

ازدل برود ،هرآنكه ازديده رود.

⚡️God helps those who help themselves

ازتو حركت ازخدا بركت

⚡️good for you
خوش به حالت

⚡️keep me posted

منو درجريان بزار
آموزشگاه زبانهای خارجی ادبا:
@odabaaa کانال انگلیسی
@odabaaaa کانال آلمانی
Amuzeshgahe_odaba اینستاگرام
http://www.odabazand.com/
اصطلاحات با آب

1- خودم را به آب و آتش زدم تا این کار را انجام بدم.
❄️I went through fire and water to do it.

2- او و مادر زنش آبشون تو یک جوی نمیرود.
💥He does not hit it off with his mother-in-law.

3- آدم آب زیرکاهی است.
❄️He is as slippery as an eel.

4- هیچ وقت آب خوش از گلوم پایین نرفت.

💥I never had a carefree moment.
5- دهانم را آب انداخت.

❄️It made my mouth water.
6- هر ماه یه آب باریکه ای دارم.

💥I get a slender steady income every month.
7- آب رفته به جوی باز نمی گرده.

❄️It’s no use crying over spilt milk.
8- آب از آب تکان نخورد.

💥Everything remained calm and quit.
9- آب که از سر گذشت چه یک وجب چه صد وجب.

❄️In for a penny, in for a pound.
10- شوهر خوبی از آب در آمد.

💥He made a good husband.

آموزشگاه زبانهای خارجی ادبا:
@odabaaa کانال انگلیسی
@odabaaaa کانال آلمانی
Amuzeshgahe_odaba اینستاگرام
http://www.odabazand.com/
📞 چند فعل کاربردی برای بیان "قطع کردن گوشی":

☎️1-hang up
قطع کردن

📞He said goodbye and hung up.
خداحافظی کرد و گوشیو گذاشت

📞Hey don't hang up on me, I'm not finished yet!
هی قطع نکن هنوز حرفم تموم نشده



☎️2-put the phone down
گوشی را گذاشتن

📞He said goodbye and put the phone down.
خداحافظی کرد و گوشیو گذاشت


☎️3-the phone went dead
تلفن قطع شد

📞 sorry, the phone went dead



☎️4-slam thhe phone
گوشی را محکم قطع کردن

📞 she angrily slammed the phone
با عصبانیت گوشی رو قطع کرد(محکم گوشی رو گذاشت)
آموزشگاه زبانهای خارجی ادبا:
@odabaaa کانال انگلیسی
@odabaaaa کانال آلمانی
Amuzeshgahe_odaba اینستاگرام
http://www.odabazand.com/
📚 چند عبارت و اصطلاح مربوط به شوخی و شوخی کردن

🔸He is humorous
مرد شوخی است

🔹 You must be joking/kidding
شوخی میکنی (باور ندارم)

🔸 Are you joking?
شوخیت گرفته؟

🔹 To carry a joke too far
شوخی را از حد گذراندن

🔸 He can't take a joke
شوخی سرش نمیشه

🔹 Try to be serious for a change
شوخی رو بذار کنار

🔸 Dirty jokes
شوخی های رکیک

🔹 To laugh it off
به شوخی برگزار کردن

🔸 It is no joke
شوخی نیست

🔹 It is no joke running a factory
اداره یه کارخانه شوخی نیست

🔸 To treat something as a joke
چیزی را به شوخی گرفتن

🔹 I said it in fun/jest
این حرف را به شوخی زدم

🔸 Tongue in cheek he became a director-general.
شوخی شوخی مدیر کل شد.

آموزشگاه زبانهای خارجی ادبا:
@odabaaa کانال انگلیسی
@odabaaaa کانال آلمانی
Amuzeshgahe_odaba اینستاگرام
http://www.odabazand.com/
🎋🎋 چند اصطلاح کاربردی :

Brush up on something: improve your knowledge or skill.
معلومات و مهارت خود را توسعه دادن

Make sense of something: manage to understand something.
مفهوم چیزی را درک کردن

Keep up with somebody: make progress at the same speed as others.
پا به پای دیگران پیشرفت

Sink in :(of information or experiences) be remembered or uderstood.
به خاطر آمدن اطلاعات

Keep your mind on something: continue to concentrate on something.
به تمرکز روی چیزی ادامه دادن

Pick something up: learn something without making a big effort.
بدون تلاش زیاد چیزی را یاد گرفتن

Keep it up: continue to do something as well as you are doing it now.
همچون اکنون به کاری ادامه دادن

آموزشگاه زبانهای خارجی ادبا:
@odabaaa کانال انگلیسی
@odabaaaa کانال آلمانی
Amuzeshgahe_odaba اینستاگرام
http://www.odabazand.com/
🎾 اصطلاحات در مورد اینترنت 🎾
🔴 Surf the net / internet
🔴جستجو و چرخیدن در اینترنت

……… ………

🔵 Browse the websites
🔵چرخیدن و گشت زدن در وب سایت ها

………………

🔴 Highlight files or a text
🔴علامت گذاری و انتخاب کردن فایل یا متن.

……… ………

🔵 Access to a file on the internet
🔵دسترسی داشتن به یک فایل در اینترنت

……… ………

🔴 Download or Upload files
🔴دانلود کردن یا آپلود کردن فایل

……… ………

🔵 Shop online or work online
🔵خرید کردن یا کار کردن بصورت آنلاین.

……… ………

🔴 People who are “into” computers.
🔴افرادی که به کامپیوتر علاقه مند هستند

……… ………

🔵 To create a slideshow with PowerPoint
🔵ایجاد اسلاید با برنامه پاور پوینت

………………

🔴 Computer whiz
🔴فرد خبره و حرفه ای در کامپیوتر

…… ………

🔵 Geek
🔵کامپیوتر باز (متخصص یا علاقه‎مند به رایانه)

……… ………

🔴 Technophile
🔴دوستدار تکنولوژی

……… ………

🔵 Try to keep your laptop closed after use to protect the screen.
🔵 برای حفاظت از صفحه لپ تاپ‚ بهتره بعد از استفاده صفحه رو ببندید.

……… ………

🔴 Recharge your cellphone’s battery before it dies.
🔴قبل از اینکه تلفن همراتون خاموش بشه‚ شارژش کنین.

……… ………

🔵 To update software programs from time to time.
🔵هر از گاهی برنا مه رو آپدیت کن.

……… ………

🔴 To upgrade your computer
🔴ارتقا دادن کامپیوتر

……… ………

🔵 Look up a number in your contacts.
🔵جستجو کردن شماره تلفن در تماسها.

……… ………

🔴 To dial into local numbers.
🔴شماره گیری برای مکالمه داخل شهر یا منطقه

………………

🔵 to dial long-distance to the USA.
🔵شماره گیری برای مکالمه تلفنی با آمریکا

……… ………

🔴 the dial tone
🔴بوق آزاد

……… ………

🔵 To leave or to take a message
🔵پیغام گذاشتن یا پیغام دادن در تلفن

……… ………

🔴 She's always “text messaging” her friends.
🔴او همیشه به دوستاش اس ام اس میفرسته.

……… ………

🔵 The subscriber is not available.
🔵 مشترک مورد نظر در دسترس نمیباشد.

آموزشگاه زبانهای خارجی ادبا:
@odabaaa کانال انگلیسی
@odabaaaa کانال آلمانی
Amuzeshgahe_odaba اینستاگرام
http://www.odabazand.com/
After the death the doctor.
نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی.

A great ship must have deep water.
هر که بامش بیشتر برفش بیشتر.

A hard gathering ,a wide scattering.
حساب به دینار بخشش به خروار.

A hungry man is an angry man.
آدم گرسنه دین و ایمان ندارد.

A Jar's mouth may be stop,a man's can not.
دروازه شهر را میتوان بست ولی دهان مردم را نه.

A little bird told me so.
کلاغ برایم خبر آورد.

A men think all men are mortal but themselves.
مرگ برای همسایه حق است.

A lover dreams of his mistress.
شتر در خواب ببند پنبه دانه.

A middle course is best.
میانه روی بهترین کارهاست.

An old fox needs learn no craft.
آزموده را آزمودن خطاست.

آموزشگاه زبانهای خارجی ادبا:
@odabaaa کانال انگلیسی
@odabaaaa کانال آلمانی
Amuzeshgahe_odaba اینستاگرام
http://www.odabazand.com/
🍹اصطلاحاتی که در آنها از "وعده" استفاده شده است
🍎🍏🍎🍏🍎🍏🍎🍏🍎🍏

🔸 Three meals a day
سه وعده غذایی در روز

🔸 To break one's promise
خلف وعده کردن

🔸 The instalment is due tomorrow
وعده ( موعد) پرداشت قسط است.

🔸 To keep/fulfil one's promise
به وعده خود وفا کزدن

🔸 To puy off till doomsday
وعده سر خرمن دادن

🔸 To make an appointmen
وعده دادن/قرار گذاشتن
آموزشگاه زبانهای خارجی ادبا:
@odabaaa کانال انگلیسی
@odabaaaa کانال آلمانی
Amuzeshgahe_odaba اینستاگرام
http://www.odabazand.com/
اصطلاحات و کلمات در مورد
چهار شنبه سوری
🔥 🔥 🔥 🔥

🔥 Red Wednesday 👇
🔥 Bon fire night 👇
🔥 Fire festival 👇

💥چهار شنبه سوری


🔥 Play fire works
💥آتش بازی کردن

🔥 throw fire cracker
💥ترقه پرت کردن

🔥 Jump/leap over the flames
💥از روی شعله های آتش پریدن

🔥 ignite fire = light up fire
💥آتش روشن کردن

🔥 Extinguish fire = put out fire
💥آتش را خاموش کردن

🔥 explosive materials
💥مواد منفجره

🔥 Bon fire night is an incident filled night
💥چهارشنبه سوری یک شبه پر حادثه است

🔥 Spoon-Beating
💥قاشق زنی

🔥 Casualties
💥تلفات

Recklessness
💥بی احتیاطی
آموزشگاه زبانهای خارجی ادبا:
@odabaaa کانال انگلیسی
@odabaaaa کانال آلمانی
Amuzeshgahe_odaba اینستاگرام
http://www.odabazand.com/
🅾 اصطلاحات_کاربردی

🔴 We seek water in the sea
🔴آب در کوزه و ما تشنه لبان میگردیم

🔵At someone's back and call
🔵غلام حلقه بگوش

🔴You're so full of yourself
🔴خیلی خودتو تحویل میگیری

🔵It's for the birds
🔵چرنده

🔴Beat /flog a dead horse
🔴کار بیهوده و بی نتیجه انجام دادن

🔵Bloody minded
🔵کله شق

🔴He was caught red handed
🔴مچش رو گرفتن

🔵I'm at your service
🔵من در خدمتم

🔴It is very kind of you
🔴نظر لطفتونه

🔵Let's go dutch
🔵بیا دونگی حساب کنیم

🔴To white wash
🔴ماست مالی کردن

🔵You are all wet
🔵سخت در اشتباهی

🔴My heart is heavy
🔴دلم گرفته

🔵Goody goody
🔵سوسول و تیتیش

🔴Time is money
🔴وقت طلاست

🔵East or west home is best
🔵هیچ جا مثل خونه خود آدم نمیشه

🔴I have your back
🔴هواتو دارم

🔴I'm sick of you
🔴حالم ازت بهت میخوره

🔵All thumbs
🔵دست و پا چلفتی

🔴Bless you
🔴عافیت باشه

🔵This is the limit
🔵شورش در اومده

🔴She doesn't lift a finger
🔴دست به سیاه و سفید نمیزنه

🔵Stop nagging
🔵نق نزن

🔴Don't get my monkey up
🔴روی سگ منو بالا نیار

🔵Jelly fish
🔵آدم بی اراده

🔴Mushroom
🔴آدم تازه به دوران رسیده

🔵It smells fishy
مشکوکه

🔴I'm full of beans today
🔴امروز خیلی شارژم

🔵You rock
🔵تو فوق العاده ای

🔴Up to me
🔴به خودم مربوطه

🔵Way to go
🔵دمت گرم


🔴The pleasure is all mine
🔴باﻋﺚ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ ﻭ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﻲ ﺑﻨﺪﻩ ﺍﺳﺖ

🔵He drove us in to it
🔵ﺍﻭﻥ ﻣﺎﺭﻭ ﺗﻮ ﺍﻳﻦ ﺩﺭﺩﺳﺮ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ

🔴How the hell are you ?
🔴ﭼﻄﻮﺭ ﻣﻄﻮﺭﻱ؟ ‏(ﮔﻮﻳﺶ ﺧﻴﺎﺑﺎﻧﻲ ‏) . ﺍ

🔵Not a peep out of you !
🔵ﻧﻔﺴﺖ ﺩﺭ ﻧﻴﺎﺩ

🔴huff and puff :
🔴ﻫﺎﺭﺕ ﻭ پوﺭﺕ ﮐﺮﺩﻥ

🔵to the last gasp / breath :
🔵ﺗﺎ ﺁﺧﺮﻳﻦ ﻧﻔﺲ

🔴follow / carry out to the letter :
🔴ﻧﻌﻞ ﺑﻪ ﻧﻌﻞ ﺍﺟﺮﺍ ﮐﺮﺩﻥ

🔵look fondly at sb :
🔵ﺑﺎ ﻧﻈﺮ ﺧﺮﻳﺪﺍﺭﻱ ﺑﻪ ﮐﺴﻲ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩﻥ

🔴It is uppermost in my mind . :
🔴ﻣﺪ ﻧﻈﺮﻡ ﻫﺴﺖ

🔵Life is not always a bed of roses / a bowl of cherries . :
🔵ﺯﻧﺪﮔﻲ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺑﺮ ﻭﻓﻖ ﻣﺮﺍﺩ ﻧﻴﺴﺖ

🔴Nature Calls (or Call of Nature ‏)
🔴ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺮﻡ ﺩﺳﺘﺸﻮﻳﻲ

🔵Everything is coming up roses ” or “everything in the garden is rosy ”
🔵ﻫﻤﻪ ﭼﻲ ﻣﺮﺗﺐ ﻭ ﺭﺿﺎﻳﺖ ﺑﺨﺸﻪ

🔴Let Sleeping Dogs Lie
🔴ﮔﺬﺷﺘﻪ ﻫﺎ ﮔﺪﺷﺘﻪ، ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻗﻀﻴﻪ ﺭﻭ ﭘﻴﺶ ﻧﮑﺶ

🔵look before your leap
🔵ﮔﺰ ﻧﮑﺮﺩﻩ ﭘﺎﺭﻩ ﻧﮑﻦ ‏(ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻋﻤﻞ ﻓﮑﺮ ﮐﻦ

🔴You should have fought him back !
🔴ﺑﺎﻳﺪ ﺟﻮﺍﺑﺸﻮ ﻣﻲ ﺩﺍﺩﻱ

🔵I’d like to stand up for what I believe
🔵ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﺳﺮ ﺣﺮﻓﻢ ﺑﺎﻳﺴﺘﻢ ﻭ ﺍﺭ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩﺍﺗﻢ ﺩﻓﺎﻉ ﮐﻨﻢ

🔴You left me no choice
🔴ﺩﻳﮕﻪ ﺭﺍﻫﻲ ﻭﺍﺳﻢ ﺑﺎﻗﻲ نزاشتی

آموزشگاه زبانهای خارجی ادبا:
@odabaaa کانال انگلیسی
@odabaaaa کانال آلمانی
Amuzeshgahe_odaba اینستاگرام
http://www.odabazand.com/
🌺اجازه گرفتن و پاسخ به آن🌺

عبارت دیگری که برای اجازه گرفتن رایج است و می توان از آن در موقعیت های رسمی و غیر رسمی استفاده نمود ترکیب Do you mind if I … (به معنای اشکالی ندارد من ...) می باشد.
- Do you mind if I smoke?
- اشکالی ندارد سیگار بکشم؟
- Do you mind if I open the window?
- اشکالی ندارد پنجره را باز کنم؟

برای اجازه دادن از عبارت های No, I don’t (نه اشکالی ندارد) و یا Not at ll (نه اصلا) استفاده می شود. توجه شود که برای پاسخ مثبت باید به این عبارت از شکل منفی استفاده نمود.

در موقعیت های رسمی تر و یا هنگامی که بخواهیم خیلی مودبانه اجازه بگیریم از عبارت Would you mind if I …? (اشکالی ندارد که من ...) استفاده می کنیم که در آن فعل بعد از کلمه Iباید به صورت گذشته باشد. لازم به ذکر است که این عبارت ارتباطی به زمان گذشته ندارد و فقط برای اجازه گرفته مودبانه در زمان حال به کار می رود.
- Would you mind if I left an hour early today?
- No, not at all. (No, I wouldn’t)
- اشکالی ندارد که من امروز یک ساعت زودتر برم؟
- خیر، اصلا.

هرگاه کسی برای انجام کاری از ما اجازه بگیرد و قصد داشته باشیم تا پاسخ منفی مودبانه دهیم، معمولا ابتدا عبارت های زیر گفته می شود و سپس دلیل خود را ذکر می کنیم.
I wish you wouldn’t.
I’d rather you didn’t.

این جمله معنای تحت الفظی ندارد و فقط برای شروع پاسخ منفی مودبانه به کار می رود ولی نزدیک ترین معادل فارسی آن می تواند عبارت «ممنون می شوم اگر این کار را نکنید»
- Do you mind if I smoke?
- Well, I wish you wouldn’t. You know, I’m allergic to smoke.

اگر بخواهیم کلاس یا جلسه ای را ترک کنیم از عبارت های زیر استفاده می کنیم.
- Will you excuse me for a few minutes/ for the rest of the class?
- اجازه می فرمایید برای چند دقیقه / بقیه کلاس را مرخص شوم؟

و شکل مودبانه تر و رسمی تر آن عبارت است از:
May I be excused for a few minutes/ for the rest of the class?

عبارت زیر نیز یکی از عبارت های رایجی است که برای اجازه گرفتن در موقعیت های غیر رسمی به کار می رود.
Is it ok/ all right (with you) if I …?
- Is it ok (with you) if I turn up the music?
- Yes, that’s fine (with me).
- مشکلی نداری اگه صدای موزیک رو زیاد کنم؟

نکته: عبارت Shall I …? برای اجازه گرفتن به کار نمی رود. این عبارت عمدتا برای ارائه کمک به کار می رود.
- Shall I carry your suitcase for you?
- می خواهید چمدانتان را برایتان بیاورم؟
- You look very tired. Shall I make you some coffee?
- خیلی خسته به نظر می رسی. می خواهی برایت قهوه درست کنم؟

آموزشگاه زبانهای خارجی ادبا:
@odabaaa کانال انگلیسی
@odabaaaa کانال آلمانی
Amuzeshgahe_odaba اینستاگرام
http://www.odabazand.com/
🌷جملاتی که در کلاس گفته میشود....

🎋1: کتاب هایتان را باز کنید و صحفه 20 را بیاورید
🎋Open up your books to page 20.

🎋2:ورق بزنید/بروید صفحه بعد
🎋Turn the page over

🎋3:لطفا تکالیفتان را تحویل دهید
🎋Hand in you homework, please.

🎋4:گوش کنید سپس تکرار کنید.
🎋Listen and repeat after me.

🎋5: این مکالمه را از بر کنید.
🎋Learn this dialog by heart.

🎋6:معنی لغات جدید را از فرهنگ لغت پیدا کنید.
🎋Look up the new words

🎋7:صاف بنشین (خطاب به دانش آموزی که روی میز خم شده است).
🎋Sit up, please!

🎋8:درست بنشین (خطاب به دانش آموزی که روی میز لم داده).
🎋Sit properly !

🎋9:لطفا یک نفر پنجره را باز کند.
🎋Someone please open the window.


🎋10:به تصویر بالای/وسط/پائین  صفحه نگاه کنید.
🎋Look at the picture ate the top of/in the middle of/ at the bottom of the page.
آموزشگاه زبانهای خارجی ادبا:
@odabaaa کانال انگلیسی
@odabaaaa کانال آلمانی
Amuzeshgahe_odaba اینستاگرام
http://www.odabazand.com/
🔹اصطلاحات
🌿To some extent.
تا حدی
🌿To ecxeed one's limits.
از حد و حدود خود تجاوز کردن.
🌿He is too clever (shrewd ).
زیاده از حد زرنگ (ناقلا )است.
🌿To set a limit to everything.
برای هر چیزی حدی قائل شدن .
🌿Unbounded ambition.
جاه طلبی بی حد و اندازه
🌿To such an extent that...
تا حدی که دیگر ....
🌿To overstep the mark.(to go too far).
از حد معمول گذراندن.
🌿To know no bounds.
حد وحصر نداشتن.
آموزشگاه زبانهای خارجی ادبا:
@odabaaa کانال انگلیسی
@odabaaaa کانال آلمانی
Amuzeshgahe_odaba اینستاگرام
http://www.odabazand.com/
🌀جملات کاربردی در مورد مرخصی

🌀 he took a week leave.
🌀 او یک هفته مرخصی گرفت.


🌀 He is on sick leave.
🌀 او مرخصی استعلاجی (درمانی) گرفته است.


🌀 He took a sabbatical leave.
🌀 او مرخصی تحصیلی (فرصت مطالعاتی) گرفته است.


🌀 She is on maternity leave.
🌀 او مرخصی زایمان گرفت.


🌀 He is on leave.
🌀 او در مرخصی است.


🌀 He took a leave of absence.
او مرخصی بدون حقوق گرفت.
آموزشگاه زبانهای خارجی ادبا:
@odabaaa کانال انگلیسی
@odabaaaa کانال آلمانی
Amuzeshgahe_odaba اینستاگرام
http://www.odabazand.com/
🔷🔵اصطلاحات و جملات کاربردی درمورد زمان:

🔴What do we do with time?
🔵ما با وقت چیکار میکنیم؟


🔴spend time on things/ spend time doing things
🔵وقتمون صرف چیزی یا انجام کاری میکنیم

🔴I spend most of my time on Facebook.
🔵بیشتر وقتمو تو فیس بوک میگذرونم

🔴I spend most of my time studying
🔵بیشتر وقتمو مطالعه میکنم


🔴devote time to things
🔵وقتمون به چیزی اختصاص میدیم/ برای چیزی وقت میگذاریم 

🔴He devoted about 4 hours to each module.
🔵برای هر نمونه چهار ساعت وقت گذاشتش

🔴run out of time
🔵وقتمونو تموم میکنیم یا به قول خودمون " وقتمون تموم میشه"

🔴I ran out of time before I could finish the test.
🔵قبل از این جواب تمام تست ها رو بدم وقتم تموم شد

🔴waste time on
🔵وقتمونو تلف میکنیم 

🔴Why do you waste time on the computer?
🔵چرا وقتتو پای کامپیوتر تلف میکنی؟


🔴What do things or activities do with time?
🔵کارها و فعالیت هایی که انجام میدیم با وقت چیکار میکنند؟


🔴take time
🔵وقت میبرند/ طول میکشند

🔴It takes me 10 minutes to take a shower.
🔵ده دقیقه ای دوش میگیرم ( ده دقیقه طول میکشه که دوش بگیرم)


🔴eat up your time
🔵گاهی "خیلی وقت گیرند"

🔴Preparing for lectures eats up all my time.
🔵آماده شدن برای کنفرانس خیلی وقت گیره (تمام وقتمو میگیره).



🔴What does time itself do?
🔵خود وقت چیکار میکنه؟


🔴time passes
🔵وقت میگذره

🔴I wish time would pass a bit faster today
🔵ای کاش امروز (زمان) یه کم زودتر میگذشت.


time flies
🔵گاهی "خیلی زود گذره"

🔴I can't believe your son is at university already. How time flies!
🔵باورم نمیشه پسرت دانشگاه میره. چقدر زمان زود گذره!


🔵و گاهی "اصلا نمیگذره/ دیرگذره"

🔵When we're bored, time drags; when we are having a good time, time flies.
🔵زمانی که حال و حوصله نداریم و کلافه ایم زمان دیر میگذره اما وقتی خوشیم، زمان خیلی زود گذره.

🔵و در نهــــــــــــایت یک ضرب المثل قدیمی میگه:

🔴Time is Money
🔵"وقت طلاست
آموزشگاه زبانهای خارجی ادبا:
@odabaaa کانال انگلیسی
@odabaaaa کانال آلمانی
Amuzeshgahe_odaba اینستاگرام
http://www.odabazand.com/
اصطلاحاتی که در آنها از "صف"استفاده شده است

🔹to form a queue, to line up
صف بستن

🔹to stand in line

توی صف ایستادن

🔹to fall out

از صف خارج شدن

🔹to jump the queue

خود را داخل صف جا زدن

🔹to break ranks

صف را شکستن

🔹in the front rank

در صف جلو

🔹to rank with the researchers

در صف پژوهشگران قرار گرفتن

🔹political alignments

صف بندی های سیاسی

🔹they had lined up to buy milk

برای خرید شیر صف کشیده بودند

🔹to penetrate the enemy lines

در صفوف دشمن رخنه کردن
آموزشگاه زبانهای خارجی ادبا:
@odabaaa کانال انگلیسی
@odabaaaa کانال آلمانی
Amuzeshgahe_odaba اینستاگرام
http://www.odabazand.com/