💔4
🔥1💊1
Forwarded from Anarconomy
اگه مسئولیت آماده کردن یه بچه برای مواجه شدن با جنگل آسفالت رو بمون بسپارند باید چیزهایی بش بگیم که دوست نداره بشنوه. مثلا اینکه دروغگویی دیفالت انسانهاست، و راستگویی استثنائه، و نباید منتظر استثنائات باشه. یا اینکه هیچچیز مجانی وجود نداره، و اگه کسی چیزی رو مجانی بت داد یعنی چیزی ازت میخواد که ممکنه دوست نداشته باشی بش بدی، و اگه نخواد استثنائه، و نباید منتظر استثنائات باشی. اما با اینکه شنیدن این چیزها براش سخته، فهموندنش سخت نیست. چون هرروز میشه اتفاق افتادنشون رو دید و حتی با انگشت نشان داد.
اما یه چیز دیگه هست که فهموندنش سخته. چون قرار نیست هرروز ببینه. و اون اینه که «وقتی جنگ شد خیلیها ولت میکنند». دولت اوکراین مجبور شده در مرزهای غربی خودش سیم خاردار بذاره، تا بعضی از مردان بالای بیست و پنج سال که قصد فرار دارند، منصرف بشن. در حالی که همزمان روسیه بیمارستان کودکان سرطانی رو با موشک میزنه (که معلوم نیست چرا تعجب میکنند روسیه هیچ محدودیتی در جنایت نداره). قضاوت درباره درستی یا نادرستی این کار یک بحث دیگهست، و بحث آسونی هم نیست، چون جنگ سفتترین مردها رو هم میتونه مثل موش بلرزونه (هم روانی، هم جسمانی). چیزی که باید به اون بچه فرضی بگیم اینه که اونی که فرار میکنه داره یه محاسبه تو ذهنش انجام میده، و اون محاسبه اینه که «من پا دارم، و میرم، و به جای امن که رسیدم شبها راحت میخوابم، و اون بچه سرطانی که پاهاش فقط یه استخوان بدون ماهیچهست، باید بمونه، و احتمالا زیر آوار دفن بشه، یعنی تفاوت جسمانی من و اون باید راحت خوابیدن من و راحت نخوابیدن او را نتیجه بدهد». و این محاسبه یک فکته، و اینکه وقتی به کشور امن رسید راحت خواهد خوابید، یک فکته. در سوریه، که اونجا هم روسیه بود که کثافتکاریهای مشابه رو انجام میداد، مردهایی بودند که زنها رو گذاشتند و رفتند تا با قایق به آلمان برسند. چون محاسبه این بود که «من تستوسترون بیشتری دارم، و میرم، و به جای امن که رسیدم شبها راحت میخوابم، و زنی که این مقدار تستوسترون ندارد باید بمونه، و احتمالا آواره بشه. یعنی اختلاف هورمونی من و اون باید راحت خوابیدن من و راحت نخوابیدن او را نتیجه بدهد». و این محاسبه یک فکته، و اینکه وقتی به آلمان رسیدند شبها راحت خوابیدند یک فکته. و تو باید با علم به این فکت با جامعهای که به مجموع خودت و خودشون میگه «ما» مواجه بشی، و متناسب باش تکلیف و برنامهت رو طراحی کنی.
فهموندن این به بچه سخته چون با آشنا کردنش با این فکت داری یک سم توی رگهاش تزریق میکنی. اگه تکلیفی که برای خودش تعیین میکنه این باشه که چرا برای «ما» بجنگم وقتی «ما» برای من نخواهد جنگید؟ یکی ازونهایی میشه که میرن و راحت خواهند خوابید. و اگه تکلیفی که برای خودش تعیین میکنه این باشه که برای «ما» میجنگم حتی اگه «ما» برای من نجنگید، یکی ازونهایی میشه که باید مدام به صدای درونشون که میگه «خودت رو حیف کردی» گوش بدن.
اما یه چیز دیگه هست که فهموندنش سخته. چون قرار نیست هرروز ببینه. و اون اینه که «وقتی جنگ شد خیلیها ولت میکنند». دولت اوکراین مجبور شده در مرزهای غربی خودش سیم خاردار بذاره، تا بعضی از مردان بالای بیست و پنج سال که قصد فرار دارند، منصرف بشن. در حالی که همزمان روسیه بیمارستان کودکان سرطانی رو با موشک میزنه (که معلوم نیست چرا تعجب میکنند روسیه هیچ محدودیتی در جنایت نداره). قضاوت درباره درستی یا نادرستی این کار یک بحث دیگهست، و بحث آسونی هم نیست، چون جنگ سفتترین مردها رو هم میتونه مثل موش بلرزونه (هم روانی، هم جسمانی). چیزی که باید به اون بچه فرضی بگیم اینه که اونی که فرار میکنه داره یه محاسبه تو ذهنش انجام میده، و اون محاسبه اینه که «من پا دارم، و میرم، و به جای امن که رسیدم شبها راحت میخوابم، و اون بچه سرطانی که پاهاش فقط یه استخوان بدون ماهیچهست، باید بمونه، و احتمالا زیر آوار دفن بشه، یعنی تفاوت جسمانی من و اون باید راحت خوابیدن من و راحت نخوابیدن او را نتیجه بدهد». و این محاسبه یک فکته، و اینکه وقتی به کشور امن رسید راحت خواهد خوابید، یک فکته. در سوریه، که اونجا هم روسیه بود که کثافتکاریهای مشابه رو انجام میداد، مردهایی بودند که زنها رو گذاشتند و رفتند تا با قایق به آلمان برسند. چون محاسبه این بود که «من تستوسترون بیشتری دارم، و میرم، و به جای امن که رسیدم شبها راحت میخوابم، و زنی که این مقدار تستوسترون ندارد باید بمونه، و احتمالا آواره بشه. یعنی اختلاف هورمونی من و اون باید راحت خوابیدن من و راحت نخوابیدن او را نتیجه بدهد». و این محاسبه یک فکته، و اینکه وقتی به آلمان رسیدند شبها راحت خوابیدند یک فکته. و تو باید با علم به این فکت با جامعهای که به مجموع خودت و خودشون میگه «ما» مواجه بشی، و متناسب باش تکلیف و برنامهت رو طراحی کنی.
فهموندن این به بچه سخته چون با آشنا کردنش با این فکت داری یک سم توی رگهاش تزریق میکنی. اگه تکلیفی که برای خودش تعیین میکنه این باشه که چرا برای «ما» بجنگم وقتی «ما» برای من نخواهد جنگید؟ یکی ازونهایی میشه که میرن و راحت خواهند خوابید. و اگه تکلیفی که برای خودش تعیین میکنه این باشه که برای «ما» میجنگم حتی اگه «ما» برای من نجنگید، یکی ازونهایی میشه که باید مدام به صدای درونشون که میگه «خودت رو حیف کردی» گوش بدن.
👍3
💔2
Forwarded from اقوال الانعام
حتی بعد از قتل عام کودکان سرطانی و پرستارها آمریکا به اوکراین اجازه استفاده از تسلیحاتی که بش داده رو در خاک روسیه نداد. بعد هموطن پخمه من فکر میکنه ممکنه یه روز آمریکا بیاد آخوند رو بزنه و ایران رو آزاد کنه و تحویل بده به مردم.
❤5
🌭2💅1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بایدن از زلینسکی تعریف میکنه
تهش میگه رئیس جمهورِ اوکراین ،خانم ها و آقایان رئیس جمهور، پوتین
😂
@Obnoxiousmind
تهش میگه رئیس جمهورِ اوکراین ،خانم ها و آقایان رئیس جمهور، پوتین
😂
@Obnoxiousmind
😁1