زندگی همرو ول کرده چسبیده ببینه من کجا دارم خوب پیش میرم پر قدرت بزنه تو کمرم.
یبار نشد ته یچیزی ما ازش راضی باشیم بگیم آقا دمت گرم یکی طلبت، همیشه بدهکار بودیم
آدم دیگه تا یجایی میکشه از یجایی به بعد واقعا خسته میشه میبُره
خلاصه که هرچی تلاش کردیم آدم خوبه باشیم کارما کاری که معلوم نیست کی کردیم زد تو کمرمون
خدانکنه یه نمه از کوره در بری تمومه
فقط تو نمیتونی حوصله نداشته باشی همه میتونن بی حوصله بی اعصاب باشن
تو موظفی همیشه برای همه چیز تو هر حالی آماده باشی
ما که دیگه کنار اومدیم هرچقد میخوای ضد حال بزن زندگی
Hazelnut and friends 🍎 اسپم آلتی
Video
A part of me died that night
Forwarded from Bitter Sweet (sevi(are u serious? ver))
I love my gf (zhina )
به من نگاه میکند و اضافه میکند: «تو جلوتر از خودت زندگی میکنی جولی. تصمیم میگیری و میخوای کارهای زیادی رو انجام بدی تا آینده بهتری داشته باشی.»
«این کجاش بده؟»
او در حالی که چشمانش را به جاده دوخته میگوید:
«زندگی میگذره و درنهایت دلت برای همون چیزهای کوچک و لحظههایی که اصلاً به نظرت نمیاد مهم باشن ولی مهم هستن، تنگ میشه. لحظاتی که باعث میشن هر چیز دیگهای رو فراموش کنی. درست مثل نوشتههات.»
«این کجاش بده؟»
او در حالی که چشمانش را به جاده دوخته میگوید:
«زندگی میگذره و درنهایت دلت برای همون چیزهای کوچک و لحظههایی که اصلاً به نظرت نمیاد مهم باشن ولی مهم هستن، تنگ میشه. لحظاتی که باعث میشن هر چیز دیگهای رو فراموش کنی. درست مثل نوشتههات.»
Hazelnut and friends 🍎 اسپم آلتی
به من نگاه میکند و اضافه میکند: «تو جلوتر از خودت زندگی میکنی جولی. تصمیم میگیری و میخوای کارهای زیادی رو انجام بدی تا آینده بهتری داشته باشی.» «این کجاش بده؟» او در حالی که چشمانش را به جاده دوخته میگوید: «زندگی میگذره و درنهایت دلت برای همون چیزهای…
و مکث کرده و با تأکید اضافه میکند:
«تو برای رسیدن به آخر داستان نمینویسی، تو مینویسی چون از این کار لذت میبری. مینویسی و نمیخوای تموم بشه. درستش اینه؟»
«تو برای رسیدن به آخر داستان نمینویسی، تو مینویسی چون از این کار لذت میبری. مینویسی و نمیخوای تموم بشه. درستش اینه؟»