Forwarded from Hazelnut and friends 🍎 (Yas(a man))
"اگه جای تو بودم-"
تو جای من بودی دیوونه میشدی.
تو جای من بودی دیوونه میشدی.
Hazelnut and friends 🍎
برای تو حاضر بودم تک تک آبنبات های اون سوپرمارکت رو بخرم ولی تو اونقدری کتابخون نیستی که متوجه بشی.
برای تو حاضر بودم شبی که مردی رو کشتی با هم به مکدونالد بریم تا دلیلی برای عدم حضور در محل جرم داشته باشی ولی اونقدر کتابخون نیستی که متوجه بشی.
I had promised to be a better older sister but I've failed miserably ever since
Hazelnut and friends 🍎
Video
"Benim karim her zaman guzel💞"
Hazelnut and friends 🍎
Video
I would never find love like them in anyone else
Forwarded from خیلیخیلیخیلی🎂
شما رو نمیدونم ولی آپشن روشن کردن برق تو اتاق من کاملاً بیکاربرده
Forwarded from خیلیخیلیخیلی🎂
فقط مامان بابام وقتی تو اتاقم کار دارن میان روشنش میکنن
نه تو میمانی و نه اندوه
و نه هیچیک از مردمِ این آبادی؛
به حبابِ نگرانِ لبِ یک رود قسم،
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت،
غصه هم خواهد رفت،
آنچنانی که فقط خاطرهای خواهد ماند.
لحظه ها عریانند؛
به تن لحظه خود جامه اندوه مپوشان هرگز.
تو به آیینه ، نه! آیینه به تو خیره شدهست
تو اگر خنده کنی او به تو خواهد خندید
و اگر بغض کنی
آه از آیینه دنیا که چهها خواهد کرد
گنجه دیروزت، پر شد از حسرت و اندوه و چه حیف!
بسته های فردا همه ای کاش ای کاش!
ظرف این لحظه ولیکن خالیست
ساحت سینه پذیرای چه کس خواهد بود
غم که از راه رسید در این خانه بر او باز مکن
تا خدا یک رگ گردن باقیست
تا خدا مانده، به غم وعده این خانه مده.
و نه هیچیک از مردمِ این آبادی؛
به حبابِ نگرانِ لبِ یک رود قسم،
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت،
غصه هم خواهد رفت،
آنچنانی که فقط خاطرهای خواهد ماند.
لحظه ها عریانند؛
به تن لحظه خود جامه اندوه مپوشان هرگز.
تو به آیینه ، نه! آیینه به تو خیره شدهست
تو اگر خنده کنی او به تو خواهد خندید
و اگر بغض کنی
آه از آیینه دنیا که چهها خواهد کرد
گنجه دیروزت، پر شد از حسرت و اندوه و چه حیف!
بسته های فردا همه ای کاش ای کاش!
ظرف این لحظه ولیکن خالیست
ساحت سینه پذیرای چه کس خواهد بود
غم که از راه رسید در این خانه بر او باز مکن
تا خدا یک رگ گردن باقیست
تا خدا مانده، به غم وعده این خانه مده.
سهراب سپهری.
حالِ من حالِ اسیریست که هنگام فرار
یادش آمد که کسی منتظرش نیست،
نرفت
یادش آمد که کسی منتظرش نیست،
نرفت
کیوان بخشی پور.