No.13
“مجموعه : افکار مچاله” P1
بیشتر از یک سال بود که کاغذهای مچاله، خمیربازی، زنجیر و سکوی مقوایی گوشهی اتاق جا خوش کرده بودند. توی این یک سال هربار که چشمم بهشون میافتاد، میدونستم این قصه هنوز تموم نشده و باید ادامهاش رو بسازم.
برای ادامهی افکار مچاله ایدههای زیادی داشتم، اما در نهایت از تجربهی واقعی خودم استفاده کردم ، از مواجهه با این پرسش که بالاخره با این افکار چه کردم و چطور از میانشان عبور کردم...
ادامهی مجموعه، حاصلِ همان مسیر و پاسخ به همان پرسش است.
برای ادامهی افکار مچاله ایدههای زیادی داشتم، اما در نهایت از تجربهی واقعی خودم استفاده کردم ، از مواجهه با این پرسش که بالاخره با این افکار چه کردم و چطور از میانشان عبور کردم...
ادامهی مجموعه، حاصلِ همان مسیر و پاسخ به همان پرسش است.
❤🔥22👎1