ㅤمـوزہ‌ے خـاطࢪاـت سوختـہ🆕
273 subscribers
37 photos
5 videos
2 files
17 links
ㅤㅤㅤㅤمایلے کناࢪ هـ‌م مࢪوࢪ خاطࢪاـت کنیـ‌م ؟
ㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤ﹙ @grdatr ﹚
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🧛‍♀Fav box
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
8
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نگاهش را به سمت او برگرداند و همان لحظه چشمش به دسته‌گلی افتاد که در دست هیونجین بود.
نیلوفر آبی.
گل مورد علاقه‌اش.
3311312552
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ㅤ‌‌ ‌ ‌‌‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌
ㅤ‌‌ ‌ ‌‌‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ㅤ‌‌ ‌ ‌‌‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ㅤ‌‌ ‌ ‌‌ ‌‌ نــوازنـده سکـ‌وت
ㅤ‌‌ ‌ ‌‌‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌
در سکوت شب، نوایی در تاریکی پیچید؛ نوایی که هیچ‌کس نمی‌دانست نواختهٔ دست چه کسی‌ست.

در میان چوبه‌های خاک‌خورده، یا به گفته‌ی دیگران خانه‌ی چوبی‌ای، گویی کسی نشسته و به آرامی تارهای گیتارش را نوازش می‌کند؛ نوازش‌هایی که بر روی فرت‌هایش تند می‌رقصند، گویی دو پای گرفته و با نوای سالسا همراه شده‌اند.
ولی نوایی که به گوش می‌رسید، آشنایتی با موسیقی آزادی نداشت.
آن نوا، مهمانی از غم بود، و شاید مهمانی از دلتنگی که دیگر در کنج سینه‌اش جای نمی‌گرفت و بر روی گیتار نواخته شده بود.

سؤال هر رهگذری این است: او کیست؟
چه کسی موسیقی‌ای می‌نوازد که مملو از احساسی، هرچند نه چندان خوش، است؟
جواب هر سؤال بی‌پاسخ ماند؛ نه کسی نامی از او داشت و نه یادی.
گویی در آن خانه‌ی چوبی، روحی نوازنده‌ی گیتار شده و آدمی را محبوس خود کرده است؛ خانه‌ای چوبی با پنجره‌هایی عظیم از آسمانِ سقف تا سنگ‌های زمین، ولی چیزی در آن دیده نمی‌شود.

دقایق می‌گذشت و می‌گذشت، و آن موسیقی به اوج‌های خود نزدیک‌تر می‌شد.
با نواخته شدن هر آکورد، درد سرکوب‌شده‌ای جدید فریاد زده می‌شد.
و شاید آن موسیقی، تنها موسیقی نبود؛ همان‌طور که در دل خود غم و اندوهی داشت، نوازنده‌اش نیز می‌نواخت تا باری از دل کوچک خود بردارد.

موسیقی در اوجی باشکوه آرام گرفت، و دانه‌به‌دانه حرکت بر روی فرت‌ها کوتاه و کوتاه‌تر شد.
با آرام گرفتن آن، من نیز از دنیایی که بر روی زمین نبود، رهایی پیدا کرده بودم.

دیگر کسی نبود، نه رهگذری و نه آشنایی.
گویی شهر از آدم‌هایش خالی شده بود؛ من مانده بودم و خانه‌ای چوبی.

کنجکاوی‌ام اجازه‌ی گذر همچون رهگذری نمی‌داد.
قدم‌های کوتاهی برداشتم تا به درِ چوبی‌ای رسیدم.
به‌آرامی تقه‌ای زدم و با صدایی گوش‌خراش، مهمان آن خانه شدم.

به‌دور از انتظار، دخترکی بر روی صندلی نشسته بود و گیتارش را در آغوش داشت؛ دخترکی که لباسی قرمز به تن داشت و توری قرمز رویش را پوشانیده بود.

چند قدمی نزدیک‌تر شدم، و به نیت ادب، زانویم را بر روی خاک نهادم و مقابل دخترکی نحیف زانو زدم.
به‌آرامی، توری‌ای که صورتش را نهان کرده بود، کنار زدم؛ و چشمانم گیرای دو مروارید سیاهش شد. عمیق و غم‌دار.
آری، درست فکر می‌کردم؛ این دختر باری سنگین بر روی قلبش به دوش می‌کشد؛ باری که دلداری برای همراهی‌اش ندارد.

دست‌هایم به‌آرامی دستان زیبایش را گرفت و بوسه‌ای مهمان آن دو کرد.
لبخندی بر روی لب‌هایم جای گرفت و با لحنی آرام، که فقط دو گوش شنوا داشتند، نجوایی سر دادم.

+ دخترک نوازنده، لقبی برازنده؛ ولی دخترک، مرا با غم‌هایت شریک می‌کنی؟

گویی لبخندی که بر لب‌هایم مهمان شده بود، مرا ترک کرد و همراه آن دختر شد.
نمی‌دانستم دلیل آن غم چیست، ولی نوایی در دلم زمزمه می‌کرد که آن دختر به کسی نیاز دارد؛ کسی که در این غم، همراهی‌اش کند.

– می‌خوای یه قطعه‌ی دیگه برات بنوازم؟
7231010555
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هیونجین با صدای آرامی زمزمه کرد:
+ کادوی خوبی بود یا کم‌کاری کردم، پرنس؟

فلیکس کلافه روی شانه‌ی هیونجین زد.
ـ کم‌کاری کردی، هوانگ. اینجا باب سلیقه‌ی من نیست.
434107655
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
میدونید دوتا حرف توی ذهنمه که دلم خواست به شما هم بگم چون....
میدونید من با این دوتا جمله کوتاه شدم کسی که با استعداد کم دلش خواست شروع کنه به نوشتن و حتی طولانی ترین کتاب تا کوتاه ترین نوشته چه از نویسنده معروف و چه حتی یک دوست رو بخونه
یه روز گوستاو فلوبر گفت « زندگی باید دائما نوشته شود.»
و همچنین سوزان سانتاگ گفت « خواندن نوعی آزادی است.»
اون زمان با خودم گفتم چرا شاگردی نشم که بنویسم و با خواندن چیز های جدیدی یاد بگیرم؟
به نظرم نوشتن به تنهایی استعداد نیست تلاش و پشت کار میخواد ولی نه یک استاد ماهر و آموزشگاه های بزرگ اولین استادتون خودتون باشید و نوشته های دیگران
و با هر پایه ای شروع کنید به نوشتن و خواندن هیچ کسی از اولین نوشته اش بی‌نقص نبوده
5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
32686443
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM