نوشته‌های قرمز
72 subscribers
75 photos
12 videos
3 files
40 links
من مانده ام میان هزاران نوشته
Download Telegram
نمی‌دونم چرا دوست دارم این تتو رو داشته باشم
🌚1🗿1
گاهی اوقات انگار دیگر نمی‌دانم کیستم
🌚2
امشبببب کتاب شش کلاغ شروع میکنممم
🗿4🌚1
و در اخر من ماندم و دو پاکت سیگار خالی
🗿2
هر که شد محرم دل در حرم یار بماند
🗿1
به تماشاگه زلفش دل حافظ روزی
شد که بازآید و جاوید گرفتار بماند
کنارش نشستم
کتابی در دست داشت خیره به نوشته های کتاب شدم دست خودم نبود انقدر به زیبایی غرق شده بود که کنجکاویم باعث شد چندین‌ صفحه را همراه‌ش بخوانم
بعد ها متوجه شدم تنها راه رهایی از دنیای ترسناک فرار به لا به لای صفحه های کتابی است که لبریز از عشقت می‌کند.
زمان هایی که خیره به اطرافم و انسان ها می‌شم چیزهایی گریبان گیر گلویم می‌شود که نامش را بغض گذاشته اند و کتاب همان آغوشیت که من را در بر میگرد
همه چیزم خلاصه شده تو سکوت
🗿2
اسم بابام شاید دخترونه باشه نیاز
ولی واقعا نیاز زندگی منه
انگار خدا می‌دونست چقدر پدر من ادم عزیزی تو زندگیم میشه که اونو نیاز افرید
هیچ عطری قشنگ تر بو نعنا نیست
باز من و صدای ابی
همیشه یه دری باز هست دوباره یکی رو بغل کنی
اما هیچ دری برای دوباره احساس امنیت کردن پیش اون طرف هیچ وقت باز نمیشه
بلکه خودتون باهم باید یه در امنیت بسازید
🌚1
مثل کز برکر توی شش کلاغ
همه جور نقشه ای داشت
اما توی عشق و عاشقی هیچ نقشه ای جز ستایش کردن نداشت حتی برای ابراز محبت هم شک میکرد کسی که هرگز شکی برای انجام کاراش به دل راه نمیداد
🗿3