من عادت ندارم به رسم رسوم های دنیای امروزی
لطفا منو برگردونید به زمانی که لمس کردن تن یه دختر برای مرد خجالت اور ترین کار جهان بود و باید برای اینکار از عشق دختر به خودش مطمئن میشد
لطفا منو برگردونید به زمانی که لمس کردن تن یه دختر برای مرد خجالت اور ترین کار جهان بود و باید برای اینکار از عشق دختر به خودش مطمئن میشد
🌚1🗿1
کنارش نشستم
کتابی در دست داشت خیره به نوشته های کتاب شدم دست خودم نبود انقدر به زیبایی غرق شده بود که کنجکاویم باعث شد چندین صفحه را همراهش بخوانم
بعد ها متوجه شدم تنها راه رهایی از دنیای ترسناک فرار به لا به لای صفحه های کتابی است که لبریز از عشقت میکند.
زمان هایی که خیره به اطرافم و انسان ها میشم چیزهایی گریبان گیر گلویم میشود که نامش را بغض گذاشته اند و کتاب همان آغوشیت که من را در بر میگرد
کتابی در دست داشت خیره به نوشته های کتاب شدم دست خودم نبود انقدر به زیبایی غرق شده بود که کنجکاویم باعث شد چندین صفحه را همراهش بخوانم
بعد ها متوجه شدم تنها راه رهایی از دنیای ترسناک فرار به لا به لای صفحه های کتابی است که لبریز از عشقت میکند.
زمان هایی که خیره به اطرافم و انسان ها میشم چیزهایی گریبان گیر گلویم میشود که نامش را بغض گذاشته اند و کتاب همان آغوشیت که من را در بر میگرد
ولی واقعا نیاز زندگی منه
انگار خدا میدونست چقدر پدر من ادم عزیزی تو زندگیم میشه که اونو نیاز افرید
انگار خدا میدونست چقدر پدر من ادم عزیزی تو زندگیم میشه که اونو نیاز افرید