اما نویسنده ای که با یک کلمه هزاران شعر و داستان میگه
همون نویسنده واقعیه که از اول قدرتمند بوده فقط نیاز داشته تو چشمای یکی زل بزنه تا عشق کل وجودش بگیره
همون نویسنده واقعیه که از اول قدرتمند بوده فقط نیاز داشته تو چشمای یکی زل بزنه تا عشق کل وجودش بگیره
🌚3
ولی خب درد داره
از تنهایی نوشتن
توجه کردم نویسنده های معروفی که مردن با خوشحالی نمردن
درسته همه اثارهای اونا رو خوندن
اما اونا انتظار داشتن فقط یک نفر بخونه یک نفر برای اونا برابر میلیون ها و میلیاردها شاید هم بی شمار، آدم هست
از تنهایی نوشتن
توجه کردم نویسنده های معروفی که مردن با خوشحالی نمردن
درسته همه اثارهای اونا رو خوندن
اما اونا انتظار داشتن فقط یک نفر بخونه یک نفر برای اونا برابر میلیون ها و میلیاردها شاید هم بی شمار، آدم هست
🌚3
دلتنگی دونوع داره
نوع اول دلتنگ حرف های یکی باشی دلتنگ وجودش دلتنگ لحظه هایی که کنارش بودی
نوع دوم دلتنگ کسی بشی که هرگز کنارش نبودی خاطره نداری باهاش فقط از دور تماشاش کردی..
نوع اول دلتنگ حرف های یکی باشی دلتنگ وجودش دلتنگ لحظه هایی که کنارش بودی
نوع دوم دلتنگ کسی بشی که هرگز کنارش نبودی خاطره نداری باهاش فقط از دور تماشاش کردی..
🌚7
بابام همیشه میگفت تا کار نکنی قدر پول رو نمیدونی
واقعا راست میگه
برای هر چیزی تلاش نکنی وقتی داریش قدرش نمیدونی
باید تلاش کنی شب و روز فکر خیالش بکشی تا به دستش بیاری
به قول بابام که میگه اگه تلاش هاش نبود نمیتونست به رویاهاش برسه
واقعا راست میگه
برای هر چیزی تلاش نکنی وقتی داریش قدرش نمیدونی
باید تلاش کنی شب و روز فکر خیالش بکشی تا به دستش بیاری
به قول بابام که میگه اگه تلاش هاش نبود نمیتونست به رویاهاش برسه
🌚1
Forwarded from Heartline | Zara (Zara)
حالا که کبوتر های نامه رسانم در ظلمت عشق مرده اند
نامه هایم را به سکوت میسپارم تا به گوش های تو روانه شوند..
نامه هایم را به سکوت میسپارم تا به گوش های تو روانه شوند..
🌚2
گاهی وقتا یه حسی داری
ممکنه دیشب جای حساس سریالت تموم شده باشه و تا دوساعت قبل دیدن قسمت بعدی سریالت حالت تغییر کنه حتی دیگه با یاداوری ادامه سریال هم حالت سرجاش نیاد ببینی
به این جور حس میگن خستگی ذهنی
خستگی روحی
خستگی از فکرهایی که باعث اذیتت شدن
خستگی از ادمایی که حس حالت شوقت گرفتن
ممکنه دیشب جای حساس سریالت تموم شده باشه و تا دوساعت قبل دیدن قسمت بعدی سریالت حالت تغییر کنه حتی دیگه با یاداوری ادامه سریال هم حالت سرجاش نیاد ببینی
به این جور حس میگن خستگی ذهنی
خستگی روحی
خستگی از فکرهایی که باعث اذیتت شدن
خستگی از ادمایی که حس حالت شوقت گرفتن
🌚5🗿1
یه پاکت سیگار چند
با بغض این سوال را می پرسید مرد سیگار کنار لبش را خاموش کرد و قیمتی را گفت
دستانش را به سمت جیب کت کهنهش که با آن هزاران خاطره راه در صفحه زندگیاش نقاشی کرده بود برد و پولی را در آورد با اشک هایی که جاری میشدند. سیگار را خرید روی نیمکتی که در پارکی بی روح بود نشست فندکی را در اورد تنها ارث پدرش بود. پوزخندی زد یاد زمان هایی افتاد که چگونه پدر خود را بخاطر سیگاری بودنش نفرین میکرد و حالا خودش یکی از ان را در دست دارد و قرار است با روشن کردنش سرنوشتش را تغییر دهد.
zara
با بغض این سوال را می پرسید مرد سیگار کنار لبش را خاموش کرد و قیمتی را گفت
دستانش را به سمت جیب کت کهنهش که با آن هزاران خاطره راه در صفحه زندگیاش نقاشی کرده بود برد و پولی را در آورد با اشک هایی که جاری میشدند. سیگار را خرید روی نیمکتی که در پارکی بی روح بود نشست فندکی را در اورد تنها ارث پدرش بود. پوزخندی زد یاد زمان هایی افتاد که چگونه پدر خود را بخاطر سیگاری بودنش نفرین میکرد و حالا خودش یکی از ان را در دست دارد و قرار است با روشن کردنش سرنوشتش را تغییر دهد.
zara
🌚4
اگه دکتر بشم هر کسی هر مشکلی داشت براش اهنگ تجویز میکنم.. و یه هندزفری بهش امانت میدم..
🌚6🗿2