یه لیوان سفالی دارم
بوی نم خاک میده وقتی اب ریخته میشه توش
ولی اب میخورم حس میکنم دارم اب بارون رو مزه میکنم
بعضی ادم ها با نگاهشون با صداشون یه بوی خاص دارن که وقتی کنارشونی مزه طبیعت مزه حقیقت رو میچشی بدون منت
بوی نم خاک میده وقتی اب ریخته میشه توش
ولی اب میخورم حس میکنم دارم اب بارون رو مزه میکنم
بعضی ادم ها با نگاهشون با صداشون یه بوی خاص دارن که وقتی کنارشونی مزه طبیعت مزه حقیقت رو میچشی بدون منت
امشب از همون شباست که باید بردارم مموری قدیمیم بذارم رو گوشی و تا خود صبح با اهنگایی که یه زمانی برام مهم بودن گوش بدم و به خاطره هایی فکر کنم که بوی دلتنگی میدن
🌚4
1 Hour of Dark Piano Music III | Dark Piano For Dark Writing
Lucas King
در پاسخ پیام بالا این صدا را فرستاد!
گاهی وقتا نسخی نبودن کسایی رو پس میدی که یه روزی خودت تنهاشون گذاشتی
🌚6
Forwarded from Hidden Chat
"بی تو"
باز هم باران، ولی این بار بی تو میچکد
بر در و دیوار این خانه، سوت و کور میچکد
قطرهها از چشمهای آسمان جاری شدند
مثل اشک من که از یاد تو، پر نور میچکد
هر قدم بیتو، خیابان رنگ غربت میشود
ابر، در گوش درختان نالهای دور میچکد
رفتی و بعد از تو باران، بوی غم دارد فقط
روی این ایوان، به یاد تو نمِ گور میچکد
ابرها هر شب برایت شعر دلتنگی شدند
باز هم باران، ولی این بار بی تو میچکد...
چون همین الان و بداهه نوشته شده، غلط زیاد داره.
باز هم باران، ولی این بار بی تو میچکد
بر در و دیوار این خانه، سوت و کور میچکد
قطرهها از چشمهای آسمان جاری شدند
مثل اشک من که از یاد تو، پر نور میچکد
هر قدم بیتو، خیابان رنگ غربت میشود
ابر، در گوش درختان نالهای دور میچکد
رفتی و بعد از تو باران، بوی غم دارد فقط
روی این ایوان، به یاد تو نمِ گور میچکد
ابرها هر شب برایت شعر دلتنگی شدند
باز هم باران، ولی این بار بی تو میچکد...
چون همین الان و بداهه نوشته شده، غلط زیاد داره.
🌚4
یادگرفتم
از یکی یه چیزی یادگرفتم ازش سپاس گزار باشم تا چیزای بیشتری از ادمای مهم دیگه یادبگیرم
از یکی یه چیزی یادگرفتم ازش سپاس گزار باشم تا چیزای بیشتری از ادمای مهم دیگه یادبگیرم
اگر سخن میان من و تو پایان یافت و راه های وصال قطع شدند و جدا و غریبه گشتیم
از نو با من اشنا شو
از نو با من اشنا شو