حسم میگه کهکشان درون یه موجود زندست زمین هم یه نوع هستهت ما هم ویرویسم داریم زندگی میکنیم
فکر مبکنی یه موضوعی رو باهاش کنار اومدی
بیخیالش شدی
دیگه رو مخت نیست
دیگه فکر نمیکنی
و بعدش میاد تو خوابت همه صحنه هایی ه فکر میکردی بیخیالشون شدی بازم تکرار میشن و احساساتت هنوزم سرجاشه و صبحش کامل داغون میشی
بیخیالش شدی
دیگه رو مخت نیست
دیگه فکر نمیکنی
و بعدش میاد تو خوابت همه صحنه هایی ه فکر میکردی بیخیالشون شدی بازم تکرار میشن و احساساتت هنوزم سرجاشه و صبحش کامل داغون میشی
نوشته های قرمزو دیدی؟
دیگه کم کم دارن سفید میشن
ناپیدا پیر و فرسوده
بدون عشق
بدون خون
بدون زندگی
دیگه کم کم دارن سفید میشن
ناپیدا پیر و فرسوده
بدون عشق
بدون خون
بدون زندگی
💔3
ولی من حال ادمی رو الان درک میکنم که روبه روی پنجره ای که پرده هاش کشیده شدن ایستاده و زل زده به پرده...
و همون لحظه صدای بارون میاد صدای رعد و برق و حتی نور درخشانش
میدونم دور از ذهنه...
ولی درک حال کسی که خودش داره زیبایی هایی رو که دیده مجسم میکنه سخت و دشواره
و همون لحظه صدای بارون میاد صدای رعد و برق و حتی نور درخشانش
میدونم دور از ذهنه...
ولی درک حال کسی که خودش داره زیبایی هایی رو که دیده مجسم میکنه سخت و دشواره