zara
نیاز به تنهایی دارم پس شروع میکنم کتاب جدید شب مرده رو بخونم
شخصیت داستان دیگه زیادی تنها بود منم تنهاتر کرد
❤3
zara
بعضی ادمای دورم مثل قرمه سبزین هر چی بیشتر تو زندگیم میمونن خوشمزه تر میشن
بعضی ادما هم مثل سیرن
تو نگاه اول زننده هستن
ولی وقتی میشناسیشون مثل بوی قشنگ سیر همراه پیاز سرخ شده
برات خوشمزه و دوست داشتنی میشن
تو نگاه اول زننده هستن
ولی وقتی میشناسیشون مثل بوی قشنگ سیر همراه پیاز سرخ شده
برات خوشمزه و دوست داشتنی میشن
❤4
لکان واقعا عجیبه
حالا نمیدونم عشق برا شما چیه
اما من دوست دارم با تمام عیب هام پسندیده بشم
نه چیزی که نباید باشم
حالا نمیدونم عشق برا شما چیه
اما من دوست دارم با تمام عیب هام پسندیده بشم
نه چیزی که نباید باشم
شما یه مدت کوتاه عاشق یه نفر میشید وقتی به دست نمیاد رهاش میکنید تا نیاز هاتون یکجور دیگه با یک نفر دیگه برطرف بشه
و رها کردید طرفو
یک نفر نیازمنده که نیاز های عاطفی و جنسی برطرف کنه اما به دنبال بدست اوردن طرفه و با کسی نمیاد نیازهاشون برطرف کنه تقسیم کنه احساساتشو
و رها کردید طرفو
یک نفر نیازمنده که نیاز های عاطفی و جنسی برطرف کنه اما به دنبال بدست اوردن طرفه و با کسی نمیاد نیازهاشون برطرف کنه تقسیم کنه احساساتشو
❤1
این ادما اگه بدست نیارن نابود میشن نابودی که با هیچ عاطفه دیگه از سمت کسای دیگه برطرف نمیشه
❤1
مرا ببوس برای آخرین بار
بوسیدن همیشه مثل یک شروع میمونه شروع یک حس روشن و پر از آرامش
و خب اگه اون بوس برای آخرین بار باشه
واقعا چجوری میشه این لحظه رو درک کرد؟
هم شروع و هم پایان کنار هم چه حالی میده به ادم؟
بوسیدن همیشه مثل یک شروع میمونه شروع یک حس روشن و پر از آرامش
و خب اگه اون بوس برای آخرین بار باشه
واقعا چجوری میشه این لحظه رو درک کرد؟
هم شروع و هم پایان کنار هم چه حالی میده به ادم؟
❤1💔1
امشب از اون شباست کلی حرف دارم و هرجایی که میتونم مینویسم و حرف میزنم
💔1
داشتم فکر میکردم باید یه چیزی بشکنه و خراب بشه تا بعضی چیزا دیده بشن
مثلا یه بادی اسپلش داشتم سرش شکسته بود همه جای کمدم بوش میومد چندتا از وسایلم خراب کرد مثل همین گواهی کارگاهم و و و
الان بوش همه جا میاد
و هی بهم یاداوری میکنه سرش شکسته بود..
مثلا یه بادی اسپلش داشتم سرش شکسته بود همه جای کمدم بوش میومد چندتا از وسایلم خراب کرد مثل همین گواهی کارگاهم و و و
الان بوش همه جا میاد
و هی بهم یاداوری میکنه سرش شکسته بود..
❤1
zara
داشتم فکر میکردم باید یه چیزی بشکنه و خراب بشه تا بعضی چیزا دیده بشن مثلا یه بادی اسپلش داشتم سرش شکسته بود همه جای کمدم بوش میومد چندتا از وسایلم خراب کرد مثل همین گواهی کارگاهم و و و الان بوش همه جا میاد و هی بهم یاداوری میکنه سرش شکسته بود..
ولی امیدوارم دلشکستن ترسناک نباشه
چون اگه چیزی خراب کنه هرگز دردش آروم نمیشه
چون اگه چیزی خراب کنه هرگز دردش آروم نمیشه
💔1