نوشته‌های قرمز
72 subscribers
75 photos
12 videos
3 files
40 links
من مانده ام میان هزاران نوشته
Download Telegram
توجه کردم
شبا میرم تو جلد یه ادم دیگه
بی حوصله تر میشم
کلی فکر میاد تو سرم
نفرت پیدا میکنم
مثل کسی که یه بار گزیده شده و دیگه انقدر متنفره که نمیتونه بقیه ادم ها رو به چشم ادمای خوب ببینه
کافیه یه شب حس کنم اون روزی که گذروندم یه روز عادی پر از ای کاش بوده
دیگه خواب به چشمم نمیاد خودمو تو حسرت ها غرق میکنم
انگار یه دریا میسازم با افکارم دنبال یه کشتی هستم و کسی نیست کشتیم بشه و منم غرق میشم و دوباره فردا صبح زنده میشم
یه فیلم سینمایی دیدم خیلی وقت پیش
اسمش یادم نیست
دختره هر روز صبح پا میشد و دیروزش زندگی میکرد تا قاتلی که تو شب میکشتش و باز بر میگشت به همون صبح رو پیدا کنه و وارد فردا بشه
منم فکر کنم یه قاتل دارم
اگه اون قاتل خودم باشم چجوری خودم خودمو بکشم؟
یه خواب خیلی عجیب میدیدم
واقعا واقعی بود
💔2❤1
zara
یه خواب خیلی عجیب میدیدم واقعا واقعی بود
حالا که دارم فکر میکنم کاش تو همون خواب بودم
❤4
گاهی وقتا دل ادم غمگین میشه
مثل همون لحظه ای که جمله های پشت ماشین سنگینا نوشتن میبینی و حسرت میخوری
❤2
از این که بخوابم بعد خوابم ببره بعد خوابم نبره متنفرم
💔4❤1
-این چند روز اصلا کشش نقش بازی کردن ندارم.
به چشمان‌ش خیره بود. کلافگی از سر و رویش می‌بارید. عودی روشن کرد و فضای خانه شاعرانه و صادقانه تر جلوه داد.
-چرا چیزی نمی‌گی!
+چی بگم
-امیدواری!
+ تو لنگ امیدواری منی؟
سرش را در دستانش فشرد و فریاد کشید.
-خسته شدم کم اوردم الان تشنه اینم یکی بیاد خود واقعیم رو اروم کنه! من جز تو کی رو دارم؟ تو فقط تنها خانوادمی خواهرمی! تو میدونی من کم نمیارم میدونی یا نه؟ ببین دارم سقوط می کنم من از نقش بازی کردن خسته شدم فیلم بازی کردن خسته شدم خسته شدم از این که جای یه نفر باشم که فقط تو داستان هاست...
پلک زد و باز به حرف های‌ش گوش داد. راست می‌گفت خسته بود. ان شب خسته خسته بود. اما باز خندید خنده اخرش نبود. خنده اخرش را زمانی ثبت کردند که نقش خودش را میان هزاران تماشاچی ان صبح با سقوط مرگ‌بارش از اخرین طبقه‌ی اپارتمان چند ملیاردی‌اش انجام داده بود.
💔2❤1
این متن رو سه سال پیش نوشتم عکس یه مردی بود با لبخندی که داشت کف اسفالت خون سرش پخش بود
💔2❤1
zara
این متن رو سه سال پیش نوشتم عکس یه مردی بود با لبخندی که داشت کف اسفالت خون سرش پخش بود
چند روز پیش داشتم بهش فکر میکردم
خیلی دوست دارم دوباره اون عکسو ببینم
❤2
Forwarded from کیتی‌پایدر
من اولش خجالتیم
بعدش پادکستم.
❤3
گل غم|گوگوش
انجمن ارواح نوازنده!
نه بابا من خوبم چیزی نیست که
(آهنگی که همون لحظه پلیه)
❤4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM