؛
هرچقدر شربت خنک باشه
قرار نیست جای داغی و تلخی چای غروب پاییزی رو
بگیره؛من منتظرم هوا سرد شه برم هیئت چایی بخورم(:
هرچقدر شربت خنک باشه
قرار نیست جای داغی و تلخی چای غروب پاییزی رو
بگیره؛من منتظرم هوا سرد شه برم هیئت چایی بخورم(:
❤3
Forwarded from کوثرخانوم (کوثرخانوم .)
این پیام و فور کنید چنلتون تا بر اساس وایبش عکس تقدیمتون کنم و بگم چه رنگی هستین ✨ .
+ حتما جوین باشید 🌱!
+ حتما جوین باشید 🌱!
❤1
☫ دفترچه یادداشت./
-
؛
در حلقهی طوفان بلاییم امّا
در سایهٔ آستانت ایـران امـن است.
در حلقهی طوفان بلاییم امّا
در سایهٔ آستانت ایـران امـن است.
☫ دفترچه یادداشت./
:) – شهیدسیدمرتضیآوینی؛
راستی یچیزی رو درباره آسید مرتضاٰ بگم بهتون
این آقا کامران ما که بعد اسمشون رو عوض میکنن
و میزارن مرتضاٰ،لکنت زبون داشتن و تنها زمانی که
میخواستن شروع به ضبط برای مستندها بکنن
این لکنت زبون محو میشد(:
تمام کارای تدوین و ضبط صدا و…
همشون هم بعد نماز شب شروع میشد.
میگم که سید مرتضاٰ رو نشناختیم هنوز(:
این آقا کامران ما که بعد اسمشون رو عوض میکنن
و میزارن مرتضاٰ،لکنت زبون داشتن و تنها زمانی که
میخواستن شروع به ضبط برای مستندها بکنن
این لکنت زبون محو میشد(:
تمام کارای تدوین و ضبط صدا و…
همشون هم بعد نماز شب شروع میشد.
میگم که سید مرتضاٰ رو نشناختیم هنوز(:
❤7
Forwarded from علیرضا زادبر
این متفاوت ترین محرم و صفر عمرمان بود که به پایان رسید. بدون خامنه ای بزرگ، بدون کسی که تفسیر و شناختمان از حسین بن علی(ع) را مدیون اوییم. امام مجاهد خستگی ناپذیر. بار دیگر ثابت شد در لحظه خطر این محرم و صفر بود که اسلام را زنده نگه داشت. این محرم و صفر بود که ایران را در برابر امپراطوری اشرار عالم حفظ نمود.
ربیع مبارک
#علیرضا_زادبر
ربیع مبارک
#علیرضا_زادبر
Eftekhari - صیاد علیرضا افتخاری
Sayyad
؛
چون صید به دام تو
هر لحظه شکارم(:
[از اینجاش گوش کنید/ 1:20]
چون صید به دام تو
هر لحظه شکارم(:
[از اینجاش گوش کنید/ 1:20]
❤2
؛
من که دلم برا امام رضا تنگ شده
ولی یه تیکه از قلبم رو
تو مسیر رواق دارالذکر جا گذاشتم
وقتی اونجایی هم مستأصلی هم آروم
هم پر از سر و صدایی هم ساکتی(:
اون درها اون فرش ها اون پارچه ای که روی
سنگ مزارت افتاده،عاقبت بخیر شدن آسید علی.
من که دلم برا امام رضا تنگ شده
ولی یه تیکه از قلبم رو
تو مسیر رواق دارالذکر جا گذاشتم
وقتی اونجایی هم مستأصلی هم آروم
هم پر از سر و صدایی هم ساکتی(:
اون درها اون فرش ها اون پارچه ای که روی
سنگ مزارت افتاده،عاقبت بخیر شدن آسید علی.
💔3
؛
و اما عزیز من
من دیگر کسی را چون تو دوست نخواهم داشت
و تو نیز اینگونه دوست داشته نخواهی شد.
و اما عزیز من
من دیگر کسی را چون تو دوست نخواهم داشت
و تو نیز اینگونه دوست داشته نخواهی شد.
❤2
Forwarded from ☫ از دلِ بهار./
نمیدونم اسمش رو چی میذارید ولی من یه غارنشین غیراجتماعی شدم، خیلی وقته با هر آدمی ارتباط نمیگیرم، حوصله دوستیهای الکی رو ندارم، از کسی انتظار ندارم، رو قول کسی حساب نمیکنم، آدمهای مهم زندگیم انگشت شمار شدن و هر چیزی و هر کسی نمیتونه ناراحتم کنه، سبک زندگیم از نظر خیلیا عجیبه ولی من دارم تو تنهاییم رشد میکنم.
❤6
؛
من حتی دلم برای اون لحظه ای که
بدو بدو میرسیدم به دانشکده و میدیدم
دم آسانسور ها پره و سه طبقه رو
با پله میرفتم بالا هم تنگ شده
دانشگاه عزیزم چرا شروع نمیشی؟
من حتی دلم برای اون لحظه ای که
بدو بدو میرسیدم به دانشکده و میدیدم
دم آسانسور ها پره و سه طبقه رو
با پله میرفتم بالا هم تنگ شده
دانشگاه عزیزم چرا شروع نمیشی؟
❤3
؛
دلتنگ خیس شدن چادر تا سرو گردن
بخاطر بارونای پاییزی یهویی و شدید رشت(:
دلتنگ خیس شدن چادر تا سرو گردن
بخاطر بارونای پاییزی یهویی و شدید رشت(:
❤3