مارا ز سر بریده میترسانی؟
ما گر ز سر بریده میترسیدیم،در محفل عاشقان نمیرقصیدیم
ما گر ز سر بریده میترسیدیم،در محفل عاشقان نمیرقصیدیم
❤3
☫ دفترچه یادداشت./
مارا ز سر بریده میترسانی؟ ما گر ز سر بریده میترسیدیم،در محفل عاشقان نمیرقصیدیم
یکی ترجمه اینو به ترامپ بده(:
☫ دفترچه یادداشت./
کربلایی حسین طاهری – واحد | برود آهم از نهان
آمده ای به کشتنم؟
اهلاً و سهلاً مرحبا(:
1:57
اهلاً و سهلاً مرحبا(:
1:57
اگه خدا مجبورت میکنه که صبر کنی
پس صبر کن.
خدا داره تلاش میکنه
که یه چیزی رو نشونت بده(:
پس صبر کن.
خدا داره تلاش میکنه
که یه چیزی رو نشونت بده(:
لطفا مرداد و شهریور رو بزارید رو دو ایکس
من پاییز رو میخوام
با هوایی بارونی و گرگ میش
و شیرکاکائوی داغ تی بار
با جزوه تو بلوار لاکان قدم بزنم./
من پاییز رو میخوام
با هوایی بارونی و گرگ میش
و شیرکاکائوی داغ تی بار
با جزوه تو بلوار لاکان قدم بزنم./
❤2😭1
؛
اگر دیدی میان ویرانههای خانهای
گلِ سرخی قد کشیده است
هرگز تعجب نکن ما اینطور دوام آوردهایم.
اگر دیدی میان ویرانههای خانهای
گلِ سرخی قد کشیده است
هرگز تعجب نکن ما اینطور دوام آوردهایم.
در ره منـزل لیلـی که خطـرهاست در آن
شرطاولقدم آن است که مجنـون باشی!
شرطاولقدم آن است که مجنـون باشی!
❤1
•شرمندگی•
hazeat_ghalb.t.me | sameti
بیا فقط خبر بگیر من فراموش شده رو
ادامه دادن سخته،شاید وقت مردنمه
من جنگ دوس ندارم،ولی وقت کشتنمه
ادامه دادن سخته،شاید وقت مردنمه
من جنگ دوس ندارم،ولی وقت کشتنمه
؛
پس مشغله راٰ بهانه میکنی
دوستان اندکت را کمتر میبینی
و اجازه میدَهی نهنگِ تنهایی تو را ببلعد
پس مشغله راٰ بهانه میکنی
دوستان اندکت را کمتر میبینی
و اجازه میدَهی نهنگِ تنهایی تو را ببلعد
؛
زمان نیست که،
عمر ماست میگذره
از وقتی یادم میاد همش داشتم مینوشتم(:
زمان نیست که،
عمر ماست میگذره
از وقتی یادم میاد همش داشتم مینوشتم(:
❤3👏1
سُــــلوان
«از دور هم عاشقتم، خواهی وصال بدی، خواهی ندی.»
بله آقای ساکن کربلا
همین که سلوان میگه(:
همین که سلوان میگه(:
❤1
؛
من میدانم که شب مثل روز نیست
میدانم که همه چیز فرق میکند
موضوعهای شب را نمیتوان در روز بیان کرد
برای اینکه دیگر وجود ندارند،و شب ممکن است
برای مردمانِ تنها،همین که تنهاییشان آغاز شد
وحشتناک باشد.
-ارنست همینگوی
من میدانم که شب مثل روز نیست
میدانم که همه چیز فرق میکند
موضوعهای شب را نمیتوان در روز بیان کرد
برای اینکه دیگر وجود ندارند،و شب ممکن است
برای مردمانِ تنها،همین که تنهاییشان آغاز شد
وحشتناک باشد.
-ارنست همینگوی