کنکور زبان | مشاور زبان
3.Most people immediately ...... addictions with drugs, alcohol and cigarettes.
طراحی شده توسط علی
طراحی شده توسط علی
برسی تست
معنی تست:بیشتر مردم فوراً اعتیاد را به مواد مخدر، الکل و سیگار ربط میدهند.
برسی گزینه ه ها
1.Cultivate:ترویج دادن،توسعه دادن،زراعت کردن،رابطه برقرار کردن(ایجاد دوستی)
مثال ها
The people cultivate mainly rice.
مردم عمدتاً برنج کشت میکنند
1.The professionals had common interests that allowed them to cultivate a working relationship with each other.
آن افراد حرفهای علایق مشترکی داشتند که به آنها اجازه داد روابط کاری را بین یکدیگر ترویج دهند.
2.Advance:ارائه دادن،مطرح کردن،پشرفت کردن،پیشروی کردن
مثال ها:
He advanced a new theory.
او یک نظریه جدید ارائه داد.
The mob advanced on us, shouting angrily.
جمعیت در حالی که با عصبانیت فریاد میکشیدند به سمت ما پیشروی کردند.
Our understanding of human genetics has advanced considerably.
فهم ما از ژنتیک انسان به طرز قابل ملاحظهای پیشرفت کرده است.
3.Inspire:ترغیب کردن،تشویق کردن،انگیزه بخشیدن،موجب شدن،الهام بخشیدن
مثال ها :
A teacher at school had inspired Sam to become an actor.
معلمی در مدرسه "سم" را به هنرپیشه شدن تشویق کرده بود.
The choice of decor was inspired by a trip to India.
انتخاب دکوراسیون از سفری به هند الهام گرفته شده بود.
His superb play inspired the team to a thrilling 5–0 win.
بازی فوقالعاده او موجب شد تیم به برد شگفتانگیز 5-0 دست یابد.
4.Associate:پیوند دادن،ارتباط ،دادن،مرتبط دانستن،معاشرت کردن،رابطه داشتن،وقت گذراندن با کسی
. I associated wealth with freedom.
2. من ثروت را با آزادی مرتبط میدانم
. I don't like you associating with those people
دوست ندارم با آن آدم ها معاشرت کنی
اگه با تحلیل حال کردی ری اکت بزن از این تحلیلا بیشتر برات بزارم.
معنی تست:بیشتر مردم فوراً اعتیاد را به مواد مخدر، الکل و سیگار ربط میدهند.
برسی گزینه ه ها
1.Cultivate:ترویج دادن،توسعه دادن،زراعت کردن،رابطه برقرار کردن(ایجاد دوستی)
مثال ها
The people cultivate mainly rice.
مردم عمدتاً برنج کشت میکنند
1.The professionals had common interests that allowed them to cultivate a working relationship with each other.
آن افراد حرفهای علایق مشترکی داشتند که به آنها اجازه داد روابط کاری را بین یکدیگر ترویج دهند.
2.Advance:ارائه دادن،مطرح کردن،پشرفت کردن،پیشروی کردن
مثال ها:
He advanced a new theory.
او یک نظریه جدید ارائه داد.
The mob advanced on us, shouting angrily.
جمعیت در حالی که با عصبانیت فریاد میکشیدند به سمت ما پیشروی کردند.
Our understanding of human genetics has advanced considerably.
فهم ما از ژنتیک انسان به طرز قابل ملاحظهای پیشرفت کرده است.
3.Inspire:ترغیب کردن،تشویق کردن،انگیزه بخشیدن،موجب شدن،الهام بخشیدن
مثال ها :
A teacher at school had inspired Sam to become an actor.
معلمی در مدرسه "سم" را به هنرپیشه شدن تشویق کرده بود.
The choice of decor was inspired by a trip to India.
انتخاب دکوراسیون از سفری به هند الهام گرفته شده بود.
His superb play inspired the team to a thrilling 5–0 win.
بازی فوقالعاده او موجب شد تیم به برد شگفتانگیز 5-0 دست یابد.
4.Associate:پیوند دادن،ارتباط ،دادن،مرتبط دانستن،معاشرت کردن،رابطه داشتن،وقت گذراندن با کسی
. I associated wealth with freedom.
2. من ثروت را با آزادی مرتبط میدانم
. I don't like you associating with those people
دوست ندارم با آن آدم ها معاشرت کنی
اگه با تحلیل حال کردی ری اکت بزن از این تحلیلا بیشتر برات بزارم.
❤29👍1
TO DO ONE'S BEST
verb
🔹to try as hard as possible
معنی فارسی:نهایت تلاش خود را کردن
📌 He didn't get a perfect score, but he did his best and that is what really matters.
📌 No one expects you to do the job perfectly. Just do your best.
verb
🔹to try as hard as possible
معنی فارسی:نهایت تلاش خود را کردن
📌 He didn't get a perfect score, but he did his best and that is what really matters.
📌 No one expects you to do the job perfectly. Just do your best.
🔥15❤1
TO LOOK INTO
verb
to seek information about; to
investigate
معنی فارسی:جست جو کردن،گشتن دنبال چیزی،با دقت برسی کردن
📌 He had once looked into buying his own island off Nova Scotia.
📌 It should also look into the possibilities of wind-generated electricity.
📌 We are looking into buying a camper for our summer trip.
🔍
verb
to seek information about; to
investigate
معنی فارسی:جست جو کردن،گشتن دنبال چیزی،با دقت برسی کردن
📌 He had once looked into buying his own island off Nova Scotia.
📌 It should also look into the possibilities of wind-generated electricity.
📌 We are looking into buying a camper for our summer trip.
🔍
🔥16
4.The sun came out and made everything in the garden happy again! It was like magic, with all the flowers blooming and the birds singing their best songs. It was so nice to see the garden ...... to its beautiful self after a long, cold winter.
طراحی علی
طراحی علی
Anonymous Quiz
22%
Riveted
11%
Inhabited
23%
Enhanced
43%
restored
🔥11
کنکور زبان | مشاور زبان
4.The sun came out and made everything in the garden happy again! It was like magic, with all the flowers blooming and the birds singing their best songs. It was so nice to see the garden ...... to its beautiful self after a long, cold winter.
طراحی علی
طراحی علی
برسی تست
معنی تست:خورشید بیرون آمد و دوباره همه چیز را در باغ شاد کرد! مثل جادو بود همه گل ها شکوفه می دادند و پرندگان بهترین آهنگ هایشان را می خواندند. خیلی خوب بود که بعد از یک زمستان طولانی و سرد، میشد باغ را دوباره به حالت زیبایش دید.
گزینه اول
Rivited: میخکوب شدن(جذب شدن)
Example:her attention was riveted to the pile of jewels on the table.
توجه او به انبوهی از جواهرات روی میز جلب شد.
گزینه دوم
Inhabited:ساکن شده،دارای سکنه،مسکونی
Example:The island used to be inhabited
این جزیره قبلاً مسکونی بوده است.
Example:The ancient Britons inhabited these parts of England before the Roman invasion.
بریتانیاییهای باستان قبل از حمله رومیان در این بخشهای انگلستان ساکن بودند.
Example:This neighborhood is inhabited by rich people
این محل محله سکونت افراد ثروتمند است.
گزینه سوم
Enhanced: بهبود یافته،بالابردن،افزودن
Example:music enhanced our enjoyment of the dinner
موسیقی لذت ما را از شام بیشتر کرد.
Example:a blue dress enhanced the beauty of that girl
پیراهن آبی بر زیبایی آن دختر می افزود.
گزینه آخر
Restored:برگردانده شده،احیاشده،تعمیرشده،بازسازی شده
Example:Order was quickly restored after the riots.
بعد از شورشها، نظم بهسرعت بازگردانده شد.
Example:Peace has now been restored in the region.
صلح اکنون به منطقه بازگشتهاست.
they restored the lost child to her parents
کودک گم شده را به والدین او بازگرداندند.
Example:the house has been restored finely
خانه خیلی خوب بازسازی شده است.
Example:peace and order were finally restored in the town
بالاخره دوباره نظم و آرامش در شهر برقرار شد.
با ریکت خود به ما انرژی دهید
معنی تست:خورشید بیرون آمد و دوباره همه چیز را در باغ شاد کرد! مثل جادو بود همه گل ها شکوفه می دادند و پرندگان بهترین آهنگ هایشان را می خواندند. خیلی خوب بود که بعد از یک زمستان طولانی و سرد، میشد باغ را دوباره به حالت زیبایش دید.
گزینه اول
Rivited: میخکوب شدن(جذب شدن)
Example:her attention was riveted to the pile of jewels on the table.
توجه او به انبوهی از جواهرات روی میز جلب شد.
گزینه دوم
Inhabited:ساکن شده،دارای سکنه،مسکونی
Example:The island used to be inhabited
این جزیره قبلاً مسکونی بوده است.
Example:The ancient Britons inhabited these parts of England before the Roman invasion.
بریتانیاییهای باستان قبل از حمله رومیان در این بخشهای انگلستان ساکن بودند.
Example:This neighborhood is inhabited by rich people
این محل محله سکونت افراد ثروتمند است.
گزینه سوم
Enhanced: بهبود یافته،بالابردن،افزودن
Example:music enhanced our enjoyment of the dinner
موسیقی لذت ما را از شام بیشتر کرد.
Example:a blue dress enhanced the beauty of that girl
پیراهن آبی بر زیبایی آن دختر می افزود.
گزینه آخر
Restored:برگردانده شده،احیاشده،تعمیرشده،بازسازی شده
Example:Order was quickly restored after the riots.
بعد از شورشها، نظم بهسرعت بازگردانده شد.
Example:Peace has now been restored in the region.
صلح اکنون به منطقه بازگشتهاست.
they restored the lost child to her parents
کودک گم شده را به والدین او بازگرداندند.
Example:the house has been restored finely
خانه خیلی خوب بازسازی شده است.
Example:peace and order were finally restored in the town
بالاخره دوباره نظم و آرامش در شهر برقرار شد.
با ریکت خود به ما انرژی دهید
❤15👍2🥰1
سلام دوستان از فردا کوییز سر تایم ۱۵:۳۰ و ۲۱ طبق روال قبلی داخل گروه برگزار میشود
❤18
خب با سلام و خسته نباشید🙆♂خیلی وقت بود حرف نزده بودم اومدم فقط یک تلنگر بزنم به کسایی که هنوز شروع نکردن😡 واسه کنکور هیچوقت واسه شروع هیچ کاری دیر نیست فقط کافیه قدم اول برداری قدمای بعدی را پشت سرهم برمیداری قرار نیست اول مسیر صد قدم برداری گام به گام پیش میری تا به صد قدم برسی 🫣🤗
تا کنکور اردیبهشت ۶ ماه وقت مونده و این تویی که تصمیم میگیره ۶ ماه رو چطوری بگذرونی تایم کمی نیست🫠🫡
تا کنکور اردیبهشت ۶ ماه وقت مونده و این تویی که تصمیم میگیره ۶ ماه رو چطوری بگذرونی تایم کمی نیست🫠🫡
اگر همت داشته باشید واقعا خیلیا هستن که از بهمن تازه یادشون میفته که باید بیان زبان بخونن ولی شما از اونا ۳ ماه جلوترید اول مسیر قرار نیست تو به کل مطالب مسلط باشی خورد خورد ذره ذره وقتی تلاش کنی و وقت بزاری اون تغییر خودت حس میکنی 🥶اگر درس بخونی میشه اگر نشد سال بعد بیا همینجا منو فوش بده زیر همین پست اگه نشده مشکل خودت بوده رفیق چون تلاشت کافی نبوده هیچکس امکان نداره از خوشیش بزنه و درسش بخونه و بگه قبول نشدم، خوندمو نشد اینا بهونس برا کسی که نخونده صرفا میخواد خودشو قانع کنه ولی آیا وجدانت آروم میگیره ؟نه! پس بخون و از همین الان که اینو خوندی و شروع نکردی تلنگری باشه که همین الان یک ساعت درس بخونی که استارت کارت خورده باشه🫂❤41🔥5☃3
کنکور زبان | مشاور زبان
لغات درس 7 فوکس 2 accuracy:درستی،صحیح،دقت achieve:به دست آوردن alter:تغییر دادن،اصلاح کردن attribute:نسبت دادن،ویژگی challenge:به چالش کشیدن consistent:یکپارچه،استوار demonstrate:نشان دادن،تظاهرات deny:انکار کردن،رد کردن derive:به دست آوردن ،نتیجه چیزی بودن…
لغات درس 9 فوکس 2
administrative:اجرایی،اداری
allocate:اختصاص دادن
approach:رویکرد،نگرش،روش
assign:اختصاص دادن،تکلیف دادن،تعیین کردن
code:کد،رمز،مجموعه قوانین،کدنویسی کردن
concentration:تمرکز
considerable:قابل توجه،زیاد،فراوان
cycle:چرخه
debate:مناظره،بحث،بحث کردن
decade:دهه
eliminate:حذف کردن
enhance:بهبوددادن،ارتقا دادن
exclusion:اخراج،منع
facilitate:آسان کردن،تسهیل کردن
flexibility:انعطاف پذیری
maximum:حداکثر
percent:درصد
phase:مرحله،فاز،دوره
restrict:محدود کردن
seek:جستجوکردن،به دنبال چیزی گشتن
status:وضعیت
trace:ردیابی کردن،تعقیب کردن
traditional:سنتی
widespread:گسترده
administrative:اجرایی،اداری
allocate:اختصاص دادن
approach:رویکرد،نگرش،روش
assign:اختصاص دادن،تکلیف دادن،تعیین کردن
code:کد،رمز،مجموعه قوانین،کدنویسی کردن
concentration:تمرکز
considerable:قابل توجه،زیاد،فراوان
cycle:چرخه
debate:مناظره،بحث،بحث کردن
decade:دهه
eliminate:حذف کردن
enhance:بهبوددادن،ارتقا دادن
exclusion:اخراج،منع
facilitate:آسان کردن،تسهیل کردن
flexibility:انعطاف پذیری
maximum:حداکثر
percent:درصد
phase:مرحله،فاز،دوره
restrict:محدود کردن
seek:جستجوکردن،به دنبال چیزی گشتن
status:وضعیت
trace:ردیابی کردن،تعقیب کردن
traditional:سنتی
widespread:گسترده
@note_eng
🔥21👍4
کنکور زبان | مشاور زبان
لغات درس 9 فوکس 2 administrative:اجرایی،اداری allocate:اختصاص دادن approach:رویکرد،نگرش،روش assign:اختصاص دادن،تکلیف دادن،تعیین کردن code:کد،رمز،مجموعه قوانین،کدنویسی کردن concentration:تمرکز considerable:قابل توجه،زیاد،فراوان cycle:چرخه debate:مناظره،بحث،بحث…
واژگان درس 10 فوکس 2
access:دسترسی،دسترسی پیدا کردن
authority:مسئولان
conclusion:نتیجه،پایان،نتیجه گیری
confirm:تایید کردن
contradictory:متناقض
conventional: متداول،قردادی
corporate:شرکتی
crucial:مهم،حیاتی،تعیین کننده
differentiate:تفاوت قائل شدن،مطابقت دادن
display:نمایش دادن
equipment:وسایل،ابزار
exhibition:نمایش،نمایشگاه
indication:نشانه
innovation:نو آوری،ابتکار،اختراع
method:روش،شیوه
obviously:بطور واضح
potential:توانایی،استعداد نهان
presumably:احتمالا
psychologist:روانشناس
residential:مسکونی
response:پاسخ،واکنش
somewhat:تاحدی،مقداری،یجورایی
.survey:پژوهش برسی،مطالعه،پژوهش نامه،برسی کردن
technical:فنی،تخصصی
access:دسترسی،دسترسی پیدا کردن
authority:مسئولان
conclusion:نتیجه،پایان،نتیجه گیری
confirm:تایید کردن
contradictory:متناقض
conventional: متداول،قردادی
corporate:شرکتی
crucial:مهم،حیاتی،تعیین کننده
differentiate:تفاوت قائل شدن،مطابقت دادن
display:نمایش دادن
equipment:وسایل،ابزار
exhibition:نمایش،نمایشگاه
indication:نشانه
innovation:نو آوری،ابتکار،اختراع
method:روش،شیوه
obviously:بطور واضح
potential:توانایی،استعداد نهان
presumably:احتمالا
psychologist:روانشناس
residential:مسکونی
response:پاسخ،واکنش
somewhat:تاحدی،مقداری،یجورایی
.survey:پژوهش برسی،مطالعه،پژوهش نامه،برسی کردن
technical:فنی،تخصصی
❤15💘1
5.the ......of many legal documents means that average people often cannot understand them without the help of a lawyer.
تست از کتاب فوکس 1
تست از کتاب فوکس 1
Anonymous Quiz
26%
Assertion
59%
Obscurity
12%
Astonishment
3%
Cheer
🔥11
6.Parachuting over the desert was truly ...... .
تست وکب
تست وکب
Anonymous Quiz
21%
Mysterious
13%
Cheery
14%
Longing
53%
Thrilling
🔥12👍1
مجموعه تست های تالیف شده علی یا جمع آوری شده از منابع مختلف برای دسترسی بهتر شما به تست ها لینک دار میشوند
تست شماره1
تست شماره2
تست شماره3
تست شماره4
تست شماره5
تست شماره6
تست7
تست8
تست9
تست10
تست11
تست12
تست13
تست14
تست15
تست16
تست17
تست18
تست19
تست20
تست21
تست22
تست23
تست24
تست25
تست26
تست27
تست28
نست29
تست30
تست31
تست32
تست33
تست34
تست35
تست36
تست37
تست38
تست39
تست40
تست41
تست42
تست43
تست44
تست45
تست46
تست47
تست48
تست49
تست50
تست51
تست52
تست53
تست54
تست55
تست56
تست57
تست58
تست59
تست63
تست65
تست66
تست67
تست68
تست69
تست70
تست71
تست72
تست73
تست74
تست75
تست76
تست77
تست78
تست79
تست80
تست81
تست82
تست83
تست84
تست85
تست86
تست87
تست88
تست89
تست90
تست91
تست92
تست93
تست94
تست95
تست96
تست97
تست99
تست100
تکمیل پارت1✅
🔴دیگر مطالب مهمکانال
تست شماره1
تست شماره2
تست شماره3
تست شماره4
تست شماره5
تست شماره6
تست7
تست8
تست9
تست10
تست11
تست12
تست13
تست14
تست15
تست16
تست17
تست18
تست19
تست20
تست21
تست22
تست23
تست24
تست25
تست26
تست27
تست28
نست29
تست30
تست31
تست32
تست33
تست34
تست35
تست36
تست37
تست38
تست39
تست40
تست41
تست42
تست43
تست44
تست45
تست46
تست47
تست48
تست49
تست50
تست51
تست52
تست53
تست54
تست55
تست56
تست57
تست58
تست59
تست63
تست65
تست66
تست67
تست68
تست69
تست70
تست71
تست72
تست73
تست74
تست75
تست76
تست77
تست78
تست79
تست80
تست81
تست82
تست83
تست84
تست85
تست86
تست87
تست88
تست89
تست90
تست91
تست92
تست93
تست94
تست95
تست96
تست97
تست99
تست100
تکمیل پارت1✅
🔴دیگر مطالب مهمکانال
❤12👍1🐳1👻1🎅1
کنکور زبان | مشاور زبان
واژگان درس 10 فوکس 2 access:دسترسی،دسترسی پیدا کردن authority:مسئولان conclusion:نتیجه،پایان،نتیجه گیری confirm:تایید کردن contradictory:متناقض conventional: متداول،قردادی corporate:شرکتی crucial:مهم،حیاتی،تعیین کننده differentiate:تفاوت قائل شدن،مطابقت دادن…
واژگان درس 11 فوکس 2
adapt:تطبیق دادن،سازگار دادن،وقف شدن
analytic:تحلیلی،تجزیه لی
approximately:تقریبی
assess:ارزیابی کردن
contracted:منقبض
discriminating:نکته سنج،تیزبین
establish:تاسیس کردن،برقرار کردن
hence:بنابراین،از الان به بعد
incorporate:ترکیب کردن
injured:آسیب دیده
internal:داخلی
military:ارتش
overall:کلی
overlap:همپوشانی کردن ،مشترک بودن
parallel:موازی،مشابه،یکسان
period:دوره،زمان،بازه
preceding:قبلی
series:سلسله
stressful:پر استرس،پراضطراب
sufficient:کافی
theory:نظریه
transmit:انتقال دادن
undergo:دستخوش چیزی بودن
volunteer: داوطلب
لینک واژگان فوکس1
🔴دیگر مطالب مهم چنل
adapt:تطبیق دادن،سازگار دادن،وقف شدن
analytic:تحلیلی،تجزیه لی
approximately:تقریبی
assess:ارزیابی کردن
contracted:منقبض
discriminating:نکته سنج،تیزبین
establish:تاسیس کردن،برقرار کردن
hence:بنابراین،از الان به بعد
incorporate:ترکیب کردن
injured:آسیب دیده
internal:داخلی
military:ارتش
overall:کلی
overlap:همپوشانی کردن ،مشترک بودن
parallel:موازی،مشابه،یکسان
period:دوره،زمان،بازه
preceding:قبلی
series:سلسله
stressful:پر استرس،پراضطراب
sufficient:کافی
theory:نظریه
transmit:انتقال دادن
undergo:دستخوش چیزی بودن
volunteer: داوطلب
@note_eng
لینک واژگان فوکس1
🔴دیگر مطالب مهم چنل
🔥9❤3
♥️روز شمار کنکور 1404♥️
🗓 امروز دوشنبه 14 آبان 1403
☑️177روز تا کنکور زبان نوبت اول
☑️233روز تا کنکور زبان نوبت دوم
🫧🌱موفقیت بهترین انتقامه
🗓 امروز دوشنبه 14 آبان 1403
☑️177روز تا کنکور زبان نوبت اول
☑️233روز تا کنکور زبان نوبت دوم
🫧🌱موفقیت بهترین انتقامه
@note_eng
💯14❤2
7-Firefighters were unable to reach the woman because of the ...... of the flames.
Anonymous Quiz
10%
ache
14%
confrontation
40%
fierceness
36%
explosion
🔥17💯2👾1