کنکور زبان | مشاور زبان
10.1K subscribers
487 photos
46 videos
133 files
175 links
تست و آمادگی برای کنکور

ارتباط با ادمین🔽
@Th_esquire
ربات ناشناس ما
@Aliashbot
گپ چت
https://t.me/al_learnzaban
Download Telegram
کنکور زبان | مشاور زبان
درس ۳ فوکس ۲ assistance:دستیاری available:موجود،در دسترس consist:شامل شدن consume:مصرف کردن contribute:کمک کردن،شرکت کردن conversely:درنقطه مقابل،ازطرفی دیگر برعکس cooperate:همکاری کردن domestic:داخلی function:عملکرد،وظیفه isolation:انزوا،تنهایی labor:سخت…
لغات درس ۵ فوکس ۲

accompany:همراهی کردن
acknowledge:به رسمیت شناختن،تاکید کردن
appreciate:قدردانی کردن،درک کردن،فهمیدن،ارزش چیزی را دانستن
attachment:پیوسته،ضمیمه
bond:رابطه،چسابندن،وصل کردن
controversial: جنجالی
design:طراحی کردن، طراحی
distribute:پخش کردن
dynamics:پویایی،سازوکار
emphasis:تاکید
feature:ویژگی
fundamental:بنیادی،اساسی
image:تصویر
impact:اثر،تاثیرگذاشتن
issue:مسئله،موضوع،مخالفت،دلخوری
Policy:سیاست
Primary:ابتدایی،اصلی،اولیه
principle:اصل
revenue:درامد
strategy:استراژی،راهبرد
underlying:اساسی،بنیادین
via:با،ازطریق
visible:مرئی،قابل رویت
whereby:که به وسیله آن

@note_eng
10👍4🦄1
کنکور زبان | مشاور زبان
لغات درس ۵ فوکس ۲ accompany:همراهی کردن acknowledge:به رسمیت شناختن،تاکید کردن appreciate:قدردانی کردن،درک کردن،فهمیدن،ارزش چیزی را دانستن attachment:پیوسته،ضمیمه bond:رابطه،چسابندن،وصل کردن controversial: جنجالی design:طراحی کردن، طراحی distribute:پخش کردن…
لغات درس 6 فوکس 2

acquire:کسب کردن،به دست اوردن
adjustment:تغییر کوچک،تنظیم،مطاقت
appropriate:مناسب، اختصاص دادن
assume:فرض کردن،گمان کردن
category:طبقه،گروه
constantly:همیشه،دائم
device:ابزار،وسیله
dispose:از شر چیزی خلاص شدن دور انداختن چیزی،متمایل کردن
factor:فاکتور،عامل
foundation:اساس،بنیاد
illustration:روشن سازی،تشریح
initiate:شروع کردن
insight:درک،بینش،فهم
involve:درگیر کردن، شامل چیزی شدن
mode:حالت،وضعیت،روش
modify:تغییر دادن،اصلاح
norm:هنجار،حالت عادی
obtain: بدست اوردن
occupational:شغلی
ongoing:مداوم،درحال پیشرفت
reinforce:تقویت کردن
selection:انتخاب
sole:تنها،فقط
transfer:منتقل شدن،انتقال

@note_eng
14
My impression of this government is that they need a more forceful economic policy, otherwise they'll .......... large problems in the future.

طراحی شده توسط علی
Anonymous Quiz
10%
Evidence
15%
Estimate
65%
Encounter
10%
Decline
👍53
🔹 محرومیت قبولی های روزانه از کنکور لغو شد!
با اعلام معاون حقوقی رئیس جمهور محرومیت ثبت نام کنکور برای پذیرفته شدگان 1403 اعمال نخواهد شد
و ممنوعیت شرکت در کنکور برای پذیرفته شدگان 1404 به بعد می باشد.

🔴قطعی نیست
💔8🥰3
کنکور زبان | مشاور زبان
My impression of this government is that they need a more forceful economic policy, otherwise they'll .......... large problems in the future.

طراحی شده توسط علی
برسی تست درست
معنی تست:تصور من از این دولت این است که آنها به سیاست اقتصادی قوی تری نیاز دارند، در غیر این صورت در آینده با مشکلات بزرگی مواجه خواهند شد.

Encounter(n،v):مواجه شدن،با،ملاقات کردن،مواجه

Syn:face,meet,come across experience

Example:They encountered serious problems when two members of the expedition were injured.

معنی:آنها با مشکلات جدی مواجه شدند وقتی دو عضو هیئت اعزامی مجروح شدند

Example:his first encounter with Wilson was back in 1989.

مثال:اولین رویارویی او با ویلسون به سال ۱۹۸۹ بر می گردد.

Collocation: encounter problems/ difficulties / resistance /opposition /

معانی:مواجه شدن با مسائل/ مشکلات/ مقاومت / مخالفت
5
گپ رقابتی در ypt همونطوری که میبینید اونایی که نارنجین دارن درس میخونن و اونایی که پس زمینشون مشکی تایم استراحت و رنکینگ دیروز میبینید که بعضی از دوستان تایم مطالعاتی ۱۲ ساعت ثبت کردن برای دریافت لینک گپ ypt به پیوی بنده مراجعه کنید

@Th_esquire
17
2.The editor pushes her to package her experience in ways that can ....... the sympathy and the trust of her Western audience.

طراحی شده توسط علی
Anonymous Quiz
16%
Hesitate
21%
Remind
29%
Allocate
34%
Elicit
🔥7💔1
کنکور زبان | مشاور زبان
2.The editor pushes her to package her experience in ways that can ....... the sympathy and the trust of her Western audience.

طراحی شده توسط علی
برسی گزینه ها

Hesitate:تردید کردن،تعلل کردن

Collocation:minute/moment/second, momentarily

Remind:یاد آوری کردن

Definition:to make someone remember something that they must do

Collocation:constantly, frequently, repeatedly | gently

Example:She gently reminded him that the baby was getting cold and should be taken indoors.


Allocate:اختصاص دادن

Syn:assign

Example:You should allocate the same amount of time to each questionn

Elicit:،برانگیختن،استخراج کردن،بیرون کشیدن

Syn:bring out

Example:It is a programme that elicits horror, sympathy and admiration in equal measure.
19🐳2
ghalamchi 12Z 11q.pdf
624.3 KB
سوالات آزمون قلم چی 4 آبان
🔥13
14030804_09a.pdf
406 KB
پاسخنامه آزمون قلم ۴ آبان
🔥12
کنکور زبان | مشاور زبان
لغات درس 6 فوکس 2 acquire:کسب کردن،به دست اوردن adjustment:تغییر کوچک،تنظیم،مطاقت appropriate:مناسب، اختصاص دادن assume:فرض کردن،گمان کردن category:طبقه،گروه constantly:همیشه،دائم device:ابزار،وسیله dispose:از شر چیزی خلاص شدن دور انداختن چیزی،متمایل کردن…
لغات درس 7 فوکس 2

accuracy:درستی،صحیح،دقت
achieve:به دست آوردن
alter:تغییر دادن،اصلاح کردن
attribute:نسبت دادن،ویژگی
challenge:به چالش کشیدن
consistent:یکپارچه،استوار
demonstrate:نشان دادن،تظاهرات
deny:انکار کردن،رد کردن
derive:به دست آوردن ،نتیجه چیزی بودن
dimension:بعد،جنبه
emerge:بیرون آمدن،مشخص شدن،ظاهر شدن
expose:درمعرض قرار دادن
instance:مثال،مورد،نمونه
intensity:شدت
mental:ذهنی،روانی
motivate:برانگیختن،تحریک کردن
participant:شرکت کننده
perceive:مشاهده کردن،دیدن،درک کردن،درنظر گرفتن،محسوب کردن،تعبیر کردن
prior:قبل،قبلی
rejection:رد،عدم پذیرش
stability:ثبات،استواری،پایداری
trigger:باعث شدن،موجب شدن
vision:بینایی،چشم انداز

@note_eng
🔥71👍1
3.Most people immediately ...... addictions with drugs, alcohol and cigarettes.

طراحی شده توسط علی
Anonymous Quiz
30%
Cultivate
41%
Associate
13%
Advance
17%
Inspire
👏172
کنکور زبان | مشاور زبان
3.Most people immediately ...... addictions with drugs, alcohol and cigarettes.

طراحی شده توسط علی
برسی تست

معنی تست:بیشتر مردم فوراً اعتیاد را به مواد مخدر، الکل و سیگار ربط می‌دهند.

برسی گزینه ه ها
1.Cultivate:ترویج دادن،توسعه دادن،زراعت کردن،رابطه برقرار کردن(ایجاد دوستی)

مثال ها
The people cultivate mainly rice.
مردم عمدتاً برنج کشت می‌کنند

1.The professionals had common interests that allowed them to cultivate a working relationship with each other.
آن افراد حرفه‌ای علایق مشترکی داشتند که به آنها اجازه داد روابط کاری را بین یکدیگر ترویج دهند.

2.Advance:ارائه دادن،مطرح کردن،پشرفت کردن،پیشروی کردن

مثال ها:
He advanced a new theory.
او یک نظریه جدید ارائه داد.

The mob advanced on us, shouting angrily.
جمعیت در حالی که با عصبانیت فریاد می‌کشیدند به سمت ما پیشروی کردند.

Our understanding of human genetics has advanced considerably.
فهم ما از ژنتیک انسان به طرز قابل ملاحظه‌ای پیشرفت کرده است.

3.Inspire:ترغیب کردن،تشویق کردن،انگیزه بخشیدن،موجب شدن،الهام بخشیدن

مثال ها :

A teacher at school had inspired Sam to become an actor.
معلمی در مدرسه "سم" را به هنرپیشه شدن تشویق کرده بود.

The choice of decor was inspired by a trip to India.
انتخاب دکوراسیون از سفری به هند الهام گرفته شده بود.

His superb play inspired the team to a thrilling 5–0 win.
بازی فوق‌العاده او موجب شد تیم به برد شگفت‌انگیز 5-0 دست یابد.

4.Associate:پیوند دادن،ارتباط ،دادن،مرتبط دانستن،معاشرت کردن،رابطه داشتن،وقت گذراندن با کسی

. I associated wealth with freedom.
2. من ثروت را با آزادی مرتبط می‌دانم

. I don't like you associating with those people

دوست ندارم با آن آدم ها معاشرت کنی


اگه با تحلیل حال کردی ری اکت بزن از این تحلیلا بیشتر برات بزارم.
29👍1
TO DO ONE'S BEST
verb
🔹to try as hard as possible

معنی فارسی:نهایت تلاش خود را کردن

📌 He didn't get a perfect score, but he did his best and that is what really matters.
📌 No one expects you to do the job perfectly. Just do your best.
🔥151
TO LOOK INTO
verb
to seek information about; to
investigate

معنی فارسی:جست جو کردن،گشتن دنبال چیزی،با دقت برسی کردن
📌 He had once looked into buying his own island off Nova Scotia.
📌 It should also look into the possibilities of wind-generated electricity.
📌 We are looking into buying a camper for our summer trip.
🔍
🔥16
اینم حق بود😂
🤣59
4.The sun came out and made everything in the garden happy again! It was like magic, with all the flowers blooming and the birds singing their best songs. It was so nice to see the garden ...... to its beautiful self after a long, cold winter.

طراحی علی
Anonymous Quiz
22%
Riveted
11%
Inhabited
23%
Enhanced
43%
restored
🔥11
کنکور زبان | مشاور زبان
4.The sun came out and made everything in the garden happy again! It was like magic, with all the flowers blooming and the birds singing their best songs. It was so nice to see the garden ...... to its beautiful self after a long, cold winter.

طراحی علی
برسی تست

معنی تست:خورشید بیرون آمد و دوباره همه چیز را در باغ شاد کرد! مثل جادو بود همه گل ها شکوفه می دادند و پرندگان بهترین آهنگ هایشان را می خواندند. خیلی خوب بود که بعد از یک زمستان طولانی و سرد، میشد باغ را دوباره به حالت زیبایش دید.

گزینه اول

Rivited: میخکوب شدن(جذب شدن)

Example:her attention was riveted to the pile of jewels on the table.
توجه او به انبوهی از جواهرات روی میز جلب شد.

گزینه دوم
Inhabited:ساکن شده،دارای سکنه،مسکونی

Example:The island used to be inhabited

این جزیره قبلاً مسکونی بوده است.

Example:The ancient Britons inhabited these parts of England before the Roman invasion.

بریتانیایی‌های باستان قبل از حمله رومیان در این بخش‌های انگلستان ساکن بودند.

Example:This neighborhood is inhabited by rich people

این محل محله سکونت افراد ثروتمند است.

گزینه سوم
Enhanced: بهبود یافته،بالابردن،افزودن

Example:music enhanced our enjoyment of the dinner

موسیقی لذت ما را از شام بیشتر کرد.

Example:a blue dress enhanced the beauty of that girl

پیراهن آبی بر زیبایی آن دختر می افزود.

گزینه آخر
Restored:برگردانده شده،احیاشده،تعمیرشده،بازسازی شده

Example:Order was quickly restored after the riots.
بعد از شورش‌ها، نظم به‌سرعت بازگردانده شد.

Example:Peace has now been restored in the region.

صلح اکنون به منطقه بازگشته‌است.

they restored the lost child to her parents
کودک گم شده را به والدین او بازگرداندند.

Example:the house has been restored finely
خانه خیلی خوب بازسازی شده است.

Example:peace and order were finally restored in the town
بالاخره دوباره نظم و آرامش در شهر برقرار شد.

با ریکت خود به ما انرژی دهید
15👍2🥰1