زن که بشکند ؛
شاید بماند ،
کنارت بخوابد ،
غذایت را گرم کند ،
کودکانت را بزرگ کند ،
امّا ؛
دوستت نخواهد داشت ...
🆔 @nodehfarab
شاید بماند ،
کنارت بخوابد ،
غذایت را گرم کند ،
کودکانت را بزرگ کند ،
امّا ؛
دوستت نخواهد داشت ...
🆔 @nodehfarab
تو ایران باستان گدایی ننگ و ممنوع بوده اما الان گداها از اقشار پردرآمد هستند 👌
2 سال پیش تحقیقی روی 5 هزار گدای تهران نشون داده میانگین درآمدشون ماهی 9 تا 12 میلیون تومن ! 😐
🆔 @nodehfarab
2 سال پیش تحقیقی روی 5 هزار گدای تهران نشون داده میانگین درآمدشون ماهی 9 تا 12 میلیون تومن ! 😐
🆔 @nodehfarab
فرشته از خدا پرسید:
مردمانت مسجد می سازند
نماز می خوانند
چرا برایشان باران نمی فرستی؟؟!!
خدا پاسخ داد:
گوشه ایی از زمین دخترکی کنار مادر و برادر مریضش در خانه ای بی سقف بازی می کند.
تا مخلوقاتم سقفی برایشان نسازند
آسمان من سقف آنهاست.
پس اجازه بارش نمی دهم!
خدایا نانی ده که به ایمانی برسم
نه ایمانی که به نانی برسیم.
🆔 @nodehfarab
مردمانت مسجد می سازند
نماز می خوانند
چرا برایشان باران نمی فرستی؟؟!!
خدا پاسخ داد:
گوشه ایی از زمین دخترکی کنار مادر و برادر مریضش در خانه ای بی سقف بازی می کند.
تا مخلوقاتم سقفی برایشان نسازند
آسمان من سقف آنهاست.
پس اجازه بارش نمی دهم!
خدایا نانی ده که به ایمانی برسم
نه ایمانی که به نانی برسیم.
🆔 @nodehfarab
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برای یکشنبه تون
يك سبدمحبت
يك دنيا عشق
يك عالم خوشبختى
يك دشت لاله
يك كوه دوستى
يك آسمان ستاره
يك جهان زيبايى
يك دامن نيك نامى
يك عمرسرفرازى
از خدا خواهانم🙏
روزتون بخیر و شادی🌺😍
🆔 @nodehfarab
يك سبدمحبت
يك دنيا عشق
يك عالم خوشبختى
يك دشت لاله
يك كوه دوستى
يك آسمان ستاره
يك جهان زيبايى
يك دامن نيك نامى
يك عمرسرفرازى
از خدا خواهانم🙏
روزتون بخیر و شادی🌺😍
🆔 @nodehfarab
فکر کنم تسلیت گفتنا داره میشه یه عادت تا کی باید مرگ هموطن و عزیزانمونو ببینیم 😔
#ایران_تسلیت
🆔 @nodehfarab
#ایران_تسلیت
🆔 @nodehfarab
⚫🏴 تسلیت حقیرترین واژه است برای بیان داغی که بر دل نشسته از فاجعه ی سقوط پرواز یاسوج تهران
سوگواریم و همدرد.
#ایران_تسلیت
کاش هیچ صبحی اینگونه آغاز نگردد😔
سوگواریم و همدرد.
#ایران_تسلیت
کاش هیچ صبحی اینگونه آغاز نگردد😔
زیباتر از صبح
سلام صبحگاهی است
ســـــ🌸ــــــلام
زندگی
ســــــ🌸ـــــلام
دوستان خوبم
ســـــــ🌸ـــــلام
صبح قشنگتون بخیر و شادی💐
🆔 @nodehfarab🌸🌺
سلام صبحگاهی است
ســـــ🌸ــــــلام
زندگی
ســــــ🌸ـــــلام
دوستان خوبم
ســـــــ🌸ـــــلام
صبح قشنگتون بخیر و شادی💐
🆔 @nodehfarab🌸🌺
امروزتان گرم ازمحبت💞
دلتون گرم ازمهربانی
لحظه هاتون گرم ازشادی
دنیاتون گرم ازموفقیت☂
دورهمیتون گرم معرفت
وزندگیتون گرم ازعشق
ونور خدا💞☘
انشاءالله
🆔 @nodehfarab🌧🌧🌈
دلتون گرم ازمهربانی
لحظه هاتون گرم ازشادی
دنیاتون گرم ازموفقیت☂
دورهمیتون گرم معرفت
وزندگیتون گرم ازعشق
ونور خدا💞☘
انشاءالله
🆔 @nodehfarab🌧🌧🌈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تقریباً 1 ماه دیگه عیده ! 👌
میدونید خواص و مزاج مواد غذایی سفره هفت سین چیه ؟ 🤔
📬سجاد امیری
🆑 @nodehfarab
میدونید خواص و مزاج مواد غذایی سفره هفت سین چیه ؟ 🤔
📬سجاد امیری
🆑 @nodehfarab
امسال حدود ۱۵۰۰۰ نفر در تصادفات جادهای کشته شدن
بااینکه حادثه سقوط هواپیمای تهران_یاسوج فاجعه وحشتناکیه اما تصور کنید هر دو روز یک هواپیما با ۸۸ سرنشین در جادههای کشور سقوط میکند
🆑 @nodehfarab
بااینکه حادثه سقوط هواپیمای تهران_یاسوج فاجعه وحشتناکیه اما تصور کنید هر دو روز یک هواپیما با ۸۸ سرنشین در جادههای کشور سقوط میکند
🆑 @nodehfarab
♥️✨🌿💐🌸🍃🦋
✨🌺🌾
🌿 ✨
🌱حکایت
روزی حضرت سلیمان (ع ) در کنار دریا نشسته بود، نگاهش به مورچه ای افتاد که دانه ی گندمی را با خود به طرف دریا حمل می کرد. سلیمان (ع) همچنان به او نگاه می کرد که دید او نزدیک آب رسید. در همان لحظه قورباغه ای سرش را از آب دریا بیرون آورد و دهانش را گشود، مورچه به داخل دهان او وارد شد و قورباغه به درون آب رفت. سلیمان مدتی در این مورد به فکر فرو رفت و شگفت زده فکر می کرد، ناگاه دید آن قورباغه سرش را از آب بیرون آورد و دهانش را گشود، آن مورچه آز دهان او بیرون آمد، ولی دانه ی گندم را همراه خود نداشت.
سلیمان (ع) آن مورچه را طلبید و سرگذشت او را پرسید. مورچه گفت: «ای پیامبر خدا در قعر این دریا سنگی تو خالی وجود دارد و کرمی در درون آن زندگی می کند.خداوند آن را در آنجا آفرید او نمی تواند ار آنجا خارج شود و من روزی او را حمل می کنم. خداوند این قورباغه را مامور کرده مرا درون آب دریا به سوی آن کرم حمل کرده و ببرد. این قورباغه مرا به کنار سوراخی که در آن سنگ است می برد و دهانش را به درگاه آن سوراخ می گذارد. من از دهان او بیرون آمده و خود را به آن کرم می رسانم و دانه گندم را نزد او می گذارم و سپس باز می گردم و به دهان همان قورباغه که در انتظار من است وارد می شود او در میان آب شناوری کرده مرا به بیرون آب دریا می آورد و دهانش را باز می کند و من از دهان او خارج می شوم». سلیمان به مورچه گفت: «وقتی که دانه گندم را برای آن کرم می بری آیا سخنی از او شنیده ای؟» مورچه گفت آری او می گوید:
ای خدایی که رزق و روزی مرا درون این سنگ در قعر این دریا فراموش نمی کنی، رحمتت را نسبت به بندگان با ایمانت فراموش نکن.
🌿 🆑 @nodehfarab🌿🌾✨
✨🌺🌾
♥️✨🌿💐🌸🍃🦋
✨🌺🌾
🌿 ✨
🌱حکایت
روزی حضرت سلیمان (ع ) در کنار دریا نشسته بود، نگاهش به مورچه ای افتاد که دانه ی گندمی را با خود به طرف دریا حمل می کرد. سلیمان (ع) همچنان به او نگاه می کرد که دید او نزدیک آب رسید. در همان لحظه قورباغه ای سرش را از آب دریا بیرون آورد و دهانش را گشود، مورچه به داخل دهان او وارد شد و قورباغه به درون آب رفت. سلیمان مدتی در این مورد به فکر فرو رفت و شگفت زده فکر می کرد، ناگاه دید آن قورباغه سرش را از آب بیرون آورد و دهانش را گشود، آن مورچه آز دهان او بیرون آمد، ولی دانه ی گندم را همراه خود نداشت.
سلیمان (ع) آن مورچه را طلبید و سرگذشت او را پرسید. مورچه گفت: «ای پیامبر خدا در قعر این دریا سنگی تو خالی وجود دارد و کرمی در درون آن زندگی می کند.خداوند آن را در آنجا آفرید او نمی تواند ار آنجا خارج شود و من روزی او را حمل می کنم. خداوند این قورباغه را مامور کرده مرا درون آب دریا به سوی آن کرم حمل کرده و ببرد. این قورباغه مرا به کنار سوراخی که در آن سنگ است می برد و دهانش را به درگاه آن سوراخ می گذارد. من از دهان او بیرون آمده و خود را به آن کرم می رسانم و دانه گندم را نزد او می گذارم و سپس باز می گردم و به دهان همان قورباغه که در انتظار من است وارد می شود او در میان آب شناوری کرده مرا به بیرون آب دریا می آورد و دهانش را باز می کند و من از دهان او خارج می شوم». سلیمان به مورچه گفت: «وقتی که دانه گندم را برای آن کرم می بری آیا سخنی از او شنیده ای؟» مورچه گفت آری او می گوید:
ای خدایی که رزق و روزی مرا درون این سنگ در قعر این دریا فراموش نمی کنی، رحمتت را نسبت به بندگان با ایمانت فراموش نکن.
🌿 🆑 @nodehfarab🌿🌾✨
✨🌺🌾
♥️✨🌿💐🌸🍃🦋