آکسیون اعتراضی در حمایت از اعتراضات مردم ایران در هلند، در این آکسیون فعالین کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی و فعالین سیاسی ساکن هلند پس از فراخوان برای شرکت در آکسیونِ حزب سوسیالیست هلند و سازمانهای هلندی تا صدای مردم معترض در ایران علیه جمهوری اسلامی باشند
کیمیا علیزاده، قهرمان مسابقات تکواندوی المپیک پس از سپری شدن یکماه از خروجش از ایران، دلایل ترک کردن این کشور را در اینستاگرام چنین شرح داده است:
با سلام آغاز کنم، با خداحافظی یا تسلیت؟
سلام مردم مظلوم ایران، خداحافظ مردم نجیب ایران، تسلیت به شما مردم همیشه داغدار ایران.
شما مرا چقدر میشناسید؟ فقط آنطور که در مسابقات، در تلویزیون، یا در حضور مقامات دیدهاید.
اجازه دهید حالا آزادانه، هویت سانسور شدهام را معرفی کنم.
میگویند کیمیا پس از این چیزی نخواهد شد. خودم از این هم فراتر میروم و میگویم قبل از این هم چیزی نبودهام: «من کیمیا علیزاده، نه تاریخسازم، نه قهرمانم، نه پرچمدار کاروان ایران»
من یکی از میلیونها زن سرکوب شده در ایرانم که سالهاست هر طور خواستند بازیام دادند. هر کجا خواستند بردند. هر چه گفتند پوشیدم. هر جملهای دستور دادند تکرار کردم. هر زمان صلاح دیدند، مصادرهام کردند. مدالهایم را پای حجاب اجباری گذاشتند و به مدیریت و درایت خودشان نسبت دادند.
من برایشان مهم نبودم. هیچکداممان برایشان مهم نیستیم، ما ابزاریم. فقط آن مدالهای فلزی اهمیت دارد تا به هر قیمتی که خودشان نرخ گذاشتند از ما بخرند و بهرهبرداری سیاسی کنند، اما همزمان برای تحقیرت، میگویند: فضیلت زن این نیست که پاهایش را دراز کند!
من صبحها هم از خواب بیدار میشوم پاهایم ناخودآگاه مثل پنکه میچرخد و به در و دیوار میگیرد. آنوقت چگونه میتوانستم مترسکی باشم که میخواستند از من بسازند؟ در برنامه زنده تلویزیون، سوالهایی پرسیدند که دقیقاً بخاطر همان سوال دعوتم کرده بودند.
حالا که نیستم میگویند تن به ذلت دادهام. آقای ساعی! من آمدم تا مثل شما نباشم و در مسیری که شما پیش رفتید قدم برندارم. من در صورت تقلید بخشی از رفتارهای شما، بیش از شما میتوانستم به ثروت و قدرت برسم. من به اینها پشت کردم. من یک انسانم و میخواهم بر مدار انسانیت باقی بمانم.
در ذهنهای مردسالار و زنستیزتان، همیشه فکر میکردید کیمیا زن است و زبان ندارد! روح آزرده من در کانالهای آلوده اقتصادی و لابیهای تنگ سیاسی شما نمیگنجد. من جز تکواندو، امنیت و زندگی شاد و سالم درخواست دیگری از دنیا ندارم.
مردم نازنین و داغدار ایران، من نمیخواستم از پلههای ترقی که بر پایه فساد و دروغ بنا شده بالا بروم.
کسی به اروپا دعوتم نکرده و در باغ سبز به رویم باز نشده. اما رنج و سختی غربت را بجان میخرم چون نمیخواستم پای سفره ریاکاری، دروغ، بی عدالتی و چاپلوسی بنشینم. این تصمیم از کسب طلای المپیک هم سختتر است، اما هر کجا باشم فرزند ایران زمین باقی میمانم. پشت به دلگرمی شما میدهم و جز اعتماد شما در راه سختی که قدم گذاشتهام، خواسته دیگری ندارم.
با سلام آغاز کنم، با خداحافظی یا تسلیت؟
سلام مردم مظلوم ایران، خداحافظ مردم نجیب ایران، تسلیت به شما مردم همیشه داغدار ایران.
شما مرا چقدر میشناسید؟ فقط آنطور که در مسابقات، در تلویزیون، یا در حضور مقامات دیدهاید.
اجازه دهید حالا آزادانه، هویت سانسور شدهام را معرفی کنم.
میگویند کیمیا پس از این چیزی نخواهد شد. خودم از این هم فراتر میروم و میگویم قبل از این هم چیزی نبودهام: «من کیمیا علیزاده، نه تاریخسازم، نه قهرمانم، نه پرچمدار کاروان ایران»
من یکی از میلیونها زن سرکوب شده در ایرانم که سالهاست هر طور خواستند بازیام دادند. هر کجا خواستند بردند. هر چه گفتند پوشیدم. هر جملهای دستور دادند تکرار کردم. هر زمان صلاح دیدند، مصادرهام کردند. مدالهایم را پای حجاب اجباری گذاشتند و به مدیریت و درایت خودشان نسبت دادند.
من برایشان مهم نبودم. هیچکداممان برایشان مهم نیستیم، ما ابزاریم. فقط آن مدالهای فلزی اهمیت دارد تا به هر قیمتی که خودشان نرخ گذاشتند از ما بخرند و بهرهبرداری سیاسی کنند، اما همزمان برای تحقیرت، میگویند: فضیلت زن این نیست که پاهایش را دراز کند!
من صبحها هم از خواب بیدار میشوم پاهایم ناخودآگاه مثل پنکه میچرخد و به در و دیوار میگیرد. آنوقت چگونه میتوانستم مترسکی باشم که میخواستند از من بسازند؟ در برنامه زنده تلویزیون، سوالهایی پرسیدند که دقیقاً بخاطر همان سوال دعوتم کرده بودند.
حالا که نیستم میگویند تن به ذلت دادهام. آقای ساعی! من آمدم تا مثل شما نباشم و در مسیری که شما پیش رفتید قدم برندارم. من در صورت تقلید بخشی از رفتارهای شما، بیش از شما میتوانستم به ثروت و قدرت برسم. من به اینها پشت کردم. من یک انسانم و میخواهم بر مدار انسانیت باقی بمانم.
در ذهنهای مردسالار و زنستیزتان، همیشه فکر میکردید کیمیا زن است و زبان ندارد! روح آزرده من در کانالهای آلوده اقتصادی و لابیهای تنگ سیاسی شما نمیگنجد. من جز تکواندو، امنیت و زندگی شاد و سالم درخواست دیگری از دنیا ندارم.
مردم نازنین و داغدار ایران، من نمیخواستم از پلههای ترقی که بر پایه فساد و دروغ بنا شده بالا بروم.
کسی به اروپا دعوتم نکرده و در باغ سبز به رویم باز نشده. اما رنج و سختی غربت را بجان میخرم چون نمیخواستم پای سفره ریاکاری، دروغ، بی عدالتی و چاپلوسی بنشینم. این تصمیم از کسب طلای المپیک هم سختتر است، اما هر کجا باشم فرزند ایران زمین باقی میمانم. پشت به دلگرمی شما میدهم و جز اعتماد شما در راه سختی که قدم گذاشتهام، خواسته دیگری ندارم.
آکسیون اعتراضی در ونکوور کانادا در همبستگی با خانواده های داغدار و مبارزات مردم ایران
اعتبار نخ نمای رسانه های حکومتی بر باد رفت!
در بحبوحه التهاب ناشی از ساقط شدن هواپیمای مسافربری در آسمان تهران و پیامدهای چندمنظوره پس از آن، یکی هم ماجرای رسوائی شرم آور رسانه های حکومتی از اصلاح طلب و اصولگرا ودر راس آنها صدا و سیما و کیهان، نقطه عطف مهمی در افشای یکباره اصحاب رسانه های مجاز و رسمی شد!
اکثریت این رسانه های رسمی مجوز دار، سه روز تمام همراه با مواضع رسمی حکومت، پنهانکاری و دروغ پراکنی کرده و خاک در چشم مردم پاشیدند تا حقایق را نبینند.
معروف است که مطبوعات و رسانه های ارتباط جمعی رکن چهارم دمکراسی اند تا با استقلال و نظارت خود چشم و گوش جامعه باشند، وجدان عمومی و بیدارجامعه باشند. اما در ایران ، وارونه کردن حقیقت توسط رسانه های خبری رسمی، اوج وابستگی غیر اخلاقی، توهین به شعورعمومی جامعه و یک خودزنی بزرگ بود!
برخی از این رسانه ها از جمله شبکه های خبری صدا و سیما و امثال روزنامه کیهان، وقاحت را تا آنجا کشاندند که نه تنها انعکاس دهنده این کتمان و پنهانکاری شدند ، بلکه در قامت مدافعان سر سخت این فریبکاری، سینه چاک دادند و یقه دریدند! و برای هر وسیله ارتباطی مستقل یا شخصیتهای منتقد، شاخ و شانه کشیده و تهدید کردند.
جهان، اکنون به یُمن وجود اینترنت و ماهواره، شبکه های اجتماعی و دخالتگری مستقیم کاربران آن ، گردش آزاد اطلاعات را لحظه به لحظه مقدور و تضمین کرده است.
دیگر نمیتوان مردم را در بیخبری ، فریبکاری یا سانسور نگهداشت.
آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت!
شورای بازنشستگان ایران
۲۲ دی ۱۳۹۸
در بحبوحه التهاب ناشی از ساقط شدن هواپیمای مسافربری در آسمان تهران و پیامدهای چندمنظوره پس از آن، یکی هم ماجرای رسوائی شرم آور رسانه های حکومتی از اصلاح طلب و اصولگرا ودر راس آنها صدا و سیما و کیهان، نقطه عطف مهمی در افشای یکباره اصحاب رسانه های مجاز و رسمی شد!
اکثریت این رسانه های رسمی مجوز دار، سه روز تمام همراه با مواضع رسمی حکومت، پنهانکاری و دروغ پراکنی کرده و خاک در چشم مردم پاشیدند تا حقایق را نبینند.
معروف است که مطبوعات و رسانه های ارتباط جمعی رکن چهارم دمکراسی اند تا با استقلال و نظارت خود چشم و گوش جامعه باشند، وجدان عمومی و بیدارجامعه باشند. اما در ایران ، وارونه کردن حقیقت توسط رسانه های خبری رسمی، اوج وابستگی غیر اخلاقی، توهین به شعورعمومی جامعه و یک خودزنی بزرگ بود!
برخی از این رسانه ها از جمله شبکه های خبری صدا و سیما و امثال روزنامه کیهان، وقاحت را تا آنجا کشاندند که نه تنها انعکاس دهنده این کتمان و پنهانکاری شدند ، بلکه در قامت مدافعان سر سخت این فریبکاری، سینه چاک دادند و یقه دریدند! و برای هر وسیله ارتباطی مستقل یا شخصیتهای منتقد، شاخ و شانه کشیده و تهدید کردند.
جهان، اکنون به یُمن وجود اینترنت و ماهواره، شبکه های اجتماعی و دخالتگری مستقیم کاربران آن ، گردش آزاد اطلاعات را لحظه به لحظه مقدور و تضمین کرده است.
دیگر نمیتوان مردم را در بیخبری ، فریبکاری یا سانسور نگهداشت.
آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت!
شورای بازنشستگان ایران
۲۲ دی ۱۳۹۸
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بازمانده روز
امشب تا حالا هواپیمایی ساقط نشده، اتوبوسی به ته دره نرفته و معدنی هم فرونریخته است. اما امشب این بخت را ندارد که شبی بی بلا باشد در سرنوشت ما. سیل روستاهایی در بلوچستان را محاصره کرده. شب سختی است برای آن دوردست ترین هم میهنان. باشد که بی مصیبت بگذرانندش. جانی بر آب نرود. باشد که چون صبح می رسد سیل فرونشسته و آفتاب امید طلوع کرده باشد. بلوچها هستند که طلوع را پیش میرانند به سمت ایران. باشد که سرخوش باشند در وقت طلوع.
به نقل از ناصر کرمی
امشب تا حالا هواپیمایی ساقط نشده، اتوبوسی به ته دره نرفته و معدنی هم فرونریخته است. اما امشب این بخت را ندارد که شبی بی بلا باشد در سرنوشت ما. سیل روستاهایی در بلوچستان را محاصره کرده. شب سختی است برای آن دوردست ترین هم میهنان. باشد که بی مصیبت بگذرانندش. جانی بر آب نرود. باشد که چون صبح می رسد سیل فرونشسته و آفتاب امید طلوع کرده باشد. بلوچها هستند که طلوع را پیش میرانند به سمت ایران. باشد که سرخوش باشند در وقت طلوع.
به نقل از ناصر کرمی
گزارش تصویری از سیلاب گسترده در جزیره قشم و شهرستان بستک استان هرمزگان
مطابق اخباری که از این مناطق سیل زده مخابره می شود، خسارات زیادی به مردم وارد شده و شرایط کمک رسانی برای آنها از طرف دولت هم در پایین ترین حالت تصور است.
این وضعیت اسفباری است که جمهوری اسلامی برای مردم ایران پدید آورده که زندگی مردم سرتاسر کشور دست به گریبان بیشترین مشقات برای دستیابی به کمترین استانداردهای بشری شده است.
مطابق اخباری که از این مناطق سیل زده مخابره می شود، خسارات زیادی به مردم وارد شده و شرایط کمک رسانی برای آنها از طرف دولت هم در پایین ترین حالت تصور است.
این وضعیت اسفباری است که جمهوری اسلامی برای مردم ایران پدید آورده که زندگی مردم سرتاسر کشور دست به گریبان بیشترین مشقات برای دستیابی به کمترین استانداردهای بشری شده است.