This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1500 نفر کشته آبان ما
اصفهان
اصفهان
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
در گرامیداشت یاد جانباختگان هواپیمایی اوکراینی وسیعا به خیابان بیائیم.
با در دست داشتن یک شاخه گل و تصاویر این عزیزان در مقابل کلیسای Dom در شهر کلن آلمان تجمع میکنیم، و بسمت رودخانه راین حرکت و گلها را به راین می سپاریم و یاد این عزیزان را به صحنه اعتراض علیه کلیت نظام اسلامی تبدیل میکنیم.
روز یکشنبه ۱۲ ژانویه
ساعت ۱۶ بعدازظهر
با در دست داشتن یک شاخه گل و تصاویر این عزیزان در مقابل کلیسای Dom در شهر کلن آلمان تجمع میکنیم، و بسمت رودخانه راین حرکت و گلها را به راین می سپاریم و یاد این عزیزان را به صحنه اعتراض علیه کلیت نظام اسلامی تبدیل میکنیم.
روز یکشنبه ۱۲ ژانویه
ساعت ۱۶ بعدازظهر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ماهیت واقعی جمهوری اسلامی برای مردم آشکار شدە
شعار مردم : دیکتاتور سپاهی، داعش ما شمایید
شعار مردم : دیکتاتور سپاهی، داعش ما شمایید
محل کسب علی لسانی برای همیشه تعطیل شد؛
اداره نظارت بر اماکن عمومی اردبیل:بهتر است به خارج مهاجرت کنی!
اداره نظارت بر اماکن عمومی استان اردبیل دیروز شنبه ۲۱ دی ماه ۱۳۹٨ با احضار علی لسانی فرزند عباس لسانی (فعال سیاسی زندانی) اعلام کرد که او دیگر اجازه فعالیت اقتصادی در بازار را نداشته و پیشنهاد شده جهت راه اندازی کسب و کار آرام و بدون دردِ سَر برای همیشه ایران را ترک نماید.
علی لسانی از دو سال پیش اقدام به راهاندازی مغازه تعمیرات طلا کرده که در مرحله صدور پروانهٔ کسب علیرغم تکمیل پرونده و حائز بودن شرایط، بنا به اظهارات رئیس اتحادیه این صنف با دخالت و ممانعت نیروهای امنیتی روبرو گردیده است.
این اتحادیه که در دو سال گذشته و با فشار نیروهای امنیتی در چندین نوبت اقدام به پلمپ و ممانعت از فعالیت این واحد صنفی نموده در روزهای گذشته نیز با مراجعه به سفارشدهندهگان ثابت آن دستور داده که ضمن پس گرفتن سفارشاتشان، دیگر حق هیچ گونه ارتباط کاری با این واحد را نخواهند داشت.
عباس لسانی فعال سرشناس تورک و زندانی سیاسی با سابقه آذربایجانی که اخیرا در دادگاهی یکطرفه به پانزده سال حبس تعزیری محکوم گردیده است.
اداره نظارت بر اماکن عمومی اردبیل:بهتر است به خارج مهاجرت کنی!
اداره نظارت بر اماکن عمومی استان اردبیل دیروز شنبه ۲۱ دی ماه ۱۳۹٨ با احضار علی لسانی فرزند عباس لسانی (فعال سیاسی زندانی) اعلام کرد که او دیگر اجازه فعالیت اقتصادی در بازار را نداشته و پیشنهاد شده جهت راه اندازی کسب و کار آرام و بدون دردِ سَر برای همیشه ایران را ترک نماید.
علی لسانی از دو سال پیش اقدام به راهاندازی مغازه تعمیرات طلا کرده که در مرحله صدور پروانهٔ کسب علیرغم تکمیل پرونده و حائز بودن شرایط، بنا به اظهارات رئیس اتحادیه این صنف با دخالت و ممانعت نیروهای امنیتی روبرو گردیده است.
این اتحادیه که در دو سال گذشته و با فشار نیروهای امنیتی در چندین نوبت اقدام به پلمپ و ممانعت از فعالیت این واحد صنفی نموده در روزهای گذشته نیز با مراجعه به سفارشدهندهگان ثابت آن دستور داده که ضمن پس گرفتن سفارشاتشان، دیگر حق هیچ گونه ارتباط کاری با این واحد را نخواهند داشت.
عباس لسانی فعال سرشناس تورک و زندانی سیاسی با سابقه آذربایجانی که اخیرا در دادگاهی یکطرفه به پانزده سال حبس تعزیری محکوم گردیده است.
پوشش گسترده اعتراضات امشب در تیتر اول رسانههای بین المللی
(۲۲ دی چشم و لنز دوربینهای جهان بسمت ایران است)
(۲۲ دی چشم و لنز دوربینهای جهان بسمت ایران است)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دانشجویان دانشگاه علامه طباطبائی
ننگ ما، ننگ ما، صدا و سیمای ما
یکشنبه ۲۲ دی
ننگ ما، ننگ ما، صدا و سیمای ما
یکشنبه ۲۲ دی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نظام جمهوری اسلامی دشمن اصلی مردم است و دیگر در میان مردم هیچ جایگاهی ندارد.
شعار انقلابیون در دانشگاە بهشتی:
دشمن ما همینجاست، دروغ میگن آمریکاست.
جمهوری اسلامی نمی خوایم، نمی خوایم
یکشنبه ۲۲ دی
شعار انقلابیون در دانشگاە بهشتی:
دشمن ما همینجاست، دروغ میگن آمریکاست.
جمهوری اسلامی نمی خوایم، نمی خوایم
یکشنبه ۲۲ دی
آکسیون اعتراضی در حمایت از اعتراضات مردم ایران در هلند، در این آکسیون فعالین کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی و فعالین سیاسی ساکن هلند پس از فراخوان برای شرکت در آکسیونِ حزب سوسیالیست هلند و سازمانهای هلندی تا صدای مردم معترض در ایران علیه جمهوری اسلامی باشند
کیمیا علیزاده، قهرمان مسابقات تکواندوی المپیک پس از سپری شدن یکماه از خروجش از ایران، دلایل ترک کردن این کشور را در اینستاگرام چنین شرح داده است:
با سلام آغاز کنم، با خداحافظی یا تسلیت؟
سلام مردم مظلوم ایران، خداحافظ مردم نجیب ایران، تسلیت به شما مردم همیشه داغدار ایران.
شما مرا چقدر میشناسید؟ فقط آنطور که در مسابقات، در تلویزیون، یا در حضور مقامات دیدهاید.
اجازه دهید حالا آزادانه، هویت سانسور شدهام را معرفی کنم.
میگویند کیمیا پس از این چیزی نخواهد شد. خودم از این هم فراتر میروم و میگویم قبل از این هم چیزی نبودهام: «من کیمیا علیزاده، نه تاریخسازم، نه قهرمانم، نه پرچمدار کاروان ایران»
من یکی از میلیونها زن سرکوب شده در ایرانم که سالهاست هر طور خواستند بازیام دادند. هر کجا خواستند بردند. هر چه گفتند پوشیدم. هر جملهای دستور دادند تکرار کردم. هر زمان صلاح دیدند، مصادرهام کردند. مدالهایم را پای حجاب اجباری گذاشتند و به مدیریت و درایت خودشان نسبت دادند.
من برایشان مهم نبودم. هیچکداممان برایشان مهم نیستیم، ما ابزاریم. فقط آن مدالهای فلزی اهمیت دارد تا به هر قیمتی که خودشان نرخ گذاشتند از ما بخرند و بهرهبرداری سیاسی کنند، اما همزمان برای تحقیرت، میگویند: فضیلت زن این نیست که پاهایش را دراز کند!
من صبحها هم از خواب بیدار میشوم پاهایم ناخودآگاه مثل پنکه میچرخد و به در و دیوار میگیرد. آنوقت چگونه میتوانستم مترسکی باشم که میخواستند از من بسازند؟ در برنامه زنده تلویزیون، سوالهایی پرسیدند که دقیقاً بخاطر همان سوال دعوتم کرده بودند.
حالا که نیستم میگویند تن به ذلت دادهام. آقای ساعی! من آمدم تا مثل شما نباشم و در مسیری که شما پیش رفتید قدم برندارم. من در صورت تقلید بخشی از رفتارهای شما، بیش از شما میتوانستم به ثروت و قدرت برسم. من به اینها پشت کردم. من یک انسانم و میخواهم بر مدار انسانیت باقی بمانم.
در ذهنهای مردسالار و زنستیزتان، همیشه فکر میکردید کیمیا زن است و زبان ندارد! روح آزرده من در کانالهای آلوده اقتصادی و لابیهای تنگ سیاسی شما نمیگنجد. من جز تکواندو، امنیت و زندگی شاد و سالم درخواست دیگری از دنیا ندارم.
مردم نازنین و داغدار ایران، من نمیخواستم از پلههای ترقی که بر پایه فساد و دروغ بنا شده بالا بروم.
کسی به اروپا دعوتم نکرده و در باغ سبز به رویم باز نشده. اما رنج و سختی غربت را بجان میخرم چون نمیخواستم پای سفره ریاکاری، دروغ، بی عدالتی و چاپلوسی بنشینم. این تصمیم از کسب طلای المپیک هم سختتر است، اما هر کجا باشم فرزند ایران زمین باقی میمانم. پشت به دلگرمی شما میدهم و جز اعتماد شما در راه سختی که قدم گذاشتهام، خواسته دیگری ندارم.
با سلام آغاز کنم، با خداحافظی یا تسلیت؟
سلام مردم مظلوم ایران، خداحافظ مردم نجیب ایران، تسلیت به شما مردم همیشه داغدار ایران.
شما مرا چقدر میشناسید؟ فقط آنطور که در مسابقات، در تلویزیون، یا در حضور مقامات دیدهاید.
اجازه دهید حالا آزادانه، هویت سانسور شدهام را معرفی کنم.
میگویند کیمیا پس از این چیزی نخواهد شد. خودم از این هم فراتر میروم و میگویم قبل از این هم چیزی نبودهام: «من کیمیا علیزاده، نه تاریخسازم، نه قهرمانم، نه پرچمدار کاروان ایران»
من یکی از میلیونها زن سرکوب شده در ایرانم که سالهاست هر طور خواستند بازیام دادند. هر کجا خواستند بردند. هر چه گفتند پوشیدم. هر جملهای دستور دادند تکرار کردم. هر زمان صلاح دیدند، مصادرهام کردند. مدالهایم را پای حجاب اجباری گذاشتند و به مدیریت و درایت خودشان نسبت دادند.
من برایشان مهم نبودم. هیچکداممان برایشان مهم نیستیم، ما ابزاریم. فقط آن مدالهای فلزی اهمیت دارد تا به هر قیمتی که خودشان نرخ گذاشتند از ما بخرند و بهرهبرداری سیاسی کنند، اما همزمان برای تحقیرت، میگویند: فضیلت زن این نیست که پاهایش را دراز کند!
من صبحها هم از خواب بیدار میشوم پاهایم ناخودآگاه مثل پنکه میچرخد و به در و دیوار میگیرد. آنوقت چگونه میتوانستم مترسکی باشم که میخواستند از من بسازند؟ در برنامه زنده تلویزیون، سوالهایی پرسیدند که دقیقاً بخاطر همان سوال دعوتم کرده بودند.
حالا که نیستم میگویند تن به ذلت دادهام. آقای ساعی! من آمدم تا مثل شما نباشم و در مسیری که شما پیش رفتید قدم برندارم. من در صورت تقلید بخشی از رفتارهای شما، بیش از شما میتوانستم به ثروت و قدرت برسم. من به اینها پشت کردم. من یک انسانم و میخواهم بر مدار انسانیت باقی بمانم.
در ذهنهای مردسالار و زنستیزتان، همیشه فکر میکردید کیمیا زن است و زبان ندارد! روح آزرده من در کانالهای آلوده اقتصادی و لابیهای تنگ سیاسی شما نمیگنجد. من جز تکواندو، امنیت و زندگی شاد و سالم درخواست دیگری از دنیا ندارم.
مردم نازنین و داغدار ایران، من نمیخواستم از پلههای ترقی که بر پایه فساد و دروغ بنا شده بالا بروم.
کسی به اروپا دعوتم نکرده و در باغ سبز به رویم باز نشده. اما رنج و سختی غربت را بجان میخرم چون نمیخواستم پای سفره ریاکاری، دروغ، بی عدالتی و چاپلوسی بنشینم. این تصمیم از کسب طلای المپیک هم سختتر است، اما هر کجا باشم فرزند ایران زمین باقی میمانم. پشت به دلگرمی شما میدهم و جز اعتماد شما در راه سختی که قدم گذاشتهام، خواسته دیگری ندارم.
آکسیون اعتراضی در ونکوور کانادا در همبستگی با خانواده های داغدار و مبارزات مردم ایران