Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
یکسال از اعدام جنایتکارانه زانیار و لقمان مرادی و رامین حسین پناهی توسط جمهوری اسلامی گذشت. در حالیکه محل دفن این عزیزان هنوز به خانواده های آنها اطلاع داده نشده است. یکسال پیش در چنین روزهای حسن صالحی سخنگوی کمیته بین المللی علیه اعدام درباره اعدام زانیار و لقمان مرادی و رامین حسین پناهی پیامی ارسال کرد که در سالگرد اعدام این عزیزان مجددا پخش می کنیم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بیاد رامین حسین پناهی، زانیار مرادی و لقمان مرادی در اولین سالگرد اعدامشان- یادشان گرامی باد
وازه های رنگین از احساس درد
متن: شمه صلواتی
صدا و تدوین ویدئو: سیامک زارع
وازه های رنگین از احساس درد
متن: شمه صلواتی
صدا و تدوین ویدئو: سیامک زارع
رکسانا تلارمی
متن زیر همدردی ناچیزیست به شعر اسماعیل بخشی، کارگر زندانی، که به کارگران هفت تپه تقدیم کرده است؛
آری حقیقت نزد توست و رنج های آدمی را پایانی نیست. پدیده مرگ که ظاهرا نقطه ی اوج رنج های ما انسان ها به حساب می آید تنها حضوریست از رنج، در برهه ای از زندگی، در فقدانی که بر ما وارد می شود و زهر تلخیست که جان و پود آدمی را تکان می دهد، اما با این همه مقایسه ایست بی ربط از این همه رنجی که در طول زندگی به ما انسان ها تحمیل می شود.
رنج هایی دیگر، چون رنج زیستن در فقر، رنج زیستن در بیماری، رنج زیستن در بیکسی، رنج زیستن در جنگ و آواره گی و رنج زیستن در نبود آزادی از آن دست رنج هایی هستند که هستی انسان را همواره به مخاطره میاندازند.
ایا این رنجهای بشری را میشود جدا از این سیستم نابرابر جهانی تعریف نمود؟
آیا رنج زندگی در فقر و بیماری، بیکاری و بهره کشی از انسان، که سرچشمه اش به توزیع نابرابر ثروت در نبود عدالت در جهان بر می گردد بستگی ندارد؟
حال چگونه می توانیم خود را از این رنج های تحمیل شده رها کنیم. 👇👇
متن زیر همدردی ناچیزیست به شعر اسماعیل بخشی، کارگر زندانی، که به کارگران هفت تپه تقدیم کرده است؛
آری حقیقت نزد توست و رنج های آدمی را پایانی نیست. پدیده مرگ که ظاهرا نقطه ی اوج رنج های ما انسان ها به حساب می آید تنها حضوریست از رنج، در برهه ای از زندگی، در فقدانی که بر ما وارد می شود و زهر تلخیست که جان و پود آدمی را تکان می دهد، اما با این همه مقایسه ایست بی ربط از این همه رنجی که در طول زندگی به ما انسان ها تحمیل می شود.
رنج هایی دیگر، چون رنج زیستن در فقر، رنج زیستن در بیماری، رنج زیستن در بیکسی، رنج زیستن در جنگ و آواره گی و رنج زیستن در نبود آزادی از آن دست رنج هایی هستند که هستی انسان را همواره به مخاطره میاندازند.
ایا این رنجهای بشری را میشود جدا از این سیستم نابرابر جهانی تعریف نمود؟
آیا رنج زندگی در فقر و بیماری، بیکاری و بهره کشی از انسان، که سرچشمه اش به توزیع نابرابر ثروت در نبود عدالت در جهان بر می گردد بستگی ندارد؟
حال چگونه می توانیم خود را از این رنج های تحمیل شده رها کنیم. 👇👇
رکسانا تلارمی
متن زیر همدردی ناچیزیست به شعر اسماعیل بخشی، کارگر زندانی، که به کارگران هفت تپه تقدیم کرده است؛
آری حقیقت نزد توست و رنج های آدمی را پایانی نیست. پدیده مرگ که ظاهرا نقطه ی اوج رنج های ما انسان ها به حساب می آید تنها حضوریست از رنج، در برهه ای از زندگی، در فقدانی که بر ما وارد می شود و زهر تلخیست که جان و پود آدمی را تکان می دهد، اما با این همه مقایسه ایست بی ربط از این همه رنجی که در طول زندگی به ما انسان ها تحمیل می شود.
رنج هایی دیگر، چون رنج زیستن در فقر، رنج زیستن در بیماری، رنج زیستن در بیکسی، رنج زیستن در جنگ و آواره گی و رنج زیستن در نبود آزادی از آن دست رنج هایی هستند که هستی انسان را همواره به مخاطره میاندازند.
ایا این رنجهای بشری را میشود جدا از این سیستم نابرابر جهانی تعریف نمود؟
آیا رنج زندگی در فقر و بیماری، بیکاری و بهره کشی از انسان، که سرچشمه اش به توزیع نابرابر ثروت در نبود عدالت در جهان بر می گردد بستگی ندارد؟
حال چگونه می توانیم خود را از این رنج های تحمیل شده رها کنیم؟
تنها پاسخی که به ذهن میرسد این است که، میباید با سرچشمه این رنج ها مقابله کرد و ریشه آنرا خشکاند.
آیا پادزهر دیگری سراغ داریم جز ایستادگی؟ جز مقاومت؟ و جز مبارزه با عاملان و مسببین این زندگی سراسر رنج؟!
آیا جز شناسایی عامل اصلی این مصیبت و از بین بردنش راه واقعی دیگری را میتوان سراغ گرفت؟
نه، هیچ تسلایی برای رنج جانکاهمان نیست جز مقابله و مبارزه با این سیستم جهانی که انسان را در این مخمصهی زندگی مملو از رنج انداخته است. تنها انتخابمان این است: مقاومت! مبارزه! پیروزی !
انتخاب تو انتخاب ما نیز هست.
شعر “رنج” از اسماعیل بخشی، کارگر زندانی که به کارگران هفت تپه تقدیم کرده است :
می رنجم تا تو نرنجی
شادم ازین رنج
می خندم در این رنج بر این رنج
رقصان رنجت را به دوش می کشم
تا تو نرنجی.
«اسماعیل بخشی»
متن زیر همدردی ناچیزیست به شعر اسماعیل بخشی، کارگر زندانی، که به کارگران هفت تپه تقدیم کرده است؛
آری حقیقت نزد توست و رنج های آدمی را پایانی نیست. پدیده مرگ که ظاهرا نقطه ی اوج رنج های ما انسان ها به حساب می آید تنها حضوریست از رنج، در برهه ای از زندگی، در فقدانی که بر ما وارد می شود و زهر تلخیست که جان و پود آدمی را تکان می دهد، اما با این همه مقایسه ایست بی ربط از این همه رنجی که در طول زندگی به ما انسان ها تحمیل می شود.
رنج هایی دیگر، چون رنج زیستن در فقر، رنج زیستن در بیماری، رنج زیستن در بیکسی، رنج زیستن در جنگ و آواره گی و رنج زیستن در نبود آزادی از آن دست رنج هایی هستند که هستی انسان را همواره به مخاطره میاندازند.
ایا این رنجهای بشری را میشود جدا از این سیستم نابرابر جهانی تعریف نمود؟
آیا رنج زندگی در فقر و بیماری، بیکاری و بهره کشی از انسان، که سرچشمه اش به توزیع نابرابر ثروت در نبود عدالت در جهان بر می گردد بستگی ندارد؟
حال چگونه می توانیم خود را از این رنج های تحمیل شده رها کنیم؟
تنها پاسخی که به ذهن میرسد این است که، میباید با سرچشمه این رنج ها مقابله کرد و ریشه آنرا خشکاند.
آیا پادزهر دیگری سراغ داریم جز ایستادگی؟ جز مقاومت؟ و جز مبارزه با عاملان و مسببین این زندگی سراسر رنج؟!
آیا جز شناسایی عامل اصلی این مصیبت و از بین بردنش راه واقعی دیگری را میتوان سراغ گرفت؟
نه، هیچ تسلایی برای رنج جانکاهمان نیست جز مقابله و مبارزه با این سیستم جهانی که انسان را در این مخمصهی زندگی مملو از رنج انداخته است. تنها انتخابمان این است: مقاومت! مبارزه! پیروزی !
انتخاب تو انتخاب ما نیز هست.
شعر “رنج” از اسماعیل بخشی، کارگر زندانی که به کارگران هفت تپه تقدیم کرده است :
می رنجم تا تو نرنجی
شادم ازین رنج
می خندم در این رنج بر این رنج
رقصان رنجت را به دوش می کشم
تا تو نرنجی.
«اسماعیل بخشی»
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گفتگو مادر #عسل_محمدی با تلویزیون ایران اینترنشنال درباره وضعیت و حکم صادره برای این عضو تحریریه نشریه گام
از صفحه اینستاگرام #ناهید_شقاقی و #اکرم_نصیریان
عزیزان سلام
ممنون از اینکه پیگیر احوالمون بودید .
ما رفتیم و برگشتیم
تشدید وثیقه و در نتیجه تشدید جرم شدیم ، البته هنوز نمی دونیم مرگمون چیه ، هفته بعد بازم می ریم،
شاید اون موقع بهمون بگن
بهر حال برگشتیم
تا شب چه زائد باز...
#پاسخ_مطالبات_زنان_زندان_پرونده_سازی_نیست
#سرکوب_فعالین_را_متوقف_کنید
عزیزان سلام
ممنون از اینکه پیگیر احوالمون بودید .
ما رفتیم و برگشتیم
تشدید وثیقه و در نتیجه تشدید جرم شدیم ، البته هنوز نمی دونیم مرگمون چیه ، هفته بعد بازم می ریم،
شاید اون موقع بهمون بگن
بهر حال برگشتیم
تا شب چه زائد باز...
#پاسخ_مطالبات_زنان_زندان_پرونده_سازی_نیست
#سرکوب_فعالین_را_متوقف_کنید
مردم آزادیخواه شهر استکهلم فردا ده سپتامبر برابر با باز گشایی پاییزی پارلمان و طبق روال هر ساله صدها نفر از مخالفین راسیسم و حامی پناهجویان و معترضین به سیاست های ضد انسانی دولت سوئد در استکهلم تجمع میکنند ، امسال شما را دعوت میکنیم ضمن حمایت از خواست تجمع کنندگان در میدان سرگستوری به احکام سنگین زندان وشلاق بازداشت شدگان اعتراضات کارگری هفت تپه ومماشات ورابطه دولت سوید با حکومت جمهوری اسلامی اعتراض کنیم و خواهان بایکوت رژیم ضد کارگر و ضد زن جمهوری اسلامی شویم وعده ما ساعت 17 فردا سه شنبه در میدان سرگستوری در استکهلم
کارگر زندانی و زندانی سیاسی آزاد باید گردد
هرمز رها- مسئول کمیته بین المللی علیه اعدام
کارگر زندانی و زندانی سیاسی آزاد باید گردد
هرمز رها- مسئول کمیته بین المللی علیه اعدام
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امروز کارگران احضار شده فولاد اهواز دستجمعی به دادگستری استان مراجعه میکنند. کارگران گروه ملی صنعتی فولاد اهواز در محل شرکت بی صبرانه منتظر نتیجه بودند. دادگستری اعلام میکند که چرا اینجا آمدید، احضار شایعه است و ما کاری با شما نداریم. کارگران میگویند شما پیام فرستادید و آنها انکار میکنند. وحشت از اعتراض و اتحاد کارگران و احتمال اعتصاب باعث شد حکم شان را پس بگیرند. زنده باد اتحاد کارگران فولاد.
پیام عسل محمدی پس از ابلاغ حکم ظالمانه اش
«با هم سر صحبتی را باز می کنیم
در نیمه قطع می شود.
می رویم که دیواری بسازیم
ما را نمی گذارند که تمامش کنیم.
و آوازمان نیز قطع شده.
همه چیز را افق به انجام می رساند.
بر فراز چادر ها افواج ستارگان می گذرند
گاه خسته، گاه تلخکام،
با این همه مُطمئن به راهشان، به راهمان.
رُفقا، ما همه چیز را قسمت کردیم،
نان را، آب را، سیگار را، غم را و امید را؛
حال می توانیم زندگی کنیم یا که بمیریم ساده و زیبا بسیار زیبا
انگار که سحرگاهان دری را باز کنیم
و به آفتاب و به دنیا صبح بخیر بگوئیم...»
عسل محمدی - ۹۸/۶/۱۶ - اوین
«با هم سر صحبتی را باز می کنیم
در نیمه قطع می شود.
می رویم که دیواری بسازیم
ما را نمی گذارند که تمامش کنیم.
و آوازمان نیز قطع شده.
همه چیز را افق به انجام می رساند.
بر فراز چادر ها افواج ستارگان می گذرند
گاه خسته، گاه تلخکام،
با این همه مُطمئن به راهشان، به راهمان.
رُفقا، ما همه چیز را قسمت کردیم،
نان را، آب را، سیگار را، غم را و امید را؛
حال می توانیم زندگی کنیم یا که بمیریم ساده و زیبا بسیار زیبا
انگار که سحرگاهان دری را باز کنیم
و به آفتاب و به دنیا صبح بخیر بگوئیم...»
عسل محمدی - ۹۸/۶/۱۶ - اوین
متن نامه آتنا دائمی از زندان در ارتباط با اولین سالگرد سه زندانی سیاسی رامین حسین پناهی، لقمان مرادی و زانیار مرادی
#آتنا_دائمی کنشگر مدنی محبوس در زندان اوین که اخیرا از بابت پرونده ای که در زندان علیه وی مفتوح شده در یکی از اتهامات به دلیل اعتراض به اعدام این سه زندانی سیاسی در سالن ملاقات مجددا به حبس محکوم شده است به مناسبت سالروز اعدام آنان نامه ای سرگشاده نوشته است.
متن این نامه: “زانیار مرادی، لقمان مرادی و رامین حسین پناهی،
یک سال گذشت
از ایستاده مردن زانیار و لقمان و رامین یک سال گذشت.
در حالی اولین سالگرد اعدام آنها سر رسید که در کمتر از یک سال مسئولی قتل کرد و بخشیده شد و آزاد شد ولی در این یک سال برای فعالان سیاسی و مدنی و عقیدتی صدها سال حکم زندان صادر شد. چه تلخ است تبعیض! در حالی اولین سال خاموش شدن این ستارگان سر رسید که قاتلان و جانیان آزادند و بسیاری از فعالان مدنی در زندان و من به اتهام حمایت از زانیار و لقمان و رامین و به دلیل برگزاری مراسم یادبودشان حکم دوباره زندانم تایید شد. چه افتخاری بالاتر از این که باز هم به جهت مخالفت با اعدام و دفاع از انسانی زیستن به زندان محکوم شوم؟! خوب میدانم که در بخشی از تاریخی هستم که جواب انسانیت و آزادی خواهی ش شلاق و زندان و تبعید و اعدام است اما با وجود همه این ها باز هم با افتخار آنچه را که شایسته آنیم فریاد میزنم.
مخالف اعدامم، به خاطر این مخالفت در زندانم و به دلیل تاکید بر این مطالبه از داخل زندان، باز هم به زندان محکوم شدم و باکی نیست،ولی درد میکشم که همه با هم برابرند اما برخی برابرترند!. چه بسیارند کسانی که در سیاه چاله های ج ا در قرچک و رجایی شهر و … به اتهام قتل و چه بسا بی گناه در زندانند و با سال های طولانیِ حبس و انتظار اعدام،تاوان بی گناهی شان را پس می دهند، تاوان قوانین ارتجاعی و غیر انسانی را! اما نه صدایشان به جایی میرسد و نه از جیب مردم پولی دارند که رضایت خانواده مقتول و قاضی و … را جلب کنند، نه رسانه ای دارند که با افتخار عکس آنها را منتشر کند، نه محترمند که چای تعارفشان کنند
نه ماله کشانی دارند که مقتول را هر آنچه خواستند معرفی کنند تا قاتل نجات یابد و نه آنقدر مهم اند که برای رهایی شان از اعدام و قصاص حتی موافقان اعدام هم برایشان شعار نه به اعدام سر دهند!! آنقدر فقیرند، آنقدر بی پناهند، آنقدر تحقیر و شکنجه شدند که باورشان شده گناهکارند و خود را لایق هر ظلم و فرودستی میدانند! اما زانیار و لقمان و رامین چه کرده بودند؟! زانیار و لقمان مرادی به جرمی که هیچ وقت ثابت نشد ۹ سال در زندان تحت انواع فشارها و شکنجه ها زندانی بودند، شاهدان بی گناهی آنها را هرگز نپذیرفتند و سرانجام پس از ۹ سال و بعد از ترور پدر زانیار بی رحمانه به همراه رامین حسین پناهی اعدام شدند.
جرمشان چه بود؟! چه کسی یا کسانی را کشته بودند؟! چرا هرگز در مورد آنها و مصادیق جرمشان و اسناد آن در هیچ رسانه ای حرفی به میان نیامد؟! چرا هیچ گاه دادگاه علنی برایشان تشکیل نشد؟!! چرا هرگز کسی از همین مدعیان منفعت طلب که بعضا با آن ها هم بند نیز بودند به دنبال اثبات بی گناهی آنها نرفت و تنها پس از اعدامشان به ذکر فضایل اخلاقی و بی گناهی شان پرداختند؟!. شاید به دار کشیدن این عزیزان را برای بقای ج ا مفید هم میپنداشتند.
زانیار و لقمان و رامین را با دروغ و فریب و با فحاشی و کتک و با لبان بسته به پای دار بردند، به آنها حتی فرصت آخرین دیدار با خانواده شان و هم بندیانشان ندادند، حتی از جنازه آنها ترسیدند و حتی محل دفنشان نامعلوم است، آنها را در کمال بی گناهی و در کمال شقاوت کشتند و چه دردناک همه ما را در بهت اعدامشان فرو بردند، بهتی که هنوز در آن غرقیم.
بسیاری از ما جوانان، دهه۶۰ و جنایت هایشان را ندیدیم و شاید باور آنچه میشنیدیم برایمان دشوار بود اما در طول عمر خود دیدیم که فجیعانه مثل آب خوردن انسانها را به خاطر باور و عقیده و تفکرشان نابود میکنند. ولی یقینا روزی خواهد رسید که باید پاسخگو باشند چرا که ما دادخواه قتل این عزیزان هستیم، خواهان لغو اعدام و قصاص و قتلهای حکومتی، خواهان عدالت و خواهان محاکمه آنانی که آزادی، عدالت، برابری و انسانیت را با اعدامهای دسته جمعی نازی وارشان و سرکوب و خفقان و غارت اموال مردم، به تباهی کشیدند.
زانیار و لقمان و رامین چون بسیاری دیگر توسط عمال حکومت کشته شدند اما همچون سایر کشته شدگان در دلهای ما زندهاند، در تاریخ ما زندهاند و یادشان را همیشه زنده نگه خواهیم داشت چرا که بر خلاف آنچه که قاتلان آنها میخواستند نامشان با نام آزادی و انسانیت گره خورد و ما زندهایم به امید آزادی انسانیت.
آتنا دائمی/ زندان اوین/ شهریور ۹۸”.
#آتنا_دائمی کنشگر مدنی محبوس در زندان اوین که اخیرا از بابت پرونده ای که در زندان علیه وی مفتوح شده در یکی از اتهامات به دلیل اعتراض به اعدام این سه زندانی سیاسی در سالن ملاقات مجددا به حبس محکوم شده است به مناسبت سالروز اعدام آنان نامه ای سرگشاده نوشته است.
متن این نامه: “زانیار مرادی، لقمان مرادی و رامین حسین پناهی،
یک سال گذشت
از ایستاده مردن زانیار و لقمان و رامین یک سال گذشت.
در حالی اولین سالگرد اعدام آنها سر رسید که در کمتر از یک سال مسئولی قتل کرد و بخشیده شد و آزاد شد ولی در این یک سال برای فعالان سیاسی و مدنی و عقیدتی صدها سال حکم زندان صادر شد. چه تلخ است تبعیض! در حالی اولین سال خاموش شدن این ستارگان سر رسید که قاتلان و جانیان آزادند و بسیاری از فعالان مدنی در زندان و من به اتهام حمایت از زانیار و لقمان و رامین و به دلیل برگزاری مراسم یادبودشان حکم دوباره زندانم تایید شد. چه افتخاری بالاتر از این که باز هم به جهت مخالفت با اعدام و دفاع از انسانی زیستن به زندان محکوم شوم؟! خوب میدانم که در بخشی از تاریخی هستم که جواب انسانیت و آزادی خواهی ش شلاق و زندان و تبعید و اعدام است اما با وجود همه این ها باز هم با افتخار آنچه را که شایسته آنیم فریاد میزنم.
مخالف اعدامم، به خاطر این مخالفت در زندانم و به دلیل تاکید بر این مطالبه از داخل زندان، باز هم به زندان محکوم شدم و باکی نیست،ولی درد میکشم که همه با هم برابرند اما برخی برابرترند!. چه بسیارند کسانی که در سیاه چاله های ج ا در قرچک و رجایی شهر و … به اتهام قتل و چه بسا بی گناه در زندانند و با سال های طولانیِ حبس و انتظار اعدام،تاوان بی گناهی شان را پس می دهند، تاوان قوانین ارتجاعی و غیر انسانی را! اما نه صدایشان به جایی میرسد و نه از جیب مردم پولی دارند که رضایت خانواده مقتول و قاضی و … را جلب کنند، نه رسانه ای دارند که با افتخار عکس آنها را منتشر کند، نه محترمند که چای تعارفشان کنند
نه ماله کشانی دارند که مقتول را هر آنچه خواستند معرفی کنند تا قاتل نجات یابد و نه آنقدر مهم اند که برای رهایی شان از اعدام و قصاص حتی موافقان اعدام هم برایشان شعار نه به اعدام سر دهند!! آنقدر فقیرند، آنقدر بی پناهند، آنقدر تحقیر و شکنجه شدند که باورشان شده گناهکارند و خود را لایق هر ظلم و فرودستی میدانند! اما زانیار و لقمان و رامین چه کرده بودند؟! زانیار و لقمان مرادی به جرمی که هیچ وقت ثابت نشد ۹ سال در زندان تحت انواع فشارها و شکنجه ها زندانی بودند، شاهدان بی گناهی آنها را هرگز نپذیرفتند و سرانجام پس از ۹ سال و بعد از ترور پدر زانیار بی رحمانه به همراه رامین حسین پناهی اعدام شدند.
جرمشان چه بود؟! چه کسی یا کسانی را کشته بودند؟! چرا هرگز در مورد آنها و مصادیق جرمشان و اسناد آن در هیچ رسانه ای حرفی به میان نیامد؟! چرا هیچ گاه دادگاه علنی برایشان تشکیل نشد؟!! چرا هرگز کسی از همین مدعیان منفعت طلب که بعضا با آن ها هم بند نیز بودند به دنبال اثبات بی گناهی آنها نرفت و تنها پس از اعدامشان به ذکر فضایل اخلاقی و بی گناهی شان پرداختند؟!. شاید به دار کشیدن این عزیزان را برای بقای ج ا مفید هم میپنداشتند.
زانیار و لقمان و رامین را با دروغ و فریب و با فحاشی و کتک و با لبان بسته به پای دار بردند، به آنها حتی فرصت آخرین دیدار با خانواده شان و هم بندیانشان ندادند، حتی از جنازه آنها ترسیدند و حتی محل دفنشان نامعلوم است، آنها را در کمال بی گناهی و در کمال شقاوت کشتند و چه دردناک همه ما را در بهت اعدامشان فرو بردند، بهتی که هنوز در آن غرقیم.
بسیاری از ما جوانان، دهه۶۰ و جنایت هایشان را ندیدیم و شاید باور آنچه میشنیدیم برایمان دشوار بود اما در طول عمر خود دیدیم که فجیعانه مثل آب خوردن انسانها را به خاطر باور و عقیده و تفکرشان نابود میکنند. ولی یقینا روزی خواهد رسید که باید پاسخگو باشند چرا که ما دادخواه قتل این عزیزان هستیم، خواهان لغو اعدام و قصاص و قتلهای حکومتی، خواهان عدالت و خواهان محاکمه آنانی که آزادی، عدالت، برابری و انسانیت را با اعدامهای دسته جمعی نازی وارشان و سرکوب و خفقان و غارت اموال مردم، به تباهی کشیدند.
زانیار و لقمان و رامین چون بسیاری دیگر توسط عمال حکومت کشته شدند اما همچون سایر کشته شدگان در دلهای ما زندهاند، در تاریخ ما زندهاند و یادشان را همیشه زنده نگه خواهیم داشت چرا که بر خلاف آنچه که قاتلان آنها میخواستند نامشان با نام آزادی و انسانیت گره خورد و ما زندهایم به امید آزادی انسانیت.
آتنا دائمی/ زندان اوین/ شهریور ۹۸”.
بهرغم اعتراضات گسترده، فعالان محیط زیست همچنان در زندان به سر میبرند. در گزارش دیدهبان حقوق بشر آمده است که سپاه پاسداران از ژانویهی ۲۰۱۸ دهها فعال محیط زیستی را در سراسر ایران دستگیر کرده است. قوه قضائیه مسئولان دولتی را از دخالت در پرونده محیط زیستیها منع کرده است. مانا نیستانی با این کاریکاتور اختصاصی برای دویچه وله به این موضوع پرداخته است.
منبع: دویچه وله
منبع: دویچه وله
بیانیه کانون در بارهی حکمهای متهمان پروندهی هفت تپه
روز شنبه شانزدهم شهریور پس از ماهها بازداشتِ گروهی از کارگرانِ معترض هفت تپه و حامیان آنها رای شعبهی 28 دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست قاضی مقیسه اعلام شد: یکصدویازده سال زندان و دهها ضربه شلاق برای هفت متهم جوان پروندهی هفت تپه؛ شامل دو کارگر معترض و پنج روزنامهنگار مدافع کارگران! حکم صادره چنان آشکار و ظالمانه مرزهای معمولِ بیعدالتیِ چنین دادگاههایی را پشت سر نهاد که در ساعتهای آغازین اعلام آن، موج عظیم اعتراض و انزجار گروههای مختلف مردم را برانگیخت؛ موج چنان قدرتمند بود که در واکنش به آن و البته بیشتر به منظور تخلیهی فشار اجتماعی ، برخی وابستگان و مقامات حکومتی نیز در مجلس شورای اسلامی و قوهی قضاییه صدای واعدالتا! واانصافا! سردادند. یک بار دیگر ثابت شد که صدای اعتراض مردم قادر است طرحهای وسیع و جدی سرکوب و رعبافکنی در جامعه را به "طرح سوخته" بدل کند و ناکام بگذارد. 👇👇👇
روز شنبه شانزدهم شهریور پس از ماهها بازداشتِ گروهی از کارگرانِ معترض هفت تپه و حامیان آنها رای شعبهی 28 دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست قاضی مقیسه اعلام شد: یکصدویازده سال زندان و دهها ضربه شلاق برای هفت متهم جوان پروندهی هفت تپه؛ شامل دو کارگر معترض و پنج روزنامهنگار مدافع کارگران! حکم صادره چنان آشکار و ظالمانه مرزهای معمولِ بیعدالتیِ چنین دادگاههایی را پشت سر نهاد که در ساعتهای آغازین اعلام آن، موج عظیم اعتراض و انزجار گروههای مختلف مردم را برانگیخت؛ موج چنان قدرتمند بود که در واکنش به آن و البته بیشتر به منظور تخلیهی فشار اجتماعی ، برخی وابستگان و مقامات حکومتی نیز در مجلس شورای اسلامی و قوهی قضاییه صدای واعدالتا! واانصافا! سردادند. یک بار دیگر ثابت شد که صدای اعتراض مردم قادر است طرحهای وسیع و جدی سرکوب و رعبافکنی در جامعه را به "طرح سوخته" بدل کند و ناکام بگذارد. 👇👇👇
بیانیه کانون در بارهی حکمهای متهمان پروندهی هفت تپه
روز شنبه شانزدهم شهریور پس از ماهها بازداشتِ گروهی از کارگرانِ معترض هفت تپه و حامیان آنها رای شعبهی 28 دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست قاضی مقیسه اعلام شد: یکصدویازده سال زندان و دهها ضربه شلاق برای هفت متهم جوان پروندهی هفت تپه؛ شامل دو کارگر معترض و پنج روزنامهنگار مدافع کارگران! حکم صادره چنان آشکار و ظالمانه مرزهای معمولِ بیعدالتیِ چنین دادگاههایی را پشت سر نهاد که در ساعتهای آغازین اعلام آن، موج عظیم اعتراض و انزجار گروههای مختلف مردم را برانگیخت؛ موج چنان قدرتمند بود که در واکنش به آن و البته بیشتر به منظور تخلیهی فشار اجتماعی ، برخی وابستگان و مقامات حکومتی نیز در مجلس شورای اسلامی و قوهی قضاییه صدای واعدالتا! واانصافا! سردادند. یک بار دیگر ثابت شد که صدای اعتراض مردم قادر است طرحهای وسیع و جدی سرکوب و رعبافکنی در جامعه را به "طرح سوخته" بدل کند و ناکام بگذارد. هنوز روزی از اعلام حکمها برنگذشته بود که از قول رییس قوه قضاییه گفته شد: به احکام و پرونده "منصفانه رسیدگی" شود. "انصاف" و عدالت اما فقط به حکمها و دادگاه خلاصه نمیشود و بسیار پیش از آن زیر پا گذاشته شده است؛ از جایی که کارگران به سبب اعتراض به نقض بدیهیترین حقوقشان بازداشت شدند آغاز شده، با شکنجهی بازداشتشدگان و مجبور کردن آنها به اعترافهای طراحی شده ادامه پیدا کرده و اکنون در پردهی آخرِ این نمایشِ بیعدالتی و "بیانصافی"، با یکصدویازده سال حبس و دهها ضربه شلاق سرانجام یافته است. در پروندهی هفت تپه و پروندههای مشابه، "دادگاه" و "قاضی" و احکامِ آن فقط بخشی از فرایند "بیانصافی" و بیعدالتی و ستم است. اگر قرار بر رعایت انصاف باشد باید به کل فرایند، از آغاز تا پایان، تسری یابد. معنای عملیاش این است که در نقطهی شروع، آزادی بیان، آزادی تجمع و اعتراض و اعتصاب تضمین شود. دیگر هیچ کارگر و نویسنده و شهروندی به سبب اعتراض و اعتصاب و بیان اندیشه و عقیدهاش بازداشت نشود، در این صورت نه تنها پروندهای گشوده نخواهد شد بلکه بسیاری از پروندههای جاری، از جمله پروندهی هفت تپه، مختومه میشود. "انصاف" واقعی چنین است و "منصف" بودن در پروندهی هفت تپه، چانه زدن در بارهی میزان حکم زندان نیست، اعتراض به خود حکم و نفی آن است.
کانون نویسندگان ایران نه فقط حکمهای ظالمانه علیه اسماعیل بخشی، محمد خنیفر، سپیده قلیان، امیرحسین محمدیفرد، ساناز اللهیاری، امیر امیرقلی و عسل محمدی را محکوم میکند بلکه بازداشت و شکنجه و تشکیل پرونده برای آنها را نیز محکوم میکند و خواهان آزادی بیقید و شرط بازداشتشدگان و مختومه شدن پروندهی آنها و پروندههای مشابه است.
کانون نویسندگان ایران
18 شهریور 1398
روز شنبه شانزدهم شهریور پس از ماهها بازداشتِ گروهی از کارگرانِ معترض هفت تپه و حامیان آنها رای شعبهی 28 دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست قاضی مقیسه اعلام شد: یکصدویازده سال زندان و دهها ضربه شلاق برای هفت متهم جوان پروندهی هفت تپه؛ شامل دو کارگر معترض و پنج روزنامهنگار مدافع کارگران! حکم صادره چنان آشکار و ظالمانه مرزهای معمولِ بیعدالتیِ چنین دادگاههایی را پشت سر نهاد که در ساعتهای آغازین اعلام آن، موج عظیم اعتراض و انزجار گروههای مختلف مردم را برانگیخت؛ موج چنان قدرتمند بود که در واکنش به آن و البته بیشتر به منظور تخلیهی فشار اجتماعی ، برخی وابستگان و مقامات حکومتی نیز در مجلس شورای اسلامی و قوهی قضاییه صدای واعدالتا! واانصافا! سردادند. یک بار دیگر ثابت شد که صدای اعتراض مردم قادر است طرحهای وسیع و جدی سرکوب و رعبافکنی در جامعه را به "طرح سوخته" بدل کند و ناکام بگذارد. هنوز روزی از اعلام حکمها برنگذشته بود که از قول رییس قوه قضاییه گفته شد: به احکام و پرونده "منصفانه رسیدگی" شود. "انصاف" و عدالت اما فقط به حکمها و دادگاه خلاصه نمیشود و بسیار پیش از آن زیر پا گذاشته شده است؛ از جایی که کارگران به سبب اعتراض به نقض بدیهیترین حقوقشان بازداشت شدند آغاز شده، با شکنجهی بازداشتشدگان و مجبور کردن آنها به اعترافهای طراحی شده ادامه پیدا کرده و اکنون در پردهی آخرِ این نمایشِ بیعدالتی و "بیانصافی"، با یکصدویازده سال حبس و دهها ضربه شلاق سرانجام یافته است. در پروندهی هفت تپه و پروندههای مشابه، "دادگاه" و "قاضی" و احکامِ آن فقط بخشی از فرایند "بیانصافی" و بیعدالتی و ستم است. اگر قرار بر رعایت انصاف باشد باید به کل فرایند، از آغاز تا پایان، تسری یابد. معنای عملیاش این است که در نقطهی شروع، آزادی بیان، آزادی تجمع و اعتراض و اعتصاب تضمین شود. دیگر هیچ کارگر و نویسنده و شهروندی به سبب اعتراض و اعتصاب و بیان اندیشه و عقیدهاش بازداشت نشود، در این صورت نه تنها پروندهای گشوده نخواهد شد بلکه بسیاری از پروندههای جاری، از جمله پروندهی هفت تپه، مختومه میشود. "انصاف" واقعی چنین است و "منصف" بودن در پروندهی هفت تپه، چانه زدن در بارهی میزان حکم زندان نیست، اعتراض به خود حکم و نفی آن است.
کانون نویسندگان ایران نه فقط حکمهای ظالمانه علیه اسماعیل بخشی، محمد خنیفر، سپیده قلیان، امیرحسین محمدیفرد، ساناز اللهیاری، امیر امیرقلی و عسل محمدی را محکوم میکند بلکه بازداشت و شکنجه و تشکیل پرونده برای آنها را نیز محکوم میکند و خواهان آزادی بیقید و شرط بازداشتشدگان و مختومه شدن پروندهی آنها و پروندههای مشابه است.
کانون نویسندگان ایران
18 شهریور 1398
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مراسم سی و یکمین سالگرد کشتار ۶۷ در کلن
بار دیگر در کلن، هنگامی که آلمانیها در صفهای طولانی به استقبال جشنهای کارناوال میروند، جمعی از ایرانیان به دعوت «جمعیت دفاع از زندانیان سیاسی ایران در کلن» در سالگرد قتل عام زندانیان سال ۶۷ گرد هم آمدند تا یاد و خاطرهی هزاران قربانی در زندانهای جمهوری اسلامی را گرامی بدارند. آنها با در دست داشتن عکسهای جانباختگان و زندانیانی که هماکنون با حکمهای طولانی در زندان بسر میبرند، به سوی رود راین روانه شدند تا بار دیگر برای گل های سرخ را به یاد آنها به آب بسپارند.
یکشنبه ۱۷ شهریور ۱۳۹۸ برابر با ۰۸ سپتامبر ۲۰۱۹
بار دیگر در کلن، هنگامی که آلمانیها در صفهای طولانی به استقبال جشنهای کارناوال میروند، جمعی از ایرانیان به دعوت «جمعیت دفاع از زندانیان سیاسی ایران در کلن» در سالگرد قتل عام زندانیان سال ۶۷ گرد هم آمدند تا یاد و خاطرهی هزاران قربانی در زندانهای جمهوری اسلامی را گرامی بدارند. آنها با در دست داشتن عکسهای جانباختگان و زندانیانی که هماکنون با حکمهای طولانی در زندان بسر میبرند، به سوی رود راین روانه شدند تا بار دیگر برای گل های سرخ را به یاد آنها به آب بسپارند.
یکشنبه ۱۷ شهریور ۱۳۹۸ برابر با ۰۸ سپتامبر ۲۰۱۹
احکام ظالمانه زندان و شلاق برای بازداشتی های هفت تپه جواب کوبنده ای از جامعه می گیرد
صد و بیست تن از فعالین کارگری و معلمان با انتشار یک نامه به این احکام ضد انسانی شدیدا اعتراض کردند
متن این نامه بدین قرار است:
“ملت شریف ایران؛
احکام غیر قابل باور بازداشتیان هفت تپه ، جامعه در شوک فرو رفته از احکام فعالین زنان را برآشفته تر کرد.
اما با موج شور آفرین اعتراضات گسترده به این احکام، ساعتی نگذشته اخباری در فضای مجازی منتشر شد مبنی بر دستور رئیس قوه قضاییه جهت اعاده دادرسی منصفانه زیر نظر رئیس دادگستری تهران.
با توجه به این امر و بدون هیچ پیش فرضی، ما معلمان و کارگران در خصوص احکام سنگین صادر شده دراین مدت خواهان رسیدگی مجدد و علنی و اعلام نتیجه به پیشگاه ملت هستیم. بدین منظور خواهان رسیدگی به مطالبات زیر میباشیم:
دستور اعاده دادرسی پرونده معلمان زندانی صادر شود.
دستور اعاده دادرسی پرونده فعالین زنان، فعالین مدنی، وکلای زندانی، دانشجویان، کارگران و دیگر فعالین را صادر کنید.
ادامه 👇 👇 👇
صد و بیست تن از فعالین کارگری و معلمان با انتشار یک نامه به این احکام ضد انسانی شدیدا اعتراض کردند
متن این نامه بدین قرار است:
“ملت شریف ایران؛
احکام غیر قابل باور بازداشتیان هفت تپه ، جامعه در شوک فرو رفته از احکام فعالین زنان را برآشفته تر کرد.
اما با موج شور آفرین اعتراضات گسترده به این احکام، ساعتی نگذشته اخباری در فضای مجازی منتشر شد مبنی بر دستور رئیس قوه قضاییه جهت اعاده دادرسی منصفانه زیر نظر رئیس دادگستری تهران.
با توجه به این امر و بدون هیچ پیش فرضی، ما معلمان و کارگران در خصوص احکام سنگین صادر شده دراین مدت خواهان رسیدگی مجدد و علنی و اعلام نتیجه به پیشگاه ملت هستیم. بدین منظور خواهان رسیدگی به مطالبات زیر میباشیم:
دستور اعاده دادرسی پرونده معلمان زندانی صادر شود.
دستور اعاده دادرسی پرونده فعالین زنان، فعالین مدنی، وکلای زندانی، دانشجویان، کارگران و دیگر فعالین را صادر کنید.
ادامه 👇 👇 👇
احکام ظالمانه زندان و شلاق برای بازداشتی های هفت تپه جواب کوبنده ای از جامعه می گیرد
صد و بیست تن از فعالین کارگری و معلمان با انتشار یک نامه به این احکام ضد انسانی شدیدا اعتراض کردند
متن این نامه بدین قرار است:
“ملت شریف ایران؛
احکام غیر قابل باور بازداشتیان هفت تپه ، جامعه در شوک فرو رفته از احکام فعالین زنان را برآشفته تر کرد.
اما با موج شور آفرین اعتراضات گسترده به این احکام، ساعتی نگذشته اخباری در فضای مجازی منتشر شد مبنی بر دستور رئیس قوه قضاییه جهت اعاده دادرسی منصفانه زیر نظر رئیس دادگستری تهران.
با توجه به این امر و بدون هیچ پیش فرضی، ما معلمان و کارگران در خصوص احکام سنگین صادر شده دراین مدت خواهان رسیدگی مجدد و علنی و اعلام نتیجه به پیشگاه ملت هستیم. بدین منظور خواهان رسیدگی به مطالبات زیر میباشیم:
دستور اعاده دادرسی پرونده معلمان زندانی صادر شود.
دستور اعاده دادرسی پرونده فعالین زنان، فعالین مدنی، وکلای زندانی، دانشجویان، کارگران و دیگر فعالین را صادر کنید.
جهت تنویر افکار عمومی و جهت رفع هرگونه شبهه، اتهام “امنیتی” را از پروندهای فوق زدوده و دستور دهید دادگاهها بصورت علنی با حضور هیات منصفه برگزار شود.
تمامی بازداشت شدگان فوق الذکر تا زمان رسیدگی پرونده ها در دادگاه علنی آزاد شوند.
خوش بود گر محک تجربه آید به میان
تا سیه روی شود هر که در او غش باشد.
اسامی امضاکنندگان:
محسن عمرانی/ ۲. وحید گودرزی/ ۳. صلاح آزادی/ ۴. منصوره عرفانیان/ ۵. موسی الرضا جلیلی جشن آباد/ ۶. بهنام محمدی/ ۷. علیرضا گلی / ۸. محمد کرد / ۹. فاطمه بهمنی / ۱۰. ژیلا خیر / ۱۱. منیژه فرزنده/ ۱۲. محبوبه فرح زادی/ ۱۳. ژاله روح زاد/ ۱۴. تورج گورکانی/ ۱۵. نصرت بهشتی/ ۱۶. نسرین بهمن پور/ ۱۷. فهیمه بادکوبه/ ۱۸. زهرا فیاض/ ۱۹. سلیمان اسماعیلیان/ ۲۰. اسماعیل گرامی / ۲۱. مرید سازور / ۲۲. ثریا نور/ ۲۳. علیرضا مرادی/ ۲۴. محسن نورائی/ ۲۵. شیرین احمدی/ ۲۶. فاطمه فتوگرافی /۲۷. مریم عقیقی/ ۲۸. فرشته ممیز/ ۲۹. فایزه فاطمی/ ۳۰. بیژن نجفی/ ۳۱. حسین شاهپری/ ۳۲. خسرو زرگریان / ۳۳. اعظم دیده بان / ۳۴. وحید میر شکار/ ۳۵. حبیب مراد علی بیگی/ ۳۶. شکوفه سلیمیان/ ۳۷. ناهید حسینی / ۳۸. مینو کیخسروی / ۳۹. مهرنوش حیدرزاده /۴۰. رحیم امیری / ۴۱. اولدوز هاشمی / ۴۲. احمد تقوی اصل/ ۴۳. محمود صدیقی پور/ ۴۴. ژاله صیرفی / ۴۵. باهره علمداری / ۴۶. امید ناصحی فر/ ۴۷. راضیه حبیبی / ۴۸. سحر احمدی / ۴۹. عبداله رضایی / ۵۰. جلال موسوی/ ۵۱. ابراهیم خدادادی/ ۵۲. حمیده منوچهری/ ۵۳. مریم حق شناس/ ۵۴. فاطمه مرادی/ ۵۵. عالیه اقدام دوست/ ۵۶. علی نوری/ ۵۷. عزیز مراد عزیزی/ ۵۸. فاطمه میرابوالحسنی/ ۵۹. زهرا نصیری/ ۶۰. سمیره لقمانی/ ۶۱. افسون اقانوری/۶۲. اکرم نورائی / ۶۳. محمد نوری/ ۶۴. احترام محمدی/ ۶۵. حسین ثروتی/ ۶۶. سحر میرابوالحسنی/ ۶۷. محمود قنبری/ ۶۹. الهه معصومی/ ۷۰. فرزانه سلطانی/ ۷۱. زیبا خانی/ ۷۲. مجید نادری/ ۷۳. مریم زیرک/ ۷۴. ولی میرزاسیدی/ ۷۵. ساره برکاتی/ ۷۶. اشرف مراد علی بیگی/ ۷۷. اکرم مراد علی بیگی/ ۷۸. فرح ساداتی/ ۷۹. ویدا محمدی/ ۸۰. خدیجه تورتیر/ ۸۱. فرزانه راجی/ ۸۲. منیژه آزادی/ ۸۳. معصومه سنگاری/ ۸۴. اعظم عامری/ ۸۵. میترا ابراهیمی/ ۸۶. پریچهر نعمانی/ ۸۷. منیر بابایی/ ۸۸. منصور منصور نژاد/ ۸۹. اعظم احمدیان/ ۹۰. مهری کرمانی پور/ ۹۱. فخری شادفر/ ۹۲. شکوفه سلیمیان/ ۹۳. سیروس خلیل زاد/ ۹۴. مژگان باقری/ ۹۵. اتوسا شهریاری/ ۹۶. شهین مقامی/ ۹۷. ترانه راد/ ۹۸. حسن پور رضا/ ۹۹. منصوره فرحزادی /۱۰۰. قاسم مهرآوری/ ۱۰۱. رسول کارگر/ ۱۰۲. امین حیدری/ ۱۰۳. ایرج رهنما/ ۱۰۴. محمدسعید حکیمی خرم/ ۱۰۵. غلامرضا غلامی کندرازی/ ۱۰۶. محمد رضا علیجانی/ ۱۰۷. مهدی فتحی/ ۱۰۸. توران شهبازی/ ۱۰۹. نوراله برخوردار/ ۱۱۰. خسرو زریان/ ۱۱۱. حسن جعفری/ ۱۱۲. امیر زراعتی / ۱۱۳. شادی انصاری/ ۱۱۴. علیرضا عبدی/ ۱۱۵. نوشین اختران/ ۱۱۶. ویدا هاشمی/ ۱۱۷. شهلا انصاریان/ ۱۱۸. م – زانیار/ ۱۱۹. صفیه اقدام دوست/ ۱۲۰. مریم پور محمود”.
صد و بیست تن از فعالین کارگری و معلمان با انتشار یک نامه به این احکام ضد انسانی شدیدا اعتراض کردند
متن این نامه بدین قرار است:
“ملت شریف ایران؛
احکام غیر قابل باور بازداشتیان هفت تپه ، جامعه در شوک فرو رفته از احکام فعالین زنان را برآشفته تر کرد.
اما با موج شور آفرین اعتراضات گسترده به این احکام، ساعتی نگذشته اخباری در فضای مجازی منتشر شد مبنی بر دستور رئیس قوه قضاییه جهت اعاده دادرسی منصفانه زیر نظر رئیس دادگستری تهران.
با توجه به این امر و بدون هیچ پیش فرضی، ما معلمان و کارگران در خصوص احکام سنگین صادر شده دراین مدت خواهان رسیدگی مجدد و علنی و اعلام نتیجه به پیشگاه ملت هستیم. بدین منظور خواهان رسیدگی به مطالبات زیر میباشیم:
دستور اعاده دادرسی پرونده معلمان زندانی صادر شود.
دستور اعاده دادرسی پرونده فعالین زنان، فعالین مدنی، وکلای زندانی، دانشجویان، کارگران و دیگر فعالین را صادر کنید.
جهت تنویر افکار عمومی و جهت رفع هرگونه شبهه، اتهام “امنیتی” را از پروندهای فوق زدوده و دستور دهید دادگاهها بصورت علنی با حضور هیات منصفه برگزار شود.
تمامی بازداشت شدگان فوق الذکر تا زمان رسیدگی پرونده ها در دادگاه علنی آزاد شوند.
خوش بود گر محک تجربه آید به میان
تا سیه روی شود هر که در او غش باشد.
اسامی امضاکنندگان:
محسن عمرانی/ ۲. وحید گودرزی/ ۳. صلاح آزادی/ ۴. منصوره عرفانیان/ ۵. موسی الرضا جلیلی جشن آباد/ ۶. بهنام محمدی/ ۷. علیرضا گلی / ۸. محمد کرد / ۹. فاطمه بهمنی / ۱۰. ژیلا خیر / ۱۱. منیژه فرزنده/ ۱۲. محبوبه فرح زادی/ ۱۳. ژاله روح زاد/ ۱۴. تورج گورکانی/ ۱۵. نصرت بهشتی/ ۱۶. نسرین بهمن پور/ ۱۷. فهیمه بادکوبه/ ۱۸. زهرا فیاض/ ۱۹. سلیمان اسماعیلیان/ ۲۰. اسماعیل گرامی / ۲۱. مرید سازور / ۲۲. ثریا نور/ ۲۳. علیرضا مرادی/ ۲۴. محسن نورائی/ ۲۵. شیرین احمدی/ ۲۶. فاطمه فتوگرافی /۲۷. مریم عقیقی/ ۲۸. فرشته ممیز/ ۲۹. فایزه فاطمی/ ۳۰. بیژن نجفی/ ۳۱. حسین شاهپری/ ۳۲. خسرو زرگریان / ۳۳. اعظم دیده بان / ۳۴. وحید میر شکار/ ۳۵. حبیب مراد علی بیگی/ ۳۶. شکوفه سلیمیان/ ۳۷. ناهید حسینی / ۳۸. مینو کیخسروی / ۳۹. مهرنوش حیدرزاده /۴۰. رحیم امیری / ۴۱. اولدوز هاشمی / ۴۲. احمد تقوی اصل/ ۴۳. محمود صدیقی پور/ ۴۴. ژاله صیرفی / ۴۵. باهره علمداری / ۴۶. امید ناصحی فر/ ۴۷. راضیه حبیبی / ۴۸. سحر احمدی / ۴۹. عبداله رضایی / ۵۰. جلال موسوی/ ۵۱. ابراهیم خدادادی/ ۵۲. حمیده منوچهری/ ۵۳. مریم حق شناس/ ۵۴. فاطمه مرادی/ ۵۵. عالیه اقدام دوست/ ۵۶. علی نوری/ ۵۷. عزیز مراد عزیزی/ ۵۸. فاطمه میرابوالحسنی/ ۵۹. زهرا نصیری/ ۶۰. سمیره لقمانی/ ۶۱. افسون اقانوری/۶۲. اکرم نورائی / ۶۳. محمد نوری/ ۶۴. احترام محمدی/ ۶۵. حسین ثروتی/ ۶۶. سحر میرابوالحسنی/ ۶۷. محمود قنبری/ ۶۹. الهه معصومی/ ۷۰. فرزانه سلطانی/ ۷۱. زیبا خانی/ ۷۲. مجید نادری/ ۷۳. مریم زیرک/ ۷۴. ولی میرزاسیدی/ ۷۵. ساره برکاتی/ ۷۶. اشرف مراد علی بیگی/ ۷۷. اکرم مراد علی بیگی/ ۷۸. فرح ساداتی/ ۷۹. ویدا محمدی/ ۸۰. خدیجه تورتیر/ ۸۱. فرزانه راجی/ ۸۲. منیژه آزادی/ ۸۳. معصومه سنگاری/ ۸۴. اعظم عامری/ ۸۵. میترا ابراهیمی/ ۸۶. پریچهر نعمانی/ ۸۷. منیر بابایی/ ۸۸. منصور منصور نژاد/ ۸۹. اعظم احمدیان/ ۹۰. مهری کرمانی پور/ ۹۱. فخری شادفر/ ۹۲. شکوفه سلیمیان/ ۹۳. سیروس خلیل زاد/ ۹۴. مژگان باقری/ ۹۵. اتوسا شهریاری/ ۹۶. شهین مقامی/ ۹۷. ترانه راد/ ۹۸. حسن پور رضا/ ۹۹. منصوره فرحزادی /۱۰۰. قاسم مهرآوری/ ۱۰۱. رسول کارگر/ ۱۰۲. امین حیدری/ ۱۰۳. ایرج رهنما/ ۱۰۴. محمدسعید حکیمی خرم/ ۱۰۵. غلامرضا غلامی کندرازی/ ۱۰۶. محمد رضا علیجانی/ ۱۰۷. مهدی فتحی/ ۱۰۸. توران شهبازی/ ۱۰۹. نوراله برخوردار/ ۱۱۰. خسرو زریان/ ۱۱۱. حسن جعفری/ ۱۱۲. امیر زراعتی / ۱۱۳. شادی انصاری/ ۱۱۴. علیرضا عبدی/ ۱۱۵. نوشین اختران/ ۱۱۶. ویدا هاشمی/ ۱۱۷. شهلا انصاریان/ ۱۱۸. م – زانیار/ ۱۱۹. صفیه اقدام دوست/ ۱۲۰. مریم پور محمود”.