کمیته بین‌المللی علیه اعدام
1.2K subscribers
8.86K photos
10.3K videos
75 files
3.94K links
#کمیته_بین_المللی_علیه_اعدام برای لغو مجازات اعدام، و متوقف کردن احکام اعدام تلاش می‌کند.

راه‌های ارتباطی:

تلفن تماس: +46737896505
توییتر: twitter.com/icae14
فیسبوک: facebook.com/icaeiran
اینستاگرام: instagram.com/no_to_the_death_penalty
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آخرین اخبار از وضعیت خانواده حسین پناهی به نقل از امجد حسین پناهی:
پدر و مادرم را صبح بازداشت کردند، بهشان بی احترامی و توهین کردند، تهدید کردند که شک نداشته باشید👇
@Icaeir
آخرین اخبار از وضعیت خانواده حسین پناهی به نقل از امجد حسین پناهی:
پدر و مادرم را صبح بازداشت کردند، بهشان بی احترامی و توهین کردند، تهدید کردند که شک نداشته باشید پسرتان رامین را نخواهی دید و اعدام خواهد شد.
بعد با یک ماشین در حالی که مادرم بیهوش بوده، بردن روستایی خودمان و ولشان کردند.
هم اکنون هم مادرم در بیمارستان دهگلان بستری شده است.
@Icaeir
لیلا میر غفاری آزاد شد!
⤵️⤵️
⭕️لیلا میر غفاری آزاد شد!

این خبر کوتاه است و مهم! چرا که نشان میدهد حکومت اسلامی شکننده تر از اینها است و میتوان با فشار اعتراض و افشاگری در مورد سیاستهای سرکوبگرانه حکومت وادارشان کنیم فورا جا خالی داده و عقب نشینی کنند. داستان لیلا میر غفاری این هست که زن جوانی را که آزاده بود و با صدای بلند و شجاعانه حکومت اسلامی و قوانین زن ستیز و یا انسان ستیز آنرا به چالش گرفته بود، دستگیر و نخست راهی اوین کردند و سپس او را به عنوان بیمار روانی روانه بیمارستان روانی روزبه کردند. این اتفاق مهم بود. پیام وزارت اطلاعات حکومت اسلامی و شکنجه گران این بود که هر کس بدون لکنت زبان به آنها بتازد، او را این بار با زدن مهر بیمار روانی روانه تیمارستان خواهند کرد. اما همین تشبث کثیف حکومتی ها با اعتراض روبرو شد و لیلا آزاد شد. نکته مهم اینست که جمهوری اسلامی ایران هر آنچه در چنته دارد بیرون میریزد تا به مردم عاصی و میلیونها نفر همانند لیلا بگوید که هنوز میتواند از خودش دفاع کند، اما همین یک نمونه باز نشان داد این حکومت در مقابل مردمی که بپا خاسته اند و این سیستم و قوانین و مذهب و دم و دستگاه را نمیخواهند دیگر شناسی ندارد. زنده باد اعتراض و مبارزه متحدانه ، زنده باد امکانات بهم پیوستن اجتماعی مردم
مینا احدی
@Icaeir
به نقل فیس بوک امجد حسین پناهی

پس از ١٣٠ روز و تلاشهای شما و مادرم، امروز در مکان نامعلومی، مادرم و خواهرم و یکی از فعالان مدنی در سنندج با رامین دیدار کردند.
به نقل فیس بوک امجد حسین پناهی

پس از ١٣٠ روز و تلاشهای شما و مادرم، امروز در مکان نامعلومی، مادرم و خواهرم و یکی از فعالان مدنی در سنندج با رامین دیدار کردند.

به نقل از مادرم:
رامین در سلامتی کامل بسر می برد و خوشبختانه حالش خوب شده است، از روند پرونده و موارد دیگر بما چیزی نگفتند ولی همچنان خطر اعدام تهدیدش می کند، ولی اصرار من مبنی بر اینکه خودسوزی خواهم کرد نهایتا مرا پیش رامین بردند. در این مکان دوربین عکاسی و فیلم برداری آماده کرده بودند، که بعد از اعتراض رامین و سرباز زدن از ملاقات در برابر دوربین ها، دوربین ها را جمع‌آوری کردند و نهایتا وی را ملاقات کردیم.
#RaminHosseinPanahi
به کانال تلگرام کمیته بین المللی علیه اعدام بپیوندید:
https://t.me/Icaeir
از وب سایت کمیته دیدن نمایید:
www.icae-iran.com
به فیسبوک کمیته بپیوندید:
https://www.facebook.com/icaeiran/
ایمیل کمیته:
i.c.a.e.i.r@gmail.com
تلفن تماس با کمیته:
0046737896505
با ما هم صدا شوید#
روز اول آبانماه سازمان عفو بین الملل در سوئد برای نجات جان احمد رضا جلالی تظاهراتی را در مقابل سفارت جمهوری اسلامی در استکهلم سازمان داد که در زیر گزارش آن را به بزبان سوئدی ملاحظه می کنید.

https://www.amnesty.se/nyheter/nyheter/amnesty-manifestation-for-dodsdomde-ahmadreza-djalali-2882/
روز اول آبانماه سازمان عفو بین الملل در سوئد برای نجات جان احمد رضا جلالی تظاهراتی را در مقابل سفارت جمهوری اسلامی در استکهلم سازمان داد که در زیر تصاویری ازاین اعتراض را ملاحظه می کنید.
@Icaeir
روز اول آبانماه سازمان عفو بین الملل در سوئد برای نجات جان احمد رضا جلالی تظاهراتی را در مقابل سفارت جمهوری اسلامی در استکهلم سازمان داد که در زیر تصاویری ازاین اعتراض را ملاحظه می کنید.
@Icaeir
روز اول آبانماه سازمان عفو بین الملل در سوئد برای نجات جان احمد رضا جلالی تظاهراتی را در مقابل سفارت جمهوری اسلامی در استکهلم سازمان داد که در زیر تصاویری ازاین اعتراض را ملاحظه می کنید.
@Icaeir
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴نه به اعدام
برنامه ای تهیه شده در کانال جدید
🔵گقتگو با حسن صالحی در باره وضعیت محمد نظری، رامین حسین پناهی و احمد رضا جلالی و تصویر اعدام در کتاب کودکان
فرزانه نباتی۱۱آبان۱۳۹۶-۲نوامبر۲۰۱۷
@Icaeir
نامه سعید شیرزاد برای محمد نظری:

کجاست شاهین، صدای بی‌صدایان، وقتی صدای محمد نظری که بار سنگین 95 روز گرسنگی را به دوش می‌کشد به خاطر بی‌کسی و گمنامی‌اش شنیده نمی‌شود.
نامه سعید شیرزاد برای محمد نظری:

کجاست شاهین، صدای بی‌صدایان، وقتی صدای محمد نظری که بار سنگین 95 روز گرسنگی را به دوش می‌کشد به خاطر بی‌کسی و گمنامی‌اش شنیده نمی‌شود.
کجاست داریوش تا ببیند محمد نظری را که 24سال زندان، بر صلیب صدا مصلوبش نکرده است. کجاست مرجان که ببیند رهایی‌اش فریاد 95 روز گرسنگی محمد نظری شده است.
95 روز است که محمد نظری با گرسنگی اجباری‌اش جانش را همچون تیر بر کمان نهاده و جز آب و قند و نمک چیزی بر زبانش مزه نکرده است. آیا هرگز با خود اندیشیده‌اید در پس رنج 24سال زندان و غم از دست دادن عزیزان و در اوج بی‌کسی چرا انسانی باید این‌گونه عذاب 95روز گرسنگی را بر تن بگیرد.
با شما هستم شما یاوران همیشه مومن که دیروز یار و یاور آرش شدید و صدایش را به گوش جهانیان رساندید یا که در هنگامه‌ی بازی گرگ و میش، آتنا را فراموش نکردید که از بی‌صدایی بمیرد و چشمان زینب شدید که با شما بتواند هزاران بار به آبیدر و زریوار بنگرد. اکنون شما را چه شده است که این‌گونه انسانی را پس از 95روز اعتصاب هیچ صدایی نیست مگر فرق او با آرش و آتنا و زینب چیست که چنین در اوج بی‌صدایی و بی‌کسی به سوی مرگ می‌رود و مرگ برایش رهایی‌ شده است...
آیا می‌توانید تصور کنید 8545 روز زندان بدون یک ساعت مرخصی (تا به امروز) یعنی چه؟ با خود اندیشیده‌اید ما را چه شده است که مرگ انسانی از بی‌کسی را نظاره‌گر شده‌ایم، وجدانمان را باد برده است یا گردباد حادثه‌های پی‌درپی آن را درهم نوردیده است؟ او می‌میرد نه مرگی از گرسنگی که از بی کسی‌اش می‌میرد و ما را آیندگان چگونه به یاد خواهند داد؟ ما در خودمانده‌گان از پس این سکوت سهمگین، محکوم تاریخیم!
محمد نظری 95 روز است هیچ نمی‌نوشد جز آب و قند و نمکی که با آن به سختی زنده مانده است. محمد تا به امروز 30 کیلو از وزنش را از دست داده است. ضربان قلبش نامنظم شده، قدرت تکلمش را تقریبا از دست داده و توان راه رفتن ندارد.
قطره قطره خون این انسانی که تاکنون ایستاده است و من را یارای نگریستن در چشمانش نیست سیلی است انسانی که حتی 95روز گرسنگی هم نمی‌تواند وصف دردها و رنج‌های بی‌پایانش باشد. انسانی با مارش فردا، انسانی از مرداد تا آبان، انسانی از گرسنگی تا رهایی و انسانی از بی کسی تا مرگ ...
سعید شیرزاد
10آبان1396
زندان گوهردشت
@Icaeir
به کانال تلگرام کمیته بین المللی علیه اعدام بپیوندید:
https://t.me/Icaeir
از وب سایت کمیته دیدن نمایید:
www.icae-iran.com
به فیسبوک کمیته بپیوندید:
https://www.facebook.com/icaeiran/
ایمیل کمیته:
i.c.a.e.i.r@gmail.com
تلفن تماس با کمیته:
0046737896505
با ما هم صدا شوید#
بهنام ابراهیم زاده
⭕️امروز با کمال تاسف با خبر شدم یکی از بهترین جوانان این مرز وبوم یکی از همبندیان وهم سلولی های سابق من در زندان رجایی شهر
بهنام ابراهیم زاده
⭕️امروز با کمال تاسف با خبر شدم یکی از بهترین جوانان این مرز وبوم یکی از همبندیان وهم سلولی های سابق من در زندان رجایی شهر
به نام مجتبی غیاثوند روز دوشنبه ۱۳۹۶/۸/۸ بدلیل جرم ناکرده و به ناحق به دار آویخته شد. این زندانی مظلوم تنها زندانی بود که در روز دوشنبه ۱۳۹۶/۸/۸ به صورت ویژه بدون اطلاع دادن به خانواده اش، به ناحق به دار آویختند. در پرونده این زندانی مظلوم و بیگناه؛ هیچ گونه دلیل محکمه پسند و اقراری وجود نداشته و ندارد. قاضی این پرونده شهریاری جانی وسرکش رای صادره را بر اساس علم خودش صادر نموده است. دادستان کل کشور رای صادره زندانی بیگناه و مظلوم را خلاف بین شرع اعلام نموده است. در گفتگوی تلفنی که با برادر این زندانی اعدام شده داشتم تاکید کرد که حتی اخرین ملاقات هم به مجتبی ندادند مجتبی همچون محسن بابایی وخیلی از زندانیان عادی دیگر زندانیان ساکتی نبودندمجتبی هم‌مثل خیلی از زندانیان دیگر نسبت به این سیستم معترض بود ودر مدت زمانی که افتخار همبندی وهم سلولی با وی داشتم نهایت همکاری را در افشای مسولان زندان وخبررسانی را به ما زندانیان سیاسی خصوصا به بنده داشت واز هیچ همکاری دریغ نمی کرد .به گفته خود مجتبی وخانواده این زندانی قاتل کس دیگری بود وحتی اعتراف هم کرده بود مجتبی غیاثوند هم‌همچون محسن بابایی وفرزاد تقویی وسید محمد دهها جوان دیگر قربانی قوانین دست وپا گیر ومتجرانه این سیسنم متوحش شدند .مجتبی غیاثوند ونادر محمدی ها مقصر نبودند انها قربانی این سیستم بودند وبس .
یادشان گرامی
@Icaeir
⭕️پایان اعتصاب غذای ۹۹ روزه محمد نظری پس از دیدار با وکلا
⭕️پایان اعتصاب غذای ۹۹ روزه محمد نظری پس از دیدار با وکلا
به گزارش سحام نیوز، محمد نظری، زندانی سیاسی، پس از ملاقات با دو وکیل و امضای وکالت‌، با توجه به درخواست وکلا برای پایان اعتصاب غذا و قول مساعد ایشان برای به نتیجه رساندن درخواست قانونی آزادی، پس از ۹۹ روز به اعتصاب غذای خود خاتمه داد. محمد نظری در جریان اعتصاب غذای اخیر خود که از ۱۸ مرداد ۱۳۹۶ شروع شده، خواستار اعمال ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی جدید در پرونده خود است که می تواند به آزادی او منجر شود.

محمد نظری در پیامی از همه کسانی که از او در مدت اعتصاب غذا حمایت کردند و تنهایش نگذاشتند تشکر کرده است.
لازم به یاداوری است که این زندانی از سال ۱۳۷۳ و بمدت حدود ۲۴ سال است که در زندان بسر می برد و تاکنون هیچ مرخصی هم نداشته است.

🔻کمیته بین المللی علیه اعدام از پایان اعتصاب غذای محمد نظری ابراز خوشحالی می کند و خواهان آزادی فوری و بدون قید و شرط وی و رسیدگی اضطراری به وضعیت سلامتی ایشان است. محمد نظری باید همه خدمات پزشکی لازم را فورا دریافت کند.
@Icaeir
به بهانه سی امین سالروز تولد ریحانه قلبم
اگر ریحان را نمیکشتند ، امروز سی ساله میشد .اقرار میکنم که تحمل جای خالی او هر لحظه دشوارتر میشود. چند هفته است بیمارم. یک روز خوبم و دو روز بد. نپرسید چرا. ⬇️
به بهانه سی امین سالروز تولد ریحانه قلبم
اگر ریحان را نمیکشتند ، امروز سی ساله میشد .اقرار میکنم که تحمل جای خالی او هر لحظه دشوارتر میشود. چند هفته است بیمارم. یک روز خوبم و دو روز بد. نپرسید چرا . میدانم که اشوبی در وجودم شروع شده بود . همان جنگ میان عشق و نفرت. تکلیف زندگی م در این میدان روشن خواهد شد .
هر روز مینویسم. سیاه مشق عشق میکنم شاید زخم دلم بسته شود . اما نمیشود که نمیشود که نمیشود. نه تحمل نبودنش را دارم نه تاب له شدن زیر بار خاطرات را.
یک گروه هنرمند آلمانی این خاطرات تلخ و شیرین را میشنوند . نتیجه اش را 2019 خواهیم دید. مهم این است که هنوز قصه ریحان ناتمام است . به دنیا امد و از دنیا رفت . اما خون جوشانش نشان از قصه ای ناتمام دارد. مثل هزاران اعدامی دیگر . شاید زمانی که دادخواهی به نتیجه برسد و ایران بدون اعدام محقق شود نقطه پایانی بر داستان ناتمام فرزندان اعدام شده ایران بنشیند . اما تا آن روز باید همچنان از درد بر خود بپیچیم و دندان بر جگر خسته و سوخته مان بساییم.
به بهانه سی امین سالروز تولد ریحان شروع به نوشتن نامه ای کردم خطاب به خودش . اما هر چه مینویسم تمام نمیشود . نه در حوصله کسی میگنجد بخواندش و نه نوشتنش تمام میشود.دهها صفحه را سیاه کرده ام بی انکه به پایان نزدیک شده باشم. برای همین تکه هایی از ان را در پست بعدی میگذارم . بین تکه های مختلف نامه ام نقطه چین میگذارم تا توالی ش حفظ شود .
نامه ای با عنوان "به کودکی که هرگز مادر نشد" .
به یاد ریحانه ای که در زندان برای زنانی مادری کرد که به سال بزرگتر بودند . برای کودکانی که در زندان متولد شدند . حتی برای نوزادی که معتاد چشم به جهان گشود و ریحان هفته ها دست و پای این نوزاد که نباید شیر مادرش را میخورد ماساژ داد تا مخدر از تنش خارج شود . به یاد ریحانم که مهربان بود و با گذشت . مثل یک مادر .

به کودکی که هرگز مادر نشد
محبوبم!
سی سال است که مادر شده ام . طعم شیرین عشق خالص را چشیده ام . هر مادری عشقی دارد. عشق به کودکی که حاضر است جانش را فدا کند تا خاری به پای او نرود .
وقتی در آغوشم بودی ، خیال میکردم روزی تو هم این شیرین ترین لذت جهان را خواهی چشید . خیال میکردم روزی تو هم مادر کودکانی خواهی بود تا معنای حقیقی عشق و ایثار را بفهمی.میدانم که هر انسانی جهان را از دیدگاه خودش تفسیر میکند . من هم با تجربه ای که از زندگی م داشته ام برایت مینویسم .
بنظر من مادر شدن با درد کشیدن عجین است. بسیاری از زنان از درد شدید هنگام تولد کودکشان میگویند. بعضی هم مثل من درد زایش را تجربه نمیکنند. اما فراموش نکن ، درد شدیدی که سالها بعد تجربه کردم هزار لایه داشت که به همه وجودم نفوذ کرد. پس مادری یعنی آمادگی برای درد کشیدن.
وقتی صدای اولین گریه ات در گوشم پیچید تازه خستگی نه ماه بارداری در جانم دوید . اما چیزی از درونم مرا وادار کرد با سختی ، سرم را بلند کنم تا تو را ببینم . ساعت چهار صبح جمعه 15 ابان سال 66 بود که تو در چشمهایم خانه کردی . برهنه با بند نافی که هنوز تو را به جانم بند کرده بود. دکتر پارساپور با دامن مشکی پلیسه و روپوش سفید تو را سر و ته در دستش گرفته بود . لحظه ای بعد روی شکمم بودی و من اولین تماس با پوست خیس و نرم تو را تجربه کردم . زیر لب گفتم کاش خودم بند ناف را ببرم . دکتر لبخندی زد و تیغ را کشید و با گیره ای ، باقیمانده بند را روی شکمت گره زد . بخودم جرات دادم و انگشتم را به کف دستت نزدیک کردم. و تو انگشتم را گرفتی . این اولین پیوند حقیقی من و تو بعد از بدنیا امدنت بود. لحظه ای بعد تو را بردند و من ماندم. شدیدا خسته بودم . چشمهایم بسته شد اما گوشهایم میشنید . صدای رفت و امد و بهم خوردن ظرفها و وسایل فلزی اتاق زایمان. مدتی سکوت . گویی میان هستی و نیستی معلقم . بسیار سبک . با صدای مامانی بیدار شدم. گمانم دو سه ساعتی خوابیده بودم. شیفت جدید بیمارستان در حال رسیدگی به اوضاع بیماران بودند. مرا مرخص کرده بودند پس میتوانستم به خانه برگردم. این بار با تو.
عشق من!
وقتی تو را که تازه چند ساعت از تولدت گذشته بود به خانه اوردم حس عجیبی داشتم . شکمم کوچک شده بود ولی جای خالی تو در بطنم حواسم را پرت میکرد. مامانی تو را تروخشک میکرد ........
چقدر خستگی مطلوبی است وقتی از پخت و پز و رفت و روب خانه ای که کودکی در آن است فارغ میشوی و تازه باید برایش قصه ای ببافی تا به خواب شیرین برود .در حالیکه هنوز خستگی ت در نرفته باید خود را برای کار فردا آماده کنی . چه کارمند باشی و چه خانه دار .
چقدر متعالی است وقتی داوطلبانه از نیازهای خودت میزنی تا پاره تنت کمبودی نداشته باشد .حتی اگر لقمه ای باشد یا لباسی یا حتی لحظه ای شاد .
اینگونه است که کودک از شیره جان مادر میخورد و با عشق او پا میگیرد و سخن میگوید. ⬇️
از آن سو مادر نیز ایثار میاموزد و برنامه ریزی برای تنظیم هر چه برای زندگی نیاز دارند. مادر پله های تکامل روانیش را در مدرسه عشق میپیماید و هر لحظه عاشق تر از لحظه پیش میشود ......
وای بر مادری که مرگ کودکش را شاهد باشد . وای بر چنین عشقی اگر ناکام گردد.جهان جهنمی خواهد شد بی مثال و مادر مجنونی بی درمان . حتی اگر سالها بگذرد و یا عشق کودکان دیگر در قلب مادر ریشه بدواند باز هم وقتی کودک از دست رفته در وجود زن سر میکشد ، اندوهی سهمگین او را به باتلاق تلخ عصیان فرو میکشد . از این روست که حتی به خدا هم برمیاشوبند.....
عشق من!
تو را گم کرده ام .چشمهایم در هیاهوی مردم میدود شاید تو را بیابم. چشم درشتی ، موی فرفری قد رعنایی . هر چه اطرافم را جستجو میکنم خیابانی ، کوچه ای که خاطره ای را تداعی کند نمیابم. تنها در قلبم مردابی پر از نیلوفر رنج و تجربه وجود دارد که تو نگار آنی.......
دختر زیبایم!
به کانال تلگرام کمیته بین المللی علیه اعدام بپیوندید:
https://t.me/Icaeir
از وب سایت کمیته دیدن نمایید:
www.icae-iran.com
به فیسبوک کمیته بپیوندید:
https://www.facebook.com/icaeiran/
ایمیل کمیته:
i.c.a.e.i.r@gmail.com
تلفن تماس با کمیته:
0046737896505
با ما هم صدا شوید#